بازسازی پس از جنگ لبنان به یک عرصه سیاسی مورد مناقشه تبدیل شده است که در آن جریانهای مالی تعیینکننده قدرت آینده هستند. توافق سهجانبه در ژوئن، خلع سلاح حزبالله را به حمایت بینالمللی مرتبط کرد، اما اجرای آن منابع را در نهادهای مرتبط با امل و حزبالله متمرکز کرده است. بازسازی لبنان، بهگونهای که در حال حاضر سازماندهی شده، خطر تبدیل پولهای اهداکنندگان به اعتبار حزبی به جای ظرفیت پایدار دولتی را به همراه دارد. شورای جنوب لبنان، که مدتها با نبیه بری، رئیس مجلس، مرتبط بوده، تخصیصهای دولتی و تأمین مالی بانک جهانی برای پاکسازی آوار، مسکن و زیرساختها دریافت کرده است.
زیرا ذینفعان اغلب اعتبار را به حزبالله و امل نسبت میدهند تا به دولت مرکزی، هر خانه بازسازیشده میتواند همان بازیگری را تقویت کند که اهداکنندگان در تلاشند تا آن را حاشیهای کنند. بنابراین، بازسازی به عنوان ابزاری برای تحکیم سیاسی عمل میکند، نه صرفاً تعمیرات انسانی. مگر اینکه بیروت کمکها را از طریق شورای توسعه و بازسازی هدایت کند، قوانین واجد شرایط بودن را منتشر کند و تأمین مالی را از مناقصه تا پرداخت تأیید کند، منابع خارجی به بازسازی اعتبار حزبالله در کنار روستاهای جنوبی کمک خواهد کرد. معضل این نیست که آیا خانهها ساخته میشوند، بلکه این است که چه کسی اعتبار سیاسی برای ساخت آنها را دریافت میکند. بنابراین، بازسازی لبنان در مرکز هر استراتژی برای مهار حزبالله و جلوگیری از جنگ دیگری قرار دارد. اهداکنندگان باید سیستمهای تحویل را نه تنها به عنوان حسابرسی، بلکه به عنوان مسائل امنیتی در نظر بگیرند.
حزبالله از بازسازی سود میبرد
در هفتههای اخیر، سیاست ایالات متحده نسبت به لبنان بهطور باریکی بر فرآیند خلع سلاح حزبالله تحت حمایت ایران، همانطور که در توافقنامه سهجانبه ژوئن خواسته شده، متمرکز شده است. توجه کمتری به بازسازی پس از جنگ، که عنصر دیگری از این توافق است، شده است. نشانههای اولیه نشان میدهد که رویکرد کنونی بیروت به این اقدام میتواند به جای حاشیهای کردن حزبالله، آن را تقویت کند، زیرا به نظر میرسد دولت به شورای جنوب لبنان (CSL) – نهادی که بهطور نزدیک با نبیه بری، رئیس مجلس و رئیس حزب امل و همپیمان سیاسی اصلی حزبالله مرتبط است – برای مدیریت بخش عمدهای از این فرآیند تکیه کرده است.
برای جلوگیری از این نتیجه و ایجاد مدلی برای اینکه لبنان چگونه باید به حزبالله، بازسازی و کمکهای بینالمللی بپردازد، مقامات باید بر هماهنگی رویکرد مناسب در دو “منطقه آزمایشی” جنوبی که تحت توافقنامه ایجاد شدهاند، در زوطر الغربیه و فرون تمرکز کنند.
با این حال، دو نگرانی عمده در حال ظهور است: (1) تلاشهای خلع سلاح حزبالله که توسط نیروهای مسلح لبنان انجام میشود، نتوانستهاند الزامات تعیینشده در توافق را برآورده کنند و (2) مدل بازسازی نوپایی که در جنوب در حال شکلگیری است، میتواند به حزبالله کمک کند تا حمایت عمومی را دوباره به دست آورد. با توجه به اینکه بخش عمدهای از منابع مالیاش بر بازسازی زیرساختهای نظامی ویرانشدهاش متمرکز شده است، حزبالله نمیتواند همان سطح خدمات محلی را که در گذشته ارائه میکرد، فراهم کند، بنابراین به دسترسی عمیق به نهادهای دولتی لبنان و دایره سیاسی بری برای احیای تصویر خود متکی است.
