شکست ناگهانی ثبات منطقهای پس از حملات نظامی به فرودگاه بینالمللی صنعا، آسیبپذیری عمیق حاکم بر معماری امنیتی شبهجزیره عربی مدرن را برجسته میکند. به مدت چهار سال، آتشبس سعودی-حوثی از بروز درگیریهای عمده مرزی جلوگیری کرده و به هر دو طرف فضای عملیاتی حیاتی برای تنظیم مجدد اولویتهای استراتژیک در میان تقاضاهای پیچیده داخلی و خارجی داده است.
با این حال، افزایش اختلافات بر سر دسترسی به فضای هوایی حاکمیتی و مسیرهای پروازی بینالمللی غیرهماهنگ بین تهران و مناطق تحت کنترل شورشیان، این آتشبس غیررسمی را تحت فشار بیسابقهای قرار داده است. نیروهای ائتلاف، کریدورهای هوایی غیرمجاز را به عنوان تهدیدی وجودی برای مشروعیت دولتی و حاکمیت قانونی فضای هوایی میدانند و نگران دسترسی لجستیکی گسترشیافته ایران در کریدور جنوبی دریای سرخ هستند. برعکس، رهبری شورشیان، اقدامات محدودکننده هوایی را به عنوان یک محاصره غیرقانونی تفسیر کرده و از انتقامجوییهای نظامی مستقیم برای نمایش بازدارندگی و تأکید بر خودمختاری سرزمینی استفاده میکند. در نتیجه، فروپاشی آتشبس سعودی-حوثی خطر از سرگیری درگیری مسلحانه تمامعیار در مسیرهای تجاری کلیدی را به همراه دارد و تلاشهای میانجیگری دیپلماتیک را پیچیده کرده و اختلافات محلی را درگیر یک رویارویی وسیعتر در خاورمیانه بین ائتلافهای حاکم و جنبشهای مسلح غیر دولتی میکند.
آتشبس سعودی-حوثی با فروپاشی فوری مواجه است
در ۱۳ ژوئیه، جنگندههای عربستان سعودی به فرودگاه بینالمللی در پایتخت یمن، صنعا، حمله کردند. این حمله تهدیدی برای بازگشت به درگیریهای وسیعتر بین شورشیان حوثی است که از سال ۲۰۱۴ بخشهای زیادی از یمن را در اختیار دارند و ائتلافی به رهبری عربستان که از دولت به رسمیت شناختهشده بینالمللی یمن مستقر در عدن حمایت میکند. آتشبس غیررسمی از آوریل ۲۰۲۲ بین ائتلاف (شامل نیروهای یمنی که از آن حمایت میکند) و حوثیها برقرار بوده است. این آتشبس قبلاً تحت فشار بود، اما اکنون در معرض خطر بیشتری نسبت به هر زمان دیگر در چهار سال گذشته قرار دارد.
هدف فوری حملات هوایی جلوگیری از بازگشت یک هواپیمای ایرانی حامل یک هیئت عالیرتبه حوثی که به تهران سفر کرده بود، به صنعا بود. شورشیان به عنوان بخشی از ائتلافی که ایران در خاورمیانه تحت عنوان “محور مقاومت” تشکیل داده، ارتباط نزدیکی با ایران دارند. به طور کلی، ائتلاف تحت رهبری عربستان به نظر میرسد که مصمم به قطع سفرهای هوایی مستقیم بین صنعا و تهران است. هم ائتلاف و هم دولت یمن به طور علنی به حوثیها هشدار داده بودند که سعی نکنند در پایتخت فرود بیایند. با نزدیک شدن هواپیما، جنگندههای ائتلاف فرودگاه را بمباران کردند و خلبان را مجبور کردند که تغییر مسیر دهد و در الحدیده در سواحل دریای سرخ یمن فرود آید.
چندین رهبر حوثی اعلام کردند که آتشبس با ائتلاف به پایان رسیده و هشدار دادند که این حملات “بدون پاسخ نخواهد ماند”. به زودی پس از آن، حوثیها موشکهایی به سمت جنوب عربستان سعودی شلیک کردند. در همین حال، دولت یمن ادعا کرد که لازم بود از فرود هواپیمای ایرانی در پایتخت جلوگیری شود اما ائتلاف با این حال اجازه داد که هواپیما به سمت الحدیده ادامه دهد تا از تحریک یک درگیری وسیعتر جلوگیری کند.
