اجرای تشریفات دولتی اغلب به عنوان یک لایه نازک برای پنهان کردن شکستهای ساختاری سیستماتیک درون یک خودکامگی بسیار متمرکز عمل میکند. تشییع جنازه مفصل آیتالله علی خامنهای به گونهای طراحی شده بود که تداوم و قدرت را به نمایش بگذارد. اما در زیر تصاویر به دقت طراحی شده، سؤالاتی باقی میماند درباره اینکه اکنون چه کسی در ایران قدرت را در دست دارد.
RFE/RL با زینب ریبوآ، پژوهشگر مرکز صلح و امنیت خاورمیانه در مؤسسه هادسون، درباره ساختار قدرت پس از خامنهای در ایران، نفوذ فزاینده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و اینکه چرا او معتقد است سرکوب فزاینده نشاندهنده ضعف به جای اعتماد به نفس است، صحبت کرده است.
انزوای منطقهای جمهوری اسلامی نمایان شد
RFE/RL: ما به تازگی یک تشییع جنازه بسیار طراحی شده برای آیتالله علی خامنهای را مشاهده کردیم. آیا این نمایش واقعی قدرت رژیم بود، یا تلاشی برای نشان دادن ثبات در لحظهای از عدم قطعیت بیسابقه؟
زینب ریبوآ: من واقعاً فکر میکنم که آنها باید مقداری قدرت و وحدت را به نمایش بگذارند، به ویژه به این دلیل که بقای جمهوری اسلامی به عنوان یک پروژه، به عنوان یک دولت انقلابی، به عنوان یک دکترین، اما همچنین به عنوان یک مدل برای منطقه، برای آنها ضروری است.
علاوه بر داشتن این تشییع جنازه بزرگ، یکی از کارهایی که انجام دادهاند، شروع به افزایش محکومیتها، ترورها و اعدامها است زیرا آنها به درستی ارزیابی میکنند که یکی از چیزهایی که عملیات خشم حماسی نشان داد، چقدر رژیم ضعیف است و چقدر ناتوان از نمایش قدرت است.
بسیاری از نمایندگان آنها، به ویژه حوثیها، کمککننده نبودهاند. آنها به راحتی میتوانستند به حملات علیه ایالات متحده به مقیاس وسیع بپیوندند، اما این کار را نکردهاند. حزبالله در وضعیت خود با اسرائیل گرفتار شده است. سوریه دیگر یک بستر و کشوری نیست که از طریق آن بتوانند آنچه را که همیشه در زمینه لجستیک و نمایش نظامی انجام دادهاند، انجام دهند.
بنابراین فکر میکنم که ابزارهای قدرت نرم زیادی باقی مانده است — و این تصادفی نیست که این تشییع جنازه به این شکل درآمده یا اینکه ارتباطات آنها بسیار تهاجمیتر از قبل شده است. آنها به درستی ارزیابی میکنند که جنگ اطلاعاتی و نمایش وحدت تنها چیزهایی هستند که در حال حاضر دارند.
نقش تقویتشده سپاه پاسداران
جناحها برای کنترل جمهوری اسلامی مبارزه میکنند
RFE/RL: اگر مراسم تشییع جنازه به منظور ارسال پیامی از تداوم بود، در واقع چه چیزی را درباره محل استقرار قدرت نشان داد؟ بسیاری از تحلیلگران معتقدند که قدرت از نهاد روحانی به سمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتقل شده است. آیا ما شواهدی از این موضوع در این هفته مشاهده کردیم؟
ریبوا: من فکر میکنم جالبترین نکته این است که سپاه پاسداران همیشه نقش بسیار بزرگی در تخصیص منابع، حکومتداری و شکلدهی به استراتژی نظامی ایفا کرده است، بهویژه در زمینه هدایت نمایندگان. قاسم سلیمانی (فرمانده ارشد سپاه پاسداران که در سال 2020 توسط ایالات متحده ترور شد) یکی از مهمترین مردان جمهوری اسلامی بود.
