ادغام SDF در ساختارهای دولتی مرکزی سوریه یکی از مهمترین آزمونهای نظم سیاسی پس از اسد را نمایان میسازد. پس از یک دهه خودمختاری de facto تحت حفاظت آمریکاییها، نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها بهطور رسمی بهعنوان یک بازیگر نظامی مستقل منحل شده و اختیار خود را به دمشق واگذار کردند. این انتقال پیامدهای عمیقی برای حقوق اقلیتها، وحدت سرزمینی و تعادل بین تمرکزگرایی و عدم تمرکز دارد.
واشنگتن که توافق ژانویه را میانجیگری کرده و مذاکرات بعدی را تسهیل کرده است، اکنون در موقعیت حساسی قرار دارد: حمایت از دمشق در حالی که اطمینان حاصل کند که پرسنل سابق SDF به حاشیه رانده نشده یا به نقشهای نمادین محدود نشوند. این فرآیند تاکنون بیش از ۲۰,۰۰۰ کارمند دولتی را جذب کرده و شروع به ادغام هزاران جنگجو در ساختارهای وزارت دفاع و وزارت کشور کرده است.
با این حال، اعداد شکافهای قابل توجهی را نشان میدهند. دهها هزار پرسنل SDF هنوز در وضعیت نامشخصی قرار دارند، وضعیت جنگجویان زن YPJ حل نشده است و اختلافات بر سر آموزش به زبان کردی تنشهای فرهنگی عمیتری را نمایان میسازد. بنابراین، ادغام SDF تنها یک تمرین اداری نیست بلکه یک مذاکره سیاسی درباره ماهیت دولت جدید سوریه است. موفقیت نیازمند شمول واقعی، تخصیص عادلانه منابع و همکاری مستمر در زمینه مبارزه با تروریسم است. شکست میتواند به احیای نارضایتیهایی که ده سال fragmentation را به دنبال داشت، منجر شود.
ادغام SDF آغاز میشود
پس از اعلامیه ۲۰ اوت مبنی بر اینکه ادغام مدنی و نظامی شمال شرق سوریه با دولت مرکزی کامل شده است، رهبران کرد هفته گذشته به دمشق بازگشتند تا انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) بهعنوان یک بازیگر نظامی مستقل را اعلام کنند. با ظهور جزئیات بیشتر درباره اجرای توافق حمایتشده از سوی ایالات متحده که در ژانویه بهدست آمده است، واشنگتن بهخوبی در موقعیت قرار دارد تا به تسهیل ثبات و وحدت کشور تحت دمشق ادامه دهد.
با وجود حمایت از سوی دولت ترامپ، ادغام نهاد چپگرا و کرد-رهبری شده در دولت موقت اسلامی و عربمحور، از زمان سقوط رژیم بشار اسد، فرآیندی کند و پرتنش بوده است، بهویژه در مسائل امنیت، خودمختاری و حقوق اقلیتها. برای تنظیم صحیح سیاستهای آینده ایالات متحده در سوریه، مهم است که در نظر بگیریم چگونه به اینجا رسیدیم و چه چیزی برای شمالشرق در پیش است.

تکامل رابطه پیچیده ایالات متحده و SDF
در زمان اسد، سوریه سرزمینی تحت حاکمیت ضعیف و پایگاهی بود که گروههای تروریستی مانند دولت اسلامی (IS) از آنجا امنیت را در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن تهدید میکردند. در پاسخ، واشنگتن یک شراکت موقت با آنچه بعدها به عنوان SDF شناخته شد، تشکیل داد و آموزش و بیش از ۱ میلیارد دلار در راستای شکست سرزمینی IS تأمین کرد. پس از دستیابی به این هدف در سال ۲۰۱۹، این شراکت از طریق عملیاتهای مشترک ضدتروریسم و بازداشت هزاران عضو و وابسته IS توسط SDF ادامه یافت.
این رابطه به واسطه عوامل مختلفی پیچیده شد—بهویژه، اعتراض ترکیه به SDF به دلیل ارتباط آن با گروه تروریستی تعیینشده توسط ایالات متحده، یعنی حزب کارگران کردستان (PKK)، و همچنین افزایش اتهامات محلی و بینالمللی مبنی بر اینکه برخی مقامات کرد از ادعاهای کاذب وابستگی به IS برای ترساندن مخالفان استفاده میکردند. با این حال، این شراکت به مدت یک دهه ادامه یافت و شاخه سیاسی SDF—اداره خودمختار دموکراتیک شمال و شرق سوریه (DAANES)—بهعنوان نهاد حاکم محلی de facto با حمایت ایالات متحده تبدیل شد.