پروازهای تهران، آتشبس سعودی-حوثی را تحت فشار قرار میدهد
تشدید ۱۳ ژوئیه به طور ناگهانی رخ نداد. در ۳ ژوئیه، یک هواپیمای ایرانی دیگر در صنعا فرود آمد که اولین پرواز مستقیم از تهران از سال ۲۰۱۵ بود، زمانی که ائتلاف تحت رهبری عربستان محدودیتهایی بر استفاده از فرودگاه تحمیل کرد. حوثیها مسافران coming from Tehran را شناسایی نکردند، اما دولت یمن ادعا کرد که این پرواز حامل کارشناسان نظامی و سلاحهای ایرانی بوده است. در سفر بازگشت به تهران، هواپیمای ایرانی دهها جنگجوی زخمی حوثی را برای درمان پزشکی به همراه داشت، همچنین شخصیتهای سیاسی، نظامی، مذهبی و رسانهای عالیرتبه حوثی که قصد داشتند در مراسم تشییع جنازه رهبر سابق ایران، علی خامنهای، که در حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه کشته شد، شرکت کنند.
در روزهای بعد، رهبران حوثی اعلام کردند که پروازهای مستقیم بین صنعا و تهران ادامه خواهد داشت – صرف نظر از اعتراضات عربستان یا دیگران – و هشدار دادند که هرگونه تلاش برای مسدود کردن آنها منجر به حملات به فرودگاهها و سایر مکانها در عربستان سعودی خواهد شد. آنها بازگشایی مسیر تهران-صنعا را به عنوان اولین گام به سوی پایان آنچه که “محاصره هوایی” بر یمن توصیف میکنند، مطرح کردند و استدلال کردند که پروازها به و از صنعا دیگر نیازی به تأیید هیچ کس ندارند.
بحران پروازها بین صنعا و تهران تهدیدی برای فروپاشی آتشبس غیررسمی بین حوثیها و ائتلاف تحت رهبری عربستان به شمار میرود و ممکن است به مرحله جدیدی از درگیریها منجر شود. برای ائتلاف، این مسئله فراتر از سوالات مربوط به هوانوردی غیرنظامی است. اجازه دادن به حوثیها برای انجام پروازهای بینالمللی مستقیم بدون تأیید ائتلاف، اقتدار آن بر فضای هوایی یمن را که به درخواست دولت یمن اعمال میشود، تضعیف میکند؛ خودمختاری غیررسمی حوثیها را تقویت میکند؛ همکاری آنها با ایران را عمیقتر میسازد؛ و موقعیت دولت مستقر در عدن را در مذاکرات آینده تضعیف میکند، چرا که یک منبع نفوذ که به شدت کمبود دارد، از بین میرود. حوثیها نیز در این صورت انگیزه کمتری برای مصالحه خواهند داشت.
این رویدادها همچنین نشاندهنده یک تغییر بالقوه در هر دو طرف از احتیاط به رویارویی است. در واقع، تنها چند ساعت پس از حملات هوایی ائتلاف، حوثیها چندین حمله به فرودگاه ابها در عربستان سعودی انجام دادند. آنها همچنین در صنعا و الحدیده تظاهراتی برگزار کردند و هشدار دادند که درگیریها ممکن است به تمام جبههها گسترش یابد، بدین ترتیب نشان میدهند که انتقامجویی آنها محدود به پادشاهی نخواهد بود و ممکن است به یمن بازگردد، جایی که دولت هنوز کنترل بخشهای وسیعی از آن را در دست دارد، بهویژه در جنوب و شرق. مگر اینکه به سرعت از طریق دیپلماسی مهار شود، این اختلاف میتواند چهار سال آرامش بین ائتلاف و حوثیها را از بین ببرد و راه را برای تشدید بیشتر هموار کند.
