میمهای سفارت ایران به ابزاری عمدی برای کنترل روایت در زمان جنگ تبدیل شدهاند و نه یک محصول تصادفی از فرهنگ دیجیتال. در سراسر X، نمایندگیهای ایرانی پیامهای دولتی را به فرمتهای محاورهای ترجمه میکنند که مخاطبان جهانی را از طریق شوخی و تسلط فرهنگی جذب میکند. این حسابها شخصیتی را میسازند که متشکل، خودآگاه و تقریباً از تشدید آمریکاییها سرگرم است.
این زیباییشناسی از سرسختی بیتوجه به تهران اجازه میدهد تا تفسیر واشنگتن از رویدادها را بدون اتکا به تصاویر رنج غیرنظامیان به چالش بکشد. در واقع، چنین تصاویری بهطور عمده از خوراکهای سفارت غایب هستند، زیرا آنها ترحم را به جای تحسین دعوت میکنند.
حذف استراتژیک این تصاویر ادعایی از تابآوری و اختیار استراتژیک را تقویت میکند. بنابراین، مخاطبان ممکن است پس از ایجاد یک پیوند عاطفی با محتوایی که احساس آشنا و اصیل دارد، چارچوب سیاسی ایران را بپذیرند. تضاد با خروجی دیجیتال آمریکایی و اسرائیلی بسیار واضح است: هیچکدام موادی با هم resonance فرهنگی قابل مقایسه تولید نمیکنند. بنابراین، میمهای سفارت ایران روایتهای جنگی جهانی را با ظاهر کردن تبلیغات دولتی بهصورت مشارکتی، کنایهآمیز و فرهنگی متناسب با بینندگان عادی بازسازی میکنند. این اجرا مهم است زیرا اعتماد به پیامهای سیاسی آنلاین اغلب با درک اصالت آغاز میشود.
چگونه سفارتها از پروتکل فراتر میروند
در لحظات کلیدی تاریخ، سفارتها از وظایف دیپلماتیک معمول خود فراتر رفتهاند تا به منافع وسیعتری از دولتهای خود خدمت کنند. آنها اطلاعات جمعآوری کرده، از شخصیتهای مخالف پشتیبانی کرده، جنبشهای انقلابی را حمایت کرده و حتی به تسهیل کودتاها کمک کردهاند. ایالات متحده شاید بهترین نمونههای شناختهشده را ارائه میدهد، بهویژه در استفاده از نمایندگیهای دیپلماتیک بهعنوان پوششی برای عملیات سیا، از جمله سرنگونی محمد مصدق در ایران در سال 1953 و دخالت در افسران نظامی که نگو دین دیام را در ویتنام جنوبی در سال 1963 برکنار کردند. سایر سفارتها نیز نقشهای غیرمتعارف مشابهی را بر عهده گرفتهاند، از مأموریت بریتانیا که از معترضان قانونخواه در ایران در سال 1906 حمایت کرد تا سفارت سوئد که از مخالفان سیاسی پس از کودتای 1973 در شیلی محافظت کرد.
در عراق پس از ۲۰۰۳، ایران همچنین مرز بین دیپلماسی و نفوذ سیاسی را محو کرد و به پرورش متحدان سیاسی و حمایت از گروههای مسلح پرداخت. حسن قاضیمیقومی، سفیر تهران از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰، به عنوان یکی از اعضای نیروی قدس سپاه پاسداران شناسایی شد که به تسلیح و آموزش شبهنظامیان عراقی میپرداخت، حتی در حالی که به عنوان گفتوگوی رسمی ایران با مقامات عراقی و آمریکایی خدمت میکرد.

میمهای سفارت ایران جنگ دیجیتال را شکل میدهند
امروز، سفارتهای ایرانی بار دیگر فراتر از مرزهای سنتی خود حرکت میکنند، هرچند به شکلی بسیار متفاوت. این بار، ایران از حسابهای سفارتهای خود در X برای پیشبرد جنگ روایت دیجیتال از طریق میمها، نظرات سیاسی و انتشار اخبار استفاده میکند تا تصویری از رژیم به عنوان یک نهاد شوخطبع، قابل ارتباط و با اعتماد به نفس ارائه دهد.
سیاستهای قابل ارتباط بودن
حسابهای سفارت ایران به یک کانال بسیار مهم برای به تصویر کشیدن روایت جنگی تهران تبدیل شدهاند، که به چالش کشیدن روایتهای آمریکایی و اسرائیلی از رویدادها و سختتر کردن ساخت یک اجماع بینالمللی بدون چالش علیه ایران کمک میکند. بسیاری از این حسابها همچنین در “شیتپستینگ” سیاسی شرکت میکنند و از محتوای تحریکآمیز و بیاحترامی برای جلب توجه و گسترش پایگاه فالوئرهای خود استفاده میکنند. چنین محتوایی میتواند نظر عمومی را تغییر دهد در حالی که به طور همزمان نقایص حقوق بشر گذشته ایران را به حاشیه میبرد. در عین حال، تصویر ایران به طور فزایندهای از طریق زبان ضد صهیونیسم و ضد امپریالیسم شکل میگیرد و به آن اجازه میدهد خود را به عنوان ملتی که در برابر سلطه غرب و گسترشطلبی اسرائیل مقاومت میکند، معرفی کند.
