در جلسه افتتاحیه هیئت صلح در واشنگتن، رئیسجمهور پرابوو سوبیانتو اعلام کرد که اندونزی ۸۰۰۰ یا بیشتر نیرو به نیروی تثبیت بینالمللی (ISF) در غزه ارسال خواهد کرد. او در کنار رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، ابراز اطمینان کرد که صلح واقعی میتواند محقق شود و اندونزی آماده است تا به تحقق آن کمک کند.
به زودی پس از آن، اندونزی به عنوان فرمانده معاون این نیرو منصوب شد. فرمانده ISF، ژنرال مایور جاستین جفرز، اعلام کرد که جاکارتا این نقش را پذیرفته است. وزیر امور خارجه، سوگیونو، گفت که موقعیت رهبری اندونزی، مشارکت آن را تقویت کرده و به حفاظت از نیروهایش کمک خواهد کرد. او تأکید کرد که استانداردهای بینالمللی موجود، رفاه پرسنل را محافظت خواهد کرد و اندونزی برای دریافت مأموریتها و قوانین درگیری واضح تلاش خواهد کرد. او همچنین توضیح داد که این انتصاب هیچ ارتباطی با عادیسازی دیپلماتیک با اسرائیل ندارد.
این تضمینها سوالات بیشتری را به وجود میآورد.
عناوین رهبری جایگزین وضوح قانونی نمیشوند. این نیرو تحت چه مأموریت الزامآوری فعالیت خواهد کرد؟ هیئت صلح یک نهاد سازمان ملل نیست. هیچ قطعنامه تأیید شدهای از شورای امنیت برای مجوز اعزام وجود ندارد. اگر این مأموریت خارج از چارچوب سازمان ملل باشد، چه حمایتهای قانونی از نیروهای اندونزی در صورت از سرگیری خصومتها محافظت خواهد کرد؟ در نهایت چه کسی قوانین درگیری را تعریف میکند؟
اگر اندونزی هنوز باید برای دریافت مأموریتهای واضح تلاش کند، آیا این به این معنی است که آن مأموریتها هنوز تعیین نشدهاند؟
سابقه حفظ صلح اندونزی بر اساس بیطرفی تحت فرماندهی سازمان ملل بوده است. این مأموریت متفاوت است. این مأموریت تحت ساختاری که ایالات متحده آغاز کرده است، پیش میرود. بدون چتر سازمان ملل، مکانیزمهای جبران هزینهها نامشخص باقی میمانند. تحت حفظ صلح سازمان ملل، بخشی از هزینههای لجستیکی و عملیاتی میتواند از طریق کمکهای ارزیابی شده جبران شود. خارج از آن سیستم، اندونزی ممکن است بار مالی کامل را به دوش بکشد.
زمینه مالی تنگ است. کسری بودجه دولتی ۲۰۲۵ به ۲.۹۲ درصد رسیده است که بالاتر از هدف ۲.۵۳ درصدی است. هدف ۲۰۲۶ برابر با ۲.۶۸ درصد است. هزینههای دفاعی به طور پیوسته افزایش یافته است. اعزام ۸۰۰۰ نفر این هزینهها را بیشتر افزایش خواهد داد.
هزینه کل پیشبینی شده چیست؟
انتقال ۸۰۰۰ نیرو نیاز به حمل و نقل هوایی و دریایی در مقیاس بزرگ برای پرسنل و تجهیزات سنگین، وسایل نقلیه زرهی، تأسیسات پزشکی، چادرها و ابزارهای مهندسی دارد. عملیات پایدار نیاز به سوخت، غذا، آب، قطعات یدکی و دارو دارد.
این موارد نیاز به سرمایهگذاری اولیه قابل توجه و تأمین مالی بلندمدت دارند. آیا دولت یک تفکیک مالی دقیق منتشر کرده است؟
چارچوب سیاسی چیست؟
آیا توافق واحد فلسطینیها وجود داشته است؟ غزه همچنان تحت محاصره است. گروههای سیاسی نسبت به نیروهای خارجی که بدون توافق گسترده تحمیل میشوند، هشدار دادهاند. اگر بازیگران اصلی فلسطینی این توافق را رد کنند، آیا نیروهای اندونزی به هر حال ادامه خواهند داد؟ بر اساس چه مبنای اخلاقی اندونزی به سرزمین فلسطینیها بدون تأیید واضح و جمعی اعزام خواهد شد؟
اندونزی مدتهاست که از حق تعیین سرنوشت فلسطینیها حمایت کرده است. این حمایت بر اساس مخالفت با اشغال و تأیید حقوق برابر متمرکز بوده است. هر اعزامی باید این اصول را پیش ببرد. اگر تثبیت تنها وضعیت نابرابر را یخزده کند، خطر مدیریت درگیری به جای حل آن را به همراه دارد.
نیروهای اندونزی دقیقاً چه کاری انجام خواهند داد؟
وزیر امور خارجه اعلام کرده است که این انتصاب به معنای عادیسازی دیپلماتیک با اسرائیل نیست. این توضیح به یک نگرانی پاسخ میدهد. اما خطر درک گستردهتر را حل نمیکند. زیرا این ابتکار از خارج از سازمان ملل آغاز شده و به شدت با واشنگتن مرتبط است، اندونزی ممکن است به عنوان کشوری که با یک چارچوب ژئوپولیتیکی خاص همراستا شده است، دیده شود. این موضوع چگونه با دکترین سیاست خارجی مستقل و فعالی که جاکارتا به مدت طولانی از آن حمایت کرده است، سازگار است؟
همچنین در داخل کشور، تعادلهای استراتژیک وجود دارد. هشت هزار نفر تقریباً معادل یک تیپ کامل هستند که ممکن است شامل واحدهای ویژه نیز باشد. اندونزی با تنشهای رو به افزایش در دریای ناتونا و رقابت فزاینده در سراسر اقیانوس هند-پاسیفیک مواجه است. چگونه آمادگی داخلی حفظ خواهد شد اگر نیروهای قابل توجهی به یک مأموریت طولانیمدت در خارج از کشور اختصاص یابند؟
همبستگی با فلسطین در اندونزی بار اخلاقی دارد. این بار از ثبات ناشی میشود. فلسطینیها به دنبال حاکمیت واقعی و حقوق سیاسی برابر هستند، نه تثبیت نامحدود تحت نظارت خارجی. اگر این مأموریت به وضوح خود را در افق سیاسی که به پایان محاصره و تأمین کامل حقوق منجر میشود، مستقر نکند، اندونزی در معرض خطر قرار میگیرد که نام و سربازان خود را به فرآیندی بدهد که عدم تعادل را حفظ میکند.
قبل از آغاز استقرار، دولت باید مأموریت قانونی، ساختار فرماندهی، پیشبینی هزینهها و اهداف سیاسی صریح را منتشر کند. نقشهای رهبری و تضمینهای رفاه نمیتوانند جایگزین شفافیت شوند.
بدون این پاسخها، ۸۰۰۰ سرباز کمتر شبیه یک گام به سوی عدالت و بیشتر شبیه یک تعهد نامحدود به نظر میرسند که خطرات مالی، استراتژیک و اخلاقی آن به طور کافی مورد بررسی قرار نگرفته است.

