طبقه حاکم بغداد با چالشی بیسابقه مواجه است در حالی که نیروهای امنیتی اقدام به انجام عملیات هدفمند در منطقه سبز با امنیت بالا میکنند. این تشدید غیرمنتظره در مبارزه با فساد در عراق به هدف قرار دادن اعضای قدرتمند پارلمان و مدیران نفتی با منابع مالی کلان است که مدتهاست از حمایت سیاسی و پاسخگویی محدود بهرهمند شدهاند. با دور زدن مسیرهای قانونی سنتی و تکیه بر مکانیزمهای قضایی مستقیم، دولت نشان میدهد که دوران رسیدگی به مبارزه با فساد در عراق از طریق بیانیههای سطحی بوروکراتیک بهطور رسمی به پایان رسیده است.
مبارزه با فساد در عراق شبکههای نخبگان را هدف قرار میدهد
برای سالها، دستگیریهای فساد در عراق عمدتاً محدود به کارمندان رده پایین بود که به اتهام تخلفات اداری و مالی بازداشت میشدند و پروندههای آنها از طریق بیانیههای کمیسیون شفافیت که رفتار در بخش عمومی و ارتباطات آن با شرکتهای خصوصی را زیر نظر داشت، منتشر میشد.
شخصیتهای ارشد مرتبط با گذرگاههای مرزی، قراردادهای نفتی یا پروندههای سرمایهگذاری بزرگ عمدتاً خارج از دسترس باقی ماندند. مردم عراق به چرخههای اعلامیههایی عادت کرده بودند که از لمس شبکههایی که بهطور گستردهای به مدیریت جریانهای بزرگ پول و نفوذ اعتقاد داشتند، خودداری میکردند.
استثنا در پایان دوره نخستوزیر سابق مصطفی الکاظمی رخ داد، زمانی که پرونده واریز مالیاتی – که بهطور گستردهای در عراق به عنوان “سرقت قرن” توصیف میشد – مطرح شد. در مرکز این پرونده، بازرگان نور زهير، مالک شرکت المبدعین، قرار داشت.
قوه قضائیه مستند کرد که چگونه با کمک مشاوران و مقامات، حدود ۳ میلیارد دلار از حسابهای واریز مالیاتی دولتی از طریق شبکهای از شرکتها به سرقت رفته است. حتی در آن زمان، این پرونده بهخاطر شکستن محدودیتهای معمول بهطور خاص برجسته بود.
بلافاصله پس از نیمهشب ۲۸ ژوئن، واحدهایی از سرویس ضدتروریسم عراق (CTS) به همراه نمایندگان قوه قضائیه و کمیسیون شفافیت برای محاصره منطقه سبز، منطقه بینالمللی به شدت مستحکم بغداد، با احکام قضایی وارد عمل شدند. این عملیات حدود ۷۰ نفر را هدف قرار داد که تقریباً ۴۷ نفر از آنها بازداشت شدند، از جمله بیش از ۱۶ عضو پارلمان.
این عملیات پس از دستگیری معاون وزیر نفت عدنان الجمیلی انجام شد، که اعترافات گزارششده او به شبکهای اشاره داشت که حرکت وجوه را از طریق قراردادهای رسمی و جعلی و همچنین معاملات غیرواقعی در بخش نفت تسهیل میکرد.
مبارزه مستقیم با فساد در عراق
تصاویر و ویدئوهای عملیات سپیدهدم به سرعت منتشر شد و انبوهی از ارزهای محلی و خارجی، مقادیر طلا و جواهرات و تعدادی خودروهای لوکس را در داخل خانهها و مزارع افرادی که دستگیر شده بودند، نشان میداد. این صحنهها کیفیتی نمایشی داشتند که با نحوه ارائه آنها تقویت شده بود.
مقامات همچنین به روشهای استفاده شده برای پنهان کردن وجوه اشاره کردند – برخی در دیوارها پنهان شده بودند، برخی دیگر در کانتینرها دفن شده و برخی حتی در سیستمهای فاضلاب قرار داده شده بودند. این پوشش خبری پس از بیانیههای رسمی نخستوزیر علی الزیدی صورت گرفت که فساد را به عنوان یکی از ارکان اصلی برنامه دولت خود مطرح کرده بود – زبانی که عراقیها قبلاً شنیده بودند.
