انتخابات مقدماتی دموکراتها در سال ۲۰۲۶ شکاف میان ظرفیت مالی و نتایج انتخاباتی را نمایان کرد که فراتر از یک دوره، بر سیاستهای آمریکایی تأثیر خواهد گذاشت. نفوذ انتخاباتی ایپک، که بهعنوان یک تضمین نزدیک به پیروزی در برخی حوزهها تلقی میشد، با رأیدهندگانی مواجه شد که به خاطر پذیرش مبالغ کلان از گروههای خارجی، نامزدها را مجازات کردند. پروژه دموکراسی متحد دهها میلیون دلار هزینه کرد، اما چندین نامزد مورد علاقه به رقبایی با انتقادات از سیاستهای اسرائیل و کمکهای نظامی باختند.
این تغییر به معنای فروپاشی لابی طرفدار اسرائیل نیست؛ این لابی هنوز بر اهداکنندگان، نهادها و دسترسیها تسلط دارد. آنچه تغییر کرده، معنای سیاسی پول آن است. در میشیگان، نیوجرسی، ایلینوی و جاهای دیگر، مخالفان حمایتها و هزینهها را به بار مالی تبدیل کردند و آنها را بهعنوان شواهدی از نفوذ نادرست معرفی کردند. غزه این تغییر را تشدید کرد، بهویژه در میان دموکراتهای جوانتر که حقوق بشر، اشغال و تأمین مالی کمپینها را مرتبط میدانند.
نفوذ انتخاباتی ایپک اکنون در محیطی فعالیت میکند که اعتماد و اصالت ادراکشده بهاندازه پول اهمیت دارد. پیامدها به مباحثی درباره ایران، تنگه هرمز و حمایت بیقید و شرط از اسرائیل گسترش مییابد. اگر این روند تا نوامبر و بهسوی سال ۲۰۲۸ ادامه یابد، واشنگتن ممکن است نسبت به افکار عمومی پاسخگوتر و کمتر مایل به تأمین مالی جنگهای بیپایان منطقهای شود.
نفوذ انتخاباتی ایپک با محدودیتهایی مواجه است
در ایالات متحده، انتخابات مقدماتی—جایی که احزاب سیاسی تصمیم میگیرند چه کسی در انتخابات عمومی برای مقامهای سیاسی شرکت کند—بهندرت بهعنوان رفراندومهایی درباره سیاست خارجی کشور تلقی میشوند. با این حال، دوره مقدماتی حزب دموکرات در سال ۲۰۲۶ متفاوت بود، زیرا تعداد فزایندهای از حوزههای انتخاباتی به میدانهای نبردی برای مسائلی از جمله رابطه ایالات متحده و اسرائیل، نسلکشی در غزه و لابیگری خارجی تبدیل شدند—و stakes جدیدی برای انتخابات میاندورهای در نوامبر تعیین کردند.
یک نتیجه قابل توجه این است که تأمین مالی کمپین ممکن است دیگر نتواند نتایج گذشته را به همراه داشته باشد. شبکه وسیعی از سازمانها و مکانیزمهای تأمین مالی مرتبط با کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) دهها میلیون دلار در انتخابات مقدماتی از طریق پروژه دموکراسی متحد (UDP)، سوپر PAC خود، که کمیته اقدام سیاسی است و میتواند بدون محدودیت در انتخابات پول جمعآوری و هزینه کند به شرطی که به طور مستقیم به نامزدها داده نشود، هزینه کرده است.

پول به تنهایی دیگر برنده نمیشود
جریان بیسابقه پول به سمت انتخابات کافی نبود تا از باخت چندین نامزد پشتیبانی شده توسط UDP به رقبایی که انتقادات بیشتری به سیاستهای اسرائیل داشتند یا خواستار شرایط سیاسی و انسانی برای حمایت آمریکا از اسرائیل بودند، جلوگیری کند.
نوشتن مرگ AIPAC در زندگی سیاسی آمریکا اغراقآمیز خواهد بود. این سازمان هنوز منابع مالی عظیم، فهرست گستردهای از اهداکنندگان و نفوذ سیاسی قابل توجهی دارد. با این حال، قدرت مالی لابی دیگر به پیروزی انتخاباتی تقریباً خودکار تبدیل نمیشود. در واقع، در برخی از حوزههای انتخاباتی دموکرات، تأیید AIPAC از یک دارایی به یک بار انتخاباتی تبدیل شده است. ترس از شکست حتی باعث شده است که برخی از نامزدها به طور علنی از این گروه بخواهند که حمایت خود را از آنها متوقف کند.