چرا حوثیها بر احیای پروازهای مستقیم به تهران اصرار دارند؟
اصرار حوثیها بر برقراری پروازهای مستقیم بین صنعا و تهران بدون تأیید عربستان، بیشتر از یک احیای ساده مسیر هوایی غیرنظامی است. اول، این مسئله نشان میدهد که این جنبش آماده است تا از طریق اقدام مستقیم خود را تحمیل کند – ایجاد واقعیتهایی بر روی زمین در مخالفت با ائتلاف – به جای اینکه به مذاکرات متوقف شده با عربستان یا فرآیند صلح تحت رهبری سازمان ملل برای از سرگیری و تغییر وضعیت موجود تکیه کند.
دوم اینکه، با توجه به نقش بسیار مشهود تهران در تشدید اوضاع، رویدادهای ژوئیه ممکن است نشانهای از یک مرحله جدید در روابط ایران و حوثیها باشد که در آن تهران دیگر عمدتاً به عنوان یک حامی سیاسی یا پشتیبان نظامی پنهان عمل نمیکند. در عوض، به نظر میرسد که این کشور به طور فزایندهای به یک شریک تمام عیار در تلاشها برای به چالش کشیدن محدودیتها بر سرزمینهای تحت کنترل حوثیها تبدیل شده است (به زیر مراجعه کنید).
در نهایت، این رویدادها نشاندهنده یک تغییر گستردهتر در اولویتهای حوثیها است – از تلاش برای استخراج اقدامات اعتمادساز، مانند پرداخت حقوق به کارمندان دولتی در مناطق تحت کنترل حوثیها، به وضوح به تصویر کشیدن درگیری به عنوان موضوعی درباره حاکمیت یمن بر فضای هوایی، بنادر و آبهای سرزمینیاش. به گفته حوثیها، این جنبش آنهاست و نه دولت به رسمیت شناخته شده بینالمللی که از حاکمیت یمن دفاع میکند. با انجام اقدام مستقیم برای تجدید نظر در این دیدگاه، حوثیها ریسکهای سیاسی را افزایش داده و سازشهای آینده را به طور قابل توجهی دشوارتر کردهاند.

آتشبس سعودی-حوثی با فشارهای شدید منطقهای مواجه است
اما حوثیها ممکن است با آتش بازی کنند. در حالی که این گروه میتواند زیرساختهای حیاتی در عربستان سعودی را آسیب بزند، همانطور که در ابها انجام داد، حملات بیشتر به احتمال زیاد واکنش بسیار قویتری از ریاض را به دنبال خواهد داشت. از ژانویه، مخالفان یمنی حوثی که از عربستان سعودی حمایت میشوند، بیشتر متحد شدهاند و این امر ظرفیت ریاض را برای هماهنگی اقدامات نظامی علیه شورشیان در زمین در یمن افزایش داده است. ایالات متحده نیز ممکن است از تلافی عربستان سعودی حمایت کند، همانطور که گزارشها نشان میدهد ممکن است قبلاً اینگونه بوده باشد، یا شاید در هرگونه خصومتهای تجدید شده به ریاض تسلیحات پیشرفتهای ارائه دهد.
این واقعه همچنین در زمانی رخ میدهد که حوثیها با فشارهای داخلی فزایندهای مواجه هستند. مناطق تحت کنترل آنها با مشکلات اقتصادی شدید مواجه هستند، به ویژه به دلیل تحریمهای ایالات متحده علیه این گروه، در حالی که نارضایتی از حکومت حوثیها در میان چندین جامعه قبیلهای در حال افزایش است. یک درگیری طولانی میتواند به عربستان سعودی و متحدانش این امکان را بدهد که از این تقسیمات بهرهبرداری کنند و هزینههای سیاسی و نظامی را برای حوثیها افزایش دهند.
چرا حوثیها اکنون به این شکل خود را تحمیل میکنند؟
زمانبندی تابعی از تغییرات داخلی و دینامیکهای منطقهای است. در طول ماه ژوئن، حوثیها یک کمپین سیاسی و رسانهای را با محوریت پایان دادن به “محاصره” که آن را محکوم میکنند، اجرا کردند و بدین ترتیب بهظاهر حقوق حاکمیتی یمن را بازمیگردانند و محدودیتهای تحمیلشده از خارج را رد میکنند. عبدالملک الحوثی، رهبر این جنبش، به همراه مقامات سیاسی ارشد، نمایندگان پارلمان، مقامات مذهبی، شخصیتهای قبیلهای و اعضای نهادهای دولتی، بهطور مداوم این مضامین را ترویج کردند و یمنیها را برای رویکردی تهاجمیتر آماده کردند. پس از هفتهها بسیج افکار عمومی در این راستا، حوثیها تلاش کردند پروازهای مستقیم به و از تهران را بهعنوان یک دستاورد سیاسی ملموس ارائه دهند و روایت خود را تقویت کنند که مقاومت، بهجای مذاکره، حاکمیت و آزادی حرکت بیشتری را برای پیروانشان تأمین خواهد کرد.
