افشای اطلاعات غیرمجاز در مورد تصمیم ایران، یک بحث استراتژیک خصوصی را به یک رفراندوم عمومی درباره قضاوت اجرایی تبدیل کرده است. این افشای اطلاعات ایران ترامپ نشاندهنده یک عدم تطابق عمیق بین اجماع محتاطانه دستگاه امنیت ملی و اقدام قاطع رئیسجمهور است. به جای اینکه یک قمار بیپروا را افشا کند، هشدارهای افشا شده از سوی مقامات اطلاعاتی و نظامی، بیتحرکی نهادی را روشن میکند که بارها در خنثیسازی رژیمهای متخاصم ناکام مانده است.
ارزیابیهای افشا شده بر روی خطرات عملیاتی—اختلالات بازار انرژی، گسترش نظامی، واکنشهای دیپلماتیک—تمرکز داشتند در حالی که بهطور سیستماتیک فوریت ابعاد ایدئولوژیک و وجودی تهدید را دست کم گرفتند. با اولویت دادن به اعلامیههای صریح دشمن به جای پیشبینیهای جدی مشاوران خود، رئیسجمهور چارچوبی را رد کرد که بهطور مداوم نیتهای بازیگران توتالیتر را به اشتباه تفسیر کرده است.
بنابراین، افشای اطلاعات ایران ترامپ عملکردی پارادوکسیکال دارد: آنها خود گروهفکری را که چنین تصمیماتی قرار است بر آن غلبه کند، افشا میکنند. محاسبات استراتژیک از یک بحث درباره قابلیتهای تاکتیکی به یک سوال درباره اراده تفسیر منتقل میشود، جایی که تمایل به شنیدن نیتهای اعلام شده دشمن به نادرترین شکل شجاعت سیاسی تبدیل میشود. پیامدهای نادیده گرفتن چنین اعلامیههایی، فصلهای خونینترین قرن گذشته را تعریف کرده است و لحظه کنونی نیازمند وضوح مشابهی است.
چرا افشای اطلاعات ایران ترامپ ناکامی را افشا میکند
افشای اطلاعات و انگشتگذاری به سمت ایران توسط وفاداران غیرمجاز MAGA آغاز شده است. وال استریت ژورنال گزارش میدهد که در فوریه، تلس گابارد، مدیر وقت اطلاعات ملی، به رئیسجمهور دونالد ترامپ هشدار داد که اگر حمله کند، “تهران به سرعت به بستن تنگه هرمز خواهد شتافت و بازار انرژی جهانی را بیثبات خواهد کرد.” هشدار او “بازتاب هشدارهایی بود که ترامپ از همه جا دریافت میکرد”، به نوشته ژورنال، از جمله از رهبران نظامی ارشد که “نگرانیهایی درباره ذخایر تسلیحاتی و مشکلات آمادگی برای نیرویی که تحت فشار است” ابراز کردند و از معاون رئیسجمهور جی دی ونس که “رویکردی محتاطانهتر” را ترویج کرد که بر مذاکرات متمرکز بود و “کمهزینهتر از جنگ با پیامدهای غیرقابل کنترل” خواهد بود.
پیام افشاگران واضح است: اگر ترامپ فقط به ما گوش میداد، ما در این وضعیت نبودیم.
<p
در واقع، این افشای خودخواهانه در واقع عکس آن را نشان میدهد — با نشان دادن اینکه ترامپ چه تصمیم شجاعانهای اتخاذ کرده است. تقریباً به تنهایی و در میان مخالفان، ترامپ اقدام کرد تا از دستیابی ایران به سلاح هستهای جلوگیری کند.
آیا او بالاخره به دشمن گوش داد؟
در واقع، ترامپ نه تنها به سخنان مخالفان توجه نکرد؛ بلکه کاری انجام داد که پیش از او تنها تعداد کمی از روسایجمهور انجام داده بودند: او به سخنان دشمن گوش داد.
بزرگترین اشتباه تراژیک که رهبران جهان در قرن گذشته مرتکب شدند، عدم توجه به سخنان هیولاهای تاریخ بود. این دیکتاتورها بارها و بارها به وضوح بیان کردند که چه قصدی دارند، اما ایدههای آنها به عنوان بیش از حد احمقانه یا بیش از حد خیالی برای جدی گرفتن فرض شد.

