مقوله یمن وارد مرحلهای جدید و خطرناک شده است، زیرا نیروهای حوثی کنترل بر باب المندب را تقویت کرده و نشان میدهند که تنها قدرت هوایی نمیتواند یک شورش ریشهدار را از بین ببرد. مداخله عربستان سعودی که در سال ۲۰۱۵ با اعتماد به فناوری برتر آغاز شد، اکنون منعکسکننده تلههای استراتژیکی است که مصر در دهه ۱۹۶۰ و ایالات متحده در ویتنام و افغانستان را درگیر کرد.
مقوله یمن یک عدم تطابق اساسی را بین برتری نظامی متعارف و اراده سیاسی لازم برای حفظ سرزمین در میان زمینهای خصمانه و مقاومت ملیگرایانه نشان میدهد. ریاض با معمایی مواجه است: تشدید با نیروهای زمینی و ریسک یک باتلاق پرهزینه، یا پذیرش موقعیتی کاهشیافته که چشمانداز ۲۰۳۰ را تضعیف کرده و یک نقطه کلیدی حیاتی را در دست حوثیها باقی میگذارد. در همین حال، واشنگتن به درگیری کشیده میشود که نه آن را آغاز کرده و نه میتواند به راحتی آن را حل کند، زیرا درخواستها برای حمایت هوایی، تمایل خود را برای درگیر شدن آزمایش میکند.
حوثیها جنگ نامتقارن را به خوبی فراگرفتهاند و جغرافیا و نارضایتی را به ابزاری برای نفوذ بر تجارت جهانی تبدیل کردهاند. درک این دینامیک ضروری است، زیرا هر استراتژی که درسهای ویتنام و افغانستان را نادیده بگیرد، تنها باتلاق یمن را عمیقتر کرده و رنج یک کشور را که سالها درگیر جنگ بوده، طولانیتر میکند.
باتلاق یمن تهدیدی برای تجارت جهانی
همپیمان یمنی ایران انصارالله—که بهطور گستردهای به عنوان حوثیها شناخته میشود—بار دیگر جهان را با حملات شدیدتر خود به عربستان و حملات برقآسا علیه نیروهای رقیب در زمین شگفتزده کرده و محور مقاومت را در کنترل یک نقطه کلیدی دیگر تجارت انرژی جهانی قرار داده است. انصارالله که قبلاً توانایی خود را در مختل کردن حمل و نقل بینالمللی از طریق حملات گذشته به کشتیها در دریای سرخ و آبهای نزدیک نشان داده است، اکنون بر باب المندب، کریدوری حیاتی به کانال سوئز که اهمیت استراتژیک آن با محاصرههای متقابل ایران و ایالات متحده در تنگه هرمز افزایش یافته، نظارت دارد.
این خبر بدی برای عربستان سعودی است که اکنون با حمله مشکوک از یک گروه دیگر همراستا با ایران در عراق که به خط لوله شرق-غرب آن آسیب رسانده، مواجه است و همچنین برای مصرفکنندگان آمریکایی که قرار است ضربه جدیدی را در قالب افزایش هزینههای سوخت احساس کنند، زیرا جنگ ایالات متحده-اسرائیل علیه ایران همچنان در بازار نفت و گاز هرج و مرج ایجاد میکند.
اما سناریوی حتی وخیمتری وجود دارد که گزینههای واشنگتن و ریاض را محدود میکند، بهویژه چشمانداز یک حمله یا مداخله تمامعیار برای نجات دولت یمن که بهطور بینالمللی به رسمیت شناخته شده اما بهطور فزایندهای تحت فشار است.
هیچیک از این دو کشور تمایلی به ارسال نیروهای خود برای کشته شدن بهصورت انبوه ندارند و بهجای آن ترجیح میدهند به قدرت هوایی برتر تکیه کنند، که بارها بهعنوان وسیلهای ناکافی برای حفظ قلمرو در یمن و جاهای دیگر ثابت شده است،” آنل شلین، یک مقام سابق وزارت امور خارجه ایالات متحده که بهعنوان پژوهشگر در برنامه خاورمیانه مؤسسه کوئینسی برای هنرهای دولتی مسئول خدمت میکند، به نیوزویک گفت. “اگر عربستان سعودی ایالات متحده را متقاعد کند که رهبری یک ائتلاف چندملیتی برای انجام یک حمله زمینی در یمن را بر عهده بگیرد، بهسرعت با دینامیکهای مشابهی مانند عراق و بهویژه افغانستان مواجه خواهد شد، جایی که زمین اجازه میدهد تا شورشیان فعالیت کنند، در حالی که اشغالگر خارجی در نهایت تسلیم شده و ترک میکند،” شلین گفت.