در سطح منطقهای، حوثیها به نظر میرسد که معتقدند پیامدهای جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران هم به نفع خودشان بوده و هم تهران را بیشتر مایل به ارائه حمایت سیاسی و لجستیکی به آنها کرده است.
مقامات ارشد حوثی بهطور فزایندهای خود را از موضع قدرت در حال مذاکره توصیف میکنند و استدلال میکنند که تحولات خاورمیانه “محور مقاومت” را تقویت کرده است، که با وجود ضربات وارده، همچنان زنده مانده و به نظر حوثیها حتی از قابلیتهای بازدارندگی بیشتری برخوردار است (احساسی که ممکن است با موفقیت ایران در ناکام گذاشتن تلاشهای ایالات متحده برای بازگشایی تنگه هرمز تقویت شده باشد).
آنها همچنین به نظر میرسد که محاسبه میکنند که ائتلاف تحت رهبری عربستان پس از سالها تلاش برای disengage از یمن و با توجه به بحران مداوم با ایران، تمایلی به بازگشت به رویارویی نظامی پرهزینه نخواهد داشت.
حامیان حوثیها در حمایت از ایران و لبنان، در میان درگیری ایالات متحده و اسرائیل با ایران، در صنعا، یمن، ۶ مارس ۲۰۲۶. REUTERS/Khaled Abdullah[/caption>
حمایت ایران بر آتشبس سعودی-حوثی تأثیر میگذارد
ایران تا چه حد در این رویداد دخالت دارد و ابعاد منطقهای چگونه بر تصمیمگیری حوثیها تأثیر میگذارد؟
آنچه که حوثیها برای به چالش کشیدن ائتلاف و دولت مستقر در عدن انجام میدهند نباید بهطور کامل ناشی از منافع ایرانی تلقی شود. این جنبش دلایل خاص خود را برای ابراز وجود دارد – بهویژه برای تقویت روایت خود از مقاومت در برابر فشارهای خارجی و دفاع از حاکمیت یمن در زمانی که چالشهای داخلی در حال افزایش است.
با این حال، بعد منطقهای تشدید تنشها نباید نادیده گرفته شود. بدون حمایت ایران، حوثیها قادر به انجام مجموعهای از اقدامات تشدیدی در ماه ژوئیه نبودند. هواپیمایی که منجر به درگیری ۱۳ ژوئیه در صنعا شد، ایرانی است؛ تهران بهطور علنی از اقدامات حوثیها حمایت کرده است؛ و مقامات ایرانی بهطور مکرر از تلاشها برای شکستن آنچه که آنها نیز بهعنوان محاصره توصیف میکنند، حمایت کردهاند. تهران همچنین شروع به تبلیغ بیشتر در مورد تعامل سفیر ایران در صنعا با حوثیها کرده است و بدین ترتیب حمایت بیشتری از این گروه را نشان میدهد. حوثیها نیز از ایران به خاطر تلاشهایش به نفع خود تشکر کردند.
این تحولات بهنظر میرسد که تغییر در رویکرد ایران را نشان میدهد. در سه سال گذشته، بهویژه پس از توافق سعودی-ایرانی میانجیگری شده توسط چین در مارس ۲۰۲۳، تهران بهطور کلی از تلاشها برای کاهش تنشها بین حوثیها و ائتلاف تحت رهبری عربستان حمایت کرده است. اما اکنون، بهنظر میرسد ایران بیشتر مایل است از تلاشهای حوثیها برای به چالش کشیدن وضعیت موجود حمایت کند. این تغییر احتمالاً به رویارویی آن با ایالات متحده و اسرائیل مرتبط است.
