هر چه جنگ در ایران طولانیتر شود، انگیزه جمهوری اسلامی برای بهکارگیری تمام اشکال جنگ نامتقارن، از جمله تلافیجویی که میتواند بر خاک آمریکا تأثیر بگذارد، بیشتر میشود، به امید اینکه ترامپ را وادار به ترک اهداف جنگیاش کند.
پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل از ۲۸ فوریه به ایران حمله کردند، سوالاتی درباره خطرات احتمالی برای خاک آمریکا مطرح شده است. وزارت امنیت میهن بهطور گزارش شدهای از احتمال حملات تکنفره و حملات سایبری در پی این حملات هشدار داده و مقامات ایالتی و محلی به حالت آمادهباش برای هرگونه تلافیجویی در خاک آمریکا درآمدهاند. تیراندازی در آستین، تگزاس، در آخر هفته که در آن دو نفر کشته و چهارده نفر زخمی شدند، اکنون توسط FBI به عنوان یک عمل تروریستی مورد بررسی قرار گرفته است. این موضوع تنشها و نگرانیهای امنیتی را که از زمان آغاز حملات به ایران در ایالات متحده بوجود آمده، بیشتر کرده است.
برای ارزیابی دامنه تهدید و درک بهتر استفاده گذشته ایران از تروریسم و تاکتیکهای نامتقارن، CFR با بروس هافمن، پژوهشگر ارشد شورای مبارزه با تروریسم و امنیت میهن، گفتگو کرده است. هافمن تاریخچه حمایت ایران از حملات علیه ایالات متحده را بررسی میکند، توضیح میدهد که چگونه درگیری کنونی میتواند تهدیدات جدیدی را تقویت کند و سوالات مهمی را درباره اینکه آیا دولت ایالات متحده—و بهویژه وزارت امنیت میهن (DHS)—آماده پاسخگویی است، مطرح میکند.
ایران به عنوان یک حامی دولتی تروریسم شناخته میشود. این به چه معناست؟ چگونه در گذشته به این فعالیت پرداخته است؟
برای ایران، حمایت دولتی از تروریسم از زمان تأسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ ابزار حیاتی برای نمایش قدرت و سیاست خارجیاش بوده است. رویداد محوری در این کمپین طولانیمدت، تصرف پنجاه و دو گروگان آمریکایی در سفارت ایالات متحده در تهران در نوامبر ۱۹۷۹ توسط گروهی از “دانشجویان” ایرانی بود.
این آنچه که به اصطلاح دانشجویان نامیده میشدند، به مدت ۴۴۴ روز، بدون حمایت یا تشویق دولت، کشور قدرتمندترین جهان را در وضعیت بلاتکلیفی نگه داشتند. در طول این دوره طولانی، آنها توجه رسانههای جهانی را برای هدف ضدآمریکایی خود جلب کردند که در نهایت باعث شد یک رئیسجمهور آمریکایی نتواند دوباره به مقام خود انتخاب شود.
چنانکه رویدادها بعداً نشان داد، این حادثه تنها آغاز یک کمپین تروریسم دولتی جدی و گستردهتر بود که توسط رژیم ایرانی تحت رهبری آیتالله روحالله خمینی علیه ایالات متحده و سایر کشورهای غربی هدایت میشد. بمبگذاریهای انتحاری کامیونی در سفارتهای ایالات متحده در بیروت و کویت در سال ۱۹۸۳، سفارت جدید بیروت در سال ۱۹۸۴، پادگانهای تفنگداران دریایی ایالات متحده در فرودگاه بینالمللی بیروت در سال ۱۹۸۳ و پادگانهای نیروی هوایی ایالات متحده در خُبَر عربستان سعودی در سال ۱۹۹۶ همگی به آموزش و تسلیح تروریستهای محلی توسط ایران برمیگردند.
آیا ایران اقداماتی از قبیل تروریسم را در داخل ایالات متحده انجام داده یا حمایت کرده است؟
ایران تاریخچه طولانی از انجام عملیاتهای مخفی در ایالات متحده و سایر کشورهای غربی برای حذف دشمنانش دارد. به عنوان مثال، در سال ۱۹۸۰، علیاکبر طباطبایی، یک وابسته مطبوعاتی سابق در سفارت ایران قبل از انقلاب و مخالف سرسخت رژیم خمینی، در حومه واشنگتن دیسی توسط یک تیرانداز مرتبط با ایران که خود را به عنوان یک پستچی disguise کرده بود، به قتل رسید. به تازگی در سال ۲۰۱۱، ایران در یک طرح بمبگذاری برای ترور سفیر عربستان سعودی در ایالات متحده در یک رستوران معروف در واشنگتن دیسی متهم شد.
