نبرد برای ارتفاعات علی الطاهر نمونهای از نحوه مدیریت سازمانهای نظامی در فاصله بین واقعیت میدان نبرد و درک عمومی است. در طول تقریباً سه ماه، نیروهای اسرائیلی بهطور سیستماتیک یک شبکه تونل تقویتشده را از بین بردند، تأمینات را قطع کردند و در نهایت این مجموعه را با ۱۱۰۰ تن مواد منفجره نابود کردند. با این حال، روایت حزبالله هرگز شکست را نپذیرفت.
در عوض، این روایت بهطور مکرر تغییر کرد: از انکار حضور اسرائیل، به پذیرش حضور بدون کنترل، به چارچوببندی شکست بهعنوان نشانهای از مقاومت، و در نهایت به ارائه عقبنشینی بهعنوان یک برنامهریزی شده. هر سازگاری ادعای پیروزی گروه را حفظ کرد در حالی که واقعیتهای میدانی را پذیرفت.
بنابراین، روایت حزبالله نه بهعنوان یک ثبت وقایع بلکه بهعنوان ابزاری برای حفظ انسجام سازمانی و روحیه در شرایط شکست نظامی عمل میکند. درک این الگو برای هر کسی که به ارزیابی قابلیتهای آینده حزبالله، انسجام داخلی آن و اعتبار ادعاهایش میپردازد، ضروری است. انعطافپذیری روایت نشاندهنده یک استراتژی اطلاعاتی پیچیده است که برای تبدیل شکستهای تاکتیکی به داراییهای سیاسی و روانی پایدار طراحی شده است. این همچنین سؤالاتی را در مورد چگونگی ارزیابی نتایج نظامی توسط ناظران خارجی مطرح میکند، زمانی که طرفهای درگیر از تعاریف ناسازگار موفقیت عمل میکنند.
هجوم به مجموعه تونلهای علی الطاهر
تقریباً یک هفته پس از تخریب مجموعه زیرزمینی حزبالله در علی الطاهر در جنوب لبنان، نیروهای دفاعی اسرائیل در تاریخ ۱۶ سپتامبر جزئیات جدیدی درباره نبرد تقریباً سهماهه خود برای این ارتفاعات فاش کردند.
در آغاز نبرد، نیروهای واحدهای کماندویی مگلان و اگوز روستای مزرعه علی الطاهر را در زیر ارتفاعات تصرف کردند و به سمت ارتفاع ۶۰۰ متری صعود کردند، جایی که فرماندهان گفتند تقریباً ۵۰ جنگجوی حزبالله در یک شبکه تونل تقویتشده مستقر بودند. زمین به نفع مدافعان بود: تنها چند مسیر به سمت بالا منتهی میشد، در حالی که پوشش گیاهی متراکم و سنگها تلههای انفجاری، تجهیزات نظارتی و پهپادهای انفجاری حزبالله را پنهان کرده بودند. فرمانده اگوز، علی الطاهر را بهعنوان پیچیدهترین میدان نبردی که واحدش در طول جنگ با آن مواجه شده توصیف کرد.
<p
حسابهای بعدی اسرائیلیها چگونگی پیشرفت نبرد را پر کردند. تیمهای کوچک به تدریج مواضع اطراف مجموعه را تصرف کردند، نظارت و مواد منفجره حزبالله را از بین بردند، چاهها را نقشهبرداری کردند و محاصرهای سطحی بر روی جنگجویان زیرین تنگ کردند. نیروها غذا، آب، سوخت و سایر تأمینات را قطع کردند؛ فرماندهان بعداً گفتند که متوجه شدند حزبالله همچنین در تلاش بود تا از طریق پهپادها تونلها را دوباره تأمین کند. برخی از جنگجویان حزبالله که سعی در ترک مجموعه داشتند، در کمین یا در نبرد نزدیک کشته شدند. تا ۳ سپتامبر، نیروهای اسرائیلی وارد و دو مسیر زیرزمینی تأسیسات را پاکسازی کردند. در ۱۰ سپتامبر، آنها شبکه را با حدود ۱۱۰۰ تن مواد منفجره نابود کردند.

