هرگز تصور نمیکردم که دلتنگ دروغهایی شوم که جورج بوش و همدستانش به من میگفتند.
زمانی که دولت بوش میخواست به عراق حمله کند، یک کمپین تبلیغاتی تمامعیار برای فریب مردم آمریکا راه انداخت. مقامات دولت اطلاعات نادرستی درباره سلاحهای کشتار جمعی صدام حسین منتشر کردند که مشخص شد وجود ندارند. وزیر امور خارجه، کالین پاول، در سازمان ملل یک ارائه فریبنده داشت. در کنگره، بسیاری از دموکراتها، چه به دلیل فشار عمومی مداوم و چه به خاطر غریزههای جنگطلبانه خود، با جمهوریخواهان همراه شدند تا به حملهای مجوز دهند.
این کمپین دروغین شرمآور و نفرتانگیز بود و به ایجاد جو ملی کنونی از بدبینی مخرّب و پارانویا نیهیلیستی کمک کرد. اما بهطور retrospect، این یک اذعان ضمنی بود که نظر عمومی اهمیت دارد، که یک رئیسجمهور نمیتواند جنگی را آغاز کند بدون اینکه آمریکاییها را متقاعد کند که این کار ضروری است. این یک دستکاری در deliberation دموکراتیک بود نه نفی آن.
این واقعه را با تهدید جنگ دونالد ترامپ با ایران مقایسه کنید. روز چهارشنبه، باراک راوید، خبرنگار معتبر آکسیوس، هشدار داد: “دولت ترامپ به جنگ بزرگی در خاورمیانه نزدیکتر از آنچه بیشتر آمریکاییها تصور میکنند، است. این جنگ ممکن است به زودی آغاز شود.” آمریکا بزرگترین تجمع نیروی هوایی را در منطقه از زمان جنگ عراق انجام داده است. رسانههایی از جمله نیویورک تایمز گزارش دادهاند که ارتش به ترامپ گزینهای برای حمله به ایران بهزودی داده است.
نه تنها کنگره چنین جنگی را مجاز نکرده است، بلکه حتی بهندرت درباره آن بحث کرده است. دولت حتی زحمت توضیح دادن به کنگره یا مردم آمریکا را درباره اینکه چرا ممکن است به ایران حمله کند یا چه هدفی دارد، به خود نداده است. “هیچ جلسه توجیهی درباره یک استراتژی نظامی وجود نداشته است”، گفت نماینده دموکرات، رو خانا، که با همکار جمهوریخواهش، توماس مسی، برای مجبور کردن به رأیگیری درباره یک اقدام ضد جنگ همکاری میکند.
بیشتر گزارشها نشان میدهد که کاخ سفید در حال برنامهریزی برای یک کمپین بسیار شدیدتر و پایدارتر از بمباران ایران در سال گذشته یا ربودن نیکلاس مادورو در ونزوئلا است. اما نمیدانیم آیا ترامپ و تیمش به دنبال تغییر رژیم هستند و اگر هستند، چه چیزی را بعد از آن تصور میکنند. اینگونه است که یک خودکامگی به جنگ میرود، بدون اینکه حتی تظاهر کند که رضایت مردم اهمیت دارد.
در مرکز درگیری بین آمریکا و ایران، برنامه هستهای ایران قرار دارد، که ترامپ ادعا میکند هشت ماه پیش آن را نابود کرده است، در پایان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل. در آن زمان، گزارشی از آژانس اطلاعات دفاعی نشان داد که کمپین بمباران آمریکا برنامه ایران را کمتر از شش ماه به عقب انداخت. اما تا به امروز، صفحهای در وبسایت کاخ سفید اعلام میکند: “تأسیسات هستهای ایران نابود شدهاند — و پیشنهادات خلاف آن اخبار جعلی هستند.” به نظر میرسد دولت نیازی به توجیه جنگ احتمالی برای پایان دادن به برنامهای که ادعا میکند قبلاً آن را از بین برده، ندارد.
گزارشها همچنین حاکی از آن است که دولت خواستار کاهش برنامه موشکی بالستیک ایران و پایان حمایت آن از نمایندگان منطقهای مانند حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن است. مشخص نیست که آیا این خواستهها جدی هستند یا صرفاً یک تاکتیک مذاکره، اما به نظر میرسد که برای ایران خطوط قرمزی هستند.
“نمیدانم آیا این خواستهها بهانهای است یا واقعی”، راب مالی، نماینده ویژه جو بایدن برای ایران، درباره شرایط دولت ترامپ گفت. با توجه به اینکه احتمالاً ایران به این خواستهها پاسخ منفی خواهد داد، او گفت، موضع تیم ترامپ میتواند “صرفاً بخشی از یک بازی کابوکی باشد تا بتوانند بگویند، ‘ما دیپلماسی را امتحان کردیم.'”
