راهحل بحران پیرامون برنامه هستهای ایران در دسترس نیست و زمان در حال گذر، تهران را به اتخاذ تصمیمات سرنوشتساز وادار میکند.
ایران در یک بحران مداوم با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) گرفتار است، زیرا ایران اجازه نمیدهد که این آژانس از مکانهای هدف قرار گرفته در طول جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل بازرسی کند. همچنین، ایران در یک بنبست با ایالات متحده قرار دارد، زیرا تهران از تجدید مذاکرات—با وجود تلاشهای میانجیگری عمدتاً از سوی بازیگران کشورهای حاشیه خلیج فارس—خودداری میکند، تا زمانی که درخواست برای غنیسازی صفر برقرار باشد. در داخل ایران نیز، بحثی درباره مذاکرات در حال انجام است؛ در حال حاضر، رهبر معظم، خامنهای، تعیین کرده است که دولت ترامپ شریک مناسبی برای همکاری نیست. در پسزمینه، ایران به تلاشهای فشرده خود برای تولید موشک ادامه میدهد و در صورت وقوع دوباره یک درگیری نظامی، تهدید به واکنش شدید علیه اسرائیل میکند. این بنبست ایران را وادار خواهد کرد که در هفتهها تا ماههای آینده تصمیماتی با گزینههای محدود اتخاذ کند.
پیچیدگیهای عمیقتر در دیپلماسی هستهای پس از جنگ
در شش ماه پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، بحران پیرامون برنامه هستهای ایران—هم با IAEA و هم با ایالات متحده (و اسرائیل)—حل نشده است و بنبست پیچیدهتر میشود.
ارزیابی IAEA و دسترسی محدود ایران
شکاف بین ایران و IAEA در آستانه و در طول آخرین جلسه هیئت مدیره IAEA، که از ۱۷ تا ۲۰ نوامبر برگزار شد، برجسته شد. پیش از این جلسه، مدیر کل IAEA، رافائل گروسی، وضعیت را در یک سری مصاحبههای رسانهای توصیف کرد:
IAEA در ایران ۱۲ بازدید بازرسی انجام داده است—هیچیک از این بازدیدها در مکانهای هدف قرار گرفته در طول جنگ نبوده است؛ در ارزیابی او، ایران تمایل دارد که به عنوان یک امضاکننده معاهده عدم گسترش سلاحهای هستهای (NPT) باقی بماند؛ IAEA هیچ مدرک ماهوارهای از غنیسازی مجدد اورانیوم پیدا نکرده است. گروسی اشاره کرد که برخی فعالیتهای ایرانی در نزدیکی مکانهای هدف قرار گرفته در حال انجام است، اما غنیسازی نیست؛ بهویژه، او اشاره کرد که هیچ فعالیتی در تأسیسات تبدیل اورانیوم در اصفهان وجود ندارد؛ او تخمین میزند که تمام اورانیوم غنیشده به ۶۰٪ و بیشتر اورانیوم غنیشده به سطوح دیگر در مکانهای هدف قرار گرفته باقی مانده است.
ارزیابیهای مدیر کل IAEA—بهویژه دیدگاه او مبنی بر اینکه ایران در حال حاضر در حال غنیسازی نیست—توسط مؤسسات تحقیقاتی مستقر در واشنگتن، بهویژه مؤسسه علم و امنیت بینالمللی (ISIS) به رهبری دیوید آلبرایت، تأیید شده است. وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، نیز ادعاهای مشابهی مطرح کرده است. در عین حال، مشخص است که ایران در دو مکان فعال است: یک سایت که در سالهای اخیر در نزدیکی نطنز ساخته شده است، که ممکن است نشاندهنده قصد استفاده از آن در آینده برای غنیسازی اورانیوم باشد، و یک مجموعه در اصفهان، که گزارش شده فعالیتهایی در یکی از تونلهای آن در حال انجام است که میتواند برای غنیسازی نیز مورد استفاده قرار گیرد—اگر و زمانی که تهران تصمیم به از سرگیری چنین فعالیتی بگیرد.