در عین حال، سیاست ثابت واشنگتن در طول دولتهای اوباما، ترامپ و بایدن این بود که تأکید کند این رابطه یک توافق موقت است که به منظور تحقق اهداف وسیعتر، از جمله پایان دادن به جنگ داخلی و جلوگیری از ظهور مجدد IS و حذف حضور بازیگران بیثباتکنندهای مانند ایران طراحی شده است. فرمانده SDF، مظلوم عبدی، خود به این ماهیت موقت اذعان کرده است.
سوریه جدید، پیچیدگیهای جدید
پس از برکناری اسد در سال 2024، واشنگتن به سرعت با دمشق همراستا شد و به تسهیل توافق مارس 2025 که مراحل ادغام SDF را مشخص میکرد، کمک کرد. مذاکرات تا زمانی که دمشق اوایل امسال یک کمپین نظامی در شمالشرق آغاز کرد، عمدتاً متوقف شد. با از سرگیری مذاکرات، نماینده آمریکا، تام باراک، استدلال کرد که نقش اصلی SDF به عنوان نیروی ضد داعش «بسیار منقضی شده» است و دمشق در موقعیتی قرار دارد که کنترل مراکز بازداشت داعش و سایر مسئولیتهای امنیتی را به عهده بگیرد.
این موضوع با پیشرفت در روند صلح ترکیه-پکک همزمان شد و منجر به کاهش درگیریهای ترکیه و SDF گردید. واشنگتن به زودی نیروهای خود را خارج کرد و آخرین پایگاه خود را در آوریل تخلیه نمود. اعلامیه هفته گذشته بهطور رسمی همکاری آمریکا و SDF را پایان داد—چالش اکنون اجرای کامل توافق ژانویه و ترتیبات بعدی است که به یکپارچگی سوریه تحت یک دولت واحد، همانطور که در قطعنامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل خواسته شده، کمک خواهد کرد.
فاصلههای ادغام نظامی و امنیتی
برای نخستین بار در نزدیک به هفتاد سال، واشنگتن بهطور مستقیم با دولتی مستقر در دمشق بر روی امنیت سوریه و منطقه کار میکند. این رابطه پیچیده باقی مانده است: سازمان ملل، با حمایت آمریکا، به تازگی عنوان تروریستی رئیسجمهور احمد الشراعه را لغو کرده است، در حالی که واشنگتن قبلاً او، سازمانهای سابقش و جنگجویان خارجی همپیمانش را به عنوان تروریست میدانست.
دولت ترامپ سوریه را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف کرده و اکنون با دمشق برای جلوگیری از بازگشت داعش همکاری میکند، در حالی که سوریه به ائتلاف جهانی برای شکست داعش پیوسته و با قبایل عرب شرقی برای هدف قرار دادن بقایای این گروه همکاری میکند. دشوارترین موضوع همچنان مراکز بازداشت داعش باقی مانده است—هزاران بازداشتی در حین پیشروی دولت در شمالشرق فرار کردند یا آزاد شدند، که موجب شد مقامات نگران آمریکایی ترتیب انتقال 5,700 نفر از آنها به عراق را بدهند، از جمله بیش از 3,500 سوری. در همین حال، همکاری امنیتی سوریه و ترکیه در حالی که نفوذ روسیه کاهش مییابد، گسترش یافته است.

ادغام SDF با آزمون واقعی مواجه است
در جبهه انرژی، واشنگتن از بازگرداندن منابع نفت و گاز شمالشرق به کنترل دولتی و گسترش سرمایهگذاری خارجی حمایت میکند. با این حال، پروژههای چالشبرانگیزی مانند خط لوله پیشنهادی کرکوک-بانیاس به حفظ وحدت ملی و امنیت از سوی دمشق بستگی خواهد داشت.
در مورد ادغام وسیعتر، اگرچه بسیاری از اختلافات بین شمال شرق و دمشق به جزئیات فرآیند مربوط میشود، اولویتهای دیرینه واشنگتن همچنان شامل تقویت دولت، مبارزه با تروریسم و امنیت منطقهای است. بنابراین، مذاکرهکنندگان آمریکایی بر تسریع ادغام نهادهای شمال شرق در ساختارهای مدنی و نظامی سوریه تمرکز کردهاند. تا به امروز، دمشق بیش از ۲۰,۰۰۰ کارمند دولتی از شمال شرق را به ساختار دولت مرکزی جذب کرده و به بازگشت هزاران کرد آواره شده در اثر درگیریهای نظامی ژانویه کمک کرده است.
