اسرائیل با یک تصمیم استراتژیک تعیینکننده مواجه است در حالی که رأیدهندگان به سمت صندوقهای رأی میروند. یک ائتلاف جدید باید به سرعت درک کند که امنیت بلندمدت نیازمند دیپلماسی فعال منطقهای است، که احیای توافقات ابراهیم را به یک اولویت عملی فوری تبدیل میکند. در حالی که درگیریهای جاری کانالهای دیپلماتیک را متوقف کرده است، یک کابینه جدید میتواند یک فرصت کوتاه برای بازسازی اتحادهای ویرانشده و گسترش توافقات ابراهیم با نشان دادن انعطافپذیری واقعی در سیاستها پیدا کند.
توافقات ابراهیم باید پیش برود
بازگشت سیاسی غیرمنتظره نخستوزیران پیشین نفتالی بنت و یائیر لاپید در بهار امسال، چرخش ابتدایی در آنچه به نظر میرسد یک کمپین انتخاباتی داغ در پاییز اسرائیل باشد، بود. انتخابات که در حال حاضر انتظار میرود در اکتبر ۲۰۲۶ برگزار شود، در پسزمینهای منطقهای که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تغییر کرده است، در حال شکلگیری است و میتواند یک پنجره باریک برای اسرائیل به منظور بازتنظیم استراتژی منطقهای خود و ایجاد شتاب برای گسترش مشارکت در توافقات ابراهیم فراهم کند.
جنگ در غزه روابط اسرائیل را با شرکای موجود در توافقات تحت فشار قرار داده و باعث شده است عربستان سعودی شرایط عادیسازی را سختتر کند. جنگ و درگیریهای منطقهای مرتبط همچنین به حماس و حزبالله آسیب زده، شکستهای نظامی به ایران وارد کرده و به تغییر رژیم در سوریه کمک کرده است. تمام این تحولات منطقهای احتمالاً بر کمپین انتخاباتی و آینده سیاست اسرائیل تأثیر خواهد گذاشت.

مواجهه با توافقات ابراهیم در داخل کشور
اسرائیل با ترکیبی غیرمعمول از دستاوردهای نظامی و آسیبپذیری سیاسی وارد این فصل انتخاباتی میشود. اعتماد عمومی اسرائیل به دولت خود از ۷ اکتبر کاهش یافته است. تا پایان سال ۲۰۲۵، تنها حدود یکچهارم اسرائیلیها به دولت اعتماد داشتند. از سوی دیگر، حدود سهچهارم جمعیت از تأسیس یک کمیسیون تحقیق دولتی در مورد ناکامیهای مربوط به حمله حماس حمایت کردند. اگرچه نخستوزیر بنیامین نتانیاهو توانست با تصویب بودجه از برگزاری انتخابات ناگهانی در اوایل آن سال جلوگیری کند، ائتلاف او با فشار عمومی و سیاسی فزایندهای مواجه است.
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که حزب لیکود نتانیاهو حدود بیست و چهار کرسی در کنست ۱۲۰ نفره به دست خواهد آورد، در حالی که در حال حاضر سی و دو کرسی دارد. ائتلاف موجود به طور قابل توجهی زیر آستانه اکثریت شصت و یک کرسی قرار دارد که نشاندهنده تمایل فزاینده برای تغییر است.
بنت یکی از محتملترین گزینهها برای جایگزینی نتانیاهو است. او در سالهای 2021-22 یک دولت وحدت کوتاه را رهبری کرد و به عنوان یک فرد میانهرو در حال رقابت است. بنت همچنین نشان داده است که تمایل به همکاری با متحدان منطقهای دارد. هم بنت و هم لاپید روابط خوبی با رهبران در خلیج فارس دارند و به طور جداگانه با رئیسجمهور امارات متحده عربی در ابوظبی ملاقات کردهاند (بنت در 2022 و لاپید در 2025). اینکه آیا بنت میتواند اکثریت حکومتی را به دست آورد هنوز نامشخص است، اما احتمال تغییر سیاسی به طور فزایندهای محتمل به نظر میرسد. بنابراین انتخابات 2026 به عنوان یک رفراندوم در 7 اکتبر شکل میگیرد که پیامدهایی برای مسیر داخلی اسرائیل و موضع منطقهای آن خواهد داشت.

بازنگری در توافقات ابراهیم
توافقات ابراهیم از اواخر 2023 به حالت نزدیک به یخزدگی درآمده است، زیرا جنگ در نوار غزه به طور عمیقی خاورمیانه را تغییر داده است. این جنگ خشم گستردهای را در میان جهان عرب برانگیخته و حمایت از روابط با اسرائیل را به پایینترین سطح یکرقمی رسانده است.
اگرچه در حال حاضر آتشبس برقرار است، اما وضعیت سیاسی غزه هنوز حلنشده باقی مانده است. حماس به طور واقعی کنترل را در دست دارد و هیچ گروه حکومتی دیگری نمیتواند به عنوان یک گزینه قابل قبول عمل کند. هماهنگی امنیتی بین اسرائیل و شرکای منطقهای آن ادامه دارد، اما مقامات کشورهای امضاکننده توافقات ابراهیم نارضایتی فزایندهای از رفتار نظامی اسرائیل و سیاستهای آن در کرانه باختری ابراز کردهاند. همانطور که نماینده امارات متحده عربی، لانا زکی نسیبه، هشدار داد، اقدامات اسرائیل خطر تضعیف “چشمانداز و روح” توافقات ابراهیم را به همراه دارد.
