بحران استراتژیک اسرائیل به دلیل یک شکست نظامی واحد عمیقتر نشده است، بلکه به این دلیل است که ظهور ترکیه اکنون فرضیات بنیادین تسلط منطقهای اسرائیل را به چالش کشیده است. حمله هوایی به پایگاه هوایی ابوالظهور در سوریه در ۱۸ اوت ۲۰۲۶، که خسارت مادی محدودی به بار آورد و هیچ تلفات انسانی گزارش نشد، کمتر یک عملیات پیشگیرانه بود و بیشتر یک پیام سیاسی به آنکارا بود. تأخیر اسرائیل در تأیید این حمله، ادعای آن مبنی بر اینکه سوریه ترتیبات امنیتی موجود را با اجازه دادن به استقرار نظامی ترکیه نقض کرده است، و اختلاف عمومی بعدی با واشنگتن همه به یک نگرانی عمیقتر اشاره دارد.
ترکیه، که زمانی یک شریک بالقوه بود، در طول یک دهه اختلافات سیاستی انباشته به یک رقیب استراتژیک تبدیل شده است. آنکارا به دنبال تثبیت سوریه، بازسازی نظامی و ادغام بینالمللی دمشق بود. این کشور همکاری با مصر را عمیقتر کرد، نفوذ خود را در اطراف بابالمندب گسترش داد و به توافق دفاعی ترکیه–پاکستان–عربستان سعودی که در مکه امضا شد، پیوست. هر یک از این تحولات آزادی عمل اسرائیل را محدود میکند. بنابراین، بحران استراتژیک اسرائیل یک تغییر ساختاری را منعکس میکند: برای اولین بار، یک عضو ناتو با روابط قوی با ایالات متحده و یک صنعت دفاعی بومی در حال ساخت یک بلوک منطقهای جایگزین است که اسرائیل را دور میزند. رویارویی نظامی مستقیم همچنان بعید به نظر میرسد، اما رقابت بر سر نفوذ، اتحادها و موقعیتیابی استراتژیک در حال حاضر در حال انجام است.
چرا حمله به ابوالظهور اهمیت دارد
حمله هوایی اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در سوریه در ۱۸ اوت ۲۰۲۶، که خسارت مادی محدودی به بار آورد و هیچ تلفات انسانی گزارش نشد، بیشتر از یک هدف نظامی محدود را منعکس میکند. تأخیر اسرائیل در تأیید این حمله و ادعای آن مبنی بر اینکه سوریه ترتیبات امنیتی موجود را با اجازه دادن به استقرار نظامی ترکیه نقض کرده است، نشان میدهد که این عملیات همچنین به عنوان یک پیام سیاسی و استراتژیک در نظر گرفته شده بود. سوریه به شورای امنیت سازمان ملل متحد مراجعه کرد و خواستار پایان حملات اسرائیل، اجرای توافق disengagement ۱۹۷۴ و خروج اسرائیل از مناطقی که پس از ۸ دسامبر ۲۰۲۴ وارد شده و از بلندیهای جولان اشغالی شد، شد. ترکیه توجیه اسرائیل را رد کرد.

واشنگتن و اورشلیم در حال انحراف هستند
این اختلاف همچنین تنشها را در موضع ایالات متحده آشکار کرد. نماینده ایالات متحده، توماس باراک، هشدار داد که حملات اسرائیلی میتواند حضور نظامی ترکیه در سوریه را افزایش دهد و خطر تشدید تنشها را بالا ببرد. وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، با اشاره به شناسایی حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان و اطلاعات اسرائیلی در مورد برنامههای ترکیه پاسخ داد. باراک سپس اعلام کرد که تأیید ایالات متحده هیچ واقعیت تأیید شدهای را که ادعاهای اسرائیل را حمایت کند، پیدا نکرده است. این سؤال را مطرح میکند که چرا اسرائیل با وجود ارتباط با دمشق و تردید واشنگتن، به حمله ادامه داد.
ترکیه به دنبال سوریهای متفاوت است
نگرانی اسرائیل در مورد ترکیه، با این حادثه خاص آغاز نشده است. پس از سقوط دولت بشار اسد در دسامبر 2024، اسرائیل بخش عمدهای از زیرساختهای نظامی باقیمانده سوریه را نابود کرد و به نظر میرسید که به یک دولت سوریه ضعیف و تکهتکه شده تمایل دارد. در مقابل، ترکیه به تقویت و تثبیت سوریه پرداخته است. این کشور از ادغام مجدد سوریه در نظام بینالمللی، بهبود روابط بین دمشق و واشنگتن، کاهش تحریمها، احتمال خروج نظامی ایالات متحده، آشتی کردها و احیای یک دولت مرکزی قویتر سوری حمایت کرده است.
همکاری نظامی ترکیه و سوریه گسترش مییابد
ترکیه همچنین به طور فزایندهای در بازسازی قابلیتهای نظامی سوریه درگیر شده است. نیروهای مخالف سوری که تحت حمایت ترکیه بودند، به ساختار دفاعی سوریه ادغام شدهاند، در حالی که ترکیه آموزشهایی برای افسران سوری، مشاوران نظامی، خودروهای زرهی، سلاحها و کمکهای فنی فراهم کرده است. همکاری همچنین به حوزه دریایی در لاذقیه گسترش یافته است و همکاریهای آینده ممکن است شامل نیروی هوایی سوریه و سیستمهای دفاع هوایی باشد. از دیدگاه اسرائیل، تأسیس قابلیتهای راداری و دفاع هوایی تحت حمایت ترکیه در سوریه میتواند آزادی عمل اسرائیل را محدود کند، به ویژه توانایی آن برای انجام عملیات به سمت عراق و ایران.