نقشههای نادیدهگرفته شده لنین و هیتلر
در اوایل قرن بیستم، ولادیمیر لنین جزوهای به نام “چه باید کرد؟” منتشر کرد که در آن برنامههای خود را برای سرنگونی تزار روسیه و تأسیس “دیکتاتوری پرولتاریا” بیان کرد. جهان به سخنان او توجه نکرد و امپراتوری توتالیتر او انقلاب کمونیستی را در سراسر جهان به وجود آورد که به مرگ حدود 100 میلیون نفر انجامید و جهان را به آستانه نابودی هستهای رساند.
در دهه 1920، آدولف هیتلر “نبرد من” را منتشر کرد که در آن برنامه خود را برای تأسیس رایش هزار ساله در آلمان و نابودی یهودیان بیان کرد. جهان به سخنان او توجه نکرد و رژیم نازی او اتاقهای گاز ساخت، جهان را به آتش کشید و 17 میلیون نفر را کشت.
بنلادن و پوتین طبق سناریو عمل کردند
در اواخر دهه 1990، اسامه بنلادن فتوایی صادر کرد که در آن جنگ علیه غرب را اعلام کرد و از تمام مسلمانان خواست تا “جهاد علیه دشمنان خدا، دشمنان شما یعنی اسرائیلیها و آمریکاییها” را آغاز کنند. جهان به سخنان او توجه نکرد و در 11 سپتامبر 2001، پیروان او هواپیماها را به سمت پنتاگون و مرکز تجارت جهانی پرتاب کردند.
در سال ۲۰۲۱، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، یک بیانیه ۷۰۰۰ کلمهای منتشر کرد که در آن توضیح داد اوکراین از روسیه، “سرزمین تاریخیاش”، دزدیده شده و وعده داد که آنها را دوباره متحد کند. جهان به سخنان او جدی نگرفت و چند ماه بعد او بزرگترین تهاجم زمینی در اروپا از زمان جنگ جهانی دوم را آغاز کرد — جنگی که تا کنون منجر به بیش از ۲ میلیون کشته و زخمی در میان نظامیان و غیرنظامیان شده است.
به سخنان ستمگران اعتماد کنید
درس واضح است: وقتی ستمگران و تروریستها از نیت خود سخن میگویند، به سخنان آنها اعتماد کنید.
این همان کاری است که ترامپ با ایران انجام داد. به مدت ۴۷ سال، رژیم ایرانی وعده داده است که “مرگ بر آمریکا” را به ارمغان بیاورد. در سخنرانی سال ۲۰۲۳، آیتالله علی خامنهای اعلام کرد: “وقتی شما ‘مرگ بر آمریکا’ را فریاد میزنید، این فقط یک شعار نیست، بلکه یک سیاست است”، و افزود که اگر آمریکا نبود، “رژیم صهیونیستی مصنوعی نابود شده بود.” در سال ۲۰۲۲، او اعلام کرد: “بله، این اتفاق خواهد افتاد. مرگ بر آمریکا اتفاق خواهد افتاد.”
ایران و نمایندگان آن به مدت نزدیک به پنج دهه جنگی بیرحمانه علیه ایالات متحده به راه انداختهاند: تصرف سفارت ایالات متحده در تهران در سال ۱۹۷۹، بمبگذاریهای سفارت ایالات متحده و پادگان تفنگداران دریایی در بیروت در سال ۱۹۸۳، بمبگذاری برجهای خُبَر در عربستان سعودی در سال ۱۹۹۶، بمبگذاریهای سفارتهای ایالات متحده در کنیا و تانزانیا در سال ۱۹۹۸، تأمین “نفوذگرهای انفجاری”، شورشیان در عراق که هزاران سرباز آمریکایی را کشته و مجروح کردند، طرح بمبگذاری در کافه میلانوی واشنگتن در سال ۲۰۱۱، حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ توسط حماس که ۴۶ آمریکایی را کشت — در میان بیشمار حملات دیگر.
اگر ایران همه این کارها را بدون چتر هستهای انجام داده، تصور کنید اگر به چنین سلاحی دست یابد، چه ویرانی به بار خواهد آورد.

شور مسیحایی پشت نشتهای ایران ترامپ
و این فرض بر این است که ایران چنین سلاحی را تنها به عنوان یک بازدارنده میخواهد.
<p
خطر واقعی وجود دارد که رژیم ایرانی ممکن است به دنبال سلاح هستهای باشد تا از آن استفاده کند. جمهوری اسلامی توسط اعضای یک فرقه شیعه به نام “دوازدهامامیها” اداره میشود که بر اساس توضیحات تاریخنگار برنارد لوئیس، معتقدند که “زمان اکنون” برای بازگشت امام دوازدهم — “مهدی” — یک شخصیت “مانند مسیح” که در سال 873 میلادی ناپدید شد اما واقعاً مرده نیست، فرا رسیده است. برنارد لوئیس نوشت که او “به دست خدا پنهان شده است” و “در پایان زمان به عنوان مهدی بازخواهد گشت” تا “پادشاهی خدا را بر روی زمین برقرار کند.” هیچکس که ممکن است بخواهد به برقراری پایان زمان کمک کند، نباید اجازه داشته باشد که وسایل انجام این کار را به دست آورد.
اینکه فکر کنیم آمریکا میتواند با مذاکرهکنندگان از تئوکراسی ایرانی به توافقی پایدار برسد، احمقانه است. حتی اگر ایران به توافقی برای کنار گذاشتن سلاحهای هستهای خود برسد، آنها به آن خیانت خواهند کرد — درست مانند اینکه کره شمالی به توافق هستهای که در سال 1994 با رئیسجمهور بیل کلینتون به دست آورد، خیانت کرد.

جرأتمندترین تصمیم در یک عمر
حمله ترامپ به ایران یک اشتباه نبود؛ این جرأتمندترین تصمیم سیاست خارجی است که هر رئیسجمهوری در عمر من گرفته است. ترامپ با وجود هزینههای سیاسی شخصی، با وجود تمام کبوترهایی که او را به عدم انجام این کار تشویق میکردند، و با وجود مخالفت بیوقفه دموکراتها در کنگره، عمل کرد.
او اولین رئیسجمهور آمریکایی است که به سخنان دشمن ما بهطور جدی توجه کرده و قبل از اینکه آنها بتوانند میلیونها نفر را بکشند، اقدام کرده است. حتی اگر این کار به او در نوامبر آسیب بزند، تاریخ او را پاداش خواهد داد.

