با نزدیک شدن لبنان به انتخابات پارلمانی در مه ۲۰۲۶، این کشور در یک دوراهی قرار دارد. حزبالله، تصویر قدرتمند سیاست لبنان و مقاومت خاورمیانه، پس از آخرین درگیری خود با اسرائیل به شدت آسیبدیده و از نظر سیاسی منزوی شده است. اما حتی در موقعیت تضعیفشدهاش، این سازمان همچنان سرسخت باقی مانده و تسلیحات و حمایت استراتژیک خود از ایران را حفظ کرده است.
انزوا و قدرت محلی مقاوم حزبالله
این حزب که بهطور محلی نیز به آن حزبالله گفته میشود، تقریباً تمام متحدان سابق لبنانی خود را از دست داده است. تصمیم آن برای حمله به اسرائیل در سال گذشته، نخبگان سیاسی و بخشهایی از جامعه مدنی را از خود دور کرد. با این حال، پیروزی حزبالله در انتخابات شهرداری که به تازگی به پایان رسید، نشاندهندهای از تابآوری است: ماشین اقتصادی آن همچنان قدرت خود را اعمال میکند، بهویژه از طریق رسانههای محلی و شبکههای حمایتی. انتخابات بعدی در سال جاری به احتمال زیاد اکثریت روشنی ضد حزبالله تولید نخواهد کرد.
رویکرد محتاطانه عون به خلع سلاح
رئیسجمهور جوزف عون، رهبر سابق نظامی لبنان، در ژانویه ۲۰۲۵ با یک برنامه اصلاحی و حمایت قوی از کشورهای غربی به مقام خود رسید. با این حال، رویکرد او به حزبالله محتاطانه و سنجیده بوده است. در حالی که به ادامه تعهدات عمومی برای خلع سلاح حزبالله ادامه میدهد، عون در محافل خصوصی استفاده از گزینه نظامی را رد کرده است. او در پشت درهای بسته تأکید میکند که مذاکرات و توافقات باید پیشزمینه هر عملیاتی برای بازپسگیری تسلیحات حزبالله باشد. رویکرد او هم بازتابی از واقعگرایی سیاسی و هم از محدودیتهای قدرت دولتی است.
در ژانویه ۲۰۲۵، عون به افسران خود دستور داد تا طرحی برای خلع سلاح حزبالله تا ۲ سپتامبر آماده کنند. اما دولت از آن زمان برنامه خود را تغییر داده است. در حین گفتوگویی با نماینده ویژه ایالات متحده، تام باراک و معاون مورگان اورتاگوس،
سرسختی حزبالله و تهدیدات جنگ داخلی
حزبالله به نوبه خود، بار دیگر خواستار یک “استراتژی دفاع ملی” شده و خود را بهعنوان یک دژ در برابر تهدید حمله اسرائیل معرفی کرده است. دبیرکل فعلی و جانشین حسن نصرالله، نعیم قاسم، بهطور علنی هرگونه اقدام برای خلع سلاح را رد کرده است. در یک انفجار احساسی در اوت، قاسم هشدار داد که اگر دولت سعی کند تسلیحات این گروه را تصاحب کند، “زندگی در لبنان وجود نخواهد داشت” و کمپین خلع سلاح را بهعنوان “یک پروژه آمریکایی-اسرائیلی” محکوم کرده و تهدید به جنگ داخلی کرد اگر این تنها راه باشد.
سایه تهران و حمایت استراتژیک
اما مقاومت حزبالله تنها داخلی نیست. این حزب همچنان مشتری تهران است و نگرانیهای استراتژیک ایران به شدت بر انتخابهای آن تأثیر میگذارد. زمانی که جنگ در ژوئن ۲۰۲۵ بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران آغاز شد، حزبالله به طرز شگفتانگیزی نقشی ایفا نکرد—به احتمال زیاد به نمایندگی از تهران. مشاور امنیت ملی ایران، علی لاریجانی، در اوت به بیروت سفر کرد و بهطور علنی اعلام کرد که “ایران در تمام اشکال حمایت از لبنان و مقاومت آن حضور دارد.” در حالی که او تأکید کرد که خلع سلاح موضوعی داخلی برای لبنان است، منابع میگویند که او بهطور خصوصی از رهبران حزبالله خواسته است که قوی باشند و هیچ چیزی را واگذار نکنند.