شباهتها با ویتنام و افغانستان
این قطعاً اولین بار نیست که یک قدرت خارجی در دستیابی به اهداف خود در یمن ناکام میماند. عربستان سعودی در مارس 2015 ائتلافی را برای مداخله در این کشور رهبری کرد که پس از تصرف صنعا توسط انصارالله، به نیروهای دولتی اجازه داد تا در جنوب تجدید قوا کنند، اما نتوانست گروه شورشی را از کنترل حدود یکسوم کشور و 80 درصد جمعیت آن برکنار کند.
یک آتشبس میانجیگریشده توسط سازمان ملل در آوریل 2022 بهطور عمده خطوط جبهه جنگ داخلی را تا آخرین آتشسوزی، که بهدلیل حمله هوایی عربستان به فرودگاه صنعا در ژوئیه آغاز شد و بهدنبال آن حملات تلافیجویانه انصارالله و پیشروی سریع این گروه علیه نیروهای دولتی یمن در سواحل غربی بود، متوقف کرد.
دههها پیش، مصر، که در آن زمان تحت رهبری رئیسجمهور ملیگرای عرب جمال عبدالناصر بود، نیز تلاش کرد تا بر رویدادها در یمن تأثیر بگذارد زمانی که او نیروهایی را برای کمک به یک قیام انقلابی علیه یک پادشاهی حامی عربستان در طول یک جنگ داخلی در دهه 1960 به شمال یمن فرستاد. این کمپین فاجعهبار بود و نیروهای پشتیبانیشده از قاهره در یک کودتا گرفتار شدند که در نهایت منجر به شناسایی یک دولت جمهوری معتدلتر توسط ریاض شد.
بیش از 10,000 سرباز مصری بین سالهای 1962 و 1967 در شمال یمن کشته شدند و فشار این درگیری بهعنوان عاملی در عدم آمادگی مصر در جنگ عربی-اسرائیلی 1967 محسوب شده است. ناصر خود در سال 1967 به این تجربه در یمن بهعنوان “ویتنام” خود اشاره کرد، جایی که نیروهای آمریکایی در آن زمان در تلاش بودند تا با نیروهای کمونیستی مقابله کنند که به یکی از مرگبارترین درگیریهای جنگ سرد تبدیل شد.
ایالات متحده در سال ۱۹۷۳ پس از متحمل شدن بیش از ۵۸,۰۰۰ کشته در طول هشت سال، عقبنشینی کرد و ویتنام شمالی و متحدان چریکی ویت کنگ آن را در سال ۱۹۷۵ به تسلط و اتحاد بر ملت تقسیمشده آسیای جنوب شرقی رها کرد. شلین اشاره کرد که “بدون شک، دولت یمنی مورد حمایت عربستان سعودی شباهتهایی به دولت مورد حمایت ایالات متحده در ویتنام جنوبی دارد.”
او همچنین یک تشبیه حتی جدیدتر از محدودیتهای قدرت ابرقدرتها در برابر دشمنی عمیقاً ریشهدار را برجسته کرد، یعنی “سقوط دولت مورد حمایت ایالات متحده در افغانستان در برابر پیشروی طالبان پس از خروج ایالات متحده” در آگوست ۲۰۲۱. این خروج به یک مداخله ۲۰ ساله پایان داد—طولانیترین جنگ در تاریخ ایالات متحده—که منجر به مرگ نزدیک به ۲,۵۰۰ نفر از پرسنل ایالات متحده شد. شلین گفت: “از بسیاری جهات، من طالبان را مشابه حوثیها میبینم، در سرکوب زنان و اقلیتها، اما همچنین اینکه آنها به حس ملیگرایی جمعیت به عنوان مدافعان حاکمیت یمن در برابر مداخله و اشغال نظامی خارجی دست یافتهاند.”

Paz Pizarro/Olivia Bugault/AFP/Getty Images
تشدید تنشها در افق
در حالی که جنگ هزینهبر خواهد بود، قیمت عدم اقدام نیز بالا است. تا کنون، عربستان سعودی نقش خود را به حملات هوایی علیه اهداف حوثی محدود کرده است، هرچند که هیچ تلاش هماهنگشدهای برای دستیابی به هدف دولت یمنی در بازپسگیری صنعا به وجود نیامده است. در همین حال، در طول هفته گذشته از آغاز درگیریهای جدید در یمن، چندین منبع به نقل از منابعی گفتهاند که رئیسجمهور دونالد ترامپ درخواست حمایت هوایی از سوی ولیعهد محمد بن سلمان را رد کرده است. ترامپ تأیید کرد که هفته گذشته با رهبر سعودی صحبت کرده و به خبرنگاران گفت که مقامات سعودی “در حالت آمادهباش” پس از حمله به خط لوله شرق-غرب بودند. او همچنین ادعا کرد که دولتش در تماس مستقیم با حوثیها بوده است.