اما در مورد ادغام نظامی، اعداد هنوز به هم نمیرسند. خط پایهای که به طور مکرر برای اندازه SDF ذکر میشود، ۵۰,۰۰۰ جنگجو است، اما مشخص نیست که آیا این تعداد شامل نیروهای امنیت داخلی آسایش یا واحدهای حفاظت از زنان (YPJ) میشود یا خیر، که این امر باعث میشود دهها هزار نفر با وضعیت نامشخص باقی بمانند. تا کنون، حدود ۶,۰۰۰ جنگجوی SDF به چهار تیپ وزارت دفاع وارد شدهاند و یا در آنجا آموزش دیدهاند یا برای آموزش برنامهریزی شدهاند. دمشق همچنین فرماندهان برجسته SDF را به سمتهای عالی منصوب کرده است: سیپان حمو به عنوان معاون وزیر دفاع برای منطقه شرقی و جیا کوبانی به عنوان معاون فرمانده تیپ ۶۰ ارتش.
ادغام وزارت کشور نیز به همین شکل ناقص است. حدود ۴,۰۰۰ نفر از پرسنل SDF به گزارشها در آنجا منصوب شدهاند، در حالی که حدود ۹,۰۰۰ نفر از آسایش انتظار میرود که تحت وزارت در حسکه خدمت کنند و ۱,۵۰۰ نفر دیگر در کوبانی.
ادغام اعلام شده ۱,۵۰۰-۲,۰۰۰ جنگجوی YPJ نیز سوالاتی را به وجود میآورد. به گزارشها، دمشق با خدمت زنان در وزارت دفاع مخالف است و پیشنهاد داده است که YPJ به یک نیروی امنیت داخلی و ضدتروریسم تحت وزارت کشور تبدیل شود. گفته میشود که این ترتیب اکنون در حال انجام است، با وجود تمایل YPJ برای پیوستن به وزارت دفاع. دمشق “متعهد شده است که” ادغام ممکن YPJ در ارتش سوریه را “در مرحلهای بعدی” بررسی کند.
در جای دیگر، حدود ۳,۰۰۰ جنگجوی SDF که از عفرین آمدهاند، به آنجا بازگشتهاند یا در حال بازگشت هستند، به گزارشها برای پیوستن به تیپ محلی ارتش. ۸,۰۰۰ نفر دیگر مقصد مشخصی ندارند.
اختلافات آموزشی و فرهنگی
علاوه بر ادغام امنیتی، آموزش احتمالاً بزرگترین مانع بوده است. در ژانویه، فرمان شماره ۱۳ رئیسجمهور شاره زبان کردی را به عنوان زبان ملی به رسمیت شناخت. نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) امیدوار بودند که این امر اجازه تدریس برنامه درسی ملی به زبان کردی را با تدریس عربی به طور جداگانه فراهم کند، اما دمشق به جای آن یک برنامه درسی ملی مبتنی بر عربی با چندین ساعت تدریس زبان کردی در هر هفته را در نظر داشت.
این موضوع به طور گستردهای بین وزارت آموزش و پرورش و رهبران SDF مورد مذاکره قرار گرفت و آن را به آزمون کلیدی تبدیل کرد که نشان دهد دمشق و کردها چگونه از پس یک مسئله حساس تنوع فرهنگی با پیامدهای بزرگتر برمیآیند. تا هفته گذشته، فرمان اصلی با تصمیم شماره ۴۹۳ بهروزرسانی شده بود که تدریس محدود زبان کردی را در مناطق با اکثریت کردی مجاز میکرد، تصمیمی که بیشتر با خواستههای دولت همراستا بود.
در زمینه ادغام سیاسی، فرمانده SDF، عبدی به عنوان مشاور رئیسجمهور بدون رتبه نظامی منصوب شده است، با مأموریتی ممکن در زمینه امور کردی که از طریق فرمان ریاستجمهوری تعیین خواهد شد. در همین حال، به نظر میرسد که مقام ارشد DAANES، الهام احمد، به مجلس از طریق “فهرست رئیسجمهور” منصوب خواهد شد، شاید برای کمک به تدوین قانون اساسی جدید یا خدمت در کمیته امور خارجه. دولت همچنین به ارسال هر دو مقام جدید به ترکیه برای ملاقات با رهبر زندانی PKK، عبدالله اوجالان، فکر کرده است که میتواند به آرام کردن هر دو آنکارا و عناصر رادیکالتر درون SDF کمک کند.