تصمیم هیئت مدیره و لغو تلافیجویانه ایران
در این زمینه، هیئت مدیره آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) تصمیمی را که توسط آلمان، بریتانیا و فرانسه—کشورهای اروپایی که برای پیشبرد توافق با ایران همکاری کردهاند—به همراه ایالات متحده، ترویج شده بود، تصویب کرد. این تصمیم از تهران میخواهد که به بازرسان دسترسی فوری و کامل به تمام تأسیسات هستهای را طبق الزامات پیمان عدم گسترش تسلیحات هستهای (NPT) که ملزم به رعایت الزامات و درخواستهای بازرسی است، بدهد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواستار آن است که ایران گزارشی دقیق درباره وضعیت سه سایت آسیبدیده ارائه دهد، اجازه دهد بازرسان به این سایتها دسترسی پیدا کنند و آژانس را از هر گونه قصد برای ساخت یک سایت هستهای جدید، طبق کد 3.1، مطلع کند.
ایران، طبق رویه خود، پیش از جلسه تلاش کرد تا از هر گونه تصمیمی علیه خود جلوگیری کند و تهدید به پاسخ داد. این پاسخ به سرعت ارائه شد: ایران اعلام کرد که توافقی که در تاریخ 9 سپتامبر توسط وزیر امور خارجه ایران و مدیر کل آژانس در قاهره امضا شده بود، لغو شده است. این توافق قرار بود به آژانس اجازه دهد تا فعالیتهای بازرسی خود را از سر بگیرد، که در مرحله اول، محدود به تأسیسات غیرمورد حمله در جنگ بود، در حالی که ایران ملزم به ارائه گزارشی از وضعیت تأسیسات آسیبدیده و ذخایر اورانیوم غنیشده خود بود. رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد که ایران به رغم تلاشها برای جلوگیری از این امر، به پیشبرد برنامههای علمی و هستهای خود ادامه خواهد داد.
با وجود تصمیم هیئت مدیره، و با وجود ادامه عدم تمایل ایران به مذاکره با آژانس درباره نظارتهای آینده، مدیر کل آژانس اعلام کرد که در این مرحله، توصیهای برای ارجاع موضوع به شورای امنیت سازمان ملل برای صدور قطعنامه محکومیت ندارد. این موضع نشاندهنده امید اوست که با گذشت زمان—و با توجه به تصمیم ایران برای عدم خروج از NPT، با وجود فراخوانها در داخل ایران برای این کار—ممکن است به تفاهمهایی در مورد نظارت بر سایتهای آسیبدیده دست یابند.
مذاکرات متوقف شده ایالات متحده و ایران و شرایط زیرساختی آن
به طور موازی، بنبست بین تهران و واشنگتن در مورد چشمانداز از سرگیری مذاکرات برای یک توافق هستهای جدید ادامه دارد. مذاکرات در آستانه دور ششم برنامهریزی شده پس از حمله اسرائیل به ایران در ژوئن 2025 متوقف شد. از آن زمان، هر دو طرف به طور مکرر، به طور اصولی، علاقه خود را به از سرگیری مذاکرات نشان دادهاند، اما هیچ اقدام دیپلماتیک عملی انجام نشده است. این امر نشاندهنده فاصله بین موضع اولیه ایالات متحده، که بر اساس خواستهای مبنی بر توقف غنیسازی اورانیوم توسط ایران متمرکز است—و موضع تهران است که به وضوح بیان میکند که غنیسازی حق آن تحت قوانین بینالمللی است و هیچ قصدی برای relinquishing آن ندارد. خواسته ایالات متحده با فعال شدن مکانیزم “snapback” تقویت شده است، که تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را reinstated کرده و آن را ملزم به توقف غنیسازی، خودداری از ساخت راکتورهای آب سنگین و اجتناب از هر گونه فعالیت جداسازی اورانیوم میکند (دو خواسته اخیر مرتبط نیستند، زیرا ایران در این فعالیتها مشغول نیست).
