نهادن دائمی گروههای تروریستی وابسته به ایران در داخل دولت عراق، ضربهای بزرگ به منافع ایالات متحده خواهد بود، بنابراین واکنش واشنگتن باید واضح، بهطور متناسب سخت و هماهنگ با سایر شرکای منطقهای باشد که بهطور مشابه از این گروهها آسیب دیدهاند.
با وجود ضرباتی که از سوی نمایندگان منطقهای خود از سال 2023 متحمل شده است، ایران بههیچوجه از استراتژی میلیشیاهای خارجی خود دست نمیکشد—در واقع، این کشور بر روی نماینده اصلی خود در عراق، نیروهای بسیج مردمی (ال-حشد الشعبی) تمرکز بیشتری کرده است. در اواخر ژوئیه، گروههای مختلف “مقاومت” وابسته به ایران در الحشد و احزاب همراستا در پارلمان، قانونی را برای نهادینهسازی بیشتر حضور نظامی و سیاسی خود در بغداد پیشبردند. این ابتکار تهدیدی برای تضعیف روابط از پیش شکننده واشنگتن با بغداد به شمار میآید.
فراتر از مأموریت خود زندگی کردن
میلیشیاهایی که تشکیلدهنده الحشد هستند، در سال 2014 پس از اینکه داعش بخشهای وسیعی از خاک عراق را تصرف کرد، تأسیس شدند. با پیشروی داعش، آیتالله بزرگ شیعه عراق، علی سیستانی، فتوایی صادر کرد که از شهروندان عراقی خواسته بود با سازمان تروریستی سنی مبارزه کنند. هزاران نفر به این فراخوان پاسخ دادند و در کنار ارتش عراق و ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده جنگیدند.
اگرچه بغداد در دسامبر 2017، تقریباً هشت سال پیش، پیروزی خود را بر داعش اعلام کرد، اما الحشد همچنان بزرگتر و قویتر از همیشه باقی مانده است. امروز، الحشد 238,000 جنگجو با بودجه سالانه دولتی 3.6 میلیارد دلار دارد. نیروهای آن شامل بیش از هفتاد گروه هستند، از جمله چند گروه تروریستی که توسط ایالات متحده شناسایی شدهاند، بهویژه حرکات حزبالله النجباء، عصائب اهل الحق و کتائب حزبالله. با وجود اینکه این گروههای تروریستی الحشد توسط دولت عراق تأمین مالی میشوند، اما به ایران وفادارند و بهطور جدی متعهد به اخراج نیروهای آمریکایی از عراق هستند.
قانون جدید الحشد
در تاریخ 16 ژوئیه، پارلمان آخرین خوانش پیشنویس قانون الحشد را انجام داد، بنابراین اکنون میتواند این لایحه را در هر جلسه آینده به رأی بگذارد. اگر این قانون تصویب شود، قانون اولیه یک صفحهای 2016 که الحشد را بهعنوان یک کمیسیون موقت توسط نخستوزیر تأسیس کرده بود، به یک بازوی دائمی دولت ارتقا خواهد یافت. این قانون همچنین ساختار الحشد را رسمی کرده و جزئیات موقعیتها، مسئولیتها، مزایا و زنجیرههای فرماندهی بوروکراتیک آن را مشخص خواهد کرد. علاوه بر این، این قانون به تأسیس یک آکادمی نظامی جداگانه برای الحشد نیز اشاره خواهد کرد. و شاید جنجالیترین بخش آن، ارتقاء فرمانده الحشد—که در حال حاضر فالح الفیاض است و در سال 2021 توسط وزارت خزانهداری ایالات متحده بهدلیل نقضهای جدی حقوق بشر شناسایی شده—به رتبه وزیر و قرار دادن او در کمیته وزارتی امنیت ملی خواهد بود.