طبق گزارش کمیسیون انتخابات فدرال، UDP بین ژانویه 2025 و 31 ژوئیه 2026 بیش از 100 میلیون دلار جمعآوری کرده است، علاوه بر ذخایر نقدی موجود خود که به دهها میلیون دلار میرسد. این موضوع نشان میدهد که مشکل کمبود منابع نیست، بلکه تغییر در محیط سیاسی است که این پول در آن عمل میکند.
شکستهای نیوجرسی و ایلینوی
برای لابی اسرائیل، زنگهای خطر در فوریه در یک انتخابات ویژه برای حوزه 11 نیوجرسی به صدا درآمد. شبکهای مرتبط با AIPAC میلیونها دلار برای مبارزه علیه نماینده سابق تام مالینوفسکی که از تحمیل شرایط بر برخی از کمکهای آمریکا به اسرائیل حمایت کرده بود، هزینه کرد. اما این کمپین به شکست انجامید و آنالیا مِخیا، نامزدی که حتی بیشتر پیشرو و انتقادی از سیاستهای اسرائیل بود، برنده شد.
شبکههای مرتبط با AIPAC تنها در چند انتخابات مقدماتی ایلینوی بیش از 21 میلیون دلار هزینه کردند، اما نتوانستند نامزدهای حامی اسرائیل را به پیروزی برسانند—سناریویی که در نیویورک و کلرادو نیز تکرار شد.
این نتایج را نمیتوان به یک عامل واحد نسبت داد و هر رقابت شامل مسائل خاص خود است. با این حال، یک موضوع مشترک ظهور کرده است: روابط نامزدها با لابی حامی اسرائیل به سلاحی تبدیل شده که مخالفان میتوانند علیه آنها استفاده کنند.
رقابت میشیگان قدرت لابی را آزمایش میکند
یک نمونه بارز، رقابتی در میشیگان بود، جایی که نماینده هالی استیونس—یک نامزد وابسته به دموکراتها که از لابی حامی اسرائیل حمایت میشود—با نامزد پیشرو عبدال السید، یک منتقد برجسته جنگ اسرائیل علیه غزه، که از کاهش یا محدود کردن کمکهای نظامی ایالات متحده به اسرائیل حمایت میکند، روبرو شد.
با وجود اختلاف عظیم در هزینهها، السید با تبدیل موضوع تأمین مالی به یک تم انتخاباتی و بهرهبرداری از ارتباطات رقیبش با AIPAC، توانست بحث را از سیاستهای مربوط به اسرائیل به تأثیر لابیگری و پول در زندگی سیاسی آمریکا گسترش دهد.
این یک تغییر اساسی برای لابی حامی اسرائیل در ایالات متحده است. سوال دیگر تنها این نیست که AIPAC چقدر میتواند بر روی نامزدهای خود هزینه کند، بلکه آیا این هزینههای زیاد شروع به برانگیختن شک و تردید در میان رأیدهندگان آمریکایی کرده است.
لابی اسرائیل همچنان پیروزیهای پراکندهای کسب میکند. آنچه تغییر کرده این است که تنها پول دیگر کافی نیست؛ برخی نامزدها اکنون کمپینهایی را بهطور خاص در مخالفت با تأثیر لابی راهاندازی میکنند.

غزه احساسات رأیدهندگان را تغییر میدهد
در قلب این پدیده غزه قرار دارد. نسلکشی طولانی و جاری اسرائیل که منجر به مرگ دهها هزار نفر، ویرانی گسترده، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت شده است، یک تغییر بنیادی را در پایگاه دموکراتها تسریع کرده است، بهویژه در میان جوانان و پیشروها. نسل جدیدی از رأیدهندگان، مسئله فلسطین را از منظر حقوق بشر، اشغال، کمکهای نظامی و تأثیر تأمین مالی کمپینها مینگرند. برخلاف گذشته، این موضوع باعث میشود که جدا کردن مسئله غزه از انتخابات ایالات متحده بسیار دشوارتر شود.
فراتر از سرنوشت AIPAC در یک حوزه انتخاباتی خاص، این دینامیکها این سوال را مطرح میکنند که آیا آنها منجر به تغییر کلی در سیاست ایالات متحده نسبت به خاورمیانه خواهند شد.
