آسمان بر فراز جنوب لبنان دیگر وعده باران را نمیدهد. بلکه صدای کموزن مکانیکی پهپادها و صدای حملات هوایی که بدون هشدار میرسند را به همراه دارد. در روستاهایی مانند العین و عیتو، خانوادهها با آوارهایی بیدار میشوند که روزگاری اتاق خواب بودند. حملات اخیر اسرائیل در شرق لبنان دستکم ۱۰ نفر را کشته و نگرانیها را درباره فروپاشی آتشبس عمیقتر کرده است.
ملتی غرق در تلفات و آوارگی
بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، از زمان تشدید در اکتبر ۲۰۲۳، بیش از ۴۰۰۰ نفر در لبنان کشته و ۱۷۰۰۰ نفر زخمی شدهاند، در حالی که خدمات درمانی اکنون با آنچه که نیازهای «افزاینده» برای توانبخشی و مراقبت مینامد، غرق شده است. دفتر هماهنگی امور انسانی سازمان ملل گزارش میدهد که بیش از ۶۰۰۰۰۰ نفر – تقریباً یک دهم لبنانیها – در طول درگیریها آواره شدهاند. حتی پس از آتشبس نوامبر ۲۰۲۴، حدود ۸۰۰۰۰ نفر هنوز قادر به بازگشت به خانه نیستند.
این یک درگیری یخزده نیست. این یک وضعیت اضطراری به آرامی در حال گسترش است که در زیر زبان دیپلماتیک در حال وقوع است. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و کارشناسان مستقل هشدار دادهاند که حملات اسرائیلی «تقریباً روزانه» ادامه داشته است، به طوری که دستکم ۱۰۸ غیرنظامی پس از اجرایی شدن آتشبس کشته شدهاند. عفو بینالملل حملات هوایی در اواخر ۲۰۲۴ را مستند کرده که دستکم ۴۹ غیرنظامی را در چهار حادثه جداگانه کشته است و نگرانیهایی درباره جنایات جنگی و عدم رعایت اصول تمایز و تناسب تحت قوانین بشردوستانه بینالمللی را افزایش داده است.
ویرانی اقتصادی که وضعیت اضطراری را تشدید میکند
فاجعه لبنان در یک خلأ اتفاق نمیافتد. این کشوری است که قبلاً به دلیل فروپاشی اقتصادی خالی شده است. فروپاشی اقتصادی لبنان در میان بدترینها در جهان از قرن نوزدهم قرار دارد، به طوری که تولید ناخالص داخلی از سال ۲۰۱۹ تقریباً ۴۰ درصد کاهش یافته است. برنامه توسعه ملل متحد تخمین میزند که بیش از ۸۰ درصد جمعیت اکنون در فقر چندبعدی زندگی میکنند که پس از بحران مالی که از سال ۲۰۱۹ آغاز شد، به وجود آمده است. لیره لبنانی بیش از ۹۵ درصد از ارزش خود را از دست داده است. خدمات عمومی کاهش یافتهاند. برق به چند ساعت در روز محدود شده است.
تخمین زده میشود که سهچهارم نیروی کار ماهر مهاجرت کردهاند و بیمارستانها، دانشگاهها و کسبوکارها از استعداد خالی شدهاند، درست زمانی که نیاز به بازسازی بیشترین است. در این آسیبپذیری، جنگی تازه آغاز شده است.
روایتهای متضاد: اسرائیل، حزبالله و مرز
اسرائیل حزبالله را به عنوان یک تهدید وجودی در مرز شمالی خود میداند و به زرادخانهای از موشکها و مهمات هدایتشونده دقیق که از سال ۲۰۰۶ انباشته شدهاند، اشاره میکند. رویترز گزارش داده که مقامات اسرائیلی هدفی غیرقابل مصالحه را توصیف کردهاند: تضعیف تواناییهای حزبالله قبل از اینکه بتوانند علیه شهرهای اسرائیلی استفاده شوند. تحلیلگران بنیاد کارنگی هشدار میدهند که اشتباه محاسباتی میتواند «تشدید مدیریتشده» کنونی را به جنگی تمامعیار تبدیل کند.
حزبالله، از سوی دیگر، اقدامات خود را به عنوان مقاومت توصیف میکند و خود را در بافت سیاسی و اجتماعی لبنان جا میدهد در حالی که یک بال مسلح دارد که از خود دولت لبنان قویتر است. بروکینگز این گروه را به عنوان «دولتی در درون یک دولت» توصیف کرده است که به طور همزمان یک بازیگر سیاسی و شبهنظامی است.