بنابراین ایدهای که میگوید بین آنها تکهتکهگی وجود دارد و لزوماً هماهنگ نیستند، به نظر من درست نیست. اما آنچه که من فکر میکنم این است که به دلیل رابطهای که سپاه با آیتالله فعلی دارد، نقش آن بسیار تقویت شده و در تصمیمگیریها سهم بیشتری دارد.
با این حال، در حین مذاکرات رفت و برگشت در پاکستان و جاهای دیگر، اتفاقات جالبی در حال وقوع بود. درون سپاه پاسداران گروههای مختلفی وجود دارد. جالب بود که [رئیسجمهور] [دونالد] ترامپ میگفت: “ما با سه گروه صحبت میکنیم.” [رئیسجمهور] [مسعود] پزشکیار یک موضع داشت و سپاه پاسداران موضع دیگری.
بنابراین در حالی که سپاه پاسداران هم به عنوان یک نهاد نظامی و هم اقتصادی عمل میکند، فکر نمیکنم هنوز تصمیم گرفته باشند که میخواهند امور را به کجا ببرند، چه کسی باید با ایالات متحده صحبت کند و چه کسی نباید.
همچنین جالب بود که [رئیس مجلس] [محمد باقر] قالیباف نقش بزرگتری به عهده گرفت. او به وضوح نقش بسیار بزرگی در تعامل با سپاه پاسداران و در بودجه سالانه آن ایفا میکند. این کاملاً طبیعی است. اما ممکن است او آرزوهایی داشته باشد که لزوماً با آرزوهای همتایانش در سپاه پاسداران یکسان نباشد.
بنابراین در حالی که سپاه پاسداران همیشه نقش مهمی ایفا کرده و آن نقش به وضوح گسترش یافته است، هنوز علامت سوالی وجود دارد که آیا این نهاد به اندازه قبل متحد است یا خیر.

RFE/RL: فراتر از خود مراسم تشییع جنازه، فهرست مهمانان نیز پیامی ارسال کرد. حتی برخی از نزدیکترین شرکای تهران نیز نمایندگیهای نسبتاً سطح پایین فرستادند. آیا این نشان میدهد که ایران در حال تبدیل شدن به کشوری بیشتر منزوی در سطح بینالمللی است، یا اینکه ما شاهد بازنگری در اتحادهای آن هستیم؟
ریبوآ: من فکر میکنم انزواي جمهوری اسلامی غیرقابل انکار است. آنها به کشورهای عربی ضربه زدهاند. آنها به امارات متحده عربی بیشتر از آنچه به اسرائیل ضربه زدهاند، آسیب رساندهاند. آنها به قطر نیز ضربه زدهاند که در واقع در حفظ روابط دیپلماتیک با تهران بسیار درگیر بود. آنها همچنین عربستان سعودی را هدف قرار دادهاند، حتی با وجود اینکه عربستان سعودی روابط خود را با ایران از طریق پکن عادی کرده است.
ایران میتوانست از کانالهای مختلفی برای بسیج خیابان عربی استفاده کند و اسرائیل و ایالات متحده را به عنوان متجاوزان اصلی معرفی کند، اما این اتفاق نیفتاد. ما در ریاض یا دبی شاهد اعتراضاتی علیه عملیات ایالات متحده یا اسرائیل نبودیم.
من فکر میکنم این مراسم تشییع واقعاً بخشی از یک کمپین پیامرسانی داخلی بیشتر از یک کمپین بینالمللی بود. یکی از مهمترین چیزهایی که برای ایران اتفاق افتاد، به جز خود عملیات نظامی، اعتراضات ژانویه و سرکوب گستردهای بود که پس از آن رخ داد. آنها باید به این موضوع پاسخ دهند.
