تابآوری خلیج اکنون با مهمترین آزمون خود از زمان ناآرامیهای منطقهای در دهه گذشته مواجه است. جنگی که با اقدام نظامی ایالات متحده و اسرائیل در برابر تهدید هستهای ایران آغاز شد، به یک رویارویی استراتژیک تبدیل شده که فراتر از میدان نبرد گسترش یافته است. بازارهای انرژی، مسیرهای کشتیرانی، زنجیرههای تأمین، دیپلماسی و محاسبات امنیت ملی همگی مختل شدهاند. تنگه هرمز به نقطه فشاری تبدیل شده است که جغرافیا سرنوشت اقتصادی را تعیین میکند. حملات به کشتیهای تجاری نشان دادهاند که چگونه درگیریهای منطقهای میتوانند به سرعت شریانهای تجارت جهانی را تهدید کنند. کشورهای خلیج مجبور شدهاند فراتر از بازدارندگی و دفاع سنتی فکر کنند.
آنها اکنون باید با سوالاتی درباره تابآوری بندرها، امنیت خطوط لوله، تنوع انرژی، تأمین غذا، شبکههای لجستیکی و ارتباطات جهانی مواجه شوند. امارات متحده عربی در تقاطع این فشارها قرار دارد—بهطور همزمان یک کشور خلیجی، یک مرکز تجاری جهانی، یک بازیگر دیپلماتیک و پلی بین اقتصادها. تابآوری خلیج بنابراین نمیتواند تنها در اصطلاحات نظامی اندازهگیری شود. این باید شامل کشتیرانی، سرمایهگذاری، هوانوردی، ثبات کالا و انتخابهای استراتژیک دولتها در فراتر از خاورمیانه باشد. چالش تنها بقا در بحران کنونی نیست، بلکه باید قبل از رسیدن بحران بعدی، مسیر را اصلاح کرد.
چرا جغرافیا سرنوشت میشود
لحظاتی در تاریخ وجود دارد که جغرافیا به سرنوشت تبدیل میشود. خلیج در حال تجربه یکی از این لحظات است.
در شش ماه گذشته، امارات متحده عربی، خلیج وسیعتر، خاورمیانه و جهان خود را در پیآمدهای درگیریای یافتهاند که با اقدام نظامی ایالات متحده و اسرائیل در برابر تهدید هستهای فزاینده ایران آغاز شد و از آن زمان به یک رویارویی استراتژیک بسیار وسیعتر تبدیل شده است. آنچه به عنوان یک بحران نظامی آغاز شد، به یک بحران اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده که به بازارهای انرژی، مسیرهای کشتیرانی، زنجیرههای تأمین، دیپلماسی و محاسبات امنیت ملی نفوذ کرده است.
و همانطور که آخرین تبادلها بین واشنگتن و تهران نشان میدهد، احتمال تشدید بیشتر همچنان واقعی است.

تنگه به نقطه فشار تبدیل میشود
کمتر جایی به اندازه خلیج فارس در معرض این پیامدها قرار داشته است. تنگه هرمز به یک نقطه فشار استراتژیک تبدیل شده است. اختلال در آنجا بر بازارهای انرژی و تجارت جهانی تأثیر گذاشته و حملات به کشتیهای تجاری نشان داده است که چگونه یک رویارویی منطقهای میتواند به سرعت شریانهای اقتصاد بینالمللی را تهدید کند.
بنابراین، کشورهای خلیج فارس مجبور شدهاند نه تنها به بازدارندگی و دفاع فکر کنند، بلکه به تابآوری بنادر، خطوط لوله، سیستمهای انرژی، تأمین غذا، شبکههای لجستیکی و اتصال جهانی نیز توجه داشته باشند.
امارات متحده عربی با مواجهه چندبعدی روبرو است
امارات متحده عربی خود را در تقاطع این فشارها یافته است. این کشور به طور همزمان یک کشور خلیج فارس، یک مرکز تجاری جهانی بزرگ، یک بازیگر دیپلماتیک و پلی بین مناطق و اقتصادها است. بنابراین، مواجهه آن با نوسانات چندبعدی است.
پیامدها محدود به موشکها و پایگاههای نظامی نیستند؛ بلکه در حمل و نقل، سرمایهگذاری، هوانوردی، قیمت کالاها، اعتماد به کسب و کار و انتخابهای استراتژیک که دولتها در فراتر از خاورمیانه با آن مواجه هستند، احساس میشوند.

