امضای یک توافقنامه دفاع سهجانبه در مکه، بازتنظیم ساختاری در همراستاییهای امنیتی خاورمیانه را نشان میدهد. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان به بازدارندگی جمعی متعهد شدهاند، انتخابی که هم به کاهش اعتماد به چتر نظامی واشنگتن و هم به تمایل جدید پایتختهای منطقه برای هماهنگی دفاع خودمحور اشاره دارد. توافقنامه دفاع سهجانبه در حالی به وجود میآید که مباحث سیاست ایالات متحده به سمت خروج از منطقه میرود؛ انتقاد مایکل فاکس از مداخلهگری پس از ۱۱ سپتامبر با یک اجماع نوظهور در واشنگتن علیه تداوم قدرتنمایی نظامی همراستا میشود.
این همراستایی به معنای ثبات منطقه نیست. بلکه به این معناست که ساختار قدیمی تضمینهای خارجی اعتبار خود را از دست داده است، در حالی که مکانیزمهای عملیاتی توافق جدید هنوز تعریف نشدهاند. این توافق از زبان ماده ۵ مشابه ناتو استفاده میکند اما هر عضو را ملزم میکند که پاسخ خود را بر اساس فرآیندهای قانونی داخلی تنظیم کند. این ابهام ممکن است عمدی باشد، اما سوالات فوری درباره قابلیت اعتماد به بازدارندگی را مطرح میکند. توافقنامه دفاع سهجانبه همچنین با واکنشهای تند از سوی ایران، مصر، اسرائیل، یونان و بخشهایی از شورای همکاری خلیج فارس مواجه است، در حالی که چین و ایالات متحده به طور محتاطانه یا مثبت واکنش نشان میدهند. آزمون واقعی آن فراتر از نمادگرایی است: اینکه آیا میتواند مشارکت را گسترش دهد، معضلات امنیتی ایران و اسرائیل را مدیریت کند و به یک نظم پایدار تبدیل شود نه یک همراستایی موقتی.
چرا این توافق اکنون اهمیت دارد
توافق مکه نخستین تلاش کشورهای خاورمیانه برای ساخت یک چارچوب امنیتی منطقهای نیست، اما گامی مهم است که تغییر درک آنها از نیازها و قابلیتهایشان را منعکس میکند. موفقیت آن به حل نگرانیهای منطقهای و گسترش فراتر از سه عضو بستگی دارد.
مقالهای به تاریخ ۶ اوت در Foreign Affairs توسط مایکل فاکس، یک مقام سابق دولت بایدن، استدلال میکند که جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران شکست استراتژی دیرینه واشنگتن در خاورمیانه را نمایان کرده و محدودیتهای قدرت نظامی ایالات متحده در تأمین امنیت و ثبات را نشان داده است. فاکس معتقد است که ایالات متحده باید پس از پایان جنگ، نیروهای خود را از خاورمیانه خارج کرده و مداخله نظامی را با دیپلماسی، همکاری اقتصادی و اشکال هدفمند تعامل جایگزین کند.
او بیثباتی منطقه را به بیش از سه دهه سیاستهایی که به شدت به قدرت نظامی برای حفظ نفوذ ایالات متحده متکی بودهاند، مرتبط میداند. او استدلال میکند که به جای تقویت امنیت، این سیاستها منجر به بروز درگیریهای بیشتر شده و کشورهایی که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند را به اهدافی برای دشمنان آمریکا تبدیل کرده است. هزینههای انسانی و مالی بسیار زیاد بوده است: تقریباً ۸ تریلیون دلار برای جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر هزینه شده که حدود سه میلیون آمریکایی در آنها درگیر بودهاند، در حالی که بیش از ۹۴۰۰۰۰ نفر در منطقه به طور مستقیم کشته شده و حدود ۳۸ میلیون نفر آواره شدهاند.

اجماع خروج واشنگتن در حال افزایش است
فاکس پیشنهاد میکند که ترتیبات امنیتی منطقهای به رهبری خود کشورهای خاورمیانه انجام شود، در حالی که واشنگتن عمدتاً نقشهای دیپلماتیک و اقتصادی را حفظ کند. او استدلال میکند که جنگ با ایران نشان داد که نیروهای نظامی ایالات متحده نمیتوانند به طور کافی از شرکای خلیج فارس آمریکا محافظت کنند.
