مهم است که به یاد داشته باشیم که هرچند ایرانیان خواهان تغییر رژیم هستند، اما به شدت ملیگرا هستند. تغییر تحمیلی از سوی خارجیها باعث واکنش ملیگرایانه خواهد شد و حتی مخالفان رژیم را پشت دولت متحد خواهد کرد.
با توجه به مذاکرات ایالات متحده و ایران در مورد برنامه هستهای ایران و تهدید حمله به این کشور، هم دولت ترامپ و هم ایران باید به دقت عواقب منطقهای بالقوه عظیم را در صورت عدم رسیدن به توافق در نظر بگیرند. اگر نتانیاهو در دیدار خود با ترامپ، در زمان نگارش این متن، او را متقاعد کند که حمله به ایران در حال حاضر، در میان ضعف نیروهای نیابتی تهران و آشفتگی داخلی، تغییر رژیم را به همراه خواهد داشت، هر دو به شدت در اشتباه خواهند بود. باید تمام راههای مسالمتآمیز برای جلوگیری از جنگ بررسی شود زیرا هیچ برندهای وجود نخواهد داشت، تنها بیثباتی طولانیمدت منطقهای که با چرخههای وحشتناک خشونت که جنگ به جا خواهد گذاشت، مشخص میشود.
یک حمله آمریکایی خطر بالایی برای جنگ منطقهای به همراه خواهد داشت. ایران وعده داده است که به پایگاههای آمریکایی و اسرائیل حمله کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس که میزبان تأسیسات آمریکایی هستند، با حملات موشکی مواجه خواهند شد که امنیت آنها را به خطر میاندازد. ترکیه و عربستان سعودی تحت فشار قرار خواهند گرفت تا تعهدات خود به ائتلاف آمریکایی را با ثبات منطقهای متعادل کنند، در حالی که بازارهای جهانی انرژی به شدت مختل خواهند شد.
گزینههای تلافیجویانه ایران
محاسبات تلافیجویانه ایران تحت تأثیر ضعف کنونیاش قرار دارد – یک شبکه نیابتی تضعیفشده، ناآرامیهای داخلی و بحران اقتصادی که گزینههای آن را به شدت محدود میکند. یک پاسخ تمامعیار خطر تشدید را به همراه دارد که میتواند بقای رژیم را تهدید کند، بنابراین تهران احتمالاً تلافیجویی خود را به گونهای تنظیم خواهد کرد که عزم خود را نشان دهد در حالی که از یک جنگ تمامعیار که نمیتواند پیروز شود، اجتناب کند. با این حال، ایران در صورت حمله آمریکا گزینههای تلافیجویانه متعددی دارد که از زرادخانه موشکی، قابلیتهای دریایی و جغرافیای استراتژیک خود استفاده میکند.
1- ایران موشکهای بالستیک و پهپادهایی به سمت تأسیسات نظامی آمریکایی در سرتاسر خلیج فارس شلیک خواهد کرد، از جمله پایگاه هوایی العُدَید در قطر که در ژوئن 2025 پس از بمباران سایتهای هستهای ایران به آن حمله کرد.
2- ایران میتواند در یک حمله واحد تا 2000 موشک بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کند، که تقریباً چهار برابر آنچه در جنگ 12 روزه استفاده کرده بود، است و زیرساختهای نظامی و استراتژیک را هدف قرار میدهد و بهای سنگینی را تحمیل میکند.
3- ایران سعی خواهد کرد تنگه هرمز را با استفاده از مینهای دریایی، قایقهای تهاجمی و زیردریاییها مسدود کند و بیش از 20 درصد از گاز طبیعی مایع جهانی و 25 درصد از تجارت نفت دریایی را مختل کند و شوک قیمتی جهانی در انرژی ایجاد کند.
4- شبهنظامیان عراقی تحت حمایت ایران مانند کتائب حزبالله به نیروها و پایگاههای آمریکایی در عراق و اردن حملات پهپادی و راکتی انجام خواهند داد و حمله ژانویه 2024 که منجر به کشته شدن سه سرباز آمریکایی در یک پایگاه اردنی شد را تکرار خواهند کرد.
5- ایران به تأسیسات آمریکایی مستقر در کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند بحرین (میزبان ناوگان پنجم آمریکا)، کویت و امارات متحده عربی حمله خواهد کرد، هرچند مقامات ایرانی این حملات را به عنوان هدف قرار دادن نه کشورهای همسایه بلکه “پایگاههای آمریکایی مستقر در آنها” توصیف میکنند تا از واکنش کشورهای عربی جلوگیری کنند.
چرا تغییر رژیم تحمیلی از خارج فاجعهبار خواهد بود
مهم است که به یاد داشته باشیم که هرچند ایرانیان خواهان تغییر رژیم هستند، اما به شدت ملیگرا هستند. تغییر تحمیلی از سوی خارجیها باعث واکنش ملیگرایانه خواهد شد و حتی مخالفان رژیم را پشت دولت متحد خواهد کرد. پیشینه تاریخی شکست کودتای مورد حمایت سیا در سال 1953 در حافظه ملی ایرانیان حک شده است و دههها احساسات ضد آمریکایی را تغذیه کرده و در نهایت به انقلاب اسلامی 1979 منجر شده است.