تجسسهای بعدی این تصویر را گسترش داد. نیروهای امنیتی، طلال الزوبعی، نماینده سابق پارلمان و دو پسرش را به اتهام فساد دستگیر کردند، در حالی که عملیاتهایی که هدف آنها احمد الاسدی، وزیر سابق بود، به گفته گزارشها میلیونها دلار وجه نقد و شمش طلا را در محل اقامت او کشف کرد. در برخی موارد، گفته میشود که مقامات قبل از دستگیری فرار کردهاند و داراییها در محل ضبط شده است.

موضع یک بیگانه
الزیدی از بلوکهای سیاسی یا ساختارهای حزبی مستقر در عراق ظهور نکرد. پیشینه او در تجارت است، در خانوادهای که پس از سال 2003 به سرعت از طریق قراردادهای کلان مرتبط با زنجیرههای تأمین دولتی گسترش یافت.
مشهورترین آن توافق ماهانه توزیع سبد غذایی با وزارت تجارت است. از طریق شرکت العویس، این خانواده هر ماه حدود 45 میلیون سبد غذایی تأمین میکند. مقیاس این توافق بازدههای قابل توجهی را به همراه داشته و برآوردها نشان میدهد که بدهی عراق به این شرکت حدود 2 میلیارد دلار است. در کنار این، شبکه وسیعتری از هایپرمارکتها و قراردادهای تأمین مرتبط با نیروهای مسلح وجود دارد.
از این موضع، انتقال به یک کمپین دستگیری به این مقیاس سؤالاتی را مطرح میکند که فراتر از خود فساد است.
این فرآیند از کانالهای معمول خارج شد. مصونیت پارلمانی از طریق درخواستهای قضایی که در زمان تعطیلات ارائه شد، لغو گردید و از رأیگیری که معمولاً در داخل مجلس لازم است، اجتناب شد. این روند انجام شد، اما نحوه انجام آن در زمینه عراقی غیرمعمول باقی مانده است.
واشنگتن به هدف قرار دادن تلاشهای مبارزه با فساد عراق
در عین حال، چارچوب شکلدهنده روابط خارجی بغداد تغییر کرده است.
قبل از انتصاب رسمی تام باراک به عنوان نماینده ایالات متحده در عراق، واشنگتن قبلاً تعامل خود را به یک نقطه نهادی محدود کرده بود: رئیس قوه قضائیه، قاضی فائق زایدان. این رویکرد نشاندهنده یک تغییر از رویههای قبلی بود، جایی که مقامات آمریکایی با بازیگران و جناحهای سیاسی متعدد در تعامل بودند.
این تغییر پس از نامزدی نوری المالکی برای نخستوزیری در اوایل سال جاری رخ داد، حرکتی که با مخالفت واضح ایالات متحده مواجه شد. پیامهایی که از طریق کانالهای دیپلماتیک منتقل شد، به هدف خود نرسید. باراک سپس مسئولیت مستقیم انتقال این مواضع را بر عهده گرفت.
به گفته منابع آشنا با ملاقاتهای او، رویکرد باراک با وضوح و قاطعیت مشخص میشد، که یادآور نقشی است که پل برمر، مدیر مدنی ایالات متحده، پس از اشغال بغداد در سال ۲۰۰۳ ایفا کرد.
این ویژگیها به باراک این امکان را داد تا پروندههای پیچیدهای را حل کند، از جمله وارد کردن خانواده بارزانی در اقلیم کردستان عراق به عنوان یک میانجی فشار بر مازلووم عبدی، رهبر نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، برای پذیرش شرایط ایالات متحده در سوریه.
او همچنین تسهیلکننده خرید سهام در شرکتهای نفتی روسی بود که عراق را ترک کردند، از جمله میدان نفتی غرب قرنه ۲ در بصره و شرکت نفت ذیقار، از طریق شِورون در فوریه ۲۰۲۶. این موقعیت او را قادر ساخت تا پیامهای ایالات متحده را به زبانی که کاخ سفید ترجیح میدهد، منتقل کند.
در نتیجه، روش قبلاً established – جایی که سفیر ایالات متحده با رهبران تأثیرگذار در جناحهای شیعه، سنی و کردی دیدار میکرد – با یک کانال ارتباطی واحد از طریق قاضی زایدان، رئیس شورای عالی قضائی عراق، جایگزین شد.
بیانیههای عمومی از شورای عالی تنها توصیفهای کلی از این ملاقاتها ارائه میدادند، به همکاری قضائی یا مسائل قانونی اشاره میکردند در حالی که از محتوای سیاسی آنها اطلاعات کمی فاش میکردند.