“حوثیها با ما تماس گرفتند و نمیخواهند با ما بجنگند. آنها به ما اطلاع دادند که نمیخواهند با ما بجنگند. آنها نمیخواهند من به دنبال آنها بروم—آنها نمیخواهند ما به دنبال آنها برویم,” ترامپ گفت. “اما آنها تماس گرفتهاند و با ما صحبت کردهاند و نمیخواهند ما درگیر شویم—آنها ترجیح میدهند که ما درگیر نشویم. و آنها اجازه میدهند که بیشتر کشتیها عبور کنند.” “فقط یک کشور وجود دارد که آنها چندان از آن راضی نیستند و ما این موضوع را حل خواهیم کرد,” رئیسجمهور افزود.
“اما باید بگویم که ما کار فوقالعادهای انجام دادهایم. ما کنترل میکنیم—همانطور که میدانید، ما واقعاً بهطور قوی تنگه هرمز را کنترل میکنیم و هیچکس انتظار این را نداشت.” با این حال، ترافیک نفتکشها در تنگه هرمز همچنان بسیار پایینتر از سطح قبل از جنگ باقی مانده است، زیرا تهدیدات حملات ایرانی ادامه دارد.
اگر انصارالله تصمیم به محاصره باب المندب بگیرد، تأثیر آن بر تجارت جهانی بهطور چشمگیری افزایش خواهد یافت، همانطور که عواقب آن برای اقتصاد عربستان در حالی که ابتکار توسعه چشمانداز 2030 ولیعهد محمد در خطر است، خواهد بود. به همین دلیل، سلمان الانصاری، تحلیلگر ژئوپلیتیک سعودی، استدلال میکند که “دولت یمن، با حمایت عربستان، ممکن است هیچ گزینهای جز آغاز یک جنگ تمامعیار علیه حوثیها در چندین جبهه نداشته باشد.”
“تنگه باب المندب و، مهمتر از آن، مردم یمن نمیتوانند به عنوان گروگان این شبهنظامی حوثی افراطی و بدخواه، که از ایران حمایت میشود، نگه داشته شوند,” الانصاری به نیوزویک گفت. “در واقع، یک شکست نظامی یمنی در المخا و در سواحل دریای سرخ وجود داشت,” الانصاری گفت. “با این حال، این باید به عنوان یک درس آموخته شده باشد. دولت یمن به یک فرآیند بررسی دقیقتر برای فرماندهان نظامی خود، وحدت بیشتر در صفوف خود و عدم تحمل برای وفاداریهای تقسیمشده نیاز دارد.”
در حالی که تنشها در حال افزایش است، او اظهار داشت: “من معتقدم که سه ماه آینده میتواند یکی از مهمترین دورهها در تاریخ مدرن یمن باشد.” و او نقش قدرتهای خارجی را نیز برای پیشرفت میبیند. “ریاض جامعه بینالمللی را با مسئولیتهایش رو به رو خواهد کرد,” الانصاری گفت. “سوال دیگر این نخواهد بود که عربستان و یمن چه اقداماتی آمادهاند انجام دهند، بلکه این خواهد بود که جامعه بینالمللی چه اقداماتی آماده است انجام دهد. ریاض ممکن است از جلو رهبری کند تا از یمن محافظت کند و امنیت مسیرهای دریایی بینالمللی را تأمین کند.” اما انصارالله همچنین خود را برای یک رویارویی بزرگ آماده میبیند.
یک منبع درون گروه به نیوزویک گفت که تواناییهای جناح یمنی “فراتر از مقایسه” با جنگ ویتنام است. این منبع انصارالله گفت: “ما نه تنها آمادهایم تا هرگونه تشدید یا تهاجم را خنثی کنیم، بلکه به لطف خدا و با اتکا به او، آماده و مهیا هستیم تا در هر جبههای که به اقدام علیه ما فکر میکند، پیشرفت و پیروزی قاطع را به دست آوریم.”

معضل ولیعهد
این وضعیت معضل خطرناکی را پیش روی ولیعهد محمد قرار میدهد، که نظارت بر مداخله اولیه در یمن را در حالی که از آغاز کمپین در سال ۲۰۱۵ تا ماهها پس از آتشبس در سال ۲۰۲۲ به عنوان وزیر دفاع خدمت میکرد، بر عهده داشت. عبدالناصر المودیه نویسنده یمنی به نیوزویک گفت: “در حال حاضر، عربستان با یک معضل مواجه است: این کشور میخواهد از جنگ تمام عیار با حوثیها جلوگیری کند – به ویژه با توجه به اینکه اکنون به تنهایی ایستاده است، برخلاف سال ۲۰۱۵ – اما نمیتواند به سادگی حملات حوثیها و گسترش سرزمینی آنها در یمن را نادیده بگیرد.”