روایت حزبالله حضور اسرائیل را انکار میکند
روایت عمومی حزبالله در طول نبرد این تحولات را انکار نکرد. با پیشرفتهای پیدرپی اسرائیل که ادعاها یا معیارهای پیروزی قبلی گروه را غیرقابل قبول میکرد، این گروه نه شکست و نه شکست را پذیرفت. بلکه حزبالله به طور مکرر روایت خود را تطبیق داد تا موفقیتهای میدانی اسرائیل و اهمیت تأسیسات را به حداقل برساند و معنای پیروزی را دوباره فرموله کند.
در زیر خلاصهای از پیامهای متغیر حزبالله در طول نبرد آمده است:
۱۵ ژوئن–۷ ژوئیه: اسرائیل نمیتواند به علی الطاهر برسد
در این مرحله، حزبالله موفقیت را به معنای نگهداشتن نیروهای زمینی اسرائیل بهصورت فیزیکی از رسیدن به ارتفاعات علی الطاهر تعریف کرد. در ۱۸ ژوئن، پس از چهار روز تلاشهای اسرائیل برای پیشروی از روستای نزدیک کفر تیبنی به سمت ارتفاعات، اتاق عملیات مقاومت اسلامی حزبالله اعلام کرد که جنگجویانش حملات را دفع کرده، خساراتی وارد کرده و نیروهای اسرائیلی را به عقب راندهاند. این گروه ادعا کرد که نیروهای اسرائیلی در حومه جنوبی کفر تیبنی باقی ماندهاند و اعلام کرد که علی الطاهر صحنه “حماسههای کربلا” خواهد شد که “در برابر” نفوذ اسرائیل “ناپذیر” باقی خواهد ماند و از استقامت امام حسین در کربلا به عنوان الگویی از فداکاری در خدمت پیروزی نهایی یاد کرد.
در آن شب، شبکه تلویزیونی المنار وابسته به حزبالله گزارش داد که اسرائیل ادعای کنترل بر تپه را دارد، اما این ادعا را با این سؤال به چالش کشید که چرا ارتش اسرائیل هنوز به بمباران علی الطاهر ادامه میدهد اگر که آن را از قبل تصرف کرده است. در تاریخ ۲۰ ژوئن، حسن فضلالله، نماینده حزبالله، گفت که حزبالله از پیشروی و کنترل نیروهای اسرائیلی بر این منطقه جلوگیری کرده است.
ارتش اسرائیل در تاریخ ۲۵ ژوئن این ادعا را به چالش کشید و گفت که تیپ کماندو آنها در حال حاضر در تپه مشغول به کار است و حرکت حزبالله را در بالا و پایین زمین محدود کرده است. حزبالله هنوز روایت خود را تغییر نداده بود. بلکه، اتاق عملیات آنها روز بعد بهطور قاطع ادعای اسرائیل را رد کرد و گفت که علی الطاهر همچنان تحت کنترل حزبالله است و “خالی از هرگونه [حضور نظامی اسرائیل] است.”
۸ ژوئیه–۱۶ اوت: حضور به معنای کنترل نیست
رد قاطع حزبالله از حضور اسرائیل زمانی غیرقابل دفاع شد که نیروهای ارتش اسرائیل بهطور واضح در بخشهایی از علی الطاهر مستقر شدند. در تاریخ ۸ ژوئیه، پس از آنکه سربازان ارتش اسرائیل پرچم اسرائیل را در حاشیه تپه برافراشتند، روزنامه الاخبار وابسته به حزبالله به آنچه حزبالله کمتر از دو هفته پیش رد کرده بود، اعتراف کرد: نیروهای اسرائیلی در بخشهایی از علی الطاهر حضور دارند. سپس استاندارد را محدود کرد و استدلال کرد که حضور به معنای کنترل نیست.