CSL در این زمینه ابزاری اصلی است و دولت در حال حاضر برخی از فعالیتهای مرتبط با بازسازی را به آن محول کرده است. این میتواند مشکلات عمدهای در سیاستگذاری ایجاد کند—مسائلی که اهداکنندگان بینالمللی نمیتوانند به سادگی از طریق حسابرسی قویتر حل کنند.

بازسازی لبنان از طریق CSL انجام میشود
CSL در سال 1970 برای پاسخ به نیازهای توسعه و بازسازی در جنوب ایجاد شد و در زمانی که بخش زیادی از این منطقه به دلیل عملیات گسترده شبهنظامیان فلسطینی از اختیار مؤثر دولت خارج شده بود، خود را از نظر مالی و اداری استقلال غیرمعمولی کسب کرد. به عنوان مثال، این نهاد از قوانین حسابداری عمومی و از بررسیهای قبلی عملیاتش توسط دیوان محاسبات معاف شد. این وضعیت استثنایی پس از خروج بیشتر گروههای مسلح فلسطینی پس از حمله اسرائیل در سال 1982 ادامه یافت.
سپس CSL به شدت با Amal و بری مرتبط شد. به عنوان مثال، طبق اجارههایی که reportedly به سال 1985 برمیگردد، شورا مقر بزرگ خود را در حومه چیاه بیروت از “انجمن Amal برای محرومان” اجاره کرده است. مجموع پرداختهای اجارهای در طول سی و پنج سال از 20 میلیون دلار فراتر رفته است. این تنها یکی از بیشمار راههایی است که در آن Amal و حزبالله هم کنترل و هم از CSL بهرهمند میشوند. آنها انتخاب میکنند که بودجه شورا کجا صرف شود، چه کسانی از آن بهرهمند شوند و چه مقدار اختصاص یابد. سپردن تصمیمگیریهای چنین مهمی به یک گروه تروریستی و متحدان سیاسیاش به هیچ وجه مدلی برای حاشیهنشینی حزبالله نیست، چه برسد به اینکه برای آغاز بازسازی مسئولانه پس از جنگ یا جلوگیری از جنگهای آینده مناسب باشد.
پول—و اعتبار سیاسی—به کجا میرود؟
از زمان توافق آتشبس 2024 با اسرائیل، تلاشهای اولیه بازسازی لبنان به دو منبع مالی وابسته است. اولین منبع، پروژه کمک اضطراری لبنان (LEAP) از سوی بانک جهانی است که چارچوبی به ارزش یک میلیارد دلار است که با وام اولیه 250 میلیون دلاری از بانک بینالمللی بازسازی و توسعه (IBRD) تأسیس شده است.
شورای توسعه و بازسازی دولت لبنان (CDR)—نه شورای جنوب لبنان—بهطور رسمی مسئول تمام اجزای LEAP تحت نظارت نخستوزیر و وزارتخانههای مربوطه است. در حال حاضر، LEAP بر تأمین مالی پروژههایی مانند پاکسازی آوار و بازسازی زیرساختها و خدمات عمومی متمرکز است؛ این پروژه به افراد آسیبدیده از جنگ یا بازسازی خانههای خصوصی کمک مالی نمیکند. با این حال، بخش عمدهای از تأمین مالی اولیه آن به CSL اختصاص یافته است، نه CDR.
منبع مالی دوم، دولت لبنان است. از اوت 2025، تخصیصهای بیروت به CSL به حدود 132 میلیون دلار رسیده است، که شامل تخصیص پارلمانی تقریباً 90 میلیون دلاری در دسامبر میشود. نخستوزیر نواف سلام همچنین وظایف مستقیمی به CSL محول کرده است، از جمله ارزیابی خسارت، خرید خانههای پیشساخته و تعمیر خانههای نیمهویران در مناطق آزمایشی. با این حال، دریافتکنندگان معمولاً این تصور را دارند که خانههای پیشساخته جدیدشان هدایایی از بری، امل و بهتبع آن، حزبالله هستند، نه کمکی از سوی دولت مرکزی.
