بستن مؤثر تنگه هرمز در اوایل سال جاری قرار بود شدیدترین افزایش قیمت نفت در تاریخ معاصر را به دنبال داشته باشد. با توجه به اینکه تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی معمولاً از این آبراه عبور میکند، تحلیلگران پیشبینی کرده بودند که قیمت نفت خام معیار ممکن است به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد. اما در عوض، قیمتهای جهانی نفت در آوریل به حدود ۱۲۰ دلار رسید و از ژوئن عمدتاً زیر ۱۰۰ دلار باقی مانده است.
فاصله بین پیشبینیهای فاجعهبار و رفتار واقعی بازار نشاندهنده تعامل پیچیدهای از تنظیمات بیسابقه در سمت تقاضا، آزادسازیهای عظیم ذخایر استراتژیک و تغییر سریع مسیرهای صادرات جایگزین است. تصمیم چین برای کاهش واردات نفت خام به بیش از پنج میلیون بشکه در روز، تقریباً ۴۵ درصد از تقاضای پیش از جنگ خود، به عنوان مهمترین عامل در کاهش قیمتهای جهانی نفت شناخته شده است.
ترکیب این اقدامات با بزرگترین آزادسازی هماهنگ ذخایر نفتی استراتژیک در تاریخ، فضای کافی در بازار ایجاد کرد تا از دست دادن فیزیکی عبور از تنگه هرمز را جذب کند. با این حال، نیروهایی که قیمتهای جهانی نفت را کنترل میکنند نامحدود نیستند. ذخایر تنها تا حدی میتوانند کاهش یابند، خطوط لوله جایگزین ظرفیت محدودی دارند و بازارهای محصولات تصفیهشده به طور مستقل در حال تنگ شدن هستند. بنابراین، ثبات کنونی ممکن است نمایانگر تأخیری باشد تا لغو شوک قیمت.
قیمتهای جهانی نفت بر ترسهای بدترین غلبه میکنند
برای دههها، احتمال بستن تنگه هرمز به عنوان سناریوی نهایی فاجعه برای بازارهای جهانی نفت در نظر گرفته شده است. بنابراین، زمانی که ایران در پاسخ به حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل، تنگه را در اوایل سال جاری به طور مؤثر بست، بسیاری از تحلیلگران هشدار دادند که قیمت نفت ممکن است به بالاترین سطح تاریخی خود برسد.
منطق این امر ساده بود. قبل از جنگ، حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از تنگه عبور میکرد. از دست دادن عرضه به این مقیاس به راحتی میتوانست قیمت نفت را به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه برساند — اما این اتفاق نیفتاد. در عوض، قیمتها در آوریل به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید و از ژوئن عمدتاً زیر ۱۰۰ دلار باقی مانده است.
برای درک دینامیکهایی که تا کنون مانع از افزایش قیمت بیشتر شدهاند و برای درک اینکه عرضه و قیمت نفت ممکن است به کجا برود در حالی که درگیری ادامه دارد، با روری جانستون، تحلیلگر برجسته بازارهای نفت و نویسنده وبلاگ Commodity Context صحبت کردم. گفتوگوی ما برای اختصار و وضوح ویرایش شده است.

کاهش واردات چین تحلیلگران را سردرگم کرده است
سام فریزر: بیایید درباره اینکه چرا قیمتهای نفت به ۱۵۰-۲۰۰ دلار در هر بشکه که شما در اوایل جنگ هشدار داده بودید، نرسیدهایم صحبت کنیم. شما به چند دلیل اشاره کردهاید، از جمله کاهشهای عظیم واردات چین. آنچه ما درک میکنیم این است که چین با واردات نفت خود چه کرده و چگونه آن را مدیریت کرده است؟
روری جانستون: این موضوع کمی معماگونه است. در این مرحله، آنچه که ما به طور قطع میدانیم این است که چین واردات نفت خام خود را بیش از پنج میلیون بشکه در روز کاهش داده است، که تقریباً ۴۵٪ از کل تقاضای وارداتی پیش از جنگ آنها را تشکیل میدهد. برای چین، دو نقطه پایانی برای تعادل نفت خام وجود دارد: به یک پالایشگاه یا به ذخیرهسازی. ما میدانیم که چین پیش از جنگ حجم عظیمی از ذخایر استراتژیک را انباشته کرده بود.
