غیبت مجتبی خامنهای از دید عموم، بحران جانشینی خامنهای را تشدید کرده و سوالات بیپاسخی درباره محل وصیت علی خامنهای و مشروعیت رهبری کنونی به وجود آورده است.
زمانی که آیتالله روحالله خمینی در سال ۱۹۸۹ درگذشت، وصیتنامهاش بهطور عمومی خوانده شد و این یک پیشزمینهای را ایجاد کرد که جمهوری اسلامی از آن پیروی نکرده است. اظهارات شهردار تهران، علیرضا زاکانی و عضو مجلس خبرگان، احمد علمالهدی، با یکدیگر متناقض است: یکی ادعا میکند که این سند در یک حمله نابود شده، در حالی که دیگری میگوید که فرزندان خامنهای آن را در اختیار دارند. عدم وجود وصیتنامه عمومی اهمیت دارد زیرا میتواند نشان دهد که آیا علی خامنهای جانشینی پسرش را تأیید کرده یا مسیر دیگری را در نظر داشته است. روحانیون ارشد نگران هستند که انتشار این سند میتواند به دشمنان مواد لازم برای حمله به رهبر کنونی را بدهد، نگرانی که خود نشانهای از آسیبپذیری است.
بنابراین، بحران جانشینی خامنهای ظرفیت رژیم را برای مدیریت مشروعیت، حافظه و انتقال قدرت در شرایط جنگ، راز و رقابتهای داخلی آزمایش میکند. بدون مدرکی از زندگی مجتبی یا وصیتنامهای معتبر، جمهوری اسلامی باید یا از اقتدار او دفاع کند یا اعتراف کند که جانشینی فاقد تأیید بنیانگذار است. هر یک از این نتایج، نظم سیاسی ایران را تغییر خواهد داد.
بحران جانشینی خامنهای به دلیل وصیتنامه مفقود عمیقتر میشود
در کنار رمز و راز پیرامون غیبت مجلسی خامنهای، سوالات دیگری نیز باقی مانده است: وصیتنامه پدر مرحوم و رهبر پیشین علی خامنهای کجاست؟ چرا بهطور عمومی خوانده نشده است؟ زمانی که آیتالله روحالله خمینی در سال ۱۹۸۹ درگذشت، علی خامنهای وصیتنامه ۲۹ صفحهای او را بهطور عمومی خواند. این سند دیدگاههای خمینی را درباره چگونگی اداره کشور و رفتار مقامات پس از مرگش بیان میکرد. همچنین سرکوب چپهای ایران را که اعضای آنها به دستور خمینی در تابستان ۱۹۸۸ به قتل رسیدند، توجیه میکرد.

وصیتنامه علی خامنهای کجاست؟
در تاریخ ۵ سپتامبر ۲۰۲۶، یک دانشجوی ایرانی از شهردار تهران، علیرضا زاکانی، درباره محل وصیت علی خامنهای سؤال کرد. زاکانی که به نظر ناراحت میرسید، پاسخ داد: “زمانی که رهبر شهید شد، کتابخانهاش نیز در این حمله نابود شد. آیا وصیتنامهاش آنجا بود یا نه و آن هم نابود شد؟ نمیدانم، اما در هر صورت، در حال حاضر هیچ اطلاعی از محل آن وجود ندارد.”
توضیحات زاکانی شک و تردید ایجاد میکند
توضیحات زاکانی کمکی به روشن شدن دلیل عدم انتشار وصیت خامنهای نمیکند. همچنین بسیار بعید است که تنها یک نسخه از چنین سند مهمی وجود داشته باشد.
اظهارات او همچنین به نظر میرسد که با آنچه احمد علمالهدی، عضو مجلس خبرگان رهبری، که مسئول انتخاب رهبر عالی است، گفته، در تضاد باشد. علمالهدی همچنین به دلیل اینکه امام جمعه مشهد، زادگاه علی خامنهای و محل دفن اوست، اهمیت دارد. علمالهدی گفته بود که پسران خامنهای وصیتنامهاش را نگهداری میکنند و هنوز به او نرسیده است. حداقل سه نفر از پسران خامنهای زنده هستند. برخلاف مجتبی، همه آنها در تشییع جنازهاش شرکت کردند. این سؤال را مطرح میکند: اگر وصیتنامه در دست پسران زندهاش است، چرا منتشر نشده است؟
بحران جانشینی خامنهای اعتبار رژیم را آزمایش میکند
آخرین وصیتنامهای که به علی خامنهای نسبت داده میشود به سال ۱۹۶۳ برمیگردد، زمانی که او یک دانشجوی حوزه علمیه بود و برای برکناری شاه فعالیت میکرد. خامنهای این وصیتنامه را پس از آن نوشت که نیروهای شاه، دانشجویان حامی خمینی را در قم دستگیر کردند، رویدادی که خامنهای خوششانس بود که از آن جان سالم به در برد. آن وصیتنامه بیاهمیت هیچ دستور سیاسی نداشت. خامنهای بیان کرده بود که پول زیادی برای به جا گذاشتن ندارد و چند نفر را که به آنها بدهکار بود، نام برد، از جمله علیاکبر هاشمی رفسنجانی که از خامنهای ثروتمندتر بود و به مخالفان اسلامی شاه کمک مالی میکرد.
رفسنجانی بعدها نقش کلیدی در تبدیل خامنهای به رهبر عالی پس از مرگ خمینی ایفا کرد و به همین دلیل شهرتی به عنوان سازنده پادشاه پیدا کرد. با این حال، خامنهای بعدها او را در یک جنگ قدرت به حاشیه راند.

رژیم با لحظهای از حقیقت مواجه است
اهمیت وصیت در این است که مشخص شود آیا با اقدامات و تصمیمات رهبری کنونی در تضاد است یا خیر. احمد خاتمی، روحانی ارشد و عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان، این احتمال را مطرح کرد زمانی که در تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ گفت: “من از وصیت رهبر شهید اطلاعی ندارم. تصمیمگیری درباره انتشار آن، اگر وجود داشته باشد، به عهده شخصیتهای ارشد نظام است. اما آنچه برخی از روحانیون رده بالا را نگران میکند این است که ممکن است وصیت شامل مطالبی باشد که دشمنان علیه رهبر کنونی استفاده کنند.”
جمهوری اسلامی اکنون با یک انتخاب مواجه است: یا باید بر مشروعیت مجتبی تأکید کند که در این صورت باید مدرکی از زندگی او ارائه دهد، یا باید بپذیرد که وصیت خامنهای مجتبی را به عنوان جانشین خود تأیید نکرده است. به هر حال، لحظه حسابرسی در این بحران مشروعیت به سرعت در حال نزدیک شدن است.