پس از اینکه پیشنویس قانون در ژانویه اولین خوانش خود را انجام داد، مخالفان این قانون—از جمله برخی احزاب کردی و بلوک سنی عرب تَقَدُّم—سعی کردند با تحریم جلسات پارلمانی از برگزاری خوانش دوم جلوگیری کنند تا از تشکیل حدنصاب جلوگیری کنند. اما در 16 ژوئیه، بهنظر میرسد که این قانون پس از آغاز جلسه آن روز، زمانی که حدنصاب قبلاً برقرار شده بود، به دستور کار اضافه شده است. طبق رویه پارلمانی، لایحههایی که خوانش دوم را پشت سر گذاشتهاند، برای رأیگیری آماده میشوند.
اگرچه بسیاری مدتهاست امیدوارند که بغداد اقداماتی برای ادغام حشد را در نیروهای مسلح منظم انجام دهد، قانون جدید وعده میدهد که این سازمان را به عنوان یک ساختار نظامی مستقل و موازی مشروعیت بخشد. در تئوری، این امر باعث میشود که حشد حتی بیشتر به طور رسمی و قانونی به نخستوزیر پاسخگو باشد، مشابه وزارتخانههای دفاع و کشور. اما در عمل، رهبری حشد و جناحهای “مقاومت” از سال ۲۰۱۹، زمانی که دولت ترامپ نخستین دور از تحریمها را علیه ایران اعمال کرد، به رهبری تهران پیروی کرده و به هدف قرار دادن آمریکاییها و عراقیها پرداختهاند. هیچکس نمیتواند به طور معتبر انتظار داشته باشد که این رویکرد تغییر کند اگر قانونی جدید نفوذ و استحکام نهادی آنها را تقویت کند.
علاوه بر این، در حالی که پیشنویس قانون تأکید میکند که حشد باید یک گرایش غیرسیاسی حفظ کند، رهبری شیعه و جناحهای تروریستی این سازمان به شدت فرقهای و ایدئولوژیک هستند و هیچگونه پنهانی در تمایل خود به رژیم ایران ندارند. در واقع، خود قانون به اعضای حشد نه به عنوان “سربازان” یا “پرسنل نظامی” بلکه به عنوان “مجاهدین” (جنگجویان مقدس) اشاره میکند.
تفاوتها با واشنگتن
در تماسی که در ۲۲ ژوئیه با نخستوزیر محمد شیاع السودانی داشت، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، نگرانی خود را از این که پیشنویس قانون حشد “نفوذ ایرانی و گروههای تروریستی مسلح که حاکمیت عراق را تضعیف میکنند، نهادینه کند” ابراز کرد. روبیو آخرین در یک سری از مقامات ارشد آمریکایی است که در چندین دولت مختلف بغداد را تحت فشار قرار دادهاند تا کنترل بیشتری بر حشد اعمال کند.
یکی از راههای متعدد که اعضای حشد به سیاستها و دستورات دولت عراق تخطی کردهاند، حملات مکرر به حضور آمریکا، از جمله سفارت در بغداد و نیروهای آمریکایی در ائتلاف ضد داعش است. آنها همچنین پهپادهایی به سمت اسرائیل پرتاب کردهاند.
جناحهای حشد همچنین تمایل به هدف قرار دادن عراقیها دارند. آنها تلاش کردهاند تا سیاستمداران (از جمله یک نخستوزیر سابق و رئیس پارلمان) را ترور کنند، خبرنگاران را کشتهاند، به معترضان مسالمتآمیز حمله کردهاند، اقلیتها (مانند جوامع مسیحی در نینوا) را تهدید کردهاند و از پهپادها برای حمله به زیرساختهای انرژی در دولت منطقهای کردستان استفاده کردهاند. فقط در هفته گذشته، شبهنظامیان کتائب حزبالله به یک تأسیسات وزارت کشاورزی حمله کردند در حالی که سعی داشتند از برکناری یک مقام ارشد همدل که به آنها در کسب منافع سودآور در مناطق کشاورزی بزرگ کمک کرده بود، جلوگیری کنند و در این روند یک افسر پلیس و یک غیرنظامی را کشتند.
