پیامدهای مذاکراتی که انتظار میرود بین ایرانیها و آمریکاییها انجام شود، در پسزمینه افزایش نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه چیست و چه عواقبی برای اسرائیل خواهد داشت؟
تنشها بین ایران و ایالات متحده که پس از افزایش نیروهای نظامی آمریکایی چند روز پس از آغاز اعتراضات در ایران تشدید شد، در حال حاضر در یک آرامش موقتی قرار دارد. این توقف در میان برنامهریزی برای برگزاری یک نشست بین دو کشور در تاریخ ۶ فوریه در عمان (پس از بحران لحظه آخری که احتمالاً مذاکرات را در معرض خطر قرار داده بود) به وقوع میپیوندد. رئیسجمهور ترامپ از خطر کاهش اعتبار بازدارندگی ایالات متحده در صورت عدم دستیابی به یک دستاورد معنادار در قبال ایران آگاه است، با توجه به انتظاراتی که به واسطه استقرار نظامی گسترده در خاورمیانه ایجاد شده است. در عین حال، به نظر میرسد که هنوز برنامه عملیاتی کوتاهمدتی که قادر به تضمین یک نتیجه قاطع باشد، به او ارائه نشده است.
رژیمی در پایینترین نقطه خود که بر بقا تمرکز دارد
رژیم ایرانی خود در پایینترین نقطهاش از زمان تأسیس قرار دارد و بر بقا تمرکز دارد. بر این اساس، نشست برنامهریزی شده نشاندهنده تمایل هر دو طرف—که توسط کشورهای میانجی منطقهای تشویق شدهاند—برای رسیدن به تفاهمهایی است که از یک رویارویی نظامی جلوگیری کند. با این حال، شکافها بین تهران و واشنگتن عمیق است و بدون یک امتیاز قابل توجه از سوی ایران، گزینه نظامی احتمالاً دوباره به صدر خواهد آمد. علاوه بر این، توافقی که تنها به برنامه هستهای پرداخته و تسهیل—حتی جزئی—تحریمها را ممکن سازد، به رژیم تهران اکسیژن مورد نیازش را خواهد داد در حالی که به شدت مردم ایران را ناامید خواهد کرد. از دیدگاه اسرائیل، چنین توافقی چالشهای ناشی از تولید سریع موشکهای ایران و حمایت مداوم آن از زرادخانههای نظامی حزبالله و شبهنظامیان در عراق و یمن را حل نخواهد کرد.
دیپلماسی منطقهای و مسیر به عمان
بیش از یک ماه پس از آغاز اعتراضات در ایران—که به دلیل سرکوب وحشیانه رژیم کاهش یافته است—تنشها در میان وعدههای رئیسجمهور ترامپ برای کمک به معترضان، تمرکز گسترده نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه و تهدیدات مکرر ریاستجمهوری برای دستور اقدام نظامی علیه ایران همچنان بالا است. اکنون به نظر میرسد که نمایندگان رئیسجمهور، استیو ویتکاف و جارد کشنر، انتظار میرود در تاریخ ۶ فوریه با وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، در عمان دیدار کنند. این دیدار، در صورت وقوع، نخستین دیدار از زمان عملیات شیر در حال ظهور اسرائیل و حمله ایالات متحده به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ خواهد بود، زمانی که دولت ترامپ چراغ سبز را برای حمله اسرائیل صادر کرد و سپس در آن شرکت کرد، با وجود مذاکراتی که در آن زمان بین واشنگتن و تهران در حال انجام بود.
نشست برنامهریزی شده نتیجه تلاشهای دیپلماتیک فشرده کشورهای منطقه—به ویژه ترکیه، قطر و مصر—است که هدف آن جلوگیری از یک رویارویی نظامی بین ایالات متحده و ایران است. هنوز مشخص نیست که آیا نمایندگان این کشورها در مذاکرات حضور خواهند داشت یا خیر. خود نیت برگزاری این نشست نشاندهنده تمایل به کاهش تنشها است؛ با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا این تمایل نشاندهنده نیت واقعی طرفین برای پل زدن بر شکافهای عمیق مواضعشان است که در روزهای اخیر بهویژه در مورد آینده برنامه هستهای ایران بهطور عمومی بیان شده است.
