تشدید جغرافیایی در کریدورهای تجاری دریایی خاورمیانه محدودیتهای ساختاری اساسی در اهداف سیاستهای کنونی آمریکا را نمایان میسازد. حملات نظامی اخیر و محاصرههای دریایی نشان میدهد که چگونه یک استراتژی آمریکا در قبال ایران با مقاومت نامتقارن مداوم در نقاط تنگ مواجه است. تواناییهای دفاعی ایران، که بر اساس موشکهای ضد کشتی متحرک، زنبورکهای پهپادی و نزدیکی سرزمینی است، مانع از آن میشود که نیروهای دریایی متعارف بتوانند ایمنی کشتیهای تجاری را تضمین کنند. حملات هوایی و تحریمهای اقتصادی هدفمند نمیتوانند به راحتی این داراییهای ساحلی غیرمتمرکز را از بین ببرند بدون آنکه نیاز به عملیاتهای زمینی وسیع داشته باشند که هزینههای انسانی و سیاسی شدیدی به همراه دارد.
با توجه به اینکه بازارهای انرژی جهانی با اختلالات مداوم مواجه هستند، بازدارندگی نظامی نمیتواند عبور تجاری از طریق مسیرهای دریایی کلیدی را تأمین کند. مواجهه با این واقعیتهای عملیاتی واشنگتن را مجبور میکند تا به این موضوع بپردازد که چگونه اهداف دیپلماتیک گستردهتر آن همچنان محقق نشده باقی مانده است، علیرغم تسلط تکنولوژیکی فوقالعاده. بدون راهحلهای نظامی قابل اجرا برای خنثیسازی تهدیدات ساحلی، استراتژی تقابلی آمریکا در قبال ایران در نهایت فشار اقتصادی طولانیمدت ایجاد میکند به جای اینکه مزیت استراتژیک پایداری به همراه داشته باشد. در نتیجه، سیاستگذاران با یک بنبست تاکتیکی حاد مواجه هستند که در آن تشدید نیرو نمیتواند تضمینهای امنیتی پایدار برای تجارت بینالمللی فراهم کند.
چرا استراتژی کنونی آمریکا در قبال ایران شکست میخورد
خصومتهای جدی بین آمریکا و ایران از سر گرفته شده است. در تاریخ ۸ ژوئیه، دونالد ترامپ گفت که آتشبس توافق شده توسط دو کشور در ژوئن “پایان یافته است.” از آن زمان، او دستور داده است که ارتش آمریکا حملات هوایی فشردهای به ایران انجام دهد و محاصره اقتصادی این کشور را دوباره برقرار کند.
رئیسجمهور آمریکا همچنین شروع به بازتولید تهدیداتی کرده است که قبلاً در طول جنگ مطرح کرده بود. این تهدیدات شامل هدف قرار دادن اهداف غیرنظامی و تصرف جزیره خارک ایران است که بیشتر ظرفیت پالایش نفت این کشور در آنجا قرار دارد.
استراتژی آمریکا در قبال ایران در تنگه هرمز با مشکل مواجه است
امید در کاخ سفید برای دستیابی به توافقی برای رسیدگی به تواناییهای هستهای ایران در حال کمرنگ شدن است. اما ترامپ امیدوار است که اقدامات اخیرش ایران را وادار کند تا کنترل خود بر تنگه هرمز را relinquish کند و به بازارهای انرژی جهانی اجازه دهد تا به حالت عادی بازگردند.
تنها یک مشکل وجود دارد: هیچیک از این موارد قبلاً کار نکردهاند و دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم اکنون کار خواهند کرد. در واقع، بازگشت ترامپ به همان شیوهای که قبلاً برای پایان جنگ به شرایط قابل قبول برای ایالات متحده شکست خورده، نشان میدهد که گزینههای او چقدر محدود شده است.

چگونه استراتژی ایالات متحده در قبال ایران تغییر میکند
جنگ با تلاشی از سوی ترامپ و نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، برای آسیب زدن به قابلیتهای هستهای ایران و شاید سرنگونی رژیم آن آغاز شد. با این حال، مرکز ثقل این درگیری از آن زمان تغییر کرده است.
مسائل هستهای به حاشیه رفته و موضوع این است که آیا حمل و نقل از طریق تنگه در آینده تنها تحت شرایطی که مذاکرهکننده ارشد ایران، محمد باقر قالیباف، آن را “ترتیبات ایرانی” نامیده، انجام خواهد شد یا خیر. این بدان معناست که کشتیها تنها با شرایط تهران مجاز به عبور خواهند بود.
محدودیتهای نظامی در استراتژی ایالات متحده در قبال ایران
ایالات متحده ایده کنترل ایرانی بر تنگه را رد میکند و میخواهد به وضعیت عبور آزاد که قبل از جنگ وجود داشت، بازگردد. با این حال، پس از این همه ماه، هنوز نتوانسته است راهی برای دستیابی به این هدف با هزینه قابل قبول پیدا کند. برای درک اینکه چرا، مفید است که گزینههای ایالات متحده را به سه گروه تقسیم کنیم: نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی.