دو روز بعد، ارتش اسرائیل گفت که نیروهایش در تپه مشغول به کار هستند، یک مبارز حزبالله را در نزدیکی یک چاه تونل کشتهاند و از خروج عملیاتیها از شبکه زیرزمینی جلوگیری میکنند. رسانههای وابسته به حزبالله اکنون بهطور بازنگری شده موفقیت را از جلوگیری کامل اسرائیل از رسیدن به علی الطاهر به انکار کنترل یا تثبیت امن ارتش اسرائیل بر این مکان تغییر دادند.
ادامه حملات بهعنوان دلیلی شد که نیروهای اسرائیلی همچنان در معرض خطر هستند، حزبالله هنوز میتواند بر تپه رقابت کند و شبکه زیرزمینی همچنان دستنخورده باقی مانده است. بر این اساس، الاخبار به حمله پهپاد انفجاری در تاریخ ۲۸ ژوئیه اشاره کرد که یک بولدوزر D9 اسرائیلی را سوزاند، در حالی که المنار بعداً حمله دیگری با پهپاد را بهعنوان شواهدی از اینکه حزبالله هنوز میتواند نیروهای اسرائیلی را در اطراف تپه مشاهده و هدف قرار دهد، ارائه کرد. پس از آنکه یک پهپاد انفجاری سه مهندس جنگی یحلون را در تاریخ ۱۵ اوت به شدت مجروح کرد، الاخبار تأکید کرد که نیروی مورد حمله در حال جستجوی راههایی به داخل شبکه تونل بوده است—وظیفهای که اسرائیل هنوز باید آن را قبل از تبدیل حضور سطحی خود به کنترل تأسیسات زیرین به اتمام برساند.
۱۷ اوت–۲ سپتامبر: یک شکست میتواند هنوز “مقاومت” باشد
در مصاحبههای ۱۶ سپتامبر که عملیات را بازسازی میکرد، فرماندهان اسرائیلی توصیف کردند که چگونه، تا اواسط اوت، ارتش اسرائیل به تدریج در حال محاصره علی الطاهر بود، چاهها را نقشهبرداری کرده، تأمین مجدد را محدود کرده و کنترل خود را بر بالای شبکه تونل گسترش میداد. آنها گفتند که مبارزان حزبالله در زیر زمین در ابتدا متوجه نشده بودند که چه مقدار از زمین بالای سرشان توسط نیروهای اسرائیلی اشغال شده است.
در حین وقوع این فرآیند، پیامرسانی حزبالله شروع به آمادهسازی برای سقوط خود قله کرد. در ۱۷ اوت، ژنرال بازنشسته لبنانی، منیر شهده، هماهنگکننده سابق دولت لبنان با نیروهای موقت سازمان ملل در لبنان (یونیفل)، در رسانه وابسته به حزبالله، العهد، نوشت که اسرائیل در حال حرکت به فراتر از بمباران به سمت افشای زیرساختهای زیرزمینی و احتمالاً گسترش کنترل سرزمینی نیروهای خود است. با این حال، او استدلال کرد که کنترل ارتفاعات به طور خودکار به اسرائیل تسلط بر زمینهای اطراف را نمیدهد. روز بعد، نماینده حزبالله، حسن عزالدین، علی الطاهر را یکی از “مواضع اساسی” حزبالله خواند و vowed کرد که آن را رها نخواهد کرد، اما بلافاصله اضافه کرد که این “پایهای برای رویارویی نیست.”
با این حال، رسانههای حزبالله به طور همزمان شروع به کماهمیت جلوه دادن سقوط علی الطاهر به دست اسرائیلیها کردند. یک ویژهنامه العهد در ۱۸ اوت، همانطور که توسط الاخبار توصیف شده، این تأسیسات را به عنوان تاکتیکی توصیف کرد نه به عنوان یک مجموعه فرماندهی برای واحد بدر حزبالله، همانطور که اسرائیل ادعا میکرد. واحد بدر، تشکیلات منطقهای حزبالله است که مسئول عملیات در بخش شمال لیتانی به سمت صیدا، از جمله منطقه نباطیه است. العهد روز بعد دیدگاه متفاوتی اتخاذ کرد: آن را به عنوان استراتژیک مهم توصیف کرد اما استدلال کرد که حزبالله، برخلاف یک ارتش متعارف، به یک خط دفاعی ثابت وابسته نیست که فروپاشی آن نیروهای وسیعتر را از هم بپاشد.