حفاظت از غیرنظامیان و الزامات حقوق بینالملل
بین این روایتهای سخت شده، غیرنظامیانی وجود دارند که نه جنگجو هستند و نه استراتژیست. حقوق بشر بینالملل مبهم نیست. اصول تمایز، تناسب و احتیاط بهطور خاص برای درگیریهای نامتقارن طراحی شدهاند که در آن گروههای مسلح در مناطق غیرنظامی فعالیت میکنند. کنوانسیونهای ژنو بهدلیل پیچیدگی میدان جنگ از بین نمیروند. عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر استدلال کردهاند که حملات به خانهها، تأسیسات پزشکی و زیرساختهای غیرنظامی نیاز به یک تحقیق مستقل دارند.
سازمان ملل خواستار پاسخگویی به نقضها توسط همه طرفها شده است. با این حال، هیچ تحقیق بینالمللی قوی خاصی برای لبنان شکل نگرفته است.
دیوان کیفری بینالمللی غایب است. پیام جذب شده در سراسر منطقه این است که اجرای قانون کمتر به شدت آسیب بستگی دارد و بیشتر به ژئوپولیتیک مرتکب وابسته است. فرسایش اعتماد عمیق است. در بوسنی، نسلکشی در سربرنیتسا لازم بود تا مداخله قاطع و دادگاهها دنبال شود. در یمن، دیدهبان حقوق بشر نقضهایی را از سوی همه طرفها مستند کرده است با مسئولیت کم. در غزه، بحثها در مورد تناسب به یک رویه تبدیل شده در حالی که ویرانی تکرار میشود. لبنان در خطر تبدیل شدن به یک فصل دیگر در این آنتولوژی خشم انتخابی است.
هزینه انسانی و روانی شدید
تصویر انسانی بسیار نگرانکننده است. مؤسسه تحریر گزارش میدهد که بیش از ۱۶,۰۰۰ ساختمان در جنوب لبنان آسیب دیده یا ویران شدهاند. بانک جهانی خسارات زیرساختی را ۱۱ میلیارد دلار تخمین زده است. ارزیابی «کودکیهای شکسته» یونیسف در سال ۲۰۲۵ نشان داد که ۷۲ درصد از مراقبان گزارش دادهاند که کودکان دچار اضطراب هستند و ۶۲ درصد علائم افسردگی را گزارش کردهاند. مدارس بهعنوان پناهگاه عمل میکنند. کلینیکها بدون تأمین کافی فعالیت میکنند. ناظران محیط زیست از CEOBS نسبت به آسیبهای زیستمحیطی گسترده، از جمله جنگلهای سوخته و زمینهای کشاورزی آلوده، هشدار دادهاند که ناامنی غذایی بلندمدت را تشدید میکند.
این ارقام صرفاً آمار نیستند. آنها نمایانگر یک زخم نسلی هستند. تروما به این مقیاس سیاست و هویت را بازتعریف میکند. کودکانی که در زیر پهپادها بزرگ میشوند، یک جهانبینی را درونی میکنند که در آن قانون احساس میشود که انتزاعی است و بقا فوری. در کشوری که خاطرات جنگ داخلی هنوز زنده است، تکرار ترس جمعی، انسجام اجتماعی را که از قبل شکننده است، فرسایش میدهد.
لبنان بهعنوان آزمونی برای پاسخگویی جهانی
برای سیاستگذاران جهانی، لبنان یک بحران دور نیست. این یک حسابرسی اخلاقی است. چه چیزی از نظم مبتنی بر قوانین باقی میماند وقتی که قوانین آن در برخی جنگها بهزور اجرا میشود و در دیگر جنگها به آرامی whispered میشود؟
دبیرکل سازمان ملل بارها و بارها گفته است که حقوق بشر بینالمللی اختیاری نیست — که حتی جنگها نیز محدودیتهایی دارند، که غیرنظامیان هرگز نباید هدف قرار گیرند، و اینکه پاسخگویی یک ترجیح سیاسی نیست بلکه یک الزام قانونی است. این کلمات اکنون بر روی چشماندازی طنینانداز میشوند که در آن خانهها به گرد و غبار تبدیل شدهاند و آتشبسها بیشتر روی کاغذ وجود دارند تا در واقعیت زندگی.