آنها میدانند که با مشکلات جذب نیرو مواجه هستند. حتی در طول جنگ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شروع به جذب کودکان کرد زیرا نتوانستند به اندازه کافی جوانان را جذب کنند. سپاه پاسداران در پرداخت حقوق سربازان خود نیز با مشکل مواجه است. همچنین بحثی بین افسران وجود داشت که میدیدند جنگجویان حزبالله حقوق دریافت میکنند در حالی که خودشان حقوق نمیگیرند.
بنابراین مشکلات اقتصادی و اجتماعی مختلفی وجود دارد که جمهوری اسلامی با آن مواجه است. علاوه بر اینکه نمیتواند کشورهای عربی را بسیج کند، دولتهای عربی همچنین شاهد نارضایتی فزاینده جمعیت ایرانی از رژیم خود هستند.
مشکلات اقتصادی ایران
ناآرامیهای جمعیتی هدف جمهوری اسلامی را نشانه میگیرد
RFE/RL: پشت این نمایشهای وحدت، اقتصادی وجود دارد که از تورم سرسامآور، سختی مالی و نارضایتی عمومی رنج میبرد. رژیم واقعاً تحت چه فشاری است؟
ریبوآ: مردم اغلب به کشورهایی مانند کوبا یا کره شمالی اشاره میکنند و میگویند که آنها تحت فشار و نارضایتی عمومی عظیم زنده ماندهاند. اما ایران با دو تهدید مواجه است. اولی فشار نظامی از سوی ایالات متحده و اسرائیل است. دومی این است که رژیم قبلاً بخش زیادی از ظرفیت خود را به دلیل قیام جمعیت در ژانویه و دو سال قبل از آن، از دست داده است.
اگر به اعتراضات نگاه کنیم، از مهسا امینی (زنی کُرد-ایرانی که مرگش در بازداشت پلیس در سال 2022 موجب اعتراضات گستردهای شد) تا تظاهراتهای اخیر، آنها به طور فزایندهای خشنتر میشوند. مردم حاضرند جان خود را فدای این موضوع کنند. من فکر میکنم این یک نشانه بسیار خوب از آنچه جمعیت درباره رژیم فکر میکند، است.
همچنین مشکلات زیادی وجود دارد که جمهوری اسلامی آنها را حل نمیکند و من فکر نمیکنم که بتواند به دلیل شکست نظامیاش این کار را انجام دهد.
فراتر از تورم و بحران ارزی، مشکلات جدی در مدیریت آب وجود دارد. دولت خدمات پایه را ارائه نمیدهد. در برخی مواقع، ایرانیان میبینند که بخش زیادی از مالیاتهایشان به نمایندگان غیرمستقیم میرود به جای اینکه به نیازهای اساسی خودشان اختصاص یابد.
به دلیل اولویتهای سپاه پاسداران، فکر میکنم رژیم در نهایت به سقفی خواهد رسید که نمیتواند از جامعه بخواهد که فقط برای حفظ جمهوری اسلامی فداکاری کند.
RFE/RL: آیا انتظار دارید سرکوب نارضایتیها با تمرکز قدرت در دست رهبری تشدید شود؟
ریبوا: من قطعاً فکر میکنم که سرکوب تشدید خواهد شد. ما قبلاً طعم آن را در اعتراضات ژانویه چشیدهایم. فکر میکنم آنها چارهای ندارند. فکر میکنم سپاه پاسداران آماده است تا بسیاری از مردم را قربانی کند تا در قدرت بماند و فکر میکنم تا جایی که بتواند این کار را خواهد کرد.
اینکه آیا این واقعاً مؤثر خواهد بود در جلوگیری از قیام دوباره جمعیت، سوالی باز است و فکر میکنم به زودی متوجه خواهیم شد.
RFE/RL: آیا این عمدتاً درباره تحمیل ایدئولوژی است یا جلوگیری از یک جنبش اعتراضی سراسری دیگر؟
ریبوا: فکر میکنم هر دو مورد است. ارزش دارد که به خاورمیانه امروز نگاه کنیم. ارمنستان و آذربایجان به سمت صلح، تجارت بیشتر و مدرنیزاسیون در حال حرکت هستند.