تا ۲۱ اوت، روایت حزبالله به طور قاطع دچار تغییر اساسی دیگری شده بود: موفقیت دیگر به نگهداشتن قله به طور نامحدود وابسته نبود، بلکه به امتناع از تسلیم آن به طور داوطلبانه و وادار کردن اسرائیل به جنگیدن برای آن قبل از اینکه موضع غیرقابل تحمل شود، بستگی داشت. یک منبع حزبالله به روزنامه لبنانی الجمهوریه گفت که اسرائیل ممکن است در نهایت علی الطاهر را بگیرد، “اما [فقط] از طریق یک نبرد”، در حالی که تأکید کرد که مبارزان حزبالله “وظیفهای برای خودکشی ندارند.”
منطق مشابهی بر رد حزبالله در تحویل علی الطاهر به نیروهای مسلح لبنان حاکم بود. روزنامه الاخبار در تاریخ ۲۹ اوت گزارش داد که حزبالله پیشنهاد تحویل رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، را رد کرد زیرا خروج تحت فشار اسرائیل نشان میدهد که تنها با اجبار میتوان این گروه را از مواضع دیگرش خارج کرد. تمایز دیگر این نبود که آیا علی الطاهر میتواند از دست برود، بلکه این بود که چگونه، پس از نبرد، این شکست هنوز میتواند به عنوان مقاومت مطرح شود؛ تسلیم آن به درخواست نمیتوانست.

۳–۸ سپتامبر: کنترل حزبالله جزئی میشود و خروج برنامهریزیشده میشود
در تاریخ ۳ سپتامبر، ارتش اسرائیل اعلام کرد که نیروها وارد شبکه زیرزمینی علی الطاهر شده، جنگجویان حزبالله را از دو مسیر پاکسازی کرده و “کنترل عملیاتی” را در بالا و پایین زمین به دست آوردهاند.
حزبالله هیچ پاسخ رسمی فوری صادر نکرد. به جای ادامه انکار حضور اسرائیل، سیاستمداران و رسانههای آن اکنون در مورد کامل بودن و اهمیت کنترل اسرائیل بحث کردند. یک بخش از روایت پیشنهاد میکرد که علی الطاهر هنوز سقوط نکرده است، یا همانطور که المنار در تاریخ ۴ سپتامبر تأکید کرد، “نبرد علی الطاهر به پایان نرسیده است.” الاخبار دستاورد اسرائیل را از نظر جغرافیایی محدود کرد و استدلال کرد که علی الطاهر شامل چندین موضع و تونل متصل و جداگانه است، بنابراین کنترل یک نقطه حضور حزبالله در کل مجموعه را از بین نمیبرد. این ادعا نمیکرد که گروه بخشهای تصرفشده را دوباره به دست خواهد آورد؛ بلکه استدلال میکرد که نفوذ اسرائیلی هنوز به معنای کنترل کامل کل ارتفاعات نیست.
بخش مکمل روایت شروع به کمینهسازی تأثیر آن کرد. با استفاده مجدد از منطق ژوئن المنار، نماینده حزبالله، ایهاب حماده، پرسید چرا اسرائیل هنوز علی الطاهر را بمباران میکند اگر آن را کنترل میکند. اما او همچنین احتمال کنترل کامل اسرائیل را پذیرفت و گفت که حتی این نیز “نه فاجعهای از نظر نظامی است و نه پایان راه” – به این معنی که از دست دادن این موضع پایان توانایی وسیعتر حزبالله برای مبارزه نخواهد بود.
با ادامه پاکسازی شبکه توسط اسرائیل، روایت حزبالله یک تغییر دیگر ایجاد کرد که فراتر از متمرکز کردن موفقیت بر هزینهبر کردن تصرف علی الطاهر برای اسرائیل بود. در تاریخ ۸ سپتامبر، علی ابی رعد، ژنرال بازنشسته لبنانی، به المهد گفت که هر موضع دفاعی نیاز به یک برنامه برای “استقامت” و یکی برای “عقبنشینی” دارد؛ جنگجویان باید حداکثر تلفات را تحمیل کنند و سپس در صورت غیرقابل تحمل شدن دفاع، به مواضع آماده عقبنشینی کنند. این عنصر جدید اکنون عقبنشینی را به عنوان بخشی از برنامه دفاعی حزبالله معرفی کرد.
