بازنگری استراتژیک در سیاست دریای سرخ پاکستان دههها بیطرفی عمدی را قطع کرده و این کشور را از یک میانجی محتاط به یک بازیگر امنیتی قاطع تبدیل میکند، در حالی که تهدیدات دریایی حوثیها افزایش یافته، تنشهای تازهای میان ایالات متحده و ایران به وجود آمده و عربستان سعودی به شدت نیاز دارد تا خطوط صادرات دریای سرخ خود را در حالی که تنگه باب المندب به عنوان یک نقطه بحرانی شناخته میشود، حفظ کند. هشدار صریح اسلامآباد و سیگنالهای خصوصی درباره استقرار نیرو نشان میدهد که ابهام استراتژیک به همراستایی صریح با ریاض تبدیل شده است.
این تغییر به طور جداییناپذیری به بقا اقتصادی مرتبط است—اختلالات در تأمین نفت به طور مستقیم اقتصاد شکننده پاکستان را تهدید میکند و حمایت مالی خلیج فارس همچنان حیاتی است—در حالی که به طور همزمان این کشور را در یک عمل متعادلکننده ظریف با ایران درگیر میکند، که همکاری امنیتی همسو با سنیها را به عنوان یک چالش مستقیم میبیند. ارزیابیهای ظرفیت نظامی، هرچند آمادگی دکترین را نشان میدهند، پیچیدگیهای اضافی را معرفی میکنند زیرا تحلیلگران مستقل سوال میکنند که آیا پاکستان میتواند بدون تضعیف موضع بازدارندگی شرقی خود در برابر هند، تعهد چند جبههای را حفظ کند. همگرایی این الزامات امنیتی، انتظارات از ائتلاف، ضرورت اقتصادی و رقابتهای منطقهای به سرعت فضای مانور اسلامآباد را تنگ میکند. در نهایت، این تغییر در سیاست دریای سرخ پاکستان نه یک تنظیم دیپلماتیک، بلکه یک بازچینی ساختاری با پیامدهای دوربرد برای معماری امنیتی خاورمیانه را نشان میدهد.
سیاست دریای سرخ پاکستان بیطرفی را پشت سر میگذارد
هشدار اخیر پاکستان در مورد تهدیدات علیه حمل و نقل دریای سرخ بیش از یک بیانیه دیپلماتیک روتین است—این موضوع ممکن است به پایان ابهام استراتژیک طولانیمدت اسلامآباد در درگیریهای خاورمیانه اشاره کند.
در یک اعلامیه با کلمات تند که چهارشنبه گذشته صادر شد، پاکستان جنبش حوثیهای همسو با ایران در یمن را به خاطر تهدید به عربستان سعودی و فعالیتهای تجاری دریایی محکوم کرد و هشدار داد که اسلامآباد “حق دفاع از خود را محفوظ میدارد” اگر منافع دریاییاش مورد هدف قرار گیرد. وزارت امور خارجه چنین تهدیداتی را “غیرقابل قبول” و نقض حقوق بینالملل توصیف کرد و تمایل نادری را برای ترسیم خطوط قرمز به طور عمومی در یک صحنه به طور فزایندهای ناپایدار نشان داد.
این بیانیه پس از اعلام حوثیها مبنی بر تحریم فوری دریایی علیه عربستان سعودی صادر شد—حرکتی که در صورت اجرایی شدن، میتواند دسترسی به بندرهای دریای سرخ را که برای صادرات نفت عربستان حیاتی شدهاند، مختل کند، در حالی که تنشهای تازه میان ایالات متحده و ایران ترافیک عبوری از تنگه هرمز را محدود کرده است. این تحولات به سرعت در حال تبدیل دریای سرخ از یک عرصه حاشیهای به جبههای مرکزی در بحران امنیتی گستردهتر خاورمیانه هستند.
برای پاکستان، پیامدها عمیق است
برای بخش عمدهای از دهه گذشته، اسلامآباد تلاش کرده است تا خود را به عنوان یک واسطه بیطرف در رقابتهای خاورمیانه معرفی کند—حفظ روابط کاری با ایران در حالی که روابط امنیتی و اقتصادی خود را با عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج عمیقتر میکند. با این حال، آن عمل متوازن اکنون تحت فشار بیسابقهای قرار دارد.