تقسیمات داخلی و رد مذاکرات توسط خامنهای
مذاکرات با ایالات متحده—هم به عنوان راهی برای لغو تحریمها بر ایران و بهویژه به عنوان روشی برای کاهش خطر حملهای دیگر—موضوعی جنجالی در سیاست داخلی ایران باقی مانده است. همانند سایر مسائل، اردوگاههای سیاسی به شدت تقسیم و قطبی شدهاند. واشنگتن به وضوح اعلام کرده است که تنها در صورتی به مذاکرات بازخواهد گشت که ایران سه شرط را بپذیرد: متوقف کردن غنیسازی اورانیوم، پایان دادن به تسلیح نیروهای نیابتی خود در خاورمیانه و توافق بر سر محدودیتهایی برای برنامه موشکیاش. در مقابل، شخصیتهای ایرانی، عمدتاً از اردوگاه محافظهکار (که در عمل تقریباً تسلط کامل بر فرآیند تصمیمگیری در تهران دارد)، استدلال میکنند که رویکرد ایالات متحده اجازه مذاکرات متعادل و عادلانه را نمیدهد، همانطور که وزیر امور خارجه، عراقچی، بیان کرده است، و مذاکرات به منظور پیروی از دستورات نیست. رهبر معظم ایران، علی خامنهای، وضعیت را اینگونه خلاصه کرد که در یک مصاحبه تلویزیونی در تاریخ ۲۷ نوامبر اعلام کرد که دولت ترامپ “شایسته” روابط یا همکاری با تهران نیست و شایعاتی مبنی بر اینکه ایران پیامهایی به واشنگتن ارسال کرده است را به عنوان “دروغ خالص” رد کرد.
تلاشهای میانجیگری در خلیج فارس و تهدیدات تشدید نظامی
مختلفی از بازیگران، عمدتاً از کشورهای خلیج فارس، تلاش کردهاند تا زمینههای انعطافپذیری در مواضع هر دو طرف را شناسایی کنند که میتواند راه را برای مذاکرات دوباره هموار کند. در این مرحله، با این حال، هیچ پیشرفتی حاصل نشده است. این موضوع پیش از سفر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به واشنگتن در تاریخ ۱۸ نوامبر دوباره به تیتر اخبار بازگشت، پس از اینکه او پیامی از رئیسجمهور ایران دریافت کرده بود. در حالی که وزارت امور خارجه ایران تأیید میکند که این پیام به احتمال از سرگیری مذاکرات اشاره نداشته است، یک عضو مجلس ادعا کرد که چنین بوده است. اسماعیل کوثری، عضو کمیته امنیت ملی ایران، روشن کرد که ایران نیازی به میانجی ندارد و اگر تصمیم به مذاکره بگیرد، خود این کار را انجام خواهد داد، بدون ترس. با وجود عدم قطعیتی که این اظهارات ایجاد کرده است، به نظر میرسد که سوال میانجیگری—چه توسط قطر (که به فرستاده استیو ویتکوف و رئیسجمهور ترامپ نزدیک است)، عمان که در تماسهای پیش از جنگ در ژوئن میانجیگری کرده بود، یا عربستان سعودی—به مشکل اصلی، یعنی فاصله بین مواضع طرفین، ثانوی است.
در همین حال، مقامات ارشد نظامی ایران به تهدیدات خود علیه اسرائیل ادامه میدهند که بخشی از یک تلاش سازمانیافته برای بازدارندگی از حملهای دیگر است. علاوه بر تأکید بر خسارت شدید اسرائیل در جنگ، یک تم تکراری در اظهارات آنها این است که ایران اکنون بهتر آماده و مسلحتر است. برخی، از جمله فرمانده ارتش، حتی به این نکته اشاره کردهاند که ایران ممکن است در صورت نتیجهگیری از اینکه اسرائیل در آستانه حمله است، نخستین ضربه را بزند.