گزینههای محدود ترامپ
از نظر نظامی، هیچکس بهطور کامل بر تنگه هرمز کنترل ندارد. این یک منطقه مورد منازعه است که کشورهای مختلف میتوانند قدرت نظامی خود را در آنجا به نمایش بگذارند. با این حال، ایران نیازی به کنترل کامل تنگه ندارد تا به هدف خود برسد. آن تنها نیاز دارد که تهدیدی معتبر برای کشتیها ایجاد کند تا آنها از عبور نگران باشند.
توانایی ایران در تهدید حمل و نقل در تنگه ناشی از انبار موشکها، پهپادها و قایقهای تندرو آن است. اینها نسبتاً آسان برای پنهان کردن و راهاندازی هستند و سیا ارزیابی میکند که ایران هنوز ذخایر سالمی از آنها دارد. برای متوقف کردن این قابلیتها، ایالات متحده باید بخش وسیعی از سرزمین ایران را تصرف کند که خطر تلفات زیاد را به همراه دارد. و حتی در این صورت، موفقیت تضمین شده نخواهد بود.
تصرف جزیره خارک ایران نیز به شدت پرخطر خواهد بود. اشغال آن ممکن است در ابتدا آسان باشد، اما هر نیروی آمریکایی مستقر در آن در معرض حملات ایرانی قرار خواهد گرفت. اشغال طولانی مدت احتمالاً جانها را به خطر میاندازد و نگهداشتن جزیره به مدت کافی برای استفاده به عنوان اهرم در مذاکرات را دشوار میسازد.
هرچند که حملات نظامی به اهداف غیرنظامی به شدت بدبینانه و احتمالاً غیرقانونی است، ترامپ شاید فکر کند که این حملات میتوانند تهران را به میز مذاکره بکشند. اما ممکن است اینطور نشود و در عوض خطر آغاز دور جدیدی از انتقامجویی ایرانی را به همراه داشته باشد که میتواند آسیبهای بسیار بیشتری به اهداف انرژی و غیرنظامی در سرتاسر خلیج فارس وارد کند.
آیا استراتژی دیپلماتیک ایالات متحده در قبال ایران موفق خواهد شد
ریسکها و بیفایده بودن احتمالی این گزینههای نظامی، ترامپ را به جستجوی یک راهحل دیپلماتیک برای این درگیری در چند ماه گذشته سوق داده است. اما موفقیت در این زمینه نیز دشوار بوده و احتمالاً به همین صورت ادامه خواهد یافت.
نتایج دیپلماسی معمولاً منعکسکننده وضعیت میدان نبرد است. با توجه به اینکه ایالات متحده هیچ گزینه نظامی معتبری برای خنثیسازی نفوذ ایرانی در تنگه هرمز ندارد، دلیلی برای تهران وجود ندارد که از آن صرفنظر کند.
محسن رضایی، مشاور رهبر عالی ایران، مجتبی خامنهای، به تازگی به نفوذ ایران در تنگه اشاره کرده و آن را «بیشتر از دهها بمب هستهای» توصیف کرده است. اظهارات او اهمیت این آبراه را در محاسبات استراتژیک کشور نشان میدهد.
توانایی کنترل حمل و نقل از طریق تنگه به ایران اهرمی در برابر ایالات متحده میدهد. ایران بدون دلیل بسیار قوی از این اهرم صرفنظر نخواهد کرد.

محاصرههای اقتصادی استراتژی ایالات متحده در قبال ایران را آزمایش میکند
ابزارهای اقتصادی
یک محاصره اقتصادی طولانی مدت بر بنادر ایران شاید مؤثرترین راهی باشد که ترامپ برای وارد کردن آسیب به دولت ایران دارد، که حمایت داخلی آن ممکن است در یک بحران اقتصادی طولانی مدت تضعیف شود. نارضایتیهای اقتصادی، از جمله تورم بالا، به موجی از ناآرامیها در ایران در اوایل سال 2026 منجر شد که با سرکوب شدید مواجه گردید.
با این حال، درد اقتصادی دو طرفه است. در حالی که محاصره برقرار است، ایران بعید است اجازه دهد نفت و گاز از تنگه عبور کند. این امر قیمتهای جهانی انرژی را افزایش میدهد، که برای ترامپ نیز یک پیشنهاد سیاسی خطرناک است.
تحمیل محاصره از جنبهای دیگر برای ایالات متحده هزینهبر است: این امر نیازمند استقرار دائمی نظامی برای اجرای آن میباشد. با توجه به تقاضاهای متضاد از سوی ارتش ایالات متحده برای مأموریتهای دیگر، مانند استقرار در اروپا و هند-پاسیفیک، این محاصره نمیتواند برای همیشه برقرار بماند.

محبوس در استراتژی ناکام ایالات متحده در برابر ایران
با این حال، زمانی که محاصره برداشته شود و نیروهای ایالات متحده از منطقه خارج شوند، ایران هنوز هم بهطور فیزیکی در کنار تنگه هرمز خواهد بود و قادر به تهدید مجدد حمل و نقل دریایی خواهد بود.
در نهایت، ترامپ خود را در گوشهای قرار داده است که به نظر نمیرسد راه فراری از آن وجود داشته باشد. با وجود تمام قدرت نظامی عظیم موجود برای ایالات متحده، محدودیتهایی برای آنچه میتواند به دست آورد وجود دارد. در این جنگی که خود به راه انداخته، ترامپ به شدت و به سرعت با این محدودیتها روبرو میشود.

