رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، هیئت صلح تازه تأسیس خود را از زمان مراسم امضای آن در حاشیه شصت و ششمین مجمع جهانی اقتصاد در داووس هفته گذشته، در صدر اخبار جهانی قرار داده است. با این حال، ابهاماتی در میان تحلیلگران درباره تحولات وجود دارد، بهویژه در مورد اینکه هیئت صلح امروز چگونه با آنچه که خود سازمان ملل در نوامبر گذشته بهعنوان تلاشی شایسته تأیید کرده بود، مقایسه میشود؛ به عبارت دیگر، آیا رئیسجمهور ترامپ بهتنهایی دستور کار توافقشده را تغییر داده است؟
در سپتامبر، دولت ایالات متحده یک طرح ۲۰ مرحلهای را به سازمان ملل برای برقراری آتشبس پایدار در غزه ارائه داد که شامل تأسیس هیئت صلح در مرحله دوم بود. در نوامبر، شورای امنیت سازمان ملل از این ایده حمایت کرد و بدین ترتیب به آن هوایی از احترام و مشروعیت بخشید. اما بهسرعت مشخص شد که رئیسجمهور ترامپ چیزی بسیار بزرگتر در نظر داشته است: تهیه پیشنویس منشوری با هدف ایجاد یک سازمان بینالمللی، با اهدافی بسیار وسیعتر از صرفاً تسهیل آتشبس و بازسازی غزه. این اهداف وسیعتر شامل ترویج ثبات جهانی، صلح و حکمرانی در هر منطقهای است که از درگیریها رنج میبرد یا در معرض خطر جدی درگیریها قرار دارد.
آیا رئیسجمهور ترامپ بهتنهایی تمام ساختار سازمان ملل را فریب داده است؟
داووس شاهد توافق ۱۹ دولت برای امضای این هیئت بود، با مجموعاً بیش از ۶۰ کشور که ممکن است هدف ترامپ قرار گیرند. دو موضوع دیگر نیز حائز اهمیت است: اول، هم ترکیه و هم آذربایجان در هیئت صلح شرکت دارند؛ دوم، ما شاهد غیبت قابل توجه اکثر کشورهای اروپایی بودیم که مجارستان یکی از استثنائات شایسته آن است.
هیئت صلح واقعی با یک هیئت اجرایی هیئت صلح تکمیل خواهد شد که متشکل از هشت عضو از جمله نخستوزیر سابق بریتانیا، سر تونی بلر و وزیر امور خارجه ایالات متحده است؛ آخرین نکته این است که بهعنوان آنچه که امروز وجود دارد، همچنین یک هیئت اجرایی غزه متشکل از ۱۱ عضو، از جمله وزیر امور خارجه ترکیه، هاكان فیدان، نیز وجود خواهد داشت.
سازمان ملل: واقعاً منسوخ شده است؟
چه چیزی واقعاً در ذهن ترامپ بود – البته بازسازی غزه، اما چرا این جاهطلبی ظاهراً «جهانی» او؟ و: آیا او حق دارد که سازمان ملل را به عنوان نهاد ناکارآمد به چالش بکشد، موضوعی که او به طور گسترده دربارهاش صحبت میکند.
به موضوع اول: استراتژی داخلی ترامپ تحت عنوان «آمریکا را دوباره بزرگ کن» (MAGA) ممکن است به نوعی به «جهان را دوباره بزرگ کن» (MWGA) تبدیل شود. این یک تغییر شگفتانگیز در تاکتیکهاست زیرا در طول کارزار انتخاباتیاش، مسائل دیگری مانند اقتصاد و مهاجرت اهمیت بیشتری داشتند. با گذشت زمان، ترامپ مزایای ترویج دوباره ایالات متحده به عنوان یک بازیگر جهانی را کشف کرد. این ممکن است همیشه بخشی از تفکر سیاسی او بوده باشد – ابتدا مسائل داخلی را حل کند، سپس کشور را در مقیاس جهانی ترویج کند. باید به یاد داشته باشیم که در طول کارزار انتخاباتیاش، یکی از نکات کلیدی، رسیدگی به نگرانیهای رأیدهندگان در مورد اینکه هدف ملی آمریکا کجا رفته بود، بود.