فروم هلی در آستانه تقاطع قرار دارد
به همین دلیل، سومین دوره فروم هلی در ابوظبی در روزهای دوشنبه و سهشنبه به موقع است. این فروم که تحت عنوان “خلیج در تقاطع: درگیری، پیامدها و اصلاح مسیر” برگزار میشود و به همت مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک امارات و آکادمی دیپلماتیک انور قرقاش سازماندهی شده است، به دنبال پاسخ به سه سوال است که لحظه کنونی را تعریف میکند: چه اتفاقی افتاده است؟ اکنون چه اتفاقی در حال وقوع است؟ و چه چیزی میتواند و باید در آینده اتفاق بیفتد؟
تابآوری خلیج نیازمند لنزهای جدید است
این سوالات به ظاهر ساده هستند، اما پاسخهای آنها اینگونه نیستند. خلیج دیگر نمیتواند عمدتاً از طریق لنزهای سنتی نفت، اتحادهای نظامی و رقابتهای منطقهای درک شود. این منطقه به یک تقاطع تبدیل شده است که در آن ژئوپلیتیک، ژئواکونومی و ژئوتکنولوژی همپوشانی دارند.
امنیت یک مسیر دریایی میتواند قیمت انرژی را در هزاران کیلومتر دورتر تعیین کند. تشدید نظامی میتواند زنجیرههای تأمین را مختل کند. یک پیشرفت فناوری میتواند بازدارندگی را تغییر دهد. و یک تغییر دیپلماتیک در یک بخش از جهان میتواند محاسبات استراتژیک در بخش دیگری را شکل دهد.

مسائلی که باید در فوروم مورد بررسی قرار گیرد
بنابراین، فوروم هیلی در زمانی به وقوع میپیوندد که امارات متحده عربی و منطقه، فرضیات متعارف را که بهعنوان بدیهی تلقی میشدند، به چالش میکشند، تابآوری خود را افزایش میدهند و در سایه جنگ، برنامهای برای بازتنظیم دارند. سخنرانان از دهها کشور – از جمله سیاستگذاران، دیپلماتها، دانشگاهیان، رهبران کسبوکار و متفکران استراتژیک – نه تنها بحران را تشخیص میدهند بلکه فراتر از آن نیز میاندیشند.
ارتباطات بر انزوا غلبه میکند
این به معنای پرسش این است که کشورهای خلیج چگونه میتوانند قابلیتهای مدیریت بحران خود را تقویت کنند؛ چگونه میتوان کریدورهای دریایی و اقتصادی حیاتی را مقاومتر کرد؛ چگونه فناوری رقابت و همکاری را تغییر میدهد؛ چگونه سازوکارهای دفاعی منطقهای و معماری امنیتی ممکن است تغییر کند؛ چگونه روابط بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و ایران ممکن است در آینده بازتعریف شود؛ و چگونه قدرتهای میانه میتوانند در نظام بینالمللی که در حال تغییرات عمیق است، نقش بیشتری ایفا کنند.
با تاریخچهای از تبادل و ارتباط در میان فرهنگها، هیلی یک استعاره قوی برای لحظه کنونی ارائه میدهد. میراث آن تنها بقا در یک محیط دشوار نیست، بلکه ارتباط است. در عصری که درگیریها به سرعت از طریق پهپادها، بازارها، اطلاعات نادرست، شبکههای سایبری و زنجیرههای تأمین مختل شده، از مرزها عبور میکند، گفتوگو و همکاری نیز باید از مرزها فراتر رود. پاسخ به یک جهان بههمپیوستهتر نمیتواند انزوا بیشتر باشد.
ممکن است هیچ اصلاح مسیر آسانی وجود نداشته باشد. اما نیاز فوری به دوراندیشی استراتژیک، گفتوگوی منطقی و همکاری عملی وجود دارد. هدف فوروم هیلی پیشبینی آینده با قطعیت نیست، بلکه ایجاد فضایی برای تشویق ایدههای جدید و آمادهسازی برای مانور در برابر هر آنچه که به سمت ما میآید، است.