معضل ترامپ بین تهدیدات و اجتناب از درگیری
رئیسجمهور ترامپ خود را در میان دو قطب مییابد: از یک سو، او بارها خواستههای خود از ایران را تکرار کرده و همزمان تهدید به اقدام نظامی کرده است. او به وضوح از انتظارات بالایی که به واسطه انباشت عظیم نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه ایجاد شده، آگاه است و به ویژه از پیامدهای منفی برای اعتبار بازدارندگی ایالات متحده، چه در سطح منطقه و چه فراتر از آن، در صورتی که بدون دستیابی به نتیجهای معنادار از تهدیدات خود عقبنشینی کند. از سوی دیگر، جهانبینی اساسی او و دستور کار سیاسی که با آن وارد کاخ سفید شده، بر “پایان جنگها” (از طریق توافقات و از موضع قدرت) استوار است، نه آغاز آنها. در مشاوره با تیم امنیت ملی خود، رئیسجمهور خواستار ارائه یک طرح عملیاتی شد که تصمیمگیری سریع را با حداقل خطر درهمتنیدگی به دست آورد. او احتمالاً به دنبال تکرار موفقیت حمله متمرکز به سایت هستهای فردو در ژوئن ۲۰۲۵ و عملیات برای برکناری رئیسجمهور مادورو از ونزوئلا است. هر دو مورد استفاده از نیرو بدون تلفات آمریکایی به پایان رسید و عملیاتهایی کوتاه، هدفمند و—بالاخص—موفق بودند.
با این حال، حتی اگر هنوز مشخص نیست که ایالات متحده این بار چه چیزی را به عنوان هدف استراتژیک برای حمله به ایران تعریف خواهد کرد، دستیابی به نتایج موفقیتآمیز احتمالاً به تلاشهای نظامی گسترده نیاز خواهد داشت. چنین اهدافی نمیتوانند با احتمال بالا از طریق یک عملیات کوتاه و متمرکز به دست آیند. رئیسجمهور در پلتفرم رسانههای اجتماعی خود اعلام کرد که به همراه کمک به معترضان—تا حد امکان شامل احتمال تغییر رژیم—قصد دارد ایران را مجبور به کنار گذاشتن برنامه غنیسازی اورانیوم، کاهش زرادخانه موشکی بالستیک خود و توقف حمایت از نمایندگان منطقهایاش کند.
در حالی که تأسیسات دفاعی ایالات متحده به طور متناسب بسیج شده و نیروهای زیادی به منطقه اعزام شدهاند، به نظر میرسد که تا کنون هیچ طرحی ارائه نشده است که تضمینکننده دستیابی به اهداف مطلوب باشد—مسلماً نه در یک بازه زمانی کوتاه و نه بدون درهمتنیدگی در یک جنگ طولانیمدت و گسترده. بر اساس تهدیدات ایرانی، چنین جنگی شامل حملات به پایگاههای آمریکایی در منطقه، به اسرائیل و به دیگر متحدان ایالات متحده در خلیج فارس خواهد بود.
وضعیت بقا و پاسخ دوگانه ایران
از زمان آغاز اعتراضات در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵، ایران در حال فعالیت در ذهنیتی از بقا رژیم بوده است. گستردگی اعتراضات، تصمیم رئیسجمهور ترامپ پس از چند روز برای حمایت علنی از معترضان، گزارشهایی در اسرائیل که به کمک به آنها اشاره داشت، و همراستایی عمومی رضا پهلوی—پسر شاه مخلوع—با جنبش اعتراضی، همه ارزیابی رژیم را تقویت کرد که ناآرامیها به منظور سرنگونی آن است. در این شرایط، رژیم این رویدادها را شدیدتر از شیوعهای قبلی اعتراضات مردمی و حتی وجودی تلقی کرد. بر این اساس، خشونتی که برای سرکوب اعتراضات به کار برد، گستردهتر و بیرحمانهتر از گذشته بود.