به طور کلی، نیمی از کاهش پنج میلیون بشکه در روز میتواند به طور تقریبی با کاهش فعالیتهای پالایش در چین توضیح داده شود. باقیمانده موضوعی است که به تعادل ورودی و خروجی از انبارها مربوط میشود. بخشی از آن احتمالاً کاهش ذخایر کمتر قابل مشاهده یا زیرزمینی بوده است. و بخش دیگر آن متوقف کردن سرعت قبلی انباشت ذخایر است.
بحث اصلی این است که هر یک از این عوامل چقدر در این موضوع تأثیر دارد. اگر فرض کنیم که ۸۰٪ از آن باقیمانده به توقف خریدهای قبلی که در حال ساخت ذخایر استراتژیک بودند مربوط میشود، این یک نتیجه منفی برای قیمتهای نفت است زیرا به این معنی است که پکن نیازی به جایگزینی آن حجمها در آینده نزدیک ندارد. اما اگر آنها در حال حاضر به شدت در حال کاهش ذخایر استراتژیک کمتر قابل مشاهده هستند، این یک تفسیر بسیار مثبتتر است زیرا به این معنی است که آنها نمیتوانند به این روند ادامه دهند و نیاز به جایگزینی آن انبارها خواهند داشت.
در سمت محصولات پالایش شده، آنها فعالیتهای پالایش را حدود ۲.۵ تا ۳ میلیون بشکه در روز کاهش دادهاند. آنها با آن جریان قبلی دیزل، سوخت جت و غیره چه میکنند؟ و اینجاست که ما شروع به گمانهزنی بیشتری میکنیم. مخازن ذخیرهسازی بالای زمین برای محصولات پالایش شده سقفهای شناور ندارند. ما نمیتوانیم به طور مستقل پر بودن آنها را تأیید کنیم.
این موضوع به مصرف ظاهری و عرضه ظاهری این سوختها در چین مربوط میشود. برای بنزین و دیزل، هر یک از این عرضهها به طور ظاهری حدود ۲۰ درصد کاهش یافته است که کاهش قابل توجهی است. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد مردم در چین به سادگی یک پنجم کمتر رانندگی میکنند. اگر واقعاً اینقدر در مصرف خود کاهش نمیدهند، سوخت از کجا تأمین میشود؟
قبل از جنگ، ما مشکوک بودیم که چین همچنین در حال ساخت ذخایر استراتژیک سوختهای تصفیه شده است. دوباره، نمیتوانیم این را تأیید کنیم، اما اگر آنها این ذخایر را انباشته کرده باشند، ممکن است در حال برداشت از آن باشند. ما سپس با همان سوالی که در مورد نفت خام مطرح است، مواجه هستیم: چه مقدار از این موضوع به توقف انباشت قبلی مربوط میشود و چه مقدار از آن برداشت از ذخایر موجود است؟
برای مرجع، آخرین باری که چیزی شبیه به این را در مورد سقوط مصرف ظاهری دیدیم، در زمان کووید صفر در سال ۲۰۲۲ بود که کشور به طور کامل در قرنطینه بود.

ذخایر چقدر میتوانند دوام بیاورند؟
فریزر: بنابراین میتوانیم بگوییم که ذخایر محصولات تصفیه شده باید وجود داشته باشند، اما ما هیچ بینشی در مورد اندازه آنها یا اینکه چه مقدار در حال برداشت است یا اینکه این برداشتها چقدر پایدار خواهند بود، نداریم؟
جانستون: درست است. برآوردهای مختلطی وجود دارد، اما فکر میکنم آنها در بهترین حالت برآورد هستند. جالب است، به نظر میرسد در برخی جهات، کمبود دادههای قابل تأیید به مردم اجازه میدهد که با اطمینان بسیار در مورد آنچه در چین در حال وقوع است صحبت کنند، زیرا هیچ دادهای برای رد تقریباً هر استدلالی وجود ندارد. این فقط به مردم اجازه میدهد که بدون هیچ گونه بازخورد واقعی به این موضوع بپردازند.