این موضوع دو سوال را مطرح میکند که باید برای هر اهداکننده احتمالی نگرانکننده باشد: چه کسی واقعاً مدیریت بازسازی وسیعتر کشور را پس از رسیدن پول به لبنان بر عهده خواهد گرفت؟ و حتی اگر این تأمین مالی به ذینفعان مورد نظر برسد، چه کسی اعتبار سیاسی برای ارائه آن را دریافت خواهد کرد؟ مقیاس این پروژهها نسبتاً بزرگ خواهد بود. در مارس، ارزیابی سریع خسارت و نیازهای بانک جهانی، خسارت فیزیکی مستقیم ناشی از درگیریهای 2023-24 را بهتنهایی حدود 7.2 میلیارد دلار تخمین زد، در حالی که نیازهای کل بازسازی و بهبود حدود 11 میلیارد دلار بود. این ارقام تخریب اضافی ناشی از درگیریهای مجدد با اسرائیل در سال جاری را در نظر نمیگیرد.
چگونه حزبالله تصویر خود را بازسازی میکند
اگر حزبالله بتواند بخشهای قابل توجهی از این پول را به سمت بازسازی تصویر خود از طریق CSL و نهادهای شهری هدایت کند، ممکن است در بلندمدت بخش زیادی از پایگاه خود را دوباره بهدست آورد. این میتواند به معنای کسب رأیهای بیشتر در انتخابات آینده، تقویت قدرت خود در درون دولت و بازسازی قدرت نظامیاش باشد.
یک مثال از تابستان امسال مشکلات سیاسی عمیقتری را که رویکرد کنونی به وجود آورده است، نشان میدهد. در ماه ژوئیه، وزیر کارهای عمومی فایز راسمنی و رئیس CSL هاشم حیدر در یک جلسه بازسازی با نمایندگان شهرداری از نبطیه، سایر مناطق جنوبی و منطقه بقاع غربی شرکت کردند. با این حال، محل انتخاب شده یک ساختمان دولتی نبود، بلکه دفتر مرکزی حزب الله در جینه بود.
علاوه بر این، این جلسه توسط دفتر مرکزی شهرداری حزب الله و دستگاه امور شهری حزب الله برگزار شد. چنین ترتیباتی نشان میدهد که CSL حتی نیازی به انتقال مستقیم پول به حزب الله ندارد تا این گروه شبهنظامی از نظر سیاسی بهرهمند شود. تا زمانی که بودجههای دولتی لبنان هزینههای مسکن، غرامت و زیرساختها را از طریق نهادهایی که بهطور سیاسی تحت کنترل حزب الله هستند، تأمین کند و تا زمانی که شبکههای شهری و سیاسی حزب الله بازسازی محلی را هماهنگ کنند، هر دو طرف میتوانند موقعیت خود را به عنوان واسطههایی بین شهروندان و دولت تقویت کنند.
دو مرد مسلح با ماسک به هوا شلیکهای celebratory در داهییه، پایگاه حزب الله در حومه جنوبی بیروت، که به تازگی توسط جنگ با اسرائیل ویران شده است
Ayman Oghanna for NPR[/caption>
تکرار اشتباهات 2006؟
خطرات زمانی روشنتر میشود که به پیامدهای جنگ 2006 فکر کنیم. در آن زمان، ایران غرامت جوامع محلی آسیبدیده از این درگیری (بهویژه مناطق شیعه در جنوب) را تأمین مالی کرد، در حالی که کشورهای عربی بخش زیادی از بازسازی کلی لبنان را تأمین مالی کردند. بهطور اساسی، حزب الله و Amal در هر دو مورد واسطههای محلی بودند که بر پیمانکاران، شهرداریها و روایت عمومی تأثیر میگذاشتند. بسیاری از ساکنان بازسازی کشورشان را به حزب الله نسبت میدادند، نه به پایتختهای خلیج. واشنگتن به نظر میرسید که این مشکل را در فوریه 2007 شناسایی کرده است، زمانی که وزارت خزانهداری بخش ساخت و ساز حزب الله، جهاد البناء را به دلیل اینکه این گروه تروریستی از آن برای حمایت از “نیازهای ساخت و ساز خود و همچنین جذب حمایت عمومی از طریق ارائه خدمات ساخت و ساز غیرنظامی” استفاده میکرد، شناسایی کرد.
