جنگی که اسرائیل و ایالات متحده بر ایران تحمیل کردهاند، تأثیرات عمیقی بر اقتصادهای خاورمیانه خواهد داشت – عمدتاً منفی برای تولیدکنندگان و مصرفکنندگان.
برای صادرکنندگان نفت و گاز در خلیج فارس، جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران در حال حاضر هزینه سنگینی را از طریق کاهش درآمدها به همراه داشته است. اوضاع ممکن است حتی بدتر شود اگر تأسیسات اصلی به شدت آسیب ببینند.
در همین حال، واردکنندگان انرژی در منطقه با فشارهایی از افزایش هزینههای سوخت و کاهش درآمدهای ارزی مواجه هستند که منجر به افزایش تورم و تشدید تنشهای اجتماعی-اقتصادی خواهد شد.
جالب است که در میان این بحران، در حالی که اقتصاد ایران به شدت تحت تأثیر جنگ آسیب دیده است، این کشور هنوز نفت را به چین از طریق تنگه هرمز صادر میکند – حتی در حالی که مسیر را برای کشتیهای کشورهای خلیج فارس میبندد.
این امکان وجود دارد که ایالات متحده از حمله به ترافیک ایرانی خودداری کند به امید حفظ زیرساختهایی که هر رژیم جدید ایرانی به آن وابسته خواهد بود. ترس کشورهای عرب خلیج فارس از تشدید بیشتر اوضاع و احتیاط ترامپ در مورد به وجود آوردن تنش با چین قبل از یک نشست برنامهریزی شده در اواخر این ماه نیز ممکن است در این موضوع نقش داشته باشد.
زیانهای کشورهای خلیج فارس
عربستان سعودی و امارات متحده عربی موفق به فروش حجمهای کمتری از طریق خطوط لوله به ترمینالهای خارج از تنگه هرمز شدهاند. خط لوله شرق-غرب در عربستان سعودی به یانبو در دریای سرخ ظرفیت انتقال ۵ میلیون بشکه در روز (b/d) را دارد، در حالی که خط لوله از ابوظبی به فجیره، در دریای عرب، میتواند ۱.۵ میلیون بشکه در روز را حمل کند.
با این حال، حتی در ظرفیت کامل، این مسیرها تنها میتوانند حدود یکچهارم نفتی را که معمولاً از تنگه هرمز عبور میکند، پوشش دهند. و آنها در برابر حمله از سوی ایران و حوثیهای یمن آسیبپذیر هستند. گروه یمنی هنوز وارد این درگیری نشده است، اما اگر این کار را انجام دهد، میتواند صادرات عربستان از یانبو به آسیا را مختل کند.
عربستان سعودی قادر خواهد بود برخی از خسارات درآمدی خود را به لطف افزایش قیمت نفت جبران کند. اما وضعیت مالی آن پیش از جنگ نیز نشانههایی از فشار را نشان میداد.
کسری بودجه در سال ۲۰۲۵ معادل ۵.۳ درصد تولید ناخالص داخلی بود و هزینههای سرمایهای در حال کاهش بود. این پادشاهی به طور فزایندهای به ورودیهای سرمایه، از جمله وامهای خارجی، که به ۱۵۶ میلیارد دلار رسیده است، وابسته شده است. داراییهای خارجی خالص بانکهای تجاری آن در پایان ژانویه کسری ۵۷ میلیارد دلاری را نشان میدهد. وامدهندگان و سرمایهگذاران خارجی در حال ارزیابی مجدد ریسک عربستان هستند، حتی اگر صادرات نفت به سطح قبل از جنگ در عرض چند ماه بازگردد.
امارات متحده عربی اقتصادی متنوعتر از عربستان سعودی دارد و جمعیت ملی کمتری دارد، بنابراین کمتر به نفت وابسته است. با این حال، مرکز تجاری و تولیدی جبل علی به شدت تحت تأثیر اختلال در حمل و نقل قرار گرفته است، همانطور که گردشگری، خردهفروشی، هوانوردی و بازار املاک نیز آسیب دیدهاند. و نقش امارات به عنوان پایگاه خدمات و تجارت برای ایران به واسطه جنگ زیر سوال خواهد رفت.
زیان مالی قطر از یک وقفه یکماهه در صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) خود نسبتاً معقول ۴ میلیارد دلار خواهد بود (با فرض ۶ میلیون تن در قیمت ۱۴ دلار به ازای هر میلیون BTU). این به راحتی میتواند با بازگشت به شرایط عادی جبران شود.
با این حال، برنامههای بلندمدت قطر و امارات برای گسترش عمده صادرات LNG با عدم قطعیت مواجه است. راهاندازی پروژه گسترش خود قطر به نیمه سال ۲۰۲۷ موکول شده است. و فرضیات درباره چشمانداز افزایش پایدار تقاضای آسیایی اکنون بسیار کمتر مطمئن به نظر میرسند.