حال به موضوع دوم دستور کار ترامپ میپردازیم: رئیسجمهور در محکوم کردن سازمان ملل به عنوان نهاد ناکارآمد بسیار صریح بود و جای تعجب نیست اگر او واقعاً برنامهریزی کرده باشد که آن را به طور کامل abolish کند.
اصلاح سازمان ملل، از جمله شورای امنیت آن، مدتهاست که به تأخیر افتاده است – اما آیا بهتر نیست که آن را از درون اصلاح کنیم، همانطور که رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، در سال 2021 پیشنهاد داد و گفت: «جهان عادلانهتری ممکن است»، یا شاید رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، حق دارد اعلام کند که ما «ممکن است» آن را جایگزین کنیم، هیئت صلح او به عنوان سکوی پرتاب؟
قدرت وتوی شورای امنیت در مقابل قدرت وتوی هیئت صلح، به طور طبیعی، صداهای انتقادی زیادی وجود دارد که بخشی از دموکراسی هستند. آیا این انتقادات توجیهپذیرند یا از سوی همان مظنونان همیشگی که از آنچه ترامپ تصور میکند، بیزارند، ناشی میشوند؟ ما به یاد میآوریم که در کارزار انتخاباتی، دقیقاً همان لیبرالهای خودخوانده هر چیزی را که کمپ ترامپ ارائه میکرد، بیاعتبار کردند.
پس هیچ تغییری و بازگشت به داووس و چند مثال: نخستوزیر بریتانیا، کیر استارمر – «نگران». روزنامه گاردین: «دادگاه امپریالیستی». رد قاطع از سوی فرانسه و سوئد و بسیاری دیگر. وزیر امور خارجه بریتانیا از امضا کردن خودداری میکند زیرا رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، ممکن است در یک نقطه نزدیک به آینده به آن بپیوندد.
با این حال، یک انتقاد منطقی وجود دارد: اگر ترامپ دارای یک مأموریت مادامالعمر باشد که شامل تنها حق وتو در هیئت صلح است، آیا قدرت وتوی یک نفر بهتر از پنج (به علاوه 10) نفر در شورای امنیت سازمان ملل است؟ بنابراین: در مورد شورای امنیت سازمان ملل صحبت میکنیم: آیا هیئت صلح او با ترامپ به عنوان تنها شخصیت غالب در راس آنچه او به عنوان یک سازمان بینالمللی جدید اشاره میکند، مؤثرتر خواهد بود؟
سه علامت سوال دیگر
اولاً، آیا واقعاً باید شورای صلح ترامپ و نهادهای مرتبط با آن به یک مدل موفقیتآمیز تبدیل شوند، آیا خطر ایجاد فئودالهای جدید و کپیبرداری، منطقهای شدن بیش از حد و در نتیجه تکهتکه شدن یک جهان متزلزل و تقسیمشده وجود دارد؟ یا آیا ممکن است شورای او (شوراها) برعکس عمل کند و شمال و جنوب، شرق و غرب را دوباره متحد کند؟
دوم، آیا خطر این وجود دارد که صلح پایدار برای غزه همچنان دور از دسترس بماند و هرگونه درگیری یا درگیری بالقوه دیگر در هر نقطه از جهان، فلسطین را به عنوان تمرکز اصلی اولیه تحتالشعاع قرار دهد؟
سوم، با توجه به اینکه جمهوری ترکیه و جمهوری آذربایجان هر دو هدف دارند که نقش مهمی در تلاشهای ترامپ ایفا کنند، میتوانیم بگوییم که یک نظم جهانی جدید احتمالاً در حال شکلگیری است. سیاستهای خارجی ۳۶۰ درجهای فعال ترکیه و نقش روزافزون آذربایجان به عنوان میانجی در قفقاز جنوبی و به عنوان تولیدکننده و صادرکننده انرژی این فرضیه را تأکید میکند.
آیا ترامپ صرفاً به گالری داخلی خود توجه دارد، یا شورای صلح او – واقعاً برای منافع نه تنها آمریکا بلکه برای کل جهان فعالیت میکند؟ سپس آینده سازمان ملل ممکن است روزی بر سر میز مذاکره قرار گیرد. با این حال – نه در زمان حاضر و قطعاً نه تا زمانی که روسیه از شرکت کامل در شورای ترامپ (شوراها) خودداری کند.

