در حالی که واشنگتن هزینههای انسانی و مالی این رویارویی را جذب میکند، یک سوال ساختاری عمیقتر در حال ظهور است: آیا فرضیات چند دههای درباره استقرار منطقهای میتواند در برابر قابلیتهای مدرن ضربهزنی دقیق تاب بیاورد؟
بحث درباره پایگاههای ایالات متحده در نزدیکی ایران دیگر یک موضوع دانشگاهی نیست — اکنون تصمیماتی را که بهطور همزمان توسط فرماندهان، دیپلماتها و قانونگذاران اتخاذ میشود، شکل میدهد که باید نزدیکی به تهدیدات را در برابر آمادگی عملیاتی، سیاستهای ائتلافی و هزینهها بسنجند. هر مایل فاصله از تهران به نیروهای آمریکایی دقایق حیاتی برای جستجوی پناهگاه میخرد، اما فاصله همچنین لجستیک را پیچیده میکند، سیگنالدهی بازدارندگی را تضعیف میکند و گفتگوهای دشواری را با دولتهای میزبان درباره تقسیم ریسک تحمیل میکند. آنچه به عنوان یک تنظیمات تاکتیکی در حین یک جنگ فعال آغاز شد، ممکن است به تصمیم زیرساختی تعیینکنندهای برای دهه آینده تبدیل شود. ریسکها فراتر از این درگیری واحد گسترش مییابند.

جغرافیای پایگاههای ایالات متحده در نزدیکی ایران
درگیری بین ایالات متحده و ایران یک عامل در سیاست ایالات متحده را روشن کرده است که تا امسال توجه کمی به آن شده بود: الگوی استقرار پایگاههای ایالات متحده در خاورمیانه. پایگاههای ایالات متحده در منطقه اکنون هدف حملات ایرانی قرار گرفتهاند که منجر به کشته شدن حداقل هفده عضو خدماتی ایالات متحده، زخمی شدن حدود پانصد نفر دیگر و میلیاردها دلار خسارت به تجهیزات شده است. این یک مشکل جغرافیایی است.
به سادگی، ایالات متحده در سراسر خلیج فارس پایگاههایی دارد که خیلی نزدیک به ایران هستند. بزرگترین پایگاه ایالات متحده در خاورمیانه پایگاه هوایی العُدَید در قطر است که پیش از جنگ کنونی حدود ده هزار سرباز آمریکایی در آنجا فعالیت میکردند.
این مکان همچنین ستاد پیشرفته فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) و محل مرکز عملیات هوایی مشترک است که کنترل تمامی فعالیتهای هوایی ایالات متحده در کل خاورمیانه را بر عهده دارد. ستاد ناوگان پنجم ایالات متحده و فرماندهی نیروهای دریایی مرکزی ایالات متحده در بحرین قرار دارند. همچنین پایگاههای مهمی از ایالات متحده در کویت و امارات متحده عربی وجود دارد و حضور ایالات متحده در عمان و عربستان سعودی نیز مشاهده میشود. همه این پایگاهها در فاصلهای مناسب از ایران قرار دارند.