او به طور مشابه بر این نکته تأکید میکند که کمک به اسرائیل باید مشروط به پایان اشغال، پیگیری صلح با فلسطینیها و متوقف کردن کمپینهای نظامی علیه کشورهای همسایه باشد. او استدلال میکند که خروج ایالات متحده موجب تضعیف واشنگتن در برابر چین و روسیه نخواهد شد و بر این باور است که این امر به ایالات متحده اجازه میدهد تا بر چالشها در اروپا و آسیا تمرکز کند.
با این حال، استدلال او عمدتاً از استراتژی امنیت ملی دسامبر ۲۰۲۵ دولت ترامپ غافل است که آرزوهای مشابهی برای رها کردن ملتسازی، اجتناب از “جنگهای ابدی” و تشویق متحدان منطقهای مانند اسرائیل و ترکیه برای پذیرش مسئولیت بیشتر در امنیت خاورمیانه را ابراز کرده است. با این حال، حذف فاکس به یک توسعه وسیعتر اشاره دارد: اجماع نوظهور آمریکایی به نفع کاهش حضور نظامی ایالات متحده در منطقه.
درون توافقنامه دفاع سهجانبه
در این زمینه، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز بعد از انتشار مقاله فاکس در مکه توافقنامه دفاع متقابل سهجانبهای امضا کردند. این توافقنامه اعلام میکند که حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه آنها محسوب میشود، هرچند که مکانیزمهای دقیق اجرای این تعهد هنوز مشخص نیست. مقامات ترکیه این توافقنامه را مبتنی بر “بازدارندگی جمعی” توصیف کرده و هدف آن را تعمیق همکاریهای دفاعی-صنعتی، قابلیتهای نظامی مشترک، تلاشهای ضدتروریسم و آمادگی مشترک عنوان کردهاند. این توافقنامه همچنین به ماده ۵ ناتو شباهت دارد و به هر عضو این امکان را میدهد که نوع پاسخ خود به یک حمله را بر اساس رویههای قانونی ملی خود تعیین کند.
چرا مدلهای منطقهای قبلی متوقف شدند
این توافقنامه تنها در پاسخ به جنگ اخیر با ایران ایجاد نشده است. این توافقنامه نتیجه جستجوی طولانیمدت منطقهای برای ترتیبات امنیتی مبتنی بر قابلیتهای خود قدرتهای خاورمیانه بود. مقامات آمریکایی پیش از بازگشت ترامپ به مقام ریاستجمهوری، از متحدان منطقهای خود خواسته بودند که مسئولیت بیشتری برای امنیت منطقه بر عهده بگیرند. در عین حال، چندین مدل منطقهای رقیب نیز ظهور کرده بود. کشورهای خلیج فارس به تقویت قابلیتهای دفاعی شورای همکاری خلیج فارس (GCC) فکر میکردند، در حالی که ایران یک سیستم امنیتی جامع عربی-ایرانی در خلیج فارس را بر اساس حذف نیروهای آمریکایی ترویج میکرد.
هیچیک از این ابتکارات موفقیتآمیز نبود. عربستان سعودی و پاکستان همچنین در سپتامبر ۲۰۲۵ یک توافقنامه دفاعی دوجانبه امضا کرده بودند، در حالی که پیشنهاداتی برای یک سیستم پنجقدرت شامل ترکیه، عربستان سعودی، مصر، پاکستان و ایران یا یک توافق چهارقدرت شامل ترکیه، عربستان سعودی، مصر و پاکستان در حال گردش بود. پیشنهاد اخیر در نهایت به توافق سهجانبه مکه تبدیل شد زمانی که مصر به آن نپیوست.