چرا قابل ارتباط بودن قدرت قانعسازی آنلاین را افزایش میدهد
به همان اندازه مهم است که ایران خود را به عنوان یک نهاد شوخطبع و قابل ارتباط معرفی کند. حسابهای سفارت ایران به طور منظم از میمها، فرهنگ عامه و شوخیهای آنلاین استفاده میکنند به گونهای که نشان میدهد زبان و حساسیتهای مخاطبان هدف خود را درک میکنند. یک مثال محبوب از این موضوع، استفاده مکرر ایران از ویدیوهای لگو و کارتونهایی است که شخصیتهای ایرانی را به عنوان قهرمانان شجاع و شخصیتهای آمریکایی و اسرائیلی را به عنوان آنتاگونیستهای در حال مبارزه به تصویر میکشند.
علاوه بر این، سفارتهای ایران به سرعت با رویدادهای بزرگ جهانی مانند جام جهانی ارتباط برقرار میکنند و آنها را به روایتهای گستردهتری از افول اخلاقی ایالات متحده پیوند میزنند. این محتوا بدون شک موجب جلب توجه میشود، اما اهمیت آن بسیار فراتر از این است. این امر ایران را به عنوان کشوری معتبرتر، آشنا و فرهنگیتر برای بیننده عادی جلوه میدهد. این موضوع اهمیت دارد زیرا اعتبار یکی از پایههای اعتماد سیاسی است.
بنابراین، محتوای طنزآمیز و قابل ارتباط هدفی فراتر از تقویت پیامهای سیاسی ایران دارد. این محتوا به تدریج یک “پیوند عاطفی” بین ایران و مخاطبانش ایجاد میکند. ایران به عنوان کشوری باهوش، خودآگاه و نه چندان متفاوت از افرادی که محتوای آن را مصرف میکنند، ارائه میشود. هنگامی که این حس ارتباط برقرار شود، مخاطبان ممکن است بیشتر تمایل داشته باشند با تفسیر وسیعتر ایران از جنگ درگیر شوند.
بنابراین، با صحبت کردن به زبانی که برای مخاطبان آنلاین آشناست، ایران میتواند به مراتب قابل دسترستر و فرهنگیتر از ایالات متحده و اسرائیل به نظر برسد و این امر ممکن است مخاطبان را به پذیرش پیامهای سیاسی وسیعتر آن ترغیب کند. موفقیت سفارتهای ایرانی همچنین با شکست مشهود دولت ترامپ و اسرائیل در رقابت در همان عرصه دیجیتال تقویت میشود، به طوری که هیچیک از آنها محتوایی تولید نکردهاند که به سطوح قابل مقایسهای از همخوانی فرهنگی، طنز یا تعامل مثبت با مخاطب دست یابد.

قدرت سرسختی بیتوجه
به همان اندازه که تلاش برای ایجاد تصویری از سرسختی بیتوجه در برابر حملات مداوم آمریکاییها برای استراتژی دیجیتال ایران اهمیت دارد. این تصویرسازی در جنگ روایتها مرکزی است زیرا ایران را به عنوان کشوری که کنترل رویدادها را در دست دارد و نه صرفاً واکنشگر، معرفی میکند. این امر به ایران اجازه میدهد تا برداشتهای عمومی از اینکه چه کسی در حال پیروزی است، چه کسی در حال شکست است و کدام طرف هنوز اعتماد به نفس، اختیار و ابتکار عمل برای تعیین مسیر درگیری را دارد، شکل دهد.
حسابهای سفارتهای ایرانی به طور سیستماتیک این تصویر را پرورش میدهند. آنها با رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، شوخی میکنند که دور بعدی حملات چه زمانی ممکن است انجام شود و به تهدیدهای او پاسخ میدهند و ادعا میکنند که “کلیدهای” تنگه هرمز را گم کردهاند. آنها همچنین به طور منظم توصیفهایی از انتقامجویی ایرانی ارائه میدهند که به گونهای طراحی شده است که به جای حالت دفاعی، به نظر مطمئن برسد.
سفارت ایران در غنا، به عنوان مثال، به ایالات متحده هشدار داد: “دوباره امتحان کنید. دفعه بعد، هرمز به طور کامل بسته میشود. و شما هیچکس جز خودتان را نخواهید داشت که سرزنش کنید. پس آنچه را نمیتوانید به خواب برگردانید، بیدار نکنید!” چنین پستهایی بیشتر از آنکه تهدیدی را منتقل کنند، نشاندهندهای از قدرت هستند. لحن آنها ایران را به عنوان کشوری که با تشدید تنش راحت است، با اعتماد به نفس در توانایی خود برای تلافی و تقریباً با تمسخر تلاشهای آمریکاییها برای ترساندنش، معرفی میکند.