خریداران آسیایی گزینه افزایش واردات از تولیدکنندگان دیگر، مانند ایالات متحده، استرالیا، کانادا و روسیه را دارند. و شرکتهای خدمات عمومی در آسیا میتوانند به تولید برق با زغالسنگ ادامه دهند، در حالی که سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، باتریها و انرژی هستهای را افزایش میدهند. برای حفظ سهم بازار، قطر ممکن است مجبور شود شرایط تجاری خود را نرمتر کند، که کمتر از شرایط ارائه شده توسط صادرکنندگان آمریکایی انعطافپذیر است.
اقتصاد عراق وابستهترین اقتصاد به نفت در منطقه خلیج فارس است. حدود ۹۰ درصد از درآمد بودجه آن از صادرات نفت خام ناشی میشود. عمده این صادرات از ترمینال نفتی بصره و از طریق خلیج و تنگه هرمز انجام میشود.
نفت در میادین جنوبی تولید میشود که به سیستمهای لولهکشی در شمال متصل نیستند. حجمهای محدودی اکنون از میادین کوچکتر شمالی از طریق خط لوله به ترکیه منتقل میشود. و برخی از نفت از جنوب با تانکرهای جادهای به اردن منتقل میشود. اما از دست دادن طولانیمدت درآمد نفتی برای دولت دشوار خواهد بود که حقوق و مستمریهای عمومی را تأمین کند، که بیش از نیمی از هزینههای بودجه را تشکیل میدهد.
شمال آفریقا
خارج از خلیج فارس، مصر به شدت تحت تأثیر افزایش قیمتهای نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) و از دست دادن LNG قطری قرار گرفته است. مصر یک واردکننده خالص نفت است و برای تأمین حدود یکسوم از عرضه گاز طبیعی خود به واردات وابسته است. تقریباً نیمی از این مقدار از اسرائیل تأمین میشود و LNG باقیمانده را تشکیل میدهد. تأمینهای اسرائیلی متوقف شدهاند، در حالی که قطر سهم بزرگی از محمولههای LNG را که مصر برای افزایش عرضه تابستانی خود سفارش داده بود، تأمین میکرد.
سرمایهگذاران خارجی، که مصر به شدت به آنها برای تأمین کسری بودجه خود وابسته است، حدود ۶ میلیارد دلار از بازار مصر خارج کردهاند به دلیل نگرانیها درباره تأثیر افزایش هزینههای واردات، احتمال از دست رفتن درآمد از گردشگری و کانال سوئز، و خطر کاهش ارسالهای پولی از مصریهایی که در خلیج کار میکنند.
بانک مرکزی اجازه داده است که پوند مصری در پاسخ به این فشارها کاهش یابد، به جای اینکه ذخایر را آزاد کند. این امر به سرمایهگذاران اطمینان بیشتری داده است و گزارشهای اخیر حاکی از بهبودی اندک در خریدهای خارجی اوراق بهادار دولتی بوده است.
اما جنگ همچنین برخی فرصتها را ایجاد کرده است. مصر در موقعیتی است که میتواند خدمات لجستیکی جایگزین به خلیج از طریق اردن و بنادر عربستان سعودی ارائه دهد. استفاده از کانال سوئز برای حمل نفت سعودی از ینبع به مدیترانه ممکن است افزایش یابد. خط لوله سُمِد، که از خلیج سوئز از طریق مصر به سواحل مدیترانه میرسد، نیز ممکن است جریانهای بیشتری را تجربه کند.
علاوه بر این، صادرات مصر از کود و آلومینیوم قیمتهای بالاتری را به خود اختصاص خواهد داد، زیرا فروش از خلیج مسدود شده است. و بخش گردشگری ممکن است از بدشانسی دبی بهرهمند شود.
با این حال، تأثیر خالص بر مصر منفی خواهد بود، با افزایش تورم و احتمال افزایش نرخ بهره. این امر هزینههای خدمات بدهی عمومی را که هماکنون نیز بالا است، افزایش خواهد داد و سرمایهگذاری در بخش خصوصی را خفه خواهد کرد.
در میان کشورهای صادرکننده انرژی در منطقه، الجزایر بیشترین بهره را از جنگ ایران خواهد برد، اگرچه توانایی آن برای بهرهبرداری از قیمتهای بالای نفت و گاز به دلیل محدودیت در افزایش تولید محدود است – این کشور در حال حاضر با ظرفیت کامل تولید میکند.
تأثیر بر مراکش، که به شدت به واردات انرژی وابسته است، مختلط خواهد بود. این کشور به شدت تحت تأثیر افزایش قیمتهای نفت قرار خواهد گرفت، اما این امر تا حدی با افزایش قیمتهای کود جبران خواهد شد: مراکش یکی از بزرگترین صادرکنندگان کودهای فسفاته در جهان است. با این حال، هزینههای تولید به دلیل نیاز به واردات آمونیاک افزایش خواهد یافت.
تأثیرات پایدار
اگر مرحله شدید درگیری در چند هفته آینده کاهش یابد و آسیبهای ساختاری به زیرساختهای انرژی در خلیج محدود بماند، اعتماد به تدریج میتواند به بخش انرژی منطقه و به مدلی اقتصادی که به شدت به نفت و گاز وابسته است، بازگردد، با وجود تمام تلاشها برای تنوعبخشی.