تغییرات در دفاع خاورمیانه
این الگوی استقرار منطقی بود زمانی که ایالات متحده در افغانستان و عراق با دشمنان تروریستی میجنگید که توانایی حمله به این پایگاهها را نداشتند. در سال 2001، زمانی که ایالات متحده عملیات خود را علیه طالبان در افغانستان آغاز کرد، پایگاههای ایالات متحده در خلیج فارس بسیار مفید و تقریباً غیرقابل نفوذ بودند. همین امر در طول درگیری عراق که در سال 2003 آغاز شد نیز صادق بود: هیچ یک از دشمنان قادر به بمباران پایگاههای ایالات متحده با موشک نبودند و پهپادها به تازگی معرفی شده بودند و تهدیدی به شمار نمیرفتند.
تهدیدات موشکی و عوامل فاصله
اما این الگوی استقرار امروز در درگیری با ایران بسیار آسیبپذیر است. با توجه به دامنه موشکها و پهپادهای موجود در زرادخانه ایران، پایگاههای ایالات متحده در فاصلههای دورتر نیز در خطر خواهند بود، اما زمان بیشتری برای پرسنل جهت رسیدن به مکانهای امن وجود خواهد داشت. به عنوان مثال، کمپ عریفجان در کویت، ستاد پیشرفته ارتش ایالات متحده برای نیروهای زمینی فرماندهی مرکزی، تنها 62 مایل از ایران فاصله دارد. پایگاه دریایی ایالات متحده در بحرین حدود 128 مایل از ایران فاصله دارد. ال عُدَید 170 مایل فاصله دارد. همه این پایگاهها به خوبی در دامنه موشکهای ایرانی قرار دارند. در مقایسه، فاصله از ایران تا اسرائیل حدود 1,100 مایل است.
آسیبپذیریهای پایگاههای ایالات متحده نزدیک به ایران
الگوی استقرار ایالات متحده در خلیج فارس منعکسکننده چالشهای قدیمی است، از جمله نیاز به حفاظت از متحدان ایالات متحده در خلیج فارس و خاورمیانه وسیعتر در برابر اتحاد جماهیر شوروی. این الگو ممکن است در طول جنگهای افغانستان و عراق به خوبی عمل کرده باشد، اما به یک آنالوگ تبدیل شده است که جان سربازان ایالات متحده را به خطر میاندازد—که این موضوع کمک میکند تا توضیح دهد چرا بسیاری از آنها به دورتر از ایران منتقل میشوند. در واقع، «برخی از پرسنل ایالات متحده در حال تخلیه پایگاه هوایی ال عُدَید در قطر، پایگاه اصلی نظامی آمریکا در خاورمیانه هستند… [و] به نظر میرسد که هواپیماهای آمریکایی نیز منتقل شدهاند»، مجله نیروی هوایی و فضایی در ژانویه گزارش داد.
انتقال نیروها و پایگاههای منطقهای
به کجا منتقل شدند؟ دهها هواپیمای آمریکایی به فرودگاه بن گوریون و پایگاه هوایی رامون در اسرائیل منتقل شدهاند. ایالات متحده همچنین از پایگاههایی در اردن استفاده میکند، جایی که نیروهای آمریکایی هفته گذشته متحمل تلفات و دو کشته شدند. ژنرال بازنشسته فرانک مککنزی، فرمانده پیشین سنتکام، بر این باور است که نیاز به انتقالهای بیشتری از ایران و خلیج فارس وجود دارد.
او به میدل ایست آی در اوایل ژوئیه گفت: “هیچکس در عقل خود هرگز مقر پیشرفته سنتکام را، میدانید، ۱۰۰ مایل دورتر از ایران، [در قطر] قرار نمیدهد، با این حال، اینجا قرار دارد.” او الگوی کنونی استقرار نیروهای ایالات متحده را به عنوان یک “آرتیفکت” تاریخی توصیف کرد و گفت که استراتژی استقرار نیروهای آمریکایی “با واقعیتهای موجود در زمین مطابقت ندارد.” مککنزی نتیجهگیری کرد که “ما باید به سمت غرب نگاه کنیم. ما باید به استقرار در اسرائیل نگاه کنیم”، هم به دلیل فاصلهاش از ایران و هم به این دلیل که به نظر او، کمترین محدودیتها را بر دسترسی، استقرار و حقوق پروازهای آمریکایی (که به عنوان ABO شناخته میشود) تحمیل میکند.
مکانهای دیگری که میتوانند در نظر گرفته شوند، شامل غرب عربستان سعودی و مصر هستند، اما هیچیک از این مکانها سیستمهای دفاع هواییای را که اسرائیل دارد، ندارند و هیچکدام ABO کمتری را ارائه نمیدهند. با این حال، با توجه به اینکه ایالات متحده در چندین کشور خلیج فارس پایگاه دارد، باید به فکر پایگاههای جدیدی در مکانهای مختلف باشد تا تمام منابع هوایی خود را در یک مکان متمرکز نکند.

موانع مالی و سیاسی استراتژیک
اما این کار به سادگی گفته میشود. در حالی که اسرائیل ممکن است از یک پایگاه آمریکایی استقبال کند، مصر، عربستان سعودی یا کشورهای دیگر در منطقه ممکن است آن را به عنوان باری ببینند که احتمالاً حملات را جذب میکند یا به عنوان وسیلهای برای کسب نفوذ بر ایالات متحده برای دریافت امتیازات سیاسی یا—در مورد مصر—کمکهای بیشتر آمریکایی. علاوه بر این، پایگاههای جدید در زمانی که بارهای زیادی بر بودجه دفاعی ایالات متحده وجود دارد، بسیار پرهزینه هستند. قطر بین ۱ تا ۲ میلیارد دلار برای ساخت پایگاه هوایی العُدَید در سال ۱۹۹۶ هزینه کرد و از آن زمان بیش از ۶ میلیارد دلار دیگر برای نگهداری آن هزینه کرده است.
یک الگوی جدید استقرار نیروهای آمریکایی قطعاً مورد بحث قرار خواهد گرفت. همانطور که دریادار بازنشسته نیروی دریایی ایالات متحده مارک مونتگومری به فاکس نیوز گفت، ارتش ایالات متحده در حال حاضر به مکانهای جایگزین برای پایگاههایی که بهویژه نزدیک به ایران هستند، تکیه دارد. مونتگومری گفت: “ما به آنها به همان شیوهای که قبل از جنگ تکیه داشتیم، تکیه نمیکنیم.” او افزود: “فکر میکنم ما این نیروها را دوباره مستقر خواهیم کرد.”
سوالاتی مانند اینکه آنها به کجا خواهند رفت، چه زمانی و چه کسی هزینه مکانهای جدید را پرداخت میکند، سوالاتی است که هم ارتش ایالات متحده و هم کنگره قطعاً در حال پرسیدن آن هستند. اما کنگره به آرامی عمل میکند و در این میان حملات به پایگاههای فعلی ایالات متحده ادامه دارد. این انتظار هزینهبر خواهد بود—هرچه نیروهای ایالات متحده بیشتر در محدوده موشکهای ایرانی باقی بمانند، هزینهای که ایالات متحده بابت آمادگی، بازدارندگی و جانها پرداخت خواهد کرد، بیشتر خواهد شد.