نگرش عربستان سعودی نیز تغییر کرده است. پیش از اکتبر 2023، ریاض به طور محتاطانه به سمت عادیسازی پیش میرفت و ولیعهد محمد بن سلمان اظهار داشت که “هر روز به هم نزدیکتر میشویم.” در آن مرحله، مذاکرات حتی شامل یک پیشنویس چارچوب بود که بر اساس آن اسرائیل تنها امتیازات جزئی به فلسطینیها میداد.
در مواجهه با خشم منطقهای و نظر عمومی به شدت منفی، رهبری عربستان مسئله فلسطین را در مرکز سیاست منطقهای خود قرار داد. تا اواخر سال 2024، بن سلمان اعلام کرد که پادشاهی «بدون ایجاد یک دولت مستقل فلسطینی» روابط دیپلماتیک با اسرائیل برقرار نخواهد کرد. آنچه زمانی چارچوبی انعطافپذیر برای مذاکره بود، به شرطی واضح و عمومی تبدیل شده است که فضای دیپلماتیک برای عادیسازی را به طور قابل توجهی تنگ کرده است. اندونزی، کشور دیگری که ممکن است به توافقات ابراهیم بپیوندد، نیز به طور مشابه تأکید کرده است که پیشرفت در مسئله فلسطین پیشنیاز عادیسازی روابط است.
با این حال، افکار عمومی اسرائیل از ادغام منطقهای حمایت میکند: یک نظرسنجی در ماه مه 2025 نشان داد که 61 درصد از عادیسازی روابط با عربستان سعودی و گسترش توافقات ابراهیم حمایت میکنند؛ دو سوم معتقدند که این امر «امنیت، اقتصاد و جایگاه منطقهای اسرائیل را تقویت خواهد کرد.» در مقابل، دیگران در منطقه به طور فزایندهای سیاست اسرائیل را به عنوان مانعی بزرگ برای گسترش توافقات ابراهیم میبینند. این عدم تطابق شکاف بین آنچه اسرائیلیها میخواهند و واقعیت سیاسی منطقه را نشان میدهد.
محدودیتهای رهبری نیز این شکاف را شکل میدهند. نتانیاهو میراث آغاز توافقات ابراهیم را در اختیار دارد، اما ائتلاف کنونی او توانایی او را برای ایجاد تغییرات سیاستی که به پیشرفت آنها کمک کند، به ویژه در جبهه فلسطین، محدود میکند. در عین حال، رفتار اسرائیل در زمان جنگ اعتبار نتانیاهو را در منطقه تضعیف کرده و فضای دیپلماتیک برای عادیسازی را تنگتر کرده است. رهبری متفاوت ممکن است این شرایط را تغییر دهد، نه به این دلیل که دیدگاههای اساسی خود را در مورد امنیت تغییر میدهد، بلکه به این دلیل که میتواند انعطافپذیری بیشتری ارائه دهد و اعتبار منطقهای اسرائیل را بازگرداند.
توافقات ابراهیم نیاز به اقدام دارند
در این محیط، بازگرداندن شتاب توافقات ابراهیم نیازمند آن است که هر دولت جدید اسرائیلی چهار اولویت سیاستی را دنبال کند.
بازگرداندن اعتبار با شرکای خلیج فارس. اولویت اول این است که به متحدان خلیجی خود نشان دهد که اسرائیل یک شریک معتبر است، نه یک مانع. این عمدتاً شامل کنار گذاشتن بحثهای الحاق کرانه باختری و اتخاذ تدابیر قویتر برای کاهش خشونتهای شهرکنشینان است، در حالی که از اقداماتی که ممکن است وضعیت را بیشتر بیثبات کند، اجتناب میکند. این اقدامات نیاز به توافق نهایی وضعیت ندارند، اما برای بازگرداندن حداقل شرایط سیاسی که رهبران خلیج فارس میتوانند درگیر شوند، ضروری هستند.
اسرائیل قبلاً نشان داده است که این معامله ممکن است. در سال 2020، اسرائیل توافق کرد که برنامههای الحاق خود را به حالت تعلیق درآورد به ازای عادیسازی روابط با امارات متحده عربی. امروز، ریسکها بالاتر است و سیاستهای منطقهای محدودتر، اما منطق همان است. رهبران خلیج فارس مایل خواهند بود بهطور عملی عمل کنند، اما تنها در صورتی که اسرائیل انضباط مشابهی را نشان دهد. بدون آن سیگنال، ادغام از نظر سیاسی غیرممکن خواهد ماند، صرفنظر از منافع مشترک.