تخریب رژیم بدون جانشینهای قابل قبول، خطر ایجاد خلأ قدرت، جنگ داخلی و هرج و مرج را به همراه دارد. تجربه دِباعثیسازی عراق نشان داد که از بین بردن ساختارهای امنیتی ریشهدار میتواند به ایجاد دولتهای شکستخورده و غیرقابل اداره منجر شود. حملات نظامی میتواند سلاحها را پراکنده کند، افراطگرایان را تقویت کند، بحرانهای پناهندگی را به وجود آورد و کشورهای همسایه را بیثبات کند — پیامدهایی که برنامهریزان آمریکایی بارها در پیشبینی آنها ناکام ماندهاند.
در نهایت، دولتهای نصبشده از سوی خارجیها به عنوان رژیمهای عروسکی درک میشوند که موجب ایجاد مخالفتهای داخلی پایدار، شورش و بیثباتی میشوند — همانطور که در شکست بیش از 60 درصد از 64 عملیات مخفی تغییر رژیم ایالات متحده بین سالهای 1947 تا 1989 مستند شده است.
چرا تغییر رژیم داخلی چشماندازهای بهتری دارد
دانشمندان ایرانی بهطور کلی توافق دارند که ارتش، همانطور که در مقاله قبلیام بیان کردم — چه ارتش و چه سپاه پاسداران — بهترین موقعیت را برای رهبری انتقال دارد و میتواند تداوم نهادی و کنترل بر سلاحها، مالیات و حکومت را حفظ کند. تغییری که توسط ایرانیها هدایت شود، برچسب «عروسکی خارجی» را از بین میبرد و به دولت جانشین پذیرش عمومی و دوام سیاسی بسیار بیشتری میدهد.
نظامیان داخلی به اهرمهای قدرت رژیم آگاه هستند و میتوانند انتقال را بدون فروپاشی فاجعهبار نهادی که پس از قطع سر رژیم خارجی رخ میدهد، مدیریت کنند. و برخلاف ادعاهایی که ایران جانشینهای قابل قبولی ندارد، فعالان برجسته، برندگان جایزه نوبل و مخالفان زندانی گزینههای سیاسی قابل قبولی را ارائه میدهند.
ایران به دنبال توافق پایدار با ایالات متحده است
اگرچه ایران تمایل خود را برای کاهش ذخایر اورانیوم غنیشده 60 درصدی خود نشان داده است، تهران بر غیرقابل مذاکره بودن غنیسازی تأکید میکند و از بحث درباره موشکها خودداری میکند. با این حال، توافقی در مورد برنامه هستهای ایران قطعاً در دسترس است. همچنین، ایران ممکن است حمایت خود از نمایندگان خود مانند حماس و حزبالله را پایان دهد، زیرا این گروهها بهدست اسرائیل تضعیف شدهاند و ایران اکنون با محدودیتهای اقتصادی و لجستیکی برای بازسازی آنها مواجه است، بهویژه پس از از دست دادن پایگاه خود در سوریه پس از فروپاشی رژیم اسد.
محدودیت در دامنه و برد برنامه موشکی دوربرد آن هنوز در دسترس است، به شرطی که 1) توافق در مورد موشکهای بالستیک ایران باید بهگونهای به نظر برسد که ایران هیچ امتیازی نداده است تا آبرو حفظ شود، 2) ایالات متحده متعهد شود که در آینده به ایران حمله نکند و همچنین اسرائیل را به پیروی از این تعهد وادار کند، و 3) ایالات متحده روابط را عادیسازی کند به شرطی که ایران بهطور کامل به توافق پایبند باشد و تهدیدات وجودی علیه اسرائیل را متوقف کند.
برای تحقق چنین توافقی، ایالات متحده میتواند تسهیلات جامع تحریمی ارائه دهد — لغو تحریمهای اولیه و ثانویه برای احیای بانکداری، صادرات نفت و روابط تجاری. مشوقهای اضافی شامل کمک به ساخت راکتورهای هستهای غیرنظامی، مجاز بودن غنیسازی محدود تحت نظارت بینالمللی، آزادسازی تدریجی داراییهای ایرانی نگهداریشده در خارج، امنیت و عادیسازی تدریجی روابط دیپلماتیک است.
ترامپ و نتانیاهو باید به یاد داشته باشند که ایران ملتی با افتخار و مقاومتی پایدار است که در تاریخ هزاران ساله خود غرق شده و دارای میراث فرهنگی وسیع، منابع طبیعی فراوان و حس عمیق کرامت ملی است. حافظه جمعی ایرانیان از استقلال و سرسختی تضمین میکند که هیچ فشاری، چه آمریکایی و چه اسرائیلی، نمیتواند ایران را به تسلیم وادارد. ترامپ و نتانیاهو باید توهم کنترل ایران را کنار بگذارند.
در نهایت، ایالات متحده و ایران باید به یاد داشته باشند که، همانطور که سون تزو مشاهده کرده است، بزرگترین پیروزی بدون جنگ به دست میآید.