چرا اعضا به این توافق پیوستند
ترتیب سهجانبه نگرانیهای امنیتی مختلف اعضای خود را منعکس میکند. ترکیه با چالشهایی از جمله یونان، قبرس، اسرائیل و ایران مواجه است؛ عربستان سعودی با تهدیدهایی که بهویژه با ایران و اسرائیل مرتبط است، روبرو میشود؛ و پاکستان به شدت بر روی هند متمرکز است. بنابراین، این توافق به هر عضو یک چارچوب بازدارنده وسیعتر و امکان به اشتراکگذاری قابلیتهای دفاعی، تخصص و ظرفیت صنعتی را ارائه میدهد. مقامات سعودی و ترکیهای تأکید کردهاند که این توافق به هیچ کشور خاصی معطوف نیست، به عنوان یک بلوک فرقهای یا نظامی محسوب نمیشود و به برنامه هستهای یا مسابقه تسلیحاتی مرتبط نیست.
آیا توافق دفاع سهجانبه میتواند پایدار بماند؟
با این حال، این توافق نگرانیهایی را در میان کشورهایی که از آن کنار گذاشته شدهاند، ایجاد کرده است. واکنشهای ایران از هشدارهایی مبنی بر اینکه این توافق میتواند نمایانگر یک همراستایی ضدایرانی باشد تا استدلالهایی که نشاندهنده تلاشهای منطقهای برای کاهش وابستگی به حفاظت ایالات متحده است، متغیر بوده است. مصر بهخاطر کنار گذاشته شدنش واکنش منفی نشان داد، در حالی که برخی از صداهای اماراتی این توافق را به عنوان نشانهای از تقسیمات استراتژیک در درون شورای همکاری خلیج فارس تفسیر کردند. اسرائیل نسبت به نقش در حال گسترش ترکیه در همسایگی عربی ابراز نگرانی کرد، در حالی که یونان بهطور گزارششدهای به مشارکت عربستان با ناامیدی نگاه کرد. برخی ناظران پیشبینی کردهاند که هند، امارات متحده عربی، اسرائیل و یونان ممکن است با تقویت همراستایی خود پاسخ دهند.
چین، برعکس، این توافق را تهدیدی برای منافع خود نمیدانست و از این ابتکار استقبال کرد و حتی خواستار توسعه یک سیستم امنیتی مشترک با کشورهای مسلمان شد. ایالات متحده نیز به طور مثبت واکنش نشان داد و برخی از مقامات آمریکایی این توافق را به عنوان دستاوردی که میتواند ثبات منطقهای را پیش ببرد، توصیف کردند.
با این حال، این توافق سوالی اساسی درباره جایگاه ایران در هر ساختار امنیتی منطقهای آینده مطرح میکند. ایران میتواند یا به یک سیستم وسیعتر در کنار قدرتهای بزرگ منطقهای ملحق شود که نیازمند محدود کردن سیاستهای توسعهطلبانه و رسیدگی به نگرانیهای امنیتی مشترک است، یا اینکه از آن خارج و منزوی شود. رویکرد دوم میتواند ناامنی تهران را عمیقتر کرده و رفتارهای تهاجمیتری را تشویق کند. اسرائیل چالش متفاوتی را ارائه میدهد: اگرچه توازن قدرت کنونی جنگ منطقهای علیه اسرائیل را غیرواقعی میسازد، کاهش انزوا آن نیازمند یک توافق منطقهای بسیار وسیعتر و احتمالاً پایان به عادیسازی با آن است—تحولاتی که به نظر نمیرسد در آینده نزدیک اتفاق بیفتد.
بنابراین، توافق مکه نمایانگر یک گام اولیه مهم به سوی یک نظم امنیتی در خاورمیانه است که عمدتاً توسط قدرتهای منطقهای و نه قدرتهای خارجی ساخته شده است. بر خلاف توافقات دوران جنگ سرد مانند پیمان بغداد و سازمان پیمان مرکزی، این توافق اساساً محصول تغییر در ادراکات میان کشورهای بزرگ منطقه درباره نیازها و قابلیتهای امنیتی خود است. با این حال، نباید اهمیت آن را بیش از حد بزرگنمایی کرد. موفقیت بلندمدت آن بستگی به این دارد که آیا اعضای آن میتوانند به نگرانیهای کشورهای خارج شده رسیدگی کنند، مشارکت را گسترش دهند، تعهدات ایجاد شده توسط دفاع جمعی را روشن کنند و سازوکارهایی توسعه دهند که قادر به مدیریت چالشهای امنیتی مرتبط با ایران و اسرائیل باشد. این توافق آغاز یک فرآیند است نه تکمیل یک سیستم امنیتی منطقهای جدید.