تعمیق هماهنگی با واشنگتن. کابینه بعدی اسرائیل باید با واشنگتن همکاری کند تا توافقهای ابراهیم را بهعنوان یک چارچوب منطقهای بلندمدت نهادینه کند. تأسیس یک اداره توافقهای ابراهیم که بهطور مشترک با ایالات متحده هماهنگ شود، میتواند شتاب را فراتر از دورههای سیاسی حفظ کند. اهداف اصلی آن باید شامل برگزاری فورومها و گروههای کاری منظم منطقهای، تشویق به پیوستن کشورهای اضافی، هماهنگی ابتکارات منطقهای مانند کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) و ترویج آگاهی بیشتر از ارزش استراتژیک و اقتصادی توافقها باشد.
اگرچه توافقهای ابراهیم در حال حاضر از حمایت واشنگتن برخوردارند، اما این حمایت نمیتواند تضمین شود. در حالی که هر دو دولت ترامپ و بایدن از عادیسازی حمایت کردهاند، پایداری بلندمدت توافقها به این بستگی دارد که آیا بهعنوان پیشبرد منافع اصلی ایالات متحده دیده میشوند: تقویت ثبات منطقهای، مقابله با نفوذ خصمانه، گسترش تجارت آزاد و ترویج همپیوندی اقتصادی و شراکتهای طرفدار آمریکا. یک چارچوب نهادینهشده میتواند به حفظ حمایت دوحزبی کمک کند حتی اگر رهبری سیاسی تغییر کند.
دوباره به مسیر فلسطینی بازگردید. آسیبدیدگی 7 اکتبر این اولویت سیاستی را از نظر سیاسی دشوار میکند، اما اجتنابناپذیر است. هر تلاشی برای ایجاد یک چارچوب منطقهای، بهویژه یکی که شامل عربستان سعودی باشد، در نهایت نیاز به رسیدگی به مسئله فلسطینی خواهد داشت. در حال حاضر، ایدهی تمامیتخواهی دولتی بعید به نظر میرسد، با توجه به مخالفت شدید از سوی جامعه اسرائیلی و این واقعیت که دولت فلسطینی کنونی (PA) بهعنوان یک شریک حکومتی ناتوان است. با این حال، حفظ برخی از شتاب سیاسی بهعنوان یک گام عملی بهسوی دستیابی به جدایی بلندمدت و ادغام منطقهای ضروری است، نه بهعنوان یک امتیاز ایدئولوژیک.
دولت بعدی باید رویکردی محدود و تدریجی را دنبال کند که نشاندهنده حسن نیت باشد. این شامل حرکت به سمت اجرای مرحله دوم آتشبس، گسترش نقش تکنوکراتهای فلسطینی غیر حماس در بازسازی، تقویت منابع درآمدی تشکیلات خودگردان فلسطینی برای جلوگیری از فروپاشی مالی و حمایت از اقدامات تثبیت پس از درگیری است. هدف از این اقدامات نه از سرگیری مذاکرات بلکه جدایی از درگیریهای جاری است—به اندازهای که انتظارات منطقهای را برآورده کند و در عین حال از نظر سیاسی در داخل کشور قابل اجرا باشد.

حفظ توافقات ابراهیم در سطح منطقهای
ادغام را ادامه دهید. حتی قبل از عادیسازی روابط با عربستان، دولت بعدی باید به ادغام منطقهای به عنوان یک استراتژی بلندمدت نگاه کند و آن را از طریق کانالهای اقتصادی، فناوری و مینیمالی پیش ببرد. توافقات ابراهیم میتوانند به ارائه دستاوردهای ملموس ادامه دهند اگر به مرحله عملیاتی درآیند و فقط حفظ نشوند. این به معنای عمیقتر کردن روابط موجود از طریق گسترش توافق تجارت آزاد امارات و پیشبرد شراکتها در بخشهای خاص با بحرین و مراکش در حوزههایی مانند انرژی، زیرساخت و فناوری است.
در عین حال، اسرائیل باید در ساختار منطقهای پایدار سرمایهگذاری کند. گروه I2U2 که شامل اسرائیل، ایالات متحده، هند و امارات است، یک پلتفرم قابل قبول برای تبدیل عادیسازی به سرمایهگذاری مشترک و همکاری مینیمالی ارائه میدهد. به موازات این، اسرائیل باید نقش خود را در IMEC تسریع کند، که در میان اختلالات ایرانی و حوثیها در مسیرهای تجاری سنتی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. هدف باید تبدیل عادیسازی به وابستگی اقتصادی و نهادی پایدار باشد که منجر به دستاوردهای متقابل شود و همکاری منطقهای را در برابر شوکهای سیاسی آینده مقاومتر کند.
در نهایت، دولت بعدی در اسرائیل بر اساس اینکه آیا میتواند شتاب دیپلماتیک سال ۲۰۲۰ را دوباره ایجاد کند قضاوت نخواهد شد، بلکه بر اساس اینکه چقدر میتواند به واقعیت منطقهای بسیار محدودتر سازگار شود. موانع زیادی وجود دارد، اما توافقات ابراهیم همچنان آینده خاورمیانه هستند. این انتخابات آینده ادغام منطقهای را تعیین نخواهد کرد، بلکه اینکه آیا اسرائیل بخشی از آن باقی میماند یا خیر.