در این زمینه، رهبری ایران به رهبری رهبر معظم، علی خامنهای، تصمیم به مقابله با انباشت نظامی ایالات متحده در دو مسیر موازی گرفت. رژیم پیامی واضح منتقل کرد که هیچ قصدی برای تسلیم شدن ندارد و مصمم است با هر اقدام نظامی که ایالات متحده انجام دهد، مقابله کند. به طور موازی، ایران یک مسیر دیپلماتیک فشرده را فعال کرد، از جمله گفتگوهای وزیر امور خارجه، عراقچی، با همتایان خود در کشورهای خلیج فارس، یک سفر به ترکیه و سفری از سوی علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به مسکو. در عین حال، نمایندگان ایران—حزبالله، شبهنظامیان در عراق و حوثیها—دستور یافتند که به طور عمومی با ایران همراستا شوند. در واقع، آنها تهدیدهایی صادر کردند، هرچند در مورد حزبالله به طور نسبتاً مبهم، برای فعال کردن قابلیتهای خود در صورت حمله به ایران.
چشماندازهای نامشخص برای پیشرفت دیپلماتیک
بنابراین، جلسه آینده در عمان به منظور انعکاس تمایل هر دو طرف—که توسط کشورهای میانجی تشویق شدهاند—برای استفاده از تمام امکانات دیپلماتیک و جلوگیری از یک رویارویی نظامی، با وجود ادامه تبادل اظهارات تحریکآمیز و پایبندی به مواضع خود، برگزار میشود. در این مرحله، مشخص نیست که آیا تلاشهای میانجیگران شامل بحثهای اساسی درباره مراحل لازم برای پر کردن شکافها بین واشنگتن و تهران بوده است یا خیر. در نتیجه، هنوز مشخص نیست که آیا این جلسه عمدتاً نمادین خواهد بود یا اینکه میتواند به عنوان یک گام به سوی ادامه مذاکرات عمل کند. گزارشهای تایید نشده حاکی از ایجاد دو گروه کاری موازی—یکی متمرکز بر موضوع هستهای و دیگری بر نقاط باقیمانده اختلاف—است، اما مقامات ایرانی به وضوح اعلام کردهاند که قصد دارند فقط به موضوع هستهای بپردازند.
به احتمال زیاد ایران مایل است در مسائل هستهای، حتی در مورد غنیسازی اورانیوم، کمی انعطاف نشان دهد، با توجه به ناتوانی فعلیاش در انجام غنیسازی پس از حملات به سایتهای هستهایاش در ژوئن ۲۰۲۵. با این حال، در مورد سایر خواستهها—به ویژه الزام به کاهش زرادخانه موشکیاش—تهران اعلام کرده است که حاضر به سازش نیست. در واقع، احساس تهدید فزاینده به رژیم تنها ضرورت حفظ این دارایی بازدارنده مرکزی را در نظر آن تقویت میکند. درخواست برای توقف حمایت از متحدان منطقهای نیز برای رهبری ایران غیرقابل قبول است، زیرا این درخواست ریشه در بنیادهای ایدئولوژیک رژیم دارد و پتانسیل بازدارندگی قابل توجهی را به همراه دارد. در این زمینه، به نظر میرسد پر کردن شکافها بین واشنگتن و تهران دشوار باشد، مگر اینکه نگرانیهای هر دو طرف در مورد عواقب یک رویارویی نظامی آنها را به شدت به نرم کردن مواضعشان وادار کند.