در مارس، در یک مرحله قبلی از این رقابت، حوثیها بهطور مختصر به نفع تهران با شلیک موشک به اسرائیل وارد عمل شدند. اما آنها حملات به کشتیرانی بینالمللی در دریای سرخ را از سر نگرفتند – که از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در طول جنگ اسرائیل در غزه بهطور متناوب انجام میشد – یا در باب المندب، تنگهای که دریا را به خلیج عمان متصل میکند.
آنها در حال حاضر هیچگونه برنامهای برای چنین اقداماتی اعلام نکردهاند. با این حال، مقامات ارشد حوثی به این نکته اشاره کردهاند که این گزینهها در صورت تشدید درگیری همچنان روی میز باقی مانده است. هرگونه تشدیدی تقریباً بهطور قطع با تهران هماهنگ خواهد بود و به دینامیکهای ایالات متحده و ایران مرتبط خواهد بود.
در واقع، اگر ایالات متحده به تشدید فشارهای اقتصادی و حملات نظامی به ایران ادامه دهد، تهران ممکن است بهدنبال فعالسازی جبهه حوثی باشد، از جمله با تشویق حملات در دریای سرخ یا اطراف باب المندب. مسدود کردن تجارت در آنجا در حالی که ایران همچنان تنگه هرمز را مسدود میکند، اختلالات تجاری جهانی را تشدید کرده و بحران امنیتی و اقتصادی ایجاد شده توسط جنگ ایالات متحده-اسرائیل با ایران را بزرگتر خواهد کرد.
اولویت فوری جلوگیری از تشدید بحران کنونی به یک درگیری نظامی وسیعتر است که یمن پس از بیش از یک دهه جنگ که کشور را در وضعیت اقتصادی و انسانی وخیمی قرار داده، به سادگی نمیتواند آن را تحمل کند.
موثرترین راه برای مهار بحران، احیای مسیر سیاسی مستقیم بین ائتلاف تحت رهبری عربستان و حوثیها خواهد بود. دو طرف میتوانند به تفاهمات گستردهای که پیش از جنگ غزه که در اکتبر 2023 آغاز شد، دست یافته بودند، بازگردند؛ در گذشته، این تفاهمات به کاهش تنشها کمک کرده است. ارتباطات دوجانبه بیشتر، مکانیزمی برای مدیریت اختلافات قبل از تبدیل شدن به خشونت فراهم میکند و به بازسازی اعتماد بین طرفین کمک میکند.
در مورد فرودگاه صنعا، بهترین مدیریت استفاده از آن از طریق هماهنگی به جای اقدام یکجانبه خواهد بود. ائتلاف تحت رهبری عربستان – که باید با همکاری سازمان ملل و شرکای منطقهای عمل کند – باید از عادیسازی تدریجی ترافیک غیرنظامی به داخل و خارج از فرودگاه حمایت کند. حوثیها نیز باید از باز کردن مسیرهای بینالمللی جدید، از جمله به تهران، بدون رسیدن به تفاهم با دولت مورد شناسایی بینالمللی خودداری کنند.
نتیجه این خواهد بود که هر دو طرف برنده خواهند بود: امکان دسترسی غیرنظامیان به فرودگاه صنعا فراهم میشود و بنابراین ناامیدی نسبت به حکومت حوثیها کاهش مییابد، بدون اینکه به وضوح وضعیت موجود را به چالش بکشد و بدین ترتیب اقتدار دولت مورد شناسایی بینالمللی را تضعیف کند. مهمتر از همه، این نتیجه از بروز دوباره خصومتها جلوگیری میکند که آغاز آن خطرات قابل توجهی برای هر دو طرف، عربستان سعودی (با توجه به اولویتهای دیگرش) و حوثیها (با توجه به مشکلات داخلی رو به رشدشان) به همراه خواهد داشت.
به طور کلی، برای هر آرامش پایدار، ضروری است که به درگیریهای اخیر آمریکا و ایران پایان داده شود، وگرنه این درگیریها یمن را در بر خواهد گرفت و منطقه را به یک جنگ چند ساله دیگر فرو خواهد برد که به ضرر همه طرفهای درگیر خواهد بود.