نخستوزیر السودانی دیدگاه متفاوتی نسبت به این قانون در حال تصویب دارد—که به هیچ وجه تعجبآور نیست با توجه به اینکه او بر یک دولت پرتنش که توسط چارچوب هماهنگی مورد حمایت ایران رهبری میشود، نظارت میکند، که اساساً بازوی سیاسی حشد است. به گفته او، این لایحه یک گام ضروری در “فرایند اصلاحات امنیتی” است. در یک مصاحبه اخیر با آسوشیتدپرس، او پیشنهاد کرد که قانون جدید به نوعی حشد را ملزم به رعایت قوانین عراق و “پاسخگویی” به دولت خواهد کرد.
در واشنگتن چنین خوشبینی وجود ندارد. اعضای حشد به ندرت به خاطر جنایات خود علیه عراقیها یا حملات به پرسنل نظامی و دیپلماتیک آمریکا پاسخگو بودهاند و هیچ چیزی در پیشنویس قانون نشان نمیدهد که این وضعیت تغییر خواهد کرد. در واقع، دیدگاه غالب در آمریکا این است که حشد به طور فزایندهای شبیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است. مانند سپاه، حشد از دولت تأمین مالی و حمایت میکند اما به طور مستقل از اقتدار دولتی عمل میکند و به جای آن به راهنمایی رژیم ایران تکیه میکند در حالی که با مصونیت در داخل و خارج عمل میکند.
گزینههای سیاستی
حمایت بغداد از نهادینهسازی الحشد الشعبی، همکاری نظامی مداوم ایالات متحده را پیچیده کرده و چشماندازهای ضعیف سرمایهگذاری اقتصادی بیشتر آمریکاییها در عراق را تضعیف خواهد کرد. واشنگتن بهطور اساسی به بغداد هشدار داده است که این قانون، در صورت تصویب، ممکن است عواقبی داشته باشد. روزنامه لبنانی حامی حزبالله، الاخبار، حتی گزارش داد که استیون فیگن، کاردار ایالات متحده در بغداد، به تازگی به سودانی تهدید کرده است که اگر دولت او به تسلیح شبهنظامیان ادامه دهد، با «مداخله بینالمللی قاطع» مواجه خواهد شد. در غیاب حملات بیشتر شبهنظامیان به آمریکاییها، تصور هدفگیری الحشد از سوی دولت ترامپ دشوار است—اما غیرممکن نیست. با این حال، واشنگتن گزینههای دیگری برای نشان دادن نارضایتی خود از سقوط سریع عراق به سمت تروریسم دولتی دارد:
تسریع در خروج نیروهای آمریکایی. ایالات متحده در حال حاضر حدود ۲۵۰۰ نیرو در عراق به عنوان بخشی از ائتلاف ضد داعش مستقر کرده است. بر اساس توافق، صدها نفر از این نیروها قرار است تا سپتامبر جاری خارج شوند و بقیه تا پایان ۲۰۲۶، که پس از آن به حضور دوجانبه کوچکتری منتقل خواهند شد. در همین حال، گروههای الحشد تهدید کردهاند که اگر نیروهای آمریکایی تا پایان ماه آینده خارج نشوند، به هدفگیری آنها ادامه خواهند داد. با توجه به حمایت سیاسی و مالی بیپرده دولت سودانی از گروههایی که سابقه حمله به آمریکاییها را دارند، اکنون ممکن است زمان آن باشد که اجازه دهیم عراق خود را به تنهایی دفاع کند.
انتشار اطلاعات درباره حملات به کردستان. دولت فعلی عراق که سیاستمداران همراستا با الحشد را در میان شرکای ائتلاف خود دارد، موظف به تحقیق درباره نقش شبهنظامیان در حملات اخیر پهپادی به منطقه کردستان شده است—که یک تضاد منافع واضح است. اگر واشنگتن اطلاعاتی درباره مشارکت الحشد در این حملات دارد، باید آن را منتشر کند و بغداد را به پاسخگویی این شبهنظامیان وادار کند.