تا کنون، دولت بهندرت زحمت داده است تا دلایل پشت این خواستهها را توضیح دهد. به هر حال، موشکهای ایران و شبهنظامیانی که از آنها حمایت میکند، تهدیدی برای اسرائیل به مراتب بیشتر از ایالات متحده هستند. اگر موضع دولت را بهطور مستقیم بپذیرید، سخت است که آن را با لفاظیهای کمپین آمریکا اول ترامپ تطبیق دهید.
برای روشن شدن: من فکر نمیکنم ترامپ به جنگ برود تا از اسرائیل محافظت کند. بلکه، فرض میکنم ترامپ تحت تأثیر همان انگیزه خودبزرگبینی است که او را واداشت نامش را بر مرکز کندی بگذارد. او میخواهد بر جهان تأثیر بگذارد، به عنوان رئیسجمهوری که سه رژیم را که پیشینیانش را آزار داده بودند از بین میبرد: ونزوئلا، ایران و کوبا، که او آنها را تحت محاصره ویرانگر سوخت قرار داده است. ماللی گفت: “او اکنون به این ایده علاقهمند است که رئیسجمهوری خواهد بود که در زمان او تعدادی از رژیمهایی که مدتها به شدت ضدآمریکایی بودهاند، دیگر وجود نخواهند داشت.”
اگر این درست باشد، شباهتهایی به تلاش بوش برای عراق وجود دارد: به گفته بسیاری، او میخواست از پدرش پیشی بگیرد، رئیسجمهوری باشد که جرات حذف صدام حسین را داشته باشد، در حالی که دیگران در این کار شکست خورده بودند. ترکیب خودخواهی و ناامنی کینهتوز او باعث شد فکر کند که میتواند و باید جهان را بازسازی کند.
بدترین عواقب جنگ عراق، البته، در خاورمیانه بود، جایی که صدها هزار نفر جان خود را از دست دادند. اما ویرانیهای جنگ همچنین به افزایش اختلالات در داخل کشور کمک کرد، از جمله بازگشت آنتیسمیتیسم، زیرا افرادی مانند تاکر کارلسون صهیونیستها را به فریب دادن آنها برای حمایت از یک حمله متهم کردند. اگر ترامپ آمریکا را به جنگی بیمورد با ایران بکشاند، پیامدها میتواند بدتر باشد. در نهایت، ترامپ به وعدههای انتخاباتی انزواطلبانهاش خیانت خواهد کرد به دلایلی که هیچکس بهخوبی درک نمیکند تا جنگی را به راه بیندازد که به نفع اسرائیل است، در زمانی که نظریههای توطئه درباره یهودیان در میان مردم آمریکا در حال گسترش است.
دو مداخله نظامی مهم آخر ترامپ، در ایران و ونزوئلا، هر دو به خوبی پیش رفتند و شاید این اعتماد به نفس او را افزایش داده باشد که میتواند بدون عواقب، کشورهای دیگر را بمباران کند. اما علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بحران بینالمللی، نگران است که این بار ممکن است متفاوت باشد. او به من گفت: “شما رژیمی دارید که در تنگنا قرار گرفته و بسیار احتمال دارد که واکنش نشان دهد، زیرا احساس اضطراب وجودی میکند.”
ایران در زمانی که ترامپ، در دوره اول خود، ژنرال ارشد ایرانی قاسم سلیمانی را کشت، با احتیاط واکنش نشان داد. وقتی ترامپ سال گذشته به آن حمله کرد، نیز با احتیاط واکنش نشان داد. دولت ممکن است از این نتیجهگیری کند که ایران برای پاسخ دادن خیلی ضعیف است. واعظ معتقد است که این یک محاسبه نادرست است. او گفت که ایران به این نتیجه رسیده است که “احتیاط تنها دعوت به افزایش تهاجم است. و بنابراین این بار، آنها میخواهند پاسخ دهند و پاسخ خواهند داد، به طریقی که نه با احتیاط، بلکه با بیپروا بودن مشخص میشود.”
آمریکاییها آماده پذیرش تلفات در این جنگ دلخواه نیستند و هیچ قربانیای نیز نمیخواهند بکنند. همانطور که جک هانتر در “دولت مسئول” اشاره میکند، در مارس 2003، یک نظرسنجی گالوپ نشان داد که 72 درصد آمریکاییها از جنگ با عراق حمایت میکنند. در مقابل، در نظرسنجیهای اخیر، کمتر از 30 درصد از پاسخدهندگان از اقدام نظامی در ایران حمایت میکنند.
ترامپ در تلاش نیست که کشور را متقاعد کند که جنگ به نفع آنهاست. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که آیا او فکر میکند این جنگ به نفع اوست.