با تشدید تهدیدات حوثیها به حمل و نقل دریایی، سیاستگذاران در واشنگتن و خلیج به آرامی در حال بررسی این موضوع هستند که آیا پاکستان میتواند نقش فعالتری در حفاظت از مسیرهای دریایی از طریق تنگه باب المندب ایفا کند—یکی از مهمترین نقاط تنگه انرژی در جهان. گزارشها حاکی از آن است که بحثها شامل اشتراکگذاری اطلاعات، هماهنگی دریایی و حمایت لجستیکی برای حفاظت از مسیرهای تجاری دریایی بوده است. آخرین بیانیه پاکستان نشان میدهد که اسلامآباد ممکن است در حال بازنگری در موضع خود باشد.
“زبان مورد استفاده مهم است,” گفت Brigadier (R) محمد محبوب، تحلیلگر ارشد امنیتی مستقر در اسلامآباد. “این نه تنها نگرانی، بلکه آمادگی را منعکس میکند. پاکستان در حال نشان دادن این است که اگر لازم باشد، آماده است از منافع خود—و منافع شرکایش—دفاع کند.”

در مرکز این بازنگری عربستان سعودی قرار دارد
برای پاکستان، عربستان سعودی تنها یک شریک استراتژیک نیست—بلکه اغلب توسط مقامات به عنوان یک “کشور برادر” توصیف میشود، رابطهای که ریشه در دههها همکاری نظامی، حمایت اقتصادی و همراستایی سیاسی دارد. هر تهدید پایدار به خطوط اقتصادی عربستان، به ویژه صادرات انرژی آن، پیامدهای مستقیمی برای ثبات اقتصادی و جایگاه منطقهای پاکستان به همراه دارد.
مقامات دیپلماتیک و نظامی در اسلامآباد بهطور خصوصی اذعان میکنند که تهدیدات علیه مسیرهای دریایی عربستان سعودی بهطور فزایندهای از منظر امنیتی وسیعتری دیده میشود—منظری که با منافع ملی پاکستان تلاقی دارد.
“پاکستان نمیتواند بیتفاوت بماند اگر شریانهای اقتصادی نزدیکترین شریک منطقهایاش هدف قرار گیرند,” مهبود افزود. “یک آستانهای وجود دارد که فراتر از آن بیطرفی غیرقابل تحمل میشود.”
برخی تحلیلگران استدلال میکنند که آن آستانه ممکن است در حال نزدیک شدن باشد.

سوالی درباره ظرفیت نظامی
هر بحثی درباره نقش احتمالی اسلامآباد در دریای سرخ به ظرفیت نظامی منتهی میشود. برنامهریزان نظامی پاکستان مدتهاست که ادعا کردهاند که توانایی دکترین و عملیاتی برای مدیریت چندین جبهه بهطور همزمان را توسعه دادهاند—از بازدارندگی متعارف با شدت بالا در امتداد مرز هند تا عملیاتهای ضدتروریسم پایدار در مرز افغانستان. اگر این ادعا درست باشد، پاکستان ممکن است بتواند در تلاشهای امنیت دریایی در دورتر از آن نیز شرکت کند، بدون اینکه موضع بازدارندگی شرقی خود را در برابر هند به خطر بیندازد.
با این حال، تحلیلگران مستقل ارزیابی محتاطانهتری ارائه میدهند.“نیروی نظامی پاکستان بسیار توانمند است و میتواند عملیاتهای قاطع علیه حوثیها انجام دهد. نیروهای آن در حال حاضر در چندین جبهه داخلی مشغول فعالیت هستند، اما آنها عزم، تخصص و منابع لازم برای از بین بردن تهدیدات علیه عربستان سعودی را دارند,” گفت تحلیلگر امور دفاعی و استراتژیک مستنصر عباس مستقر در اسلامآباد.
“هرگونه استقرار خارجی—بهویژه در یک محیط دریایی پیچیده مانند دریای سرخ—نیاز به اولویتبندی دقیق و وضوح سیاسی درباره اهداف دارد. با این حال، پاکستان ممکن است در برابر تهدیدات علیه عربستان سعودی به هر قیمتی اقدام کند,” عباس افزود، که همچنین مدرس مطالعات دفاعی و استراتژیک در دانشگاه بحریه است.
اعتبار نظامی پاکستان در سالهای اخیر تقویت شده است، بهویژه پس از عملکرد آن در بحران ۲۰۲۵ با هند. در حالی که روایتهای متضادی در مورد نتیجه این بحران وجود دارد، این واقعه به درک میان شرکای منطقهای کمک کرده است که پاکستان همچنان یک بازیگر نظامی منضبط و پاسخگو باقی مانده است.