تقارن تهدیدات امنیتی و بحران داخلی
ایران در حال حاضر در شدیدترین وضعیت خود در دههها قرار دارد، که با تقارن بیسابقهای از تهدیدات امنیتی حاد و عمیقترین بحران داخلی که تاکنون با آن مواجه بوده، مشخص میشود. در عرصه امنیتی، فروپاشی “محور مقاومت” به رهبری ایران و ناکامی کامل ایران در بازدارندگی حملات مستقیم اسرائیل و ایالات متحده به وضوح قابل مشاهده است. در داخل کشور، خشم عمومی و درخواستهای صریح برای سرنگونی رژیم در پاسخ به خشونت استثنایی که رژیم برای سرکوب اعتراضات به کار برده، شدت یافته است. در عین حال، رژیم فاقد راهحلهایی برای مشکلات اقتصادی خود، از جمله سقوط ارز و تورم افسارگسیخته، کمبود آب و انرژی، و همچنین مشکلات ساختاری عمیق و فساد گسترده است.
در همین حال، رئیسجمهور ترامپ در حال ارزیابی دامنه دستاوردهایی است که ممکن است به طور واقعی از طریق مذاکرات به دست آید، در حالی که تهدید نظامی معتبری را حفظ میکند. توافق بر سر برگزاری جلسه همچنین به او این امکان را میدهد که به شرکای منطقهای ایالات متحده و عموم مردم آمریکا نشان دهد که تلاش دیپلماتیک جدی برای رسیدن به توافق قبل از هر تصمیمی برای تشدید فشار انجام شده است. با این حال، نشانه کمی وجود دارد که رئیسجمهور گزینه نظامی را رها کرده باشد. این گزینه ممکن است با شدت بیشتری به صحنه برگردد اگر او نتیجهگیری کند که ایران به الگوی قبلی مذاکرات خود—یعنی تعلل—بازگشته است یا اگر ارزیابی کند که چشمانداز متقاعد کردن تهران برای توافق بر سر چارچوبی که میتواند به عنوان یک پیروزی آمریکایی ارائه شود، ناکام مانده است.
حتی در این مرحله، با این حال، تهران به سادگی با به تعویق انداختن حمله آمریکایی، دستاورد قابل توجهی کسب کرده است. این نتیجه احتمالاً به تقویت آن جناحها در ایران کمک میکند که به خط سختگیرانهای نسبت به واشنگتن تمایل داشتند. در واقع، وزیر امور خارجه ایران قبلاً اعلام کرده است که نتایج موضع قاطع مردم ایران به زودی در عرصه دیپلماتیک نمایان خواهد شد.
ریسکهای توافق هستهای فقط
در هر صورت، توافقی که تنها به مسئله هستهای بپردازد و در عین حال تحریمها علیه ایران را حتی بهطور جزئی لغو کند، اکسیژن لازم برای بقای رژیم را فراهم میآورد. در عین حال، مردم ایران، که بسیاری از آنها معتقد بودند رئیسجمهور ترامپ به کمک آنها خواهد آمد و شاید حتی رژیم را سرنگون کند، با ناامیدی عمیقی مواجه خواهند شد. به همین دلیل، هر توافقی باید نه تنها به مسائل امنیتی بپردازد بلکه تضمینهایی برای زندگی معترضان بازداشتشده و زخمی، و همچنین تعهدات رژیم در مورد رفتار آن با شهروندانش را شامل شود. چنین provisions میتواند به تداوم فرسایش مشروعیت رژیم کمک کند.
از منظر اسرائیل نیز، توافقی که تنها به هستهای بپردازد—هرچند که مهم باشد—چالشهای حیاتی را بدون پاسخ باقی خواهد گذاشت. این توافق به برنامه موشکی ایران که به سرعت در حال گسترش است، و همچنین حمایتهای مداوم ایران از زرادخانههای نظامی حزبالله و شبهنظامیان در عراق و یمن، نخواهد پرداخت. این تهدیدات در صورتی که رژیم در ازای توافقات هستهای، تسهیلات قابل توجهی در زمینه تحریمها دریافت کند و بتواند خود و نمایندگانش را دوباره مسلح کند، حتی حادتر خواهد شد.