آرامش به عنوان نشانهای از قدرت
این است که چرا سرسختی بدون مزاحمت از نظر سیاسی بسیار مؤثر است. این موضوع ایران را به عنوان کشوری با قابلیت نظامی و از نظر روانی ناپسندیده معرفی میکند. شوخی، زبان غیررسمی و بیتوجهی ظاهری این تصور را ایجاد میکند که حملات آمریکایی و اسرائیلی نتوانستهاند کشور را بترسانند، بیثبات کنند یا تحقیر نمایند. ایران به جای آن به عنوان کشوری که به آرامی فشار را جذب میکند و آزادی تصمیمگیری در مورد چگونگی و زمان پاسخ را حفظ میکند، به تصویر کشیده میشود. به این ترتیب، آرامش خود به عنوان نشانهای از قدرت و اهرم استراتژیک تبدیل میشود.
آنچه ایران از آن چشمپوشی میکند
به همان اندازه که ساخت سرسختی بدون مزاحمت مهم است، آنچه سفارتهای ایرانی انتخاب نمیکنند که منتشر کنند نیز اهمیت دارد. حسابهای آنها به ندرت تصاویر گرافیکی از ایرانیان زخمی، توصیفهای زنده از خانوادههای غمگین و بیپناه، یا غیرنظامیانی که از اثرات حملات رنج میبرند، منتشر میکنند، حتی اگر گزارشها حاکی از کشته شدن هزاران غیرنظامی و زخمی شدن دهها هزار نفر دیگر باشد. این غیبت قابل توجه است زیرا تصاویر رنج غیرنظامیان اغلب نقش مرکزی در شکلدهی به گفتمان جهانی در مورد دیگر درگیریها، به ویژه نسلکشی در غزه، ایفا کردهاند.
در مورد فلسطینیها، انتشار تصاویر وحشتناک از مرگ، جراحت، آوارگی و ویرانی، همدردی بینالمللی را ایجاد کرده و مقیاس خشونت اسرائیلی را افشا کرده است. فلسطینیها و حامیان آنها تلاش غیرمتمرکزی را برای به تصویر کشیدن این رنج در یک فضای رسانهای متنوع آغاز کردهاند، بهویژه به این دلیل که آنها در موقعیت ضعف نظامی شدید قرار دارند و به شدت به فشار عمومی جهانی برای محدود کردن اسرائیل وابستهاند.
ایران، با این حال، در موقعیتی بهطور قابل توجهی متفاوت قرار دارد که به یک استراتژی رسانهای متمرکزتر کمک میکند. با توجه به اندازه، نفوذ منطقهای و ظرفیت انتقامجوییاش، این کشور نمیتواند تصویر عمومی خود را بر اساس آسیبپذیری یا نیاز به حمایت خارجی بسازد. انجام این کار خطر تقویت ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ایران “بسیار زود شکست خواهد خورد” را به همراه دارد و در عین حال تصویر آرامش و تابآوری که سفارتها و رسانههای همسو تلاش کردهاند تا ایجاد کنند را تضعیف میکند.

پروژه میمهای سفارت ایران آرامش را به تصویر میکشد
ایران به نظر میرسد که محاسبه میکند که از ترحم جهانیان بهرهای نمیبرد. برای حفظ حمایت بینالمللی، پیروزی در جنگ روایتها و ناامید کردن ترامپ و اسرائیل، باید تصاویری که کشور را بهعنوان شکستخورده، ناامید یا تحت فشار نشان میدهد، سرکوب یا حاشیهای کند. به جای اینکه از مخاطبان بخواهد با رنج ایران همدردی کنند، حسابهای سفارت آنها را دعوت میکند تا به تابآوری آنها احترام بگذارند. بنابراین، نمایش سرسختی بدون نگرانی یک استراتژی عمدی برای شکلدهی به ادراکات بینالمللی از ایران بهعنوان کشوری مطمئن و قادر به تحمل فشار مستمر است.
حسابهای سفارت ایران در نهایت بیشتر از روایت جنگ عمل میکنند. آنها نحوه ادراک جهانیان از ایران در طول این درگیری را شکل میدهند. با تطبیق پیامهای رسمی دولتی با زبان و فرهنگ مخاطبان آنلاین، این حسابها روایت جنگی ایران را آشنا و قابل ارتباطتر میسازند و در عین حال به چالش کشیدن تصاویری از ضعف ایرانی میپردازند. این همصدایی در نهایت به ایران کمک میکند تا با مخاطبان آنلاین خود ارتباط و اعتماد برقرار کند و همچنین احترام به سرسختی آرامشمند خود را پرورش دهد.

