اسرائیل از جنایات جنگی خود در غزه بهبود نیافته و دیگر قادر به دفاع از درکی نیست که به مدت چند دهه ترویج کرده است که این کشور یک «دولت اخلاقی» است.
زمانی که توماس فریدمن تخریب غزه را به عنوان جنگی غیرممکن از نظر اخلاقی توصیف میکند که اسرائیل مجبور به انجام آن شده است، واژه «غیرممکن» برای او به عنوان یک باورمند به دروغهای «ده فرمان»، بیانگر ناتوانی فکری او در یافتن نامی برای آنچه بر روی زبالههای تاریخ ساخته شده است، میباشد! این ناتوانی فکری نشاندهنده عدم توانایی در یافتن اصطلاحی است که با آنچه بر روی زبالههای تاریخ ساخته شده است، مطابقت داشته باشد!
اسرائیل از جنایات جنگی خود در غزه بهبود نیافته و دیگر قادر به دفاع از درکی نیست که به مدت چند دهه ترویج کرده است که این کشور یک «دولت اخلاقی» است.
این ناتوانی اخلاقی توسط نویسندگان برجسته ابراز شده است، نه به ذکر ویرانی که ساکنان آنجا تجربه کردهاند و توسط «دولتی» که با ترس ناشی از جمعیت کم خود نسبت به همسایگان عربش متولد شده، ابراز شده است، و ترسهای اغراقآمیز درباره آینده پس از این جنگ، و نه به ذکر نتیجه جنگ در غزه.
چیزی بسیار بزرگتر از سرنوشت غزه خود، اسرائیلیها را نگران میکند که تحت بار ویرانی وجودی و غیرممکن بودن زندگی عادی زندگی میکنند، پس از اینکه سیاستمداران ارشد نتوانستهاند از نفرت مذهبی و جنگهای وحشیانه فراتر بروند.
تکبر قدرت باعث شده است که وزیر دفاع پیشین یوآو گالانت فلسطینیها را به عنوان حیوانات انسانی در نظر بگیرد که باید در یک قفس بزرگ قرار گیرند. این چیزی است که فرانسوا میکلون-مارتی، رئیس موسسه نظرسنجی ViaVoix، به عنوان خطر اصلی توصیف کرده است زمانی که دینامیک افزایش تنشها در منطقه به نارضایتی دامن میزند. این به طور حتم به تغییر در نظام حکومتی در اسرائیل منجر خواهد شد.
ما میتوانیم از غرب بپرسیم، که به طور تحقیرآمیزی وفاداری و اطاعت خود را به اسرائیل ارائه داده و تنها نارضایتیهای انتزاعی را در یک استاندارد دوگانه سطحی از اصول ابراز کرده است: کدام یک از شما در غرب به اندازه کافی از نظر اخلاقی پاک است که بتواند مشخص کند که در این درگیری وجودی امروز، چه کسی قربانی و چه کسی قاتل است؟
این موضوع توسط وزیر امور خارجه پیشین فرانسه، دومینیک دو ویلیپن، که در شورای امنیت و خارج از آن موضع اخلاقی علیه جنگ اشغال در عراق گرفت، ابراز شد و گفت: «رویدادهای کنونی در برابر چشمان جهانی در حال وقوع است که مسائل را به گونهای نمیبیند که غربیها میبینند»، و خواستار توجه به این واکنشها شد.
هر چه باشد، ویرانی وجودی از زمان سخنرانی موشه دایان در سال 1956 وجود داشته است، زمانی که او گفت: «بیایید از متهم کردن قاتلان دست برداریم. آیا ما حق داریم که ادعاهایی علیه نفرت از اسرائیل مطرح کنیم؟ آنها پس از اینکه ما زمین و خانههایشان را گرفتیم، به مدت هشت سال در اردوگاهها نشستهاند. ما خون عربها را طلب نخواهیم کرد، اما از خودمان خواهیم خواست که چگونه چشمانمان را بستیم تا سرنوشتمان را به وضوح ببینیم.»
چنین صحبتهایی درباره سرنوشت اسرائیل امروز در دیدگاههای شکاکانه نسبت به آینده که توسط نویسندگان برجسته آنجا ابراز شده، یافت میشود. داوید گروسمن، برنده جایزه بینالمللی من بوکر 2017، اعتراف کرد که «اسرائیل در حال زندگی کردن یک کابوس است»، و پرسید: «ما چه کسانی خواهیم بود وقتی از خاکسترها برمیخیزیم؟»
او نوشت: «آنچه اکنون در حال وقوع است، قیمت ملموسی است که اسرائیل برای سالها فریبخوردگی توسط رهبری فاسد که آن را از بد به بدتر هدایت کرده است، میپردازد.»
گروسمن، نویسنده کتاب «بیش از آنچه که زندگیام را دوست دارم»، به توانایی کنار گذاشتن فرمولهای قدیمی و درک اینکه آنچه در غزه اتفاق افتاده به قدری بزرگ و وحشتناک است که نمیتوان آن را از طریق مدلهای قدیمی مشاهده کرد، سوال کرد.
او نوشت: “حتی رفتار و جنایات اسرائیل در سرزمینهای اشغالی به مدت ۵۶ سال نمیتواند عمق نفرت نسبت به اسرائیل را توجیه یا کاهش دهد که آشکار شده است، و درک دردناکی که ما اسرائیلیها همیشه باید در حالت آمادهباش و آمادگی دائمی برای جنگ زندگی کنیم… در تلاشی مداوم برای اینکه همزمان آتن و اسپارت باشیم. یک تردید اساسی وجود دارد که آیا ما هرگز قادر خواهیم بود زندگی عادی و آزادی را بدون تهدیدها و اضطرابها تجربه کنیم. یک زندگی پایدار و امن.”
در حالی که جامعهشناس یووال نوح هراری، که مدتهاست به افسانه یهودی همزیستی صلحآمیز شکستخورده شک کرده است، سختگیران یهودی ما را به سیاست همزیستی خشونتآمیز سوق دادهاند.
گرشوم گورنبرگ، نویسنده کتاب جنگ سایهها: رمزگشایان، جاسوسان و مبارزه مخفی برای راندن نازیها از خاورمیانه، اعتراف میکند که توهمات نتانیاهو ما را از طریق تکبر و رضایت به فاجعه کشانده است.
احساس فزایندهای در میان ساکنان وجود دارد، که سیاست اسرائیل با بیتوجهی به مفاهیم انسانی، آنها را به افرادی شکسته تبدیل کرده است که به فکر فرار هستند. مورن زر-کاتسنتین، بنیانگذار یک گروه حقوق زنان مخالف دولت نتانیاهو، گفت که “یک نسل کامل وجود دارد که باید نجات یابد.”
مسئله تنها به کرانه باختری اشغالی محدود نمیشود. استانداردهای سیاسی وجود دارد که دولتهای عربی میخواهند تحمیل کنند و نرمالسازی را به عنوان راهحلی برای نجات قدرت خود میبینند، اما آن استانداردها قبل از اینکه کامل شوند، شکسته شدند، پیش از بمباران اسرائیل بر قطر. شهروندان عرب اکنون حاضر نیستند به حاکمان خود اجازه دهند در مورد پذیرش اسرائیل فکر کنند.