فریزر: ما چگونه تغییر الگوهای خرید چینیها را از زمان یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران و پس از سقوط آن مشاهده کردهایم؟
جانستون: آنچه پس از یادداشت تفاهم مشاهده کردیم، افزایش بارهای خروجی از هرمز بود. به نظر میرسد که اکثریت قریب به اتفاق آن به سمت چین هدایت شده است. آنچه مشاهده کردیم این بود که در پایینترین نقطه، واردات نفت خام چین در ژوئن به حدود ۶ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. و سپس این میزان در ژوئیه به بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز افزایش یافت، یا حداقل این بالاترین نقطه در ژوئیه بود. تقریباً یک ماه بعد، این واردات دوباره به حدود شش میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. شما شاهد بازگشت به جایی هستید که قبل از یادداشت تفاهم ایستاده بودیم.
فریزر: آیا میدانیم این سرکوب واردات چقدر میتواند ادامه یابد؟
جانستون: فرض کنیم که این کاملاً کاهش موجودیها بوده است، که به نظر غیرمحتمل میرسد. حتی در این صورت، آنها بیش از یک میلیارد بشکه نفت خام موجودی دارند که ما به طور قطع از آن مطلع هستیم. اگر آنها بخواهند بازار را به حداکثر توان خود حمایت کنند، میتوانند این کار را برای ماههای بیشتری انجام دهند. اما در این روند، تمام پوشش امنیت انرژی که تقریباً دو دهه برای ساخت آن هزینه کردهاند را تخلیه خواهند کرد.
انتشار ذخایر استراتژیک زمان حیاتی را خریداری میکند
فریزر: بیایید به انتشار ذخایر نفت استراتژیک توسط ایالات متحده و دیگر شرکا بپردازیم. تا چه حد این موضوع در جلوگیری از افزایش قیمتها مؤثر بوده است؟
جانستون: این بخشی از مجموعهای است که جهان به نوعی درگیر آن شده است تا این اثرات را کاهش دهد. این بزرگترین انتشار ذخایر استراتژیک در تاریخ است. بسته به ماه دقیقی که در مورد آن صحبت میکنید، ممکن است بیش از ۳ میلیون بشکه در روز تأمین اضافی از ذخایر استراتژیک کشورهای OECD بوده باشد. بدون آن، بازار بسیار تنگتر میشد و احتمالاً حتی با کاهش واردات چین در همان زمان نیز همان تسکین را تجربه نمیکردیم.
فریزر: هفته گذشته ذخایر استراتژیک ایالات متحده به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه کاهش یافت. بحثهای زیادی در مورد محدودیتهای فیزیکی این ذخایر وجود دارد با توجه به اینکه آنها در غارهای نمکی ذخیره میشوند. آنها به مقدار مشخصی پرشدگی نیاز دارند تا یکپارچگی ساختاری خود را حفظ کنند. آیا ما به نقطهای نزدیک شدهایم که توانایی ایالات متحده برای ادامه کاهش از این ذخایر را تحت فشار قرار دهد؟
جانستون: من باور ندارم که ما به آنجا رسیدهایم. فکر میکنم که شما احتمالاً حداقل ۲۰۰ میلیون بشکه دیگر دارید که میتوان به راحتی از آن استفاده کرد. با سطح پرشدگی مورد نیاز، قطعاً اگر فقط آن را تخلیه کنید و در آنجا یک خلأ بگذارید، این یک مشکل بزرگ خواهد بود. این به خودی خود فرو میریزد. اما آنها این کار را نمیکنند. آنها به صورت یک به یک یک بشکه نفت خام استخراج شده را با یک بشکه آب نمک اشباع شده جایگزین میکنند. بنابراین به طور نظری باید همان پرشدگی را حفظ کند. مشکل برای ذخایر استراتژیک لزوماً سطح پرشدگی نیست، بلکه تعداد چرخههای پر و خالی است. این حرکت واقعی بالا و پایین است که دیوارهها و یکپارچگی ساختاری را مختل و بیشتر تخریب میکند.