این درک در حال شکلدهی به انتظارات در خلیج فارس است.
ایران محدودیتها را ایجاد میکند
اگر عربستان سعودی نمایانگر فرصت باشد، ایران نمایانگر محدودیت است. پاکستان دارای مرز طولانی و حساسی با ایران است و نگرانیهای امنیتی مشترکی از جمله تروریسم مرزی و تنشهای فرقهای دارد. تهران بهطور تاریخی به گسترش همکاریهای نظامی همسو با سنیها در خلیج فارس با شک و تردید نگاه کرده است—بهویژه زمانی که این همکاریها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به چارچوبهای امنیتی مورد حمایت ایالات متحده مرتبط باشد.
این تنش در جریان سفر اخیر وزیر کشور ایران، اسکندر مومنی، به اسلامآباد مشهود بود، جایی که او مذاکرات سطح بالایی با نخستوزیر شهباز شریف و رئیس ستاد ارتش، مارشال میدان آسمان منیر، انجام داد. در حالی که بیانیههای رسمی بر همکاری و کاهش تنش تأکید داشت، زمانبندی این سفر نگرانیهای عمیقتری را در تهران درباره نقش در حال تحول پاکستان نشان میدهد.

برای اسلامآباد، چالش تنها دیپلماتیک نیست—بلکه ساختاری است. هرگونه مشارکت معنادار در ترتیبات امنیتی دریای سرخ که بهمنظور مقابله با تهدیدات حوثیها طراحی شده، ممکن است توسط ایران بهعنوان همراستایی علیه منافع منطقهایاش تفسیر شود. حتی یک نقش محدود و دفاعی نیز میتواند تمایز بین بیطرفی و مشارکت در یک معماری امنیتی ضدایران را مبهم کند.
“بهطور نظری، پاکستان میتواند نقش خود را بهطور محدود تعریف کند”، گفت ایفتخار قاضی، دیپلمات سابق پاکستان. “در عمل، منطقه بر اساس چنین تمایزات دقیقی عمل نمیکند. با این حال، پاکستان توانایی حفاظت از منافع عربستان سعودی را دارد و باید این کار را انجام دهد.”
مقامات دولتی در اسلامآباد، که بهطور غیررسمی صحبت میکردند، اشاره کردند که پاکستان ممکن است در حال حاضر بهطور قاطع به سمت ریاض متمایل شده باشد.
“اسلامآباد به ریاض اعلام کرده است که در حالت آمادهباش قرار دارد. یک سیگنال مثبت کافی خواهد بود تا نیروها به عربستان سعودی اعزام شوند. ایران و حوثیها از این موضوع آگاه هستند. نخستوزیر پاکستان و مارشال میدان عاصم منیر بهوضوح اعلام کردهاند که اسلامآباد میتواند برای خنثیسازی هر تهدیدی علیه عربستان سعودی به هر اقدامی دست بزند،” یک مقام ارشد دولتی گفت.
ترکیه، پاکستان و بنگلادش همچنین بهطور علنی حمایت خود را از عربستان سعودی در برابر تهدیدات حوثیها اعلام کردهاند که نشاندهنده همراستایی در میان کشورهای کلیدی با جمعیت مسلمان است. همگرایی پاکستان—یک قدرت مسلمان با تسلیحات هستهای—در کنار ترکیه، یک عضو مدرن و نظامی ناتو، و بنگلادش پیام استراتژیک وسیعتری را منتقل میکند: ریاض تنها نیست. بلکه از حمایت کشورهای مسلمان با نفوذی برخوردار است که آمادهاند حمایت سیاسی را در صورت نیاز به همکاری امنیتی تبدیل کنند. این همراستایی همچنین به افزایش جایگاه ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان، در جهان اسلام اشاره دارد، جایی که رهبری او بهطور فزایندهای بهعنوان مرکزی برای ثبات منطقهای و امنیت جمعی دیده میشود.
این حمایت رو به رشد روز جمعه گذشته تقویت شد، زمانی که سخنگوی ارتش پاکستان تأکید کرد که همراستایی دفاعی استراتژیک اسلامآباد با عربستان سعودی در میان تشدید تنشهای آمریکا و ایران را تأیید کرد و به توافق امنیتی متقابل ۲۰۲۵ اشاره کرد که تجاوز به یکی را بهعنوان تجاوز به هر دو تلقی میکند.