اعتبار سیستم بینالمللی بهطور ناگهانی نابود نمیشود. این اعتبار به آرامی فرسوده میشود — در تحقیقات به تأخیر افتاده، در بیانیههای بهدقت متعادل، در عدم تمایل به مواجهه با بازیگران قدرتمند. هر حمله هوایی که مورد بررسی قرار نگیرد، هر مرگ غیرنظامی که به روال دیپلماتیک جذب شود، وعدهای را که پس از فاجعههای قرن بیستم داده شده است تضعیف میکند: هرگز قانون بر اساس راحتی خم نخواهد شد.
لبنان این وعده را آزمایش میکند. اگر حقوق بینالملل بهطور نابرابر اعمال شود، دیگر جهانی نخواهد بود. اگر پاسخگویی به اتحادها بستگی داشته باشد، دیگر بازدارنده نخواهد بود. و اگر حفاظت از غیرنظامیان قابل مذاکره شود، بنیاد اخلاقی نظم جهانی شروع به شکستن میکند. در سراسر اروپا، رهبران از دفاع از حقوق بشر بهعنوان ستونی از صلح صحبت میکنند. در سراسر آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا، دولتها خواستار چندجانبهگرایی عادلانهتر و متعادلتر هستند. این آرزوها بر یک حقیقت ساده متمرکز میشوند: مشروعیت سیستم به ثبات بستگی دارد. نه کمال — بلکه ثبات.
یک مسیر معتبر به جلو نیاز به شجاعت دارد، نه رقص: یک تحقیق بینالمللی مستقل درباره نقضها توسط همه طرفها بهطوری که حقیقت حفظ شود و مصونیت به یک پیشینه تبدیل نشود؛ یک افزایش انسانی پایدار که مراقبت از آسیب، آموزش و بازسازی کلینیکها و خانههای ویرانشده را بهعنوان الزامات استراتژیک بهجای افکار خیریه برای ۶۰۰,۰۰۰ آواره در نظر بگیرد؛ و اراده دیپلماتیک جدی برای تثبیت مرز اسرائیل-لبنان مطابق با قطعنامههای سازمان ملل، تبدیل زبان آتشبس از جوهر شکننده روی کاغذ به واقعیت زندگی در زمین.
بدون پاسخگویی، بهبودی و کاهش تنش قابل اجرا، خشونت فقط متوقف نخواهد شد — بلکه منتظر خواهد ماند.
سرانجام، اصلاحات داخلی لبنان نمیتواند بهطور نامحدود به تأخیر بیفتد. بازسازی اقتصادی، اقدامات ضد فساد و تقویت نهادهای دولتی ضروری است اگر حاکمیت بخواهد بیشتر از یک شعار باشد. بازیگران خارجی میتوانند کمک کنند، اما انگیزه باید لبنانی باشد.
خاورمیانه در حال حاضر در حال عبور از تنشهای اقلیمی، بیکاری جوانان و رقابتهای استراتژیک است. یک لبنان دائماً بیثبات خطای دیگری به منطقهای که به نقطه شکست نزدیک است اضافه خواهد کرد. جریانهای پناهندگی به سمت اروپا تشدید خواهد شد. بازارها در هر تبادل مرزی دچار نوسان خواهند شد. روایتهای افراطی در ناامیدی زمین حاصلخیزی خواهند یافت.
آسمان لبنان نباید همچنان در حال سقوط باشد. اما جاذبه خود به خود معکوس نخواهد شد. این نیاز به اراده سیاسی دارد تا زندگی غیرنظامی را بهعنوان غیرقابل نقض بهجای تصادفی تلقی کند. رنج لبنان یک هشدار است. وقتی حقوق بینالملل در یک گوشه از جهان فرسوده میشود، اعتبار آن در همه جا کاهش مییابد. انتخابی که جامعه جهانی با آن مواجه است تنها درباره یک درگیری مرزی نیست. این درباره این است که آیا وعدهای که در دههها توافقها و کنوانسیونها نهفته است هنوز معنایی دارد یا خیر.
اگر جهان دوباره چشم خود را برگرداند، سکوت فراتر از تپههای لبنان طنینانداز خواهد شد. اگر با اصول و پایداری پاسخ دهد، یک کشور زخمی ممکن است هنوز فضایی برای تنفس پیدا کند — و قوانینی که برای حفاظت از آسیبپذیران طراحی شدهاند ممکن است دوباره قدرت خود را بهدست آورند.