فشار سیاسی در درون حزب دموکرات به نظر میرسد که به بحث گستردهتری درباره شرایط مرتبط با کمکهای نظامی به اسرائیل، نیاز به پاسخگویی دولت افراطی آن، و حتی آینده “راهحل دو دولتی” منجر شود. در حالی که این ممکن است به تغییر فوری سیاست منجر نشود، اما بازگشت به حمایت بیقید و شرط حزب دموکرات از اسرائیل را به طور فزایندهای دشوار و از نظر سیاسی پرهزینه خواهد کرد. این موضوع به ویژه با توجه به کمپینهای نظامی ویرانگر اسرائیل در سوریه و لبنان و جنگ ایالات متحده و اسرائیل در ایران صادق است.
ایران و هرمز ریسکها را افزایش میدهند
در واقع، برای رأیدهندگان آمریکایی به طور فزایندهای دشوار است که ارتباطات بین سیاست داخلی و سیاست خارجی خاورمیانه را نادیده بگیرند. لابی حامی اسرائیل نه تنها در شکلدهی به تصمیمگیریها در مورد فلسطین فعال است، بلکه مدتهاست که از سیاست سختگیرانه ایالات متحده در مورد ایران حمایت کرده است. با توجه به عدم محبوبیت عمیق جنگ علیه جمهوری اسلامی، باور گستردهای وجود دارد که اسرائیل و حامیان آن در ایالات متحده در قلب تصمیم به آغاز این کمپین قرار داشتند و این موضوع توجه خاصی را به فعالیتهای آنها در سطح انتخاباتی جلب میکند.
بحران تنگه هرمز نشان داده است که هرگونه تشدید بین واشنگتن و تهران میتواند به سرعت بر اقتصاد جهانی تأثیر بگذارد و هزینههای مستقیمی برای خانوارهای آمریکایی به همراه داشته باشد. ظهور نیروهای سیاسی در ایالات متحده که نسبت به “جنگهای ابدی” بیشتر بدبین هستند و به هزینههای حمایت بیقید و شرط از اسرائیل حساسترند، میتواند در نهایت فضایی برای راهحلهای دیپلماتیک ایجاد کند.
این موضوع برای کشورهای خلیج فارس از اهمیت حیاتی برخوردار است، زیرا آنها هیچ تمایلی به مشاهده یک درگیری بیپایان که اسرائیل و ایالات متحده را در برابر ایران قرار دهد، ندارند و همچنین نمیخواهند هزینهها و تهدیدات ناشی از آن را در زمینه ناوبری، تأمین انرژی، سرمایهگذاری و ثبات اقتصادی تحمل کنند.
در حالی که کاهش نفوذ لابی حامی اسرائیل در برخی از انتخابات مقدماتی به طور خودکار نفوذ آن را در کنگره تضعیف نمیکند، اما میتواند به تدریج تحلیل هزینه-فایده سیاسی را در مورد مواضع نسبت به اسرائیل، ایران و درگیریهای منطقهای تغییر دهد. با این حال، هنوز فاصله قابل توجهی بین تغییرات در صندوق رأی و تغییرات در سیاست خارجی وجود دارد. پس از همه، حزب جمهوریخواه که در حال حاضر کنترل کاخ سفید و هر دو مجلس کنگره را در دست دارد، همچنان به حمایت بیقید و شرط خود از اسرائیل پایبند است، حتی در حالی که تغییر قابل توجهی در حمایت از اسرائیل در میان پایگاه خود نیز تجربه میکند.

نفوذ انتخاباتی AIPAC فراتر از 2026
ممکن است سالها طول بکشد تا هر گونه تغییر انتخاباتی در حزب دموکرات به سیاست خارجی بهطور معناداری متفاوتی تبدیل شود. با این حال، شکستهای انتخاباتی نامزدهای حمایتشده توسط AIPAC نمیتواند بهعنوان یک پدیده زودگذر نادیده گرفته شود. این شکستها نشاندهنده یک تغییر نوظهور در رابطه بین پول، سیاست و افکار عمومی در ایالات متحده در مورد این مسائل است. در حالی که لابی حامی اسرائیل همچنان قدرتمند است و قادر به صرف دهها میلیون دلار برای حمایت از نامزدهای مورد نظر خود میباشد، با یک مشکل بزرگ اعتماد از سوی رأیدهندگان آمریکایی مواجه است که بهطور فزایندهای مایل به پرسش درباره اینکه چه کسی پرداخت میکند و چرا است.
اگر این روند در انتخابات میاندورهای نوامبر و به انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ ادامه یابد، اسرائیل ممکن است متوجه شود که واشنگتن بهتدریج کمتر متمایل به ارائه حمایت بیقید و شرط خواهد بود، بیشتر به افکار عمومی پاسخگو خواهد بود و نگران هزینههای جنگهای بیپایان در خاورمیانه خواهد شد.

