حمله اخیر حمله پهپادی به دمیتا یک تشدید استراتژیک خطرناک در امنیت دریایی خاورمیانه را نشان میدهد که به طور مستقیم ثبات اقتصادی مصر و بیطرفی منطقهای را تهدید میکند. با هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی بندری در沿 سواحل مدیترانه، بازیگران خارجی در تلاشند قاهره را به یک درگیری منطقهای چند جبههای در حال گسترش وادار کنند.
دینامیکهای امنیتی خاورمیانه به طور فزایندهای با تحریکات نامتقارن مشخص میشوند که به منظور تخلیه منابع ملی، مختل کردن کریدورهای تجاری حیاتی و بیثبات کردن مسیرهای حمل و نقل حیاتی طراحی شدهاند. برای مصر، دفاع از منافع ملی نیازمند حفظ تعادل ظریف بین بازدارندگی نظامی قوی و عدم تعهد دیپلماتیک است. پیامدهای اقتصادی اختلال دریایی فراتر از مرزهای ملی گسترش مییابد و بر سرعت تجارت جهانی و آبراههای استراتژیک مانند کانال سوئز تأثیر میگذارد.
ناوبری در این تحریکات منطقهای نیازمند تدابیر دفاعی جامع به همراه تلاشهای میانجیگری پیشگیرانه برای جلوگیری از سرایت سیستماتیک وسیعتر است. در نهایت، حمله پهپادی به دمیتا نشان میدهد که چگونه حملات تاکتیکی محلی میتوانند فشارهای ژئوپلیتیکی دوربردی را در مراکز اقتصادی آسیبپذیر ایجاد کنند. موضع استراتژیک قاهره همچنان بر مهار تشدید درگیری متمرکز است در حالی که زیرساختهای حاکمیتی را در برابر خصومتهای غیرمستقیم منطقهای محافظت میکند.
تأثیر استراتژیک حمله پهپادی به دمیتا
هفته گذشته، بندر دمیتای مصر هدف یک حمله پهپادی قرار گرفت که به طور ظاهری توسط ایران هدایت شده است—که این حمله را به اولین حمله به کشور توسط یک بازیگر خارجی از سال 1973 تبدیل میکند. این رویداد نباید به عنوان یک حادثه امنیتی جداگانه یا یک حمله محدود به یکی از تأسیسات اقتصادی بزرگ مصر در نظر گرفته شود.
بلکه باید به عنوان یک قسمت جدید در یک جنگ منطقهای در حال گسترش درک شود که تهدید میکند کشورهای خاورمیانه را به درگیریهایی بکشاند که لزوماً ناشی از خودشان نیستند یا به منافع ملیشان خدمت نمیکنند. جنگ ایران یک محیط منطقهای بسیار ناپایدار تولید کرده است که در آن احتمال گسترش درگیریها از یک عرصه به عرصه دیگر و از یک کشور به کشور دیگر افزایش مییابد.

چرا حمله پهپادی به دمیتا قاهره را هدف قرار میدهد
از این منظر، هدفگیری بندر دمیتا به نظر میرسد که فراتر از یک پیام امنیتی ساده باشد. این یک تلاش برای کشاندن مصر، حتی به تدریج، به مدار درگیریهای منطقهای است—چه از طریق فشار به سمت درگیری نظامی و چه از طریق تحمیل اولویتهای امنیتی جدید که منابع آن را تخلیه کرده و توجه آن را از اهداف اصلیاش دور میکند: توسعه اقتصادی، ثبات داخلی و تقویت جایگاه منطقهایاش به عنوان قدرتی برای صلح و میانجیگری.
تهدید اقتصادی ناشی از حمله پهپادی به دمیتا
بندر دمیتا اهمیتی فراتر از وضعیت خود به عنوان یکی از بنادر تجاری اصلی مصر دارد: این بندر بخشی از معماری امنیت اقتصادی مصر است. بنادر این کشور به طور مستقیم به جریانهای تجاری مدیترانهای مرتبط هستند و عنصر کلیدی در استراتژی قاهره برای تبدیل موقعیت جغرافیاییاش به یک مرکز منطقهای برای تجارت، انرژی و لجستیک به شمار میروند. بنابراین هدفگیری آن پیامهایی را فراتر از مرزهای مصر ارسال میکند و به اعتماد سرمایهگذاران و شرکتهای کشتیرانی آسیب میزند—در زمانی که منطقه در حال حاضر با اختلالات گستردهای در دریای سرخ و خلیج فارس مواجه است که به طور کلی تجارت جهانی و به طور خاص درآمدهای کانال سوئز را تحت تأثیر منفی قرار داده است.