امروز، ایران تحت فشار مالی شدید قرار دارد و نمیتواند دوباره به نجات حزبالله بیاید. اما اگر جامعه بینالمللی و دولت لبنان تصمیم بگیرند که بهطور کامل بازسازی را تأمین مالی کنند و در عین حال به نهادهای وابسته به Amal و حزبالله اجازه دهند که چهره عمومی این تلاشها باشند، نتیجه همان خواهد بود: تقویت حزبالله. این همان دلیلی است که چرا این گروهها از سال ۲۰۱۴ بر این نکته تأکید کردهاند که وزارت مالیه تحت کنترل سیاسی شیعه باقی بماند، حتی اگر قانون اساسی لبنان این پست را به یک فرقه خاص اختصاص نداده باشد. تسلط بر این وزارتخانه به آنها این امکان را میدهد که بر انتقال تخصیصهای بودجه پارلمانی برای بازسازی و فراتر از آن تأثیر بگذارند.
نیازهای بازسازی لبنان به کنترل دولتی
اگر به درستی انجام شود، بازسازی میتواند اعتماد بین یک دولت و شهروندانش را بازسازی کند. اگر به اشتباه انجام شود، بازیگران مضر را تقویت میکند و زمینه را برای دور بعدی درگیری فراهم میآورد. در منافع آمریکا است که اطمینان حاصل کند بیروت مسیر اول را انتخاب میکند.
واشنگتن نیازی به تعهد به تأمین مالی مستقیم برای بازسازی غیرنظامی ندارد تا بر این فرآیند تأثیر بگذارد—میتواند بهطور غیرمستقیم نفوذ زیادی اعمال کند. بهویژه، ایالات متحده بزرگترین سهامدار بانک جهانی است و نمایندگی رأیگیری وسیعی، قدرت وتو و مدیر اجرایی خود را در هیئت مدیره IBRD دارد. این به آنها حق رأی بزرگی در تصمیماتی مانند تخصیص اولیه ۲۵۰ میلیون دلاری بانک به لبنان میدهد—که یک وام بود، نه یک کمک از سوی ایالات متحده.
LEAP هنوز ۷۵۰ میلیون دلار برای تخصیص باقی مانده دارد، بنابراین واشنگتن باید خواستار شرایط واضحی در مورد اینکه چه کسی در تمام مراحل فرآیند این پول را مدیریت میکند، باشد. با این کار، میتواند کشورهای خلیج فارس و شرکای اروپایی را به استفاده از همان تضمینها هدایت کند. این استانداردها باید شامل موارد زیر باشد:
استفاده از یک سیستم تحویل تحت رهبری دولت. واشنگتن باید بر این نکته تأکید کند که هر تخصیص مالی اضافی، شورای توسعه و بازسازی را بهعنوان مجری تعیین کند، با وزارتخانههای مرتبط لبنان (مانند: کارهای عمومی، آموزش، انرژی) بهعنوان شرکا. تمام کمکهای خارجی باید بهطور واضح از طریق دولت لبنان کانالیزه شود—بهطور حیاتی، تحت قوانین غیر مبهمی که مانع از ایفای نقش میانجیگری Amal و حزبالله میشود. شورای جنوب لبنان ممکن است اطلاعات محلی اساسی را برای تسهیل کار سایر مقامات ارائه دهد، اما نباید به آنها بودجه بازسازی داده شود یا اجازه داده شود که ذینفعان را تأیید کنند، تأمینکنندگان را انتخاب کنند یا تکمیل را تأیید کنند.