فکر میکنم که غارهای ذخایر استراتژیک میتوانند به زیر ۱۰۰ میلیون بشکه پرشدگی برسند قبل از اینکه با هر مشکلی مواجه شویم.
فریزر: بنابراین اگر ما به کاهش فعلی ادامه دهیم، این ما را به خوبی به سال آینده خواهد برد.
جانستون: درست است.
اظهارات ترامپ هنوز بازارها را تحت تأثیر قرار میدهد
فریزر: در طول جنگ، ترامپ یا کسی در دولت او بیانیهای درباره پیشرفت دیپلماسی یا میزان نفتی که از تنگه خارج میشود، صادر خواهد کرد. و حتی اگر این بیانیهها به سرعت نادرست شناخته شوند، تأثیر منفی بر قیمتها خواهد داشت. پس چرا این معاملهگران همچنان به ترامپ گوش میدهند؟ آیا در واکنش بازارها در طول این جنگ تغییری ایجاد شده است؟
جانستون: قطعاً در حال حاضر کاهشهای کمتری به این نوع تلاشهای بیانی وجود دارد نسبت به آنچه که در مارس و آوریل شاهد بودید، جایی که چندین روز کاهش ۱۵ تا ۲۰ دلاری در هر بشکه را در عرض یک روز مشاهده کردید.
وقتی به تاریخ نفت نگاه میکنید، تمایل به اغراق در این نوع رویدادهای ژئوپلیتیکی وجود دارد. این یک پدیده طبیعی ناشی از ترس است. به نوعی، ترامپ این رفتار طبیعی را در بازارهای نفت مختل کرده است. زیرا در حالی که شما درست میگویید که این واقعیت ندارد، اما عملکرد قیمت به حقیقت میپیوندد. در پایان روز، برای اینکه قیمتها افزایش یابند، نیاز دارید که معاملهگران قیمتهای بالاتری پیشنهاد دهند.
و اگر آنها قیمتهای بالاتری پیشنهاد دهند و از بازار خارج شوند و شغل خود را از دست بدهند، توسط کسی جایگزین خواهند شد که در برابر ریسکهای ژئوپلیتیکی قیمت بالاتری پیشنهاد نمیدهد. این موضوع بهطور موفقیتآمیزی نوسانات صعودی را متوقف کرده است. اما اگر ما همچنان به سمت تنگتر شدن پیش برویم، بازارها به پاسخهای بالاتر ادامه خواهند داد؛ فقط ما آن پدیدههای فرار را که در تاریخ دیدهایم، نخواهیم داشت.
خطوط لوله تسکین جزئی ارائه میدهند
فریزر: از آغاز جنگ، ما شاهد این بودهایم که عربستان سعودی و امارات متحده عربی با موفقیت از خطوط لوله به عنوان یک مسیر جایگزین برای خروج نفت از خلیج استفاده کردهاند. در حال حاضر چه مقدار نفت از این طریق خارج میشود؟ و آیا محاصره حوثیها بر حمل و نقل سعودی در دریای سرخ تأثیر معناداری بر این موضوع داشته است؟
جانستون: حجم کل نفتی که از امارات در فجیره و سپس از سواحل غربی عربستان سعودی و دریای سرخ خارج میشود به حدود ۶-۷ میلیون بشکه رسیده است. قبل از این حدود ۲-۳ میلیون بشکه بود، بنابراین این یک تغییر افزایشی ۴-۵ میلیون بشکهای بوده است.