دعوت از سودانی به واشنگتن را متوقف کنید. بهطور گستردهای شناخته شده است که نخستوزیر میخواهد به زودی به ایالات متحده سفر کند تا ظاهر برکت آمریکا را قبل از انتخابات پارلمانی نوامبر عراق به دست آورد. اجازه دادن به او برای انجام این سفر، نادرست خواهد بود. نخستوزیران عراقی معمولاً در طول کمپینهای انتخاباتی خود در واشنگتن پذیرایی نمیشوند—چه برسد به نخستوزیری که حامیان اصلی ائتلاف او شبهنظامیان تحت حمایت ایران هستند که آمریکاییها را میکشند.
صدور هشدار وزارت امور خارجه درباره سرمایهگذاریهای تجاری. سودانی بهتازگی اعلام کرده است که به دنبال افزایش سرمایهگذاریهای آمریکایی در بخش انرژی عراق است تا «دو کشور را با هم بزرگ کند». به دلایل متعددی—بهویژه دشواری انجام کسبوکار در عراق—شرکتهای آمریکایی بهطور کلی تصمیم به شرکت در مناقصات در آنجا نگرفتهاند، حتی در بخش انرژی که پتانسیل سودآوری بالایی دارد. اگر دولت حمایت خود را از سازمانهای تروریستی تقویت کند، وزارت امور خارجه ممکن است بخواهد هشدار دهد که شرکتها در هنگام بررسی سرمایهگذاریها در عراق احتیاط شدید کنند، مشابه آنچه که با ونزوئلا انجام داد. خود الحشد نیز با شرکت عمومی مهندسی، بهطور فزایندهای در اقتصاد عراق درگیر است، بنابراین ممکن است برای شرکتهای آمریکایی دشوار باشد که بهطور ناخواسته تحریمها را در صورت انجام کسبوکار در آنجا نقض نکنند.
مسئولیت احزاب سیاسی را مشخص کنید. رهبر متغیر شیعه، مقتدی صدر، به نظر میرسد که با قانون الحشد مخالف است، اما او در صورت رأیگیری حق رأی نخواهد داشت، زیرا او در سال ۲۰۲۲ از پارلمان کنارهگیری کرده است. اما احزاب کردی حق رأی خواهند داشت. متأسفانه، برخی از آنها در گذشته به قوانین غیرقابل قبول (مانند کاهش سن ازدواج به نه سال) رأی دادهاند بهازای حمایت سیاسی الحشد در مسائل دیگر. نگرش واشنگتن نسبت به احزاب کردی و دیگر گروههای سیاسی باید منعکسکننده نحوه رأیگیری آنها در مورد قانون الحشد باشد.
پاسخ را بینالمللی کنید. به احتمال زیاد، واشنگتن تنها پایتختی نیست که از تأیید گروههای شبهنظامی وابسته به ایران توسط دولت عراق ناراضی است. در میان دیگر تخلفات در خارج از کشور، حشد شعبی به اهدافی در کویت و عربستان سعودی حمله کرده، حاکمیت سوریه را نقض کرده و اردن را تهدید کرده است. السودانی امیدوار است که روابط را بهبود بخشد و سرمایهگذاری از کشورهای عربی دریافت کند، اما اجازه دادن به تصویب قانون حشد شعبی میتواند این تلاشهای ادغام منطقهای را تضعیف کند.
عراق را بهطور رسمی بهعنوان یک کشور حامی تروریسم تعیین کنید. این گزینه هستهای است و احتمالاً نتیجه معکوس خواهد داشت و عراق را بیشتر به آغوش ایران خواهد راند، بنابراین امیدواریم که لازم نشود. در عین حال، با این حال، وزارت خزانهداری میتواند و باید بلافاصله شرکت عمومی مهندسی و شرکتهای وابسته به آن را تعیین و تحریم کند. همچنین باید دولت عراق را به خاطر هرگونه قرارداد دیگری که با این نهاد توافق شده است، مسئول بداند.