امارات متحده عربی، بحرین، کویت و دیگران برنامههای توسعهای جاهطلبانهای دارند. عربستان سعودی دارای چشمانداز ۲۰۳۰ است. درست است که آنها با مشکلات اقتصادی و مالی مواجه هستند، اما رهبری آنها استراتژیای را ارائه میدهد که به نفع جوانان سعودی است.
جمهوری اسلامی به اطراف نگاه میکند و میبیند که این موارد را ارائه نمیدهد. آنچه که ارائه میدهد یک انقلاب مداوم است که بسیاری دیگر از آن حمایت نمیکنند. بنابراین سعی میکند همه را به رعایت قوانین و نمادها وادار کند زیرا معتقد است که این کار جمعیت ایرانی را راضی خواهد کرد.
اما فکر میکنم اکنون یک شکاف نسلی وجود دارد که به سادگی به آن پاسخ نمیدهد و فکر میکنم ابزارهای لازم برای این کار را ندارد.

فشارهای خارجی بر جمهوری اسلامی افزایش مییابد
RFE/RL: واشنگتن و متحدانش چه اقداماتی میتوانند برای افزایش فشار بر رژیم بدون آسیب به ایرانیان عادی انجام دهند؟
ریبوا: وارد کردن فشار بسیار بیشتر بر چین ضروری است. نود درصد نفت ایران به چین میرود. چین همچنین به ایران در تأمین اجزای شیمیایی برای موشکهای بالستیک کمک کرده و از برنامه پهپاد آن حمایت کرده است.
یکی از بهترین کارهایی که دولت انجام داد، تحریم شرکتهای کشتیرانی و شرکتهای جغرافیایی چینی بود که به ایران دادههای هدفگیری ارائه میدادند و همچنین از حوثیها حمایت میکردند.
آمریکا باید نقش وسیعتری که چین در توانمندسازی ایران ایفا کرده است را شناسایی کند و اطمینان حاصل کند که پکن دیگر نمیتواند نفت تحریمشده ایران را با قیمتهای تخفیفخورده خریداری کند.

RFE/RL: به جلو نگاه کنیم، بزرگترین تهدید برای جمهوری اسلامی چیست: فشار نظامی، مذاکرات دشوار با واشنگتن، وخامت اقتصادی یا افزایش نارضایتی داخلی؟
ریبوا: فکر میکنم ترکیبی از فشار نظامی و اقتصادی است که ایالات متحده آغاز کرده است. بسیار مهم بود که دیدیم وزارت خزانهداری آمریکا سیستم بانکی سایه سپاه پاسداران را که از طریق دبی و دیگر مراکز مالی فعالیت میکند، هدف قرار داد. هر کمپین نظامی باید آسیب را دائمی کند. وقتی که concessions سیاسی ممکن نیست، باید اطمینان حاصل کنید که دشمن شما نمیتواند آنچه را که تازه ویران کردهاید، بازسازی کند.
با این حال، ایران هنوز برنامه هستهای دارد. بله، این برنامه پنهان شده است، اما هنوز تهدیدی به شمار میرود. هنوز برنامه پهپاد و معماری موشکی وجود دارد که بخش زیادی از آن به سمت کشورهای خلیج فارس هدایت میشود. بنابراین هنوز کارهای زیادی باقی مانده است.
کمپینهای قاطع، نهادهای جمهوری اسلامی را تضعیف میکنند
اما برای کمپینی که اینقدر کوتاه بود — و من آن را با توجه به ماهیت منطقه و جغرافیای ایران، یک کمپین بسیار کوتاه میدانم — این رژیم را به گونهای تضعیف کرد که از زمان تأسیس آن به این شکل تضعیف نشده بود.