پاسخ به سوال شما درباره حوثیها، قطعاً تأثیرگذار بوده است. به محض اینکه آنها شروع به حمله به کشتیهای سعودی کردند، کل ناوگان دریای سرخ خاموش شد. همه ترانسپوندرهای خود را خاموش کردند و این کار تأیید جریانها از عربستان سعودی را بسیار دشوارتر کرد. عبورهای قابل تأیید نفتکشهای سعودی از تنگه باب المندب عملاً به صفر رسیده است. احتمالاً هنوز مقداری نفت خارج میشود، اما ما همچنین شواهدی از جریانها به سمت شمال به سمت دریای مدیترانه مشاهده میکنیم. جریانهای پیش از جنگ در اینجا حدود یک میلیون بشکه در روز بود، کم و زیاد. این رقم در هفته یا دو هفته گذشته به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز، که به عنوان جریان سعودی فرض میشود، افزایش یافته است.
در دو هفته گذشته، همچنین شاهد بودیم که عربستان سعودی دوباره شروع به بارگیری نفتکشها در خلیج کرده است، که از زمان فروپاشی یادداشت تفاهم این کار را نکرده بودند. و سوال این است که آیا ریاض چیزی میداند؟ آیا قرار است اتفاق بزرگی در مذاکرات هرمز بیفتد؟ یا اینکه آنها مجبور به بازگشت به خلیج هستند؟ اکنون گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد آنها در تجارت شاتل تحت رهبری امارات متحده عربی، انتقالات کشتی به کشتی در خلیج عمان، شرکت میکنند. به نظر میرسد که برخی از این بشکهها، بشکههای جابجا شدهای هستند که از دریای سرخ بازمیگردند. بنابراین عربستان سعودی نیاز دارد که از تنوع خود دور شود. این یک جنبه شاعرانه دارد.

قیمتهای جهانی نفت با فشار جدیدی مواجه هستند
فریزر: با جمعبندی تمام این عوامل، ما در کجا از نظر نوعی کمبود عرضه جهانی قرار داریم؟ و چه نوع تأثیرات قیمتی میتوانیم انتظار داشته باشیم اگر این وضعیت در چند ماه آینده ادامه یابد؟
جانستون: در حال حاضر تخمین تعادل جهانی بسیار دشوار است. حدس من این است که ۲-۴ میلیون بشکه در روز در سطح جهانی کمبود داریم.
مسئلهای که بر این موضوع افزوده میشود این است که اکنون یک بحران موازی در سمت پالایش در حال ظهور است. بنابراین حتی اگر ما آنچه را که در سمت نفت خام اتفاق میافتاد، حل کرده باشیم، ما با حملات اوکراینی به پالایشگاههای روسی، حملات در دریای سیاه، کاهش صادرات ایالات متحده اکنون که ذخایر کاهش یافتهاند، و چین نیز محصولات پالایش شده را صادر نمیکند، مواجه هستیم. همه اینها به طور کلی بازارهای محصولات پالایش شده جهانی را تنگتر میکند.
اگر این وضعیت ادامه یابد و ما به کاهش ذخایر نفت خام ادامه دهیم، قیمت نفت خام همچنان افزایش خواهد یافت. علاوه بر این، ممکن است قیمتهای محصولات پالایش شده به طور مستقل بالاتر برود. بنابراین این فقط یک تشدید است. برای مصرفکنندگان، قیمتهای محصولات پالایش شده و نه نفت خام هستند که مسائل اقتصادی را تحت تأثیر قرار خواهند داد.
فرسر: بنابراین، حتی اگر این عوامل که درباره آنها صحبت کردیم، قیمتهای نفت را تا کنون پایین نگه داشتهاند و بزرگترین آنها ممکن است برای مدتی ادامه یابد، هنوز هم ممکن است در چند ماه آینده با قیمتهای بسیار بالایی مواجه شویم.
جانستون: به راحتی. ما در حال حاضر این را احساس میکنیم. قیمتهای تصفیه شده در حال حاضر در سطوح مخرب تقاضا قرار دارند. تنها سوال این است که آیا آنها در سطوح به اندازه کافی مخرب تقاضا قرار دارند یا خیر. این همان نگرانی بنیادی است که من در آوریل داشتم، که اکنون در یک زمانبندی بسیار طولانیتر و بیشتر در سمت محصول نسبت به کل مجموعه نفت در حال وقوع است.