class=”MsoNormal”>حملات تروریستی که از سوی ایران حمایت یا الهام گرفته شدهاند نه تنها ادامه یافته بلکه تشدید نیز شدهاند. به عنوان مثال، تهران به طور مکرر به رئیسجمهور دونالد ترامپ و مقامات ارشد دولت ایالات متحده که مسئول ترور هدفمند قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران در سال 2020 بودند، از جمله وزرای امور خارجه و دفاع، مشاور امنیت ملی و رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح که در زمان این عملیات در حال خدمت بودند، تهدید کرده است. ترامپ به تازگی ترور هدفمند خامنهای را با این جمله توجیه کرد: “من او را قبل از اینکه او مرا بگیرد، گرفتم.”
ایران تحت عناوین جعلی کارآگاهان خصوصی استخدام کرده است تا دشمنان رژیم را شناسایی و تحت نظر قرار دهد، از جمله خبرنگار مسیح علینژاد که در سال 2022 برای ربودن او از خانهاش در بروکلین، نیویورک، نقشهریزی کردند و او را به ایران منتقل کنند. دادستانهای فدرال یک افسر اطلاعاتی ایرانی و سه همدست او را به اتهام توطئه برای ربودن متهم کردند. در یک حادثه دوم در سال 2024، یک عامل ایرانی مسلح به یک تفنگ تهاجمی AK-47 در حال تلاش برای ورود به خانه علینژاد در بروکلین برای کشتن او دستگیر شد. در جلسه صدور حکم او در اوایل امسال، دادستانها اشاره کردند که ایران قبلاً به “مافیاهای روسی، قاتلان کارتل مکزیکی و یک فرشته جهنمی کانادایی” به عنوان بخشی از یک کمپین برای خاموش کردن مخالفان پول پرداخت کرده است.
سالمان رشدی، نویسنده بریتانیایی متولد پاکستان کتاب آیات شیطانی، نمونهای دیگر از تلاشهای ایران است. از سال 1989، او تحت فتوای (حکم مذهبی) مرگ که توسط خمینی به خاطر توهین به مقدسات بر او و ناشرانش صادر شده، زندگی کرده است. گروهی از روحانیون ایرانی حتی جایزهای به مبلغ 2.5 میلیون دلار برای هر کسی که حکم آیتالله را اجرا کند، پیشنهاد دادند. مترجم ژاپنی این کتاب به طرز وحشیانهای کشته شده، ناشر نروژی آن مورد شلیک قرار گرفته و مترجم ایتالیایی آن با چاقو مورد حمله قرار گرفته است، در حالی که خود رشدی زمانی مجبور به زندگی در حال فرار بود و به طور 24 ساعته توسط شعبه ویژه اسکاتلند یارد محافظت میشد. رشدی در سال 2000 به ایالات متحده نقل مکان کرد و در سال 2016 شهروند شد. شش سال بعد، در حین سخنرانی در یک رویداد ادبی در نیویورک، رشدی به طور مکرر با چاقو مورد حمله قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
با توجه به حمله اخیر به ایران و مشارکت گروههایی مانند حزبالله، چه نگرانیهایی باید در مورد تروریسم دولتی یا سایر تلاشهای تلافیجویانه نامتقارن در داخل ایالات متحده وجود داشته باشد؟
هر چه این جنگ طولانیتر شود، انگیزه ایران برای به کارگیری تمام اشکال جنگ نامتقارن به امید وادار کردن ترامپ به کنار گذاشتن اهداف جنگیاش بیشتر میشود. عوامل خوابیده، بازیگران تنها که از ایران الهام گرفته و انگیزه دارند، حملات سایبری به زیرساختهای ایالات متحده و حملات فیزیکی به زیرساختهای حیاتی همگی ممکن هستند.
ایران و مشتری تروریستیاش، حزبالله، مدتهاست که قابلیتهای سایبری پیشرفتهای دارند. در ماه مه 2014، عملیات سایبری “گربه جذاب” ایران به انواع مؤسسات و افراد آمریکایی حمله کرد و به احتمال زیاد قابلیتهای آن از آن زمان بهبود یافته است.