در میان بحثهای گسترده درباره جنگ اخیر و احتمال دور دیگری از درگیری، اظهارات خامنهای به چشم میآید. او ادعا کرده است که اسرائیل قصد داشته است جنگ را به منظور تضعیف رژیم و تحریک مردم ایران به قیام علیه آن آغاز کند و این تلاش شکست خورده است. بدون شک، تضعیف ثبات رژیم به وضوح بزرگترین ترس ایران است. این ترس بخشی ناشی از اظهارات مقامات اسرائیلی در اوایل جنگ است که به چنین هدفی اشاره داشتند و همچنین از نگرانی که اسرائیل در حال برنامهریزی برای حملهای دیگر بهطور مستقیم به رژیم است. در این زمینه، ایران تلاشهای خود را برای تولید انبوه موشکها افزایش داده و در عین حال به خسارتهایی که به اسرائیل وارد کردهاند، تأکید میکند. مقامات ایرانی همچنین هشدار میدهند که در هر درگیری آینده، ایران تعداد زیادی موشک پیشرفته و بسیار ویرانگر به سمت اسرائیل شلیک خواهد کرد.
فشار محدود و کاهش فرصت برای دیپلماسی
ایران در حال حاضر در بنبست قرار دارد که هیچ خروجی ظاهری برای آن وجود ندارد، هم در روابط خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و هم با ایالات متحده. از یک سو، تهران به نظر میرسد که میداند نمیتواند به طور نامحدود بدون هیچ نظارتی بر فعالیتهای هستهای خود باقی بماند و هر اقدامی که انجام دهد—حتی اگر شامل غنیسازی اورانیوم نباشد—تحریکبرانگیز برای اسرائیل و غرب است و میتواند علیه آن استفاده شود. از سوی دیگر، همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی یک اهرم کلیدی در هر مذاکرهای است که ایران در آن به دنبال تضمین ایالات متحده باشد که اسرائیل به آن حمله نخواهد کرد.
تا به امروز، تهران آژانس بینالمللی انرژی اتمی را متهم میکند که گزارشی را در آستانه جنگ منتشر کرده که به عنوان یک محرک مرکزی برای حمله عمل کرده است. یک نقطه اهرمی دیگر، عضویت مداوم تهران در معاهده عدم گسترش تسلیحات هستهای (NPT) است. این کارت هنوز بازی نشده است، اگرچه ایران تهدید کرده که از این معاهده خارج خواهد شد. معضل ایران در اینجا پیچیده است: باقی ماندن در NPT نیازمند همکاری با بازرسیها است، اما مجلس قانونی را تصویب کرده که مانع چنین همکاری میشود و در عمل، هیچ بازرسیای در حال انجام نیست. مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی روشن کرده است که آژانس در حال از دست دادن توانایی خود برای تأیید وضعیت است و بنابراین نخواهد توانست اعلام کند که برنامه هستهای ایران به منظور مقاصد صلحآمیز است یا تأیید کند که مواد غنیشده به مکانهای ناشناخته منتقل نشدهاند. در عین حال، خروج ایران از NPT به معنای اعتراف به احتمال تمایل به تولید سلاحهای هستهای بر اساس مواد غنیشدهای است که هنوز در اختیار دارد—عملی که ایران را در معرض حمله نظامی قرار میدهد.
این وضعیت نمیتواند به طور نامحدود ادامه یابد. در هفتههای آینده و قطعاً در عرض چند ماه، تهران باید تصمیماتی اتخاذ کند، حداکثر تا جلسه بعدی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سهماهه اول سال 2026. از دیدگاه رئیسجمهور ترامپ، مسیر دیپلماتیک گزینه ترجیحی بوده و هست و به نظر نمیرسد که او به تحرکات نظامی فکر کند—بیشتر به این دلیل که از نظر او، برنامه هستهای ایران نابود شده است. برای شرکای اروپایی و کشورهای خلیج فارس نیز، علاقه به از سرگیری مذاکرات تنها افزایش یافته است؛ آنها به دنبال توافقهایی هستند که بتواند به بازگشت به مذاکرات کمک کند. تهران، از سوی دیگر، به امید بهبود شرایط خود همچنان در حال تعلل است. میتوان فرض کرد که تنها یک تحرک جدید از یکی از طرفین—مانند اعلام خروج ایران از NPT، یا بهطور متناوب، پیشنویس تصمیمی در جلسه بعدی شورای حکام برای انتقال موضوع به شورای امنیت سازمان ملل—میتواند راه را برای از سرگیری مذاکرات باز کند.