حذف موانع سیاسی. تیمهای مستقل باید یک ثبت اولیه از مکانهای آسیبدیده جنگی را با استفاده از دادههای ماهوارهای از شورای ملی تحقیقات علمی (CNRS-L)، بازرسیهای میدانی و فهرستهای خانه به خانه ایجاد کنند. ساکنان همچنین باید بتوانند از طریق یک شماره تلفن فهرستشده یا در مراکز محلی قابل دسترس ثبتنام کنند، بدون نیاز به ارجاع شهرداری یا حزبی. قوانین واجد شرایط بودن باید منتشر شود و اولویت بر نیازهای انسانی فوری باشد نه وابستگی سیاسی.

تأیید هر دلار بازسازی
تأمین مالی باید از مرحله مناقصه تا پرداخت قابل ردیابی باشد. CDR باید از مناقصههای الکترونیکی عمومی برای تمام پروژههای بازسازی استفاده کند، با استانداردها، قیمتها و الزامات واضح. پرداختها باید بر اساس مراحل و برنامهها باشد و هر پروژه باید یک رکورد عمومی داشته باشد که مالکین سودبرنده، پیمانکاران فرعی، مکانهای پروژه، قراردادها، پیشرفت و پرداختها را شناسایی کند.
یک سیستم تأیید برای هر منبع مالی ایجاد کنید. دولت لبنان باید با اهداکنندگان همکاری کند تا یک نهاد شفافیت و تأیید بازسازی تأسیس کند که بتواند پروژههای تأمین مالی خارجی را پوشش دهد. این نهاد کل فرآیند را نظارت کرده و بهطور همزمان نماینده دولت، اهداکنندگان عمده و جامعه مدنی لبنان باشد. سیستم LEAP بانک جهانی قبلاً شامل یک مدل بالقوه است که در آن تأیید توسط شرکتهای مهندسی و حسابرسی انجام میشود و گزارشها به دولت، تأمینکنندگان و عموم ارائه میشود.
کمکهای بازسازی را به ترتیب انجام دهید. کمکهای اولیه غیرنظامی نباید به خلع سلاح کامل حزبالله وابسته باشد، که در بسیاری از مناطق یک چالش بلندمدت دشوار خواهد بود. پناهگاههای اضطراری، تعمیرات منزل، حذف آوار و احیای خدمات اساسی باید بلافاصله آغاز شود—اما تنها به شرطی که احزاب سیاسی محلی، بازیگران شبهنظامی و غیره از تصمیمگیری در مورد واجد شرایط بودن، قراردادها و پرداختها کنار گذاشته شوند. برای پروژههای بزرگ غیراضطراری، اهداکنندگان ممکن است نیاز به پیششرطهای عملیاتی داشته باشند—به عنوان مثال، ممنوعیت سلاحهای غیر دولتی در مکانهای پروژه، نیاز به خلع سلاح حزبالله در مناطق مشخص و ترتیب تخصیص کمکها بر اساس اجرای موفق مناطق آزمایشی. بازسازی کامل سپس میتواند در مناطقی که بهطور مؤثر از سلاحها و زیرساختهای حزبالله پاک شدهاند، انجام شود.
این مشکل به خودی خود یک مشکل فساد نیست—نگرانی اصلی این نیست که آیا خانهها واقعاً ساخته میشوند یا پیمانکاران به طور عادلانه پرداخت میشوند، زیرا حزبالله و امل احتمالاً در انجام چنین کارهایی علاقهمند هستند. بلکه، مقامات باید بیشتر نگران این باشند که چه کسی از نظر سیاسی از این فعالیت بهرهمند میشود. اگر CSL به دریافت و مدیریت بودجههای دولتی ادامه دهد، حزبالله بهرهبردار خواهد بود. در این سناریو، جامعه بینالمللی در حال بازسازی جنوب لبنان خواهد بود در حالی که به طور ناخواسته به حزبالله کمک میکند تا خود را بازسازی کند—و زمینه را برای دورهای آینده جنگ و بازسازی فراهم میآورد.