ملاحظات سیاستی برای واشنگتن
پس از یک دهه تعامل، واشنگتن به شکلگیری چندین توافقنامه که از ثبات و وحدت سوریه حمایت میکند، کمک کرده است و میتواند این کار را از طریق فرآیند ادغام ادامه دهد. جذب پرسنل SDF به دولت مرکزی، سالها ارتباطسازی ایالات متحده یا دانش نهادی را از بین نمیبرد—بلکه به واشنگتن یک کانال منحصر به فرد برای ایجاد اعتماد با دمشق میدهد. برای حداکثر کردن این فرصت، سیاستگذاران باید بر چهار اولویت تمرکز کنند:
<p
اطمینان حاصل کنید که ادغام SDF واقعی باشد و صرفاً یک تأییدیه نباشد. گنجاندن اقلیتها برای ثبات بلندمدت سوریه حیاتی است، در حالی که ادغام میتواند کشور را با ایجاد پل ارتباطی بین تمایل دولت به تمرکزگرایی و فشار شمالشرقی به سمت عدم تمرکز تقویت کند. این مصالحه میتواند به جلوگیری از بازگشت به بیثباتی ناشی از تمرکزگرایی بیش از حد در دوران اسد کمک کند. برای دولت ترامپ و کنگره، این به معنای پاسخگو نگهداشتن دمشق و کردها در ماههای آینده است و اطمینان حاصل کردن از اینکه اعضای سابق SDF فرصتهای برابر دریافت میکنند، صرفاً به شمالشرقی محدود نمیشوند و بخشی از دولت سوریه باقی میمانند (به همراه دانش نهادی خود).
ادغام SDF را در همکاریهای آینده ضد داعش حفظ کنید. حتی با اینکه دمشق به شریک اصلی ضد داعش تبدیل میشود، واشنگتن باید اطمینان حاصل کند که پرسنل سابق SDF هنوز هم در این مأموریت گنجانده میشوند. این امر نه تنها برای ایجاد اعتماد و ظرفیت حیاتی است، بلکه به رفع نگرانیهای مطرح شده توسط بازرس کل پنتاگون که میگوید اختلالات اخیر فرآیند تأیید شرکا را پیچیده کرده و مأموریت را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده، کمک خواهد کرد.
همانند عراق همسایه، جایی که ایالات متحده از یک ائتلاف به یک رابطه دوجانبه منتقل میشود، صندوق آموزش و تجهیز ضد داعش (CTEF) میتواند این انتقال را تسهیل کند. علاوه بر به اشتراکگذاری عملیاتی و اطلاعاتی، مشارکت اعضای سابق SDF در این گفتگوها میتواند به شناسایی خارجیهای مفقود شده از اردوگاه الهول، هماهنگی بازگشتهای آینده اتباع خارجی از اردوگاه روج و بازگرداندن سوریهایی که به عراق منتقل شدهاند، کمک کند—همه این موارد قبلاً توسط SDF مدیریت میشد.
محتاط باشید و از ایجاد اختلال جلوگیری کنید. واشنگتن باید با آنکارا همکاری کند تا اطمینان حاصل کند که هرگونه اختلال در روند صلح ترکیه-پکک به ادغام دمشق-SDF آسیب نرساند. دیپلماسی ایالات متحده همچنین باید از مداخله نظامی بیشتر ترکیه یا اسرائیل در شمالشرقی یا جنوبغربی سوریه جلوگیری کند، که هر یک میتواند منجر به کشتارها یا سایر جنایات شود و کشور را حتی بیشتر از آنچه که هست به میدان نبرد منطقهای تبدیل کند.
تشویق به تخصیص عادلانه درآمدهای ملی. برای تحقق تعهد شرا به شمول و نمایندگی، مناطق تولیدکننده منابع سوریه باید از بازسازی ملی و سرمایهگذاری عمومی منافع ملموسی ببینند. به عنوان مثال، درآمدهای عادلانه از میادین نفت و گاز شمال شرقی باید بخشی از آن به توسعه اقتصادی این منطقه اختصاص یابد. بهرهبرداری و بیتوجهی رژیم اسد به شمال شرق به بیثباتی کمک کرده است؛ واشنگتن باید از دولت شرا بخواهد که توافق جدید خود با کردها را از طریق سرمایهگذاری اقتصادی معنادار تقویت کند.