اما او احساس کرد که احتمال اینکه ریاض نیروهای زمینی خود را به میدان نبرد بفرستد، کم است. بلکه او چندین سناریوی دیگر برای واکنش عربستان را تصور کرد، از جمله “افزایش حمایت از نیروهای یمنی همپیمان، به ویژه در منطقه مارب”، جایی که پیشبینی میشود یک حمله بزرگ انصارالله به زودی نمایان شود.
باتلاق یمن در برابر قدرت هوایی مقاومت میکند
و در حالی که المودیه همچنین تمایل کمی از سوی کاخ سفید برای اعزام نیروها مشاهده کرد، او گفت که حمایت هوایی ایالات متحده، اشتراکگذاری اطلاعات و قابلیتهای نیروهای ویژه میتواند در کمک به نیروهای تحت حمایت عربستان برای انجام یک ضدحمله در محور بندر باب المندب-مخا تعیینکننده باشد، که از اهمیت استراتژیک برخوردار است و فاقد نوعی از زمینهای کوهستانی است که به گروه پوشش از قدرت هوایی دشمن بدهد.
ایالات متحده سابقهای از حملات هوایی و عملیات نیروهای ویژه در یمن دارد، هرچند سوابق آن در مقابله با انصارالله مختلط است. ترامپ عملیاتهای ایالات متحده را که هدف آن انصارالله بود در اواسط مارس ۲۰۲۵ تسریع کرد اما کمتر از دو ماه بعد در اوایل مه به دلیل توافق صلح با این گروه که از کشتیهای تحت پرچم و نظامی ایالات متحده محافظت میکرد، متوقف کرد.
عربستان سعودی اکنون قرار است نوع دیگری از حمایت هوایی از ایالات متحده را در قالب فروش جنگنده F-35 دریافت کند که روز پنجشنبه توسط وزارت امور خارجه اعلام شد. همچنین انتظار میرود ترامپ به زودی با ولیعهد محمد و دیگر رهبران شورای همکاری خلیج فارس در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل ملاقات کند.

ترامپ درخواست عربستان را رد میکند
فراتر از اقدامات نظامی، المودیا به پتانسیل عربستان سعودی برای تشدید محاصره سرزمینهای تحت کنترل انصارالله اشاره کرد که این گروه در تلاش برای شکستن آن است، هرچند او خاطرنشان کرد که این اقدام خطراتی به همراه دارد که ممکن است دشمن ریاض به آن پاسخ دهد. “در حالی که این اقدام قابل توجه و مؤثر خواهد بود، خطراتی نیز به همراه دارد”، المودیا گفت. “حوثیها ممکن است با گسترش حملات خود یا اعمال محاصره بر بنادر تحت کنترل دشمنانشان در عدن، مکلا و جاهای دیگر، تلافی کنند.”
پادشاهی همچنین میتواند به مسیر دیپلماتیک برود و به انصارالله درجهای از مشروعیت که به عنوان دولت واقعی یمن خود را معرفی کرده است، اعطا کند، کمکها به دولت به رسمیت شناخته شده بینالمللی را قطع کند و مشوقهای مالی برای توقف حملات ارائه دهد. اما المودیا پیشبینی کرد که ریاض هنوز آماده نیست تا چنین امتیازاتی را در حالی که گزینههای دیگری روی میز باقی ماندهاند، اعطا کند. “در حال حاضر، با این حال، چنین توافقی برای سعودیها به شدت غیرمحتمل به نظر میرسد”، او گفت، “بهویژه با توجه به اینکه آنها هنوز تمام گزینههای استراتژیک خود را علیه حوثیها به پایان نرساندهاند.”
دیپلماسی تنها راه خروج است
شیلین، از سوی خود، استدلال کرد که ارائه این شرایط با این حال “راهی بسیار سریعتر برای حل و فصل درگیری” نسبت به پیگیری تشدید نظامی جدید خواهد بود. و او نشانههای بالقوهای را مشاهده کرد که ترامپ ممکن است در زمانی که او تمایل خود را برای خارج کردن ایالات متحده از درگیری جاری با ایران زودتر از دیرتر نشان داده است، به گفتگوها بیشتر متمایل باشد.
“امیدوارم که با رد درخواست MBS برای مداخله نظامی از سوی دولت ترامپ، او تصمیم بگیرد با حوثیها مذاکره کند تا اینکه به جنگ بازگردد، که در طول هفت سال علیه حوثیها بیاثر بود و فقط یمن را ویران کرد”، شیلین گفت. “سریعترین راه برای انتقال نفت سعودی از طریق باب المندب این خواهد بود که سعودیها محاصره سرزمینهای حوثیها را بردارند”، او افزود، “و به نظر میرسد ترامپ در حال حاضر این را درک میکند.”