بحران استراتژیک اسرائیل با حمله عمیقتر میشود
نگرانیهای اسرائیل فراتر از سوریه است. همکاری رو به رشد ترکیه با مصر، حضور نظامی و اقتصادی آن در سومالی و اطراف باب المندب، و سیاستهای آن نسبت به گروههای کردی—از جمله کردهای ایرانی—همه با نگرانی دیده میشود. مهمتر از همه، اسرائیل توافق دفاعی ترکیه–پاکستان–عربستان سعودی که در مکه امضا شده را به عنوان یک تحول بالقوه مهم در توازن قدرت منطقهای مینگرد. این توافق میتواند یک بلوک استراتژیک جایگزین را تقویت کند، اسرائیل را در شبکههای حمل و نقل و تأمین نوظهور دور بزند و تلاشهای اسرائیل برای دستیابی به عادیسازی روابط با عربستان سعودی را پیچیدهتر کند.
رقابتی خودتقویتکننده شکل میگیرد
در عین حال، اسرائیل به تحول ترکیه از یک شریک بالقوه به یک رقیب منطقهای کمک کرده است. در سالهای اولیه دولت AKP، ترکیه روابط نسبتاً عادی با اسرائیل حفظ کرد، از راهحل دو دولتی حمایت کرد، با تشکیلات خودگردان فلسطینی ارتباط داشت و حتی سعی کرد میان اسرائیل و سوریه میانجیگری کند. روابط بهطور عمده به دلیل درگیری غزه و مسئله فلسطینیان رو به وخامت گذاشت و در نهایت منجر به قطع روابط ترکیه با اسرائیل در نوامبر 2024 شد. بنابراین، ترکیه در ابتدا به دنبال استراتژی تقابل مستقیم با اسرائیل نبود؛ بلکه سیاستهای منطقهای آن عمدتاً منعکسکننده منافع ملی، تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی، جمعیتی و فرهنگی خود بوده است.
چرا بحران استراتژیک اسرائیل خودتقویتکننده است
مشکل عمیقتر در این است که اسرائیل چگونه قدرت منطقهای را درک میکند. فرهنگ استراتژیک اسرائیل تمایل دارد بازیگران قوی منطقهای را به عنوان تهدیدات بالقوه در نظر بگیرد به دلیل تأکید آن بر حفظ برتری نظامی و استراتژیک. در نتیجه، نفوذ رو به رشد ترکیه به طور فزایندهای از منظر رقابت تفسیر شده است. فشار و خصومت اسرائیلی به نوبه خود، ترکیه را تشویق کرده است که اسرائیل را به عنوان یک رقیب منطقهای ببیند و چرخهای خودتقویتکننده ایجاد کند که در آن درک هر طرف از دیگری، رقابت مورد نظرش را تقویت میکند.
پس از بحران چه خواهد شد
بنابراین، حمله به پایگاه هوایی ابوالظهور باید کمتر به عنوان یک اقدام نظامی پیشگیرانه ساده در نظر گرفته شود و بیشتر به عنوان ابراز یک بحران استراتژیک و عدم قطعیت گستردهتر در مورد نقش در حال گسترش ترکیه در منطقه تفسیر گردد. بر خلاف بازیگران منطقهای قبلی که اسرائیل میتوانست از طریق فشار نظامی یا تحریمها سعی در منزوی کردن آنها داشته باشد، ترکیه یک عضو ناتو است که روابط قوی با ایالات متحده دارد و صنعت دفاعی بومی آن به طور فزایندهای توانمند شده است. با این حال، در کوتاهمدت، درگیری نظامی مستقیم میان اسرائیل، ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی بعید به نظر میرسد، با توجه به توازن قدرت و ترجیح ایالات متحده و جامعه بینالمللی برای ثبات و وحدت سرزمینی سوریه.

در عوض، اسرائیل ممکن است سعی کند این بلوک در حال ظهور را از طریق همکاری نزدیکتر با هند، اسرائیل، قبرس یونانی و یونان متعادل کند، که ممکن است با مشارکت اماراتیها همراه باشد. چنین محوری میتواند شامل همکاریهای نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی، انرژی و تجاری باشد. با این حال، محدودیتهای جغرافیایی، تفاوتهای سیاسی و فرهنگی و احساسات عمومی طرفدار فلسطین در هر دو کشور هند و یونان، پتانسیل اثربخشی آن را محدود میکند. بنابراین، رقابت منطقهای در حال ظهور احتمالاً بیشتر به یک مبارزه بر سر نفوذ، اتحادها و موقعیت استراتژیک باقی خواهد ماند تا یک درگیری نظامی مستقیم قریبالوقوع.