لیستهای مبارزه با فساد عراق اقداماتی را تحریک میکند
منابع به «کرادل» اطلاع میدهند که باراک با نامهایی مرتبط با اتهامات فساد – قانونگذاران، مقامات، بانکها و شرکتها – وارد شد. این رویکرد یادآور رویههای قبلی ایالات متحده تحت سفیر آلینا رومانوسکی است، که لیستهای مشابهی را به نخستوزیر سابق محمد شیعه السودانی منتقل کرد و نهادهایی را که به تسهیل فعالیتهای مالی مرتبط با تهران متهم بودند، شناسایی کرد.
آنچه تغییر کرده، نحوه مدیریت این فهرستها است. به جای اینکه از دستهای متعدد عبور کنند، آنها از یک کانال واحد عبور میکنند، جایی که تصمیمات سریعتر اتخاذ میشوند و فضای مانور کاهش مییابد. به محض اینکه یک نام ظاهر میشود، فضای کمی برای مذاکره باقی میماند.
برای ناظران عراقی، زمانبندی اهمیت دارد. انتخابات اخیر پارلمانی را به ارمغان آورد که تقریباً یکسوم کرسیها به گروههایی تعلق دارد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با تهران یا واحدهای بسیج مردمی (PMU) مرتبط هستند. این تعادل نحوه تفسیر چنین حرکاتی را در داخل عراق شکل میدهد.
شرایط در حال شکلگیری
از این منظر، این کمپین شامل شرایطی فراتر از پروندههای فساد است.
شرکت در دولت، به ویژه در نقشهای اجرایی ارشد، به شرایطی وابسته است. این شرایط شامل قطع ارتباطات سازمانی با PMU و واگذاری سلاحها به دولت از طریق یک فرآیند خلع سلاح رسمی است.
پیامدها در تشکیل دولت به وضوح قابل مشاهده است. تکمیل کابینه به دلیل ادامه مذاکرات بر سر انتصابات و توالیها کند شده است.
وزن سیاسی، که از طریق نمایندگی پارلمانی اندازهگیری میشود، دیگر به تنهایی کافی نیست. رعایت الزامات امنیتی به معادله وارد شده و نحوه توزیع و تأخیر در موقعیتها را تغییر داده است.
پشت پرده کمپین مبارزه با فساد عراق
عملیات صبح به عنوان یک آغاز و نه یک نتیجه ارائه شد.
از جمله مراحل اولیه آن، یورش به املاکی بود که به حسین مونس، رئیس جنبش حقوق، که به طور سیاسی با کتائب حزبالله مرتبط است، مربوط میشود. این یورشها با وجود عدم وجود شبکههای مالی شناخته شده عمومی مرتبط با فعالیتهای او انجام شد و سوالات بیشتری درباره دامنه این عملیات به وجود آورد.

گزارشها از منابع نزدیک به گروههای فactionی به حمایت اطلاعاتی از خارج از عراق اشاره دارند، هرچند که بیانیههای رسمی این موضوع را رد میکنند. فاصله بین این گزارشها و خط رسمی همچنان بخشی از عدم قطعیت گستردهتر در مورد این کمپین است.
توجه همچنین به دیوید پترائوس، مدیر پیشین سیا، معطوف شده است که در ماه مه چندین روز را در بغداد گذراند و با مقامات ارشد عراقی، از جمله رئیس قوه قضائیه، دیدار کرد. او بهطور علنی نیاز دولت عراق به تأمین انحصار استفاده از زور را توصیف کرد. در عمل، سفر او همزمان با بحثهایی درباره بازسازی الحشد الشعبی و ساماندهی رابطه آن با دولت بود.
به این ترتیب، این کمپین شروع به گسترش فراتر از پروندههای فساد میکند. شبکههای اقتصادی، سلاحها و پیوندهای سازمانی در همان پرونده قرار دارند، حتی اگر بهصورت مرحلهای به آنها پرداخته شود.
اظهارات پترائوس و زمینهای که در آن مطرح شد، به تغییر سیاسی گستردهتری اشاره دارد که در حال شکلگیری است.
بازداشتها الگوی سالها را مختل کرده است. آنچه در حال شکلگیری است تحت فشار – قانونی، سیاسی و خارجی – قرار دارد که حدود آن هنوز مشخص نیست.