روایت حزبالله تخریب را معکوس میکند
۱۰–۱۶ سپتامبر: پس از تخریب، جغرافیا دیگر معیار نیست
تخریب علی الطاهر توسط اسرائیل در تاریخ ۱۰ سپتامبر حزبالله را مجبور به انجام یک سازگاری روایتی دیگر کرد. با از دست رفتن واضح این تأسیسات، رسانههای حزبالله موفقیت را به گونهای بازتعریف کردند که اسرائیل را مجبور به جنگ برای این موضع بدون دستیابی به تسلیم نشان میداد. پخش شبانه ۱۱ سپتامبر المنار با این جمله آغاز شد: “ما به عنوان شهید سقوط کردیم و زانو نزدیم”، بر ماهها جنگ و تنشهای انفجاری استفاده شده تأکید کرد و گفت که مدافعان نه “معاملهای” را پذیرفتند و نه “تسلیم” شدند.
المهد این معکوس را واضحتر کرد. سه هفته پس از توصیف علی الطاهر به عنوان یک نقطه استراتژیک، اکنون این تأسیسات تخریب شده را “یک تأسیسات تاکتیکی محدود” نامید. یک منبع مطلع تأیید کرد که فشار اسرائیل باقی ماندن در داخل تقریباً غیرممکن کرده بود و سپس استدلال کرد که حزبالله “جغرافیا را دفاع نمیکند” بلکه به دنبال تحمیل تلفات و افزایش هزینه اشغال است.
الاخبار سپس از حساب عملیاتی خود اسرائیل برای حمایت از آن معیار جدید موفقیت استفاده کرد. محاصرهای که ماهها به طول انجامید، تلاشهای حزبالله برای تأمین مجدد تونلها، حملات مداوم پهپادی، جنگ نزدیک و یک پیشنهاد گزارش شده اسرائیلی برای خروج جنگجویان محاصره شده تحت پرچم سفید، به عنوان فرآیندی که اسرائیل به تدریج موضع حزبالله را تخریب کرد، ارائه نشد. در عوض، این موارد به عنوان مدرکی ارائه شدند که تصرف این موضع نیاز به یک جنگ طولانی داشت و حزبالله به اسرائیل تسلیم را نداد، حتی زمانی که دفاع ادامهدار غیرممکن شد. روایت محاصره اسرائیل به روایت فرسایش حزبالله تبدیل شده بود.

آنچه استراتژی روایت فاش میکند
تاریخ ۱۶ سپتامبر توالی انتشار این معکوس را مشخص کرد. در ساعت ۵:۰۲ بعد از ظهر به وقت محلی، کانال رسمی تلگرام ارتش اسرائیل گزارشی جدید منتشر کرد که به طور مستقیم به حساب ارتش درباره عملیات تقریباً سهماهه اشاره داشت و آن را به عنوان یک فرآیند عمدی محاصره تدریجی، تخریب نظارت و لجستیک حزبالله، جلوگیری از تأمینات، ورود زیرزمینی نیروها و تخریب نهایی ارائه داد. بیست و چهار دقیقه بعد، در ساعت ۵:۲۶ بعد از ظهر به وقت محلی، المنار مقالهای با عنوان “نبردی که آن [اسرائیل] را خسته کرد و خساراتی وارد آورد” منتشر کرد.
بازنگری این رسانه، اهمیت مدت زمان حمله را معکوس کرد: به جای اینکه سه ماه نشاندهنده روشی باشد که اسرائیل به تدریج علی الطاهر را از بین برد، نیاز اسرائیل به آن زمان برای انجام این کار به دستاورد حزبالله تبدیل شد—شواهدی که به گفته این گروه، دفاع از یک موضع “نیروهای اسرائیلی را خسته کرده” و تلفات وارد کرده است.