چگونه میتواند DHS و دولت ایالات متحده از روشهای بالقوه غیرمتعارف تشدید جلوگیری کند؟
DHS پس از حمله 11 سپتامبر 2001 به عنوان یک نهاد هماهنگکننده برای دفاع از ایالات متحده بهویژه در برابر تهدیدات تروریستی خارجی، مانند تهدید کنونی از سوی ایران، تأسیس شد. از طریق مراکز ادغام سراسری و سایر ابتکارات، DHS باید پیوند دهنده بین مقامات فدرال، ایالتی، محلی و قبیلهای باشد.
اما دولت دوم ترامپ به وزارت امنیت داخلی دستور داده است که بیشتر بر روی عملیات مهاجرت غیرقانونی تمرکز کند تا بر روی مبارزه با تروریسم. این تغییر در تخصیص منابع سوال کلیدی را درباره توانایی این نهاد برای انجام نقش خود در مبارزه با تروریسم در این زمان بحران غیرمنتظره مطرح کرده است. علاوه بر این، تخصص، دانش و حافظه سازمانی که در زمینه مبارزه با تروریسم و امنیت داخلی در بیست و پنج سال گذشته در وزارت امنیت داخلی و همچنین در FBI و جامعه اطلاعاتی ایالات متحده جمعآوری شده بود، ممکن است در نتیجه کاهش نیروی کار اخیر از دست رفته باشد.
فرایند هدایت شده توسط وزارت کارایی دولت، که به اختصار DOGE نامیده میشود، در سال گذشته منجر به اخراجهای عمدی کارکنان دولتی با سابقه طولانی شد که در بسیاری از موارد دانش و تجربه حرفهای زیادی داشتند. چندین نهاد اجرای قانون فدرال نیز کاهشهای بیشتری را انجام دادهاند. به عنوان مثال، چند روز قبل از آغاز عملیات Epic Fury، اعضای واحد تخصصی ضد اطلاعات FBI که تهدیدات ناشی از ایران را زیر نظر داشتند، به دلیل اینکه به کار بر روی تحقیقات 2022 درباره ادعای مالکیت مواد طبقهبندی شده توسط ترامپ در املاک مار-آ-لاگو منصوب شده بودند، reportedly اخراج شدند.
آیا وزارت امنیت داخلی باید منابع بیشتری را برای مقابله با تروریسم به دلیل حملات ایران تخصیص دهد؟
بله. ایالات متحده در یک وضعیت خطرناک بیسابقه قرار دارد، زمانی که تمایل رژیم ایران برای انتقامگیری از جنگ و قتل خامنهای ممکن است اکنون یا در هر زمان در آینده بروز کند. برای رژیم، انتقام همیشه غذایی است که بهتر است سرد سرو شود. به عنوان مثال، ایران در ابتدا پس از ترور رهبر حزبالله، عباس الموسوی، توسط اسرائیل در سال 1992 با بمبگذاری در سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس پاسخ داد. سپس دو سال بعد در آن شهر حمله دیگری انجام داد: هدف قرار دادن یک مرکز جامعه یهودی، که منجر به کشته شدن هشتاد و پنج نفر و زخمی شدن بیش از سیصد نفر دیگر شد.
چنین رویدادهای با نمای بالا در تابستان پیش رو—از جمله مسابقات جام جهانی فوتبال و جشنهای مربوط به دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال ایالات متحده—میتواند فرصتهای ایدهآلی برای ایران فراهم کند تا به طور همزمان انتقام بگیرد و ایالات متحده را شرمنده کند. اما در ماههای گذشته، بودجه و توجه وزارت امنیت داخلی بر روی مهاجرت متمرکز بوده و نه لزوماً بر روی مبارزه با تروریسم. یک مثال مشکوک از اینکه چگونه این تغییر اولویتبندی از مبارزه با تروریسم بر قابلیتهای پاسخ ایالات متحده تأثیر گذاشته است، میتواند در غیاب غیرمنتظره یک هشدار سیستم ملی مشاوره تروریستی (NTAS) از زمان آغاز این درگیری مشاهده شود. وزارت امنیت داخلی در همان روزی که دولت ترامپ به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد، در ژوئن سال گذشته، یک بولتن NTAS منتشر کرد و از “محیط تهدید بالا” در ایالات متحده هشدار داد، اما این وضعیت تغییر نکرده است.
با توجه به نقش وزارت امنیت داخلی در حفظ امنیت میهن از تهدیدات متعدد، آمریکاییها شایسته هستند که اطمینان داشته باشند این نهاد به خوبی آماده، کاملاً پرسنل و دارای منابع لازم برای مقابله با تهدیدات احتمالی از سوی ایران و دستنشاندههای آن است.