چگونه قاهره به حمله پهپادی به دمیتا پاسخ میدهد
پاسخ مصر به حمله پهپادی به بندر دمیتا نیاز به ترکیب دو حوزه مکمل دارد. اولین حوزه امنیت و نظامی است: حفاظت از زیرساختهای حیاتی، به ویژه در حوزههای دریایی و هوایی، و تقویت سیستمهای بازدارندگی و دفاع محلی برای جلوگیری از حملات آینده بدون افزایش هزینهها برای خرید تسلیحات. دومین حوزه سیاسی و استراتژیک است: امتناع از کشیده شدن به جنگهای علنی یا تبدیل شدن به یک طرف مستقیم در درگیری که علل و مرزهای آن با منافع ملی مصر در تضاد است.
عواقب منطقهای پس از حمله پهپادی به دمیتا
تجربه دهههای گذشته نشان داده است که بسیاری از جنگها در خاورمیانه با حوادث محدودی آغاز شده و سپس به درگیریهای گسترده تبدیل شدهاند. در این جنگها، کشورهای منطقه هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی را پرداخت کردهاند، در حالی که علل بنیادین درگیری بدون حل پایدار باقی مانده است. بنابراین، حکمت ایجاب میکند که مصر اجازه ندهد خود را به بخشی از جنگ ایران تبدیل کند، زیرا این جنگ در هر مرحلهای برای هیچکس امنیت تولید نمیکند—فقط منطق ماجراجویی نظامی را بیشتر تحکیم میکند، بیاعتمادی بین بازیگران منطقهای را عمیقتر میسازد و بیثباتی را گسترش میدهد.
با این حال، حملات نظامی ایالات متحده، هرچقدر هم دقیق، نتوانستهاند منابع تنش با ایران را از بین ببرند، در حالی که سیاستهای ایرانی مبتنی بر نمایندگان منطقهای و پاسخهای غیرمستقیم، امنیت منطقهای را تضعیف کرده و درگیریها را طولانیتر کرده است. در هر دو مورد، بازیگران دولتی در منطقه—از جمله مصر—بار عمدهای از هزینههای اقتصادی و امنیتی این درگیری را به دوش میکشند.
حمله پهپادی دمیا تهدیدی برای کریدورهای تجاری
تنها کافی است به شرایط حمل و نقل در دریای سرخ و خلیج فارس در دو سال گذشته نگاهی بیندازیم تا مقیاس این هزینه را درک کنیم. ترافیک ترانزیتی در نقاط مختلف کاهش یافته، هزینههای بیمه و حمل و نقل افزایش یافته و تجارت بینالمللی تحت تأثیر قرار گرفته است—که همه اینها بر اقتصادهای ملی تأثیر گذاشته است. این شامل مصر نیز میشود که منافع آن به شدت به امنیت کانال سوئز و ثبات مسیرهای تجاری دریایی در خاورمیانه وابسته است. تشدید فعلی بین ایالات متحده و ایران خطر و آسیب بیشتری را تهدید میکند.
مصر در مراحل مختلف، این درک جامع از امنیت منطقهای را ترویج کرده است و بر این باور است که امنیت خلیج فارس، دریای سرخ، مدیترانه شرقی و کانال سوئز به هم مرتبط هستند و نمیتوان آنها را به صورت تکهتکه مورد بررسی قرار داد. بنابراین، منافع مصر در همکاری با کشورهای عربی و قدرتهای منطقهای است که به دنبال ثبات هستند تا به سمت ترتیبات امنیتی پایدارتر پیش بروند—ترتیباتی که در آن احتمال جنگ کاهش یابد و اتکا به دیپلماسی و میانجیگری افزایش یابد.

آیا دیپلماسی میتواند حمله پهپادی دمیا را خنثی کند
اولویت دادن به دیپلماسی، میانجیگری و امنیت جمعی بهترین راهکار مصر برای پاسخ به حمله دمیتا است. مصر به واسطه موقعیت جغرافیایی، وزن سیاسی و تجربه دیپلماتیک خود میتواند پیشگام تلاشهای منطقهای برای کاهش تنش و بازگرداندن ثبات باشد. جنگ ایران، هرچند که اشکال و ابزارهای آن تغییر کند، خاورمیانهای امنتر یا باثباتتر تولید نخواهد کرد.
در عوض، این جنگ به تکهتکه شدن و آشفتگی بیشتر، درگیریهای بیشتر بین بازیگران دولتی و غیردولتی و افزایش خسارات اقتصادی و انسانی منجر خواهد شد. دفاع از منافع مصر نیازمند امتناع از کشیده شدن به این جنگ است در حالی که به نقش کشور به عنوان یک قدرت میانجیگر صلحآمیز پایبند باشد—قدرتی که به دنبال مهار درگیریها به جای گسترش آنها و ساخت امنیت جمعی منطقهای به جای تحکیم تقسیمات و بلوکها است.
سیاستها و اقدامات قدرتهای میانه منطقهای نه تنها بر اساس ظرفیت آنها برای جنگیدن، بلکه همچنین بر اساس ظرفیت آنها برای جلوگیری از جنگ اندازهگیری میشود. مصر امروز به شدت نیازمند به کارگیری دقیق این نوع قدرت است: قدرت بازدارندگی زمانی که شرایط ایجاب میکند و قدرت دیپلماسی و میانجیگری زمانی که صلح به موضوع اصلی و مهم ملی و منطقهای تبدیل میشود.