تهدید قریبالوقوع جنگ منطقهای
این وضعیت ممکن است پایدار نباشد. اگر ایالات متحده و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران حمله کنند—احتمالی که هر روز بیشتر میشود—حزبالله بهطور قطع برای دفاع از حامی خود وارد عمل خواهد شد. نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، بارها هشدار داده است که “یک حمله به تأسیسات هستهای ایران ممکن است بهراحتی انجام شود.” در همین حال، رئیسجمهور دونالد ترامپ ادعا کرد که حملات هماهنگ شده ایالات متحده و اسرائیل در ژوئیه “عناصر کلیدی برنامه هستهای ایران را نابود کرد.” با این حال، گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهند که معکوس کوتاهمدتی در پیش است.
پیامدها برای لبنان وخیم است. نظامیسازی بیشتر حزبالله، که از منافع استراتژیک تهران پشتیبانی میشود، ممکن است اصلاحات را نابود کرده و کشور را به جنگ بازگرداند. جامعه بینالمللی با نگرانی نظارهگر است، اما بدون عزم داخلی متحد، آینده شکننده لبنان در خطر است.
فشار بینالمللی و خطوط قرمز اسرائیل
واشنگتن ثابتقدم باقی مانده است. معاون اورتاگوس به تازگی اعلام کرد: “مردم لبنان شایسته یک دولت مستقل و آزاد از چنگال شبهنظامیان هستند. خلع سلاح اختیاری نیست—بلکه ضروری است.” اما مقامات آمریکایی همچنین اذعان دارند که اوضاع پیچیده است. ایالات متحده نقشهای برای لبنان تصور میکند که در آن سلاحها تحت کنترل دولت قرار دارند، دیدگاهی که اسرائیل نیز با آن همنظر است.
رهبران اسرائیل چندان تحملپذیر نیستند. وزیر دفاع پیشین، یوآو گالانت، در سپتامبر 2024 هشدار داده بود که “امتناع حزبالله از خلع سلاح یک خط قرمز است. اگر دولت لبنان نتواند اقدام کند، اسرائیل اقدام خواهد کرد.” چنین اظهاراتی گمانهزنیها را درباره اینکه هر جنگ بعدی با ایران ممکن است به سرعت به لبنان سرایت کند و کشور را به میدان جنگ نیابتی تبدیل کند، تقویت کرده است.
انتخاب غیرممکنی که مردم لبنان با آن مواجهاند
دیگران نگرانند که این تلاش ممکن است به خشونت منجر شود و کشور را بیشتر بیثبات کند. اکثریت مردم لبنان در وضعیتی دشوار قرار دارند و باید هیچ کاری نکنند یا به هر حال تحریک شوند و عواقب آن را متحمل شوند.
سوالی باز و ناپایدار درباره حاکمیت
انتخابات پیشرو فرصتی کوتاه برای تغییر ارائه میدهد. اما به جز اینکه اکثریت واضحی ضد حزبالله برای رأیگیری حاضر شوند—و به جز اینکه رئیسجمهور عون اقداماتی جسورانه انجام دهد—ترتیب موجود به احتمال زیاد پیروز خواهد شد. حزبالله به عنوان یک دولت مسلح و قدرتمند درون دولت ادامه خواهد یافت، که با اتحاد نامتقارن خود با تهران حفظ و تسهیل میشود.
سرنوشت لبنان کمتر به حساب و کتاب انتخاباتی یا نمادهای دیپلماتیک بستگی دارد، بلکه به توانایی آن در عبور از یک میدان مین سیاسی خطرناک که به طور مزمن حاکمیت آن را تضعیف کرده است، وابسته است. خلع سلاح حزبالله یک بحث سیاسی عادی نیست — بلکه چالشی برای هویت ملی است، مواجههای با دههها فلج و وابستگیهای نیابتی. آیا دولت میتواند برتری خود را بازپس گیرد یا به تنبلی تن خواهد داد، همچنان سوالی باز و ناپایدار باقی مانده است.