سخنگو بر تعهد پاکستان تأکید کرد در حالی که جزئیات عملیاتی را پنهان کرد و رابطه را بهعنوان ارتباطی عمیقاً نهادی در حوزههای دفاعی و اقتصادی توصیف کرد. اسلامآباد همچنین حملات اخیر ریاض در عراق را بهعنوان دفاع مشروع تحت قوانین بینالمللی تأیید کرد، حتی در حالی که تلاش میکند نقش موازی خود را بهعنوان میانجی در بحران در حال گسترش خلیج و اختلالات دریایی مرتبط حفظ کند.
فراتر از ژئوپلیتیک، محاسبات پاکستان تحت تأثیر نیازهای اقتصادی قرار دارد. با توجه به فشار مداوم بر اقتصاد و آسیبپذیری مکرر امنیت انرژی، اسلامآباد انگیزههای قوی برای حمایت از ثبات مسیرهای تأمین نفت جهانی دارد. اختلالات در باب المندب—بهویژه زمانی که با بیثباتی در تنگه هرمز ترکیب میشود—خطرات مستقیمی برای تابآوری اقتصادی پاکستان به همراه دارد.
در عین حال، کشورهای خلیج فارس بهطور فعال در تلاشند تا شراکتهای امنیتی خود را متنوع کنند و این امر فرصتهایی برای پاکستان فراهم میآورد تا همکاریهای نظامی را به منافع اقتصادی و انرژی تبدیل کند. بحثها در مورد گسترش روابط دفاعی بهطور فزایندهای شامل اجزای مرتبط با دسترسی به انرژی، سرمایهگذاری در زیرساختها و حمایت مالی شده است.
از این منظر، نقش بالقوه پاکستان در امنیت دریای سرخ تنها یک انتخاب استراتژیک نیست—بلکه بخشی از تلاش گستردهتری برای همراستا کردن سیاست خارجی با بقای اقتصادی است.
همگرایی این عوامل—فشار امنیتی، انتظارات از اتحادها، انگیزههای اقتصادی و رقابتهای منطقهای—بهسرعت فضای مانور پاکستان را محدود میکند. و در حالی که اسلامآباد تا کنون توانسته است از طریق تعامل دیپلماتیک با ایران، حمایت از چارچوبهای امنیتی خلیج فارس و روابط با ایالات متحده، تعادل ظریفی را حفظ کند، گسترش مناطق درگیری دریایی—از تنگه هرمز تا دریای سرخ—این عمل تعادل را تهدید میکند.
آخرین بیانیه پاکستان نشان میدهد که این کشور منافع خود را با حفاظت از تجارت دریایی و امنیت عربستان سعودی در اولویت قرار داده است. اکنون این سؤال مطرح است که آیا این مرزها به اقدام تبدیل خواهند شد.

سیاست دریای سرخ پاکستان نیازمند اقدام است
پاکستان اکنون در یک نقطه بحرانی قرار دارد. این کشور میتواند به تأکید بر دیپلماسی و میانجیگری ادامه دهد و در تلاش برای کاهش تنشها باشد در حالی که از درگیری مستقیم اجتناب میکند. یا میتواند بهطور تدریجی یا قاطعانه به سمت نقش فعالتری در امنیت منطقهای حرکت کند و با شرکای خلیج فارس نزدیکتر شود تا از مسیرهای دریایی تحت تهدید حفاظت کند.
<p
هر دو مسیر دارای ریسکهایی هستند. درگیری عمیقتر میتواند روابط با ایران را تحت فشار قرار دهد و پاکستان را در معرض چالشهای امنیتی جدید قرار دهد. از سوی دیگر، ادامهی احتیاط ممکن است اعتبار آن را به عنوان یک شریک قابل اعتماد در زمانی که کشورهای خلیج فارس در حال ارزیابی وابستگیهای امنیتی خود هستند، آزمایش کند.
عصر ابهام استراتژیک به پایان میرسد
آنچه واضح است این است که عصر ابهام استراتژیک در حال پایان است. با ظهور دریای سرخ به عنوان جبههای جدید در ژئوپولیتیک خاورمیانه، پاکستان دیگر یک ناظر دور نیست—بلکه در حال تبدیل شدن به یک بازیگر مهم است، خواه بخواهد یا نخواهد.

