نگرانیها در مورد پرونده اویغورها، ریسکهای سرمایهگذاری و مسائل دیگر هنوز بهطور نسبی روابط را محدود میکند، اما تقویت این محدودیتها نیازمند آن است که واشنگتن فشار بیشتری در چندین جبهه وارد کند.
افزایش تدریجی سفرهای سطح بالا از ترکیه به چین و سرمایهگذاریهای چین در ترکیه نشاندهنده احتمال عمیقتر شدن روابط دوجانبه آنها است. چه عواملی این تحولات را به وجود آورده و چقدر احتمال دارد که این تحولات نشاندهنده ارتقاء عمدهای در روابط باشد؟ پاسخ به این سوالات بهطور کامل و ارزیابی پیامدهای آنها برای سیاست ایالات متحده در رقابت قدرتهای بزرگ و ترکیه نیازمند نگاهی دقیقتر به روابط قبلاً سرد و همچنین نتایج تلاشهای اخیر برای گرم کردن آن است.
مسئله اویغورها و یخزدگی جنگ سرد
در بیشتر قرن بیستم، روابط ترکیه با چین سرد بود و ریشه در سیاستهای جنگ سرد آنکارا و حمایت از اویغورها داشت. استان سینکیانگ چین بهطور تاریخی منطقهای با اکثریت اویغور ترکزبان است که بهمدت کوتاهی در سال ۱۹۳۳ تحت نام ترکستان شرقی استقلال یافت. اما حزب کمونیست چین بلافاصله پس از تأسیس جمهوری خلق در سال ۱۹۴۹ آن را دوباره تصرف کرد. در سالهای بعد، بسیاری از اویغورها به ترکیه جنگ سرد فرار کردند که با ایالات متحده علیه چین کمونیستی متحد بود. اگرچه آنکارا در سال ۱۹۷۱ روابط دیپلماتیک با جمهوری خلق برقرار کرد، اما همچنان سیاست استقبال از اویغورها را ادامه داد.
امروز، ترکیه بزرگترین دیاسپورای اویغور را خارج از آسیای مرکزی در خود جای داده و افکار عمومی ملیگرای کشور همدردیهای قوی با این جامعه ترکزبان دارد. این واقعیت که چین کشوری دور و برای سالها از نظر اقتصادی ضعیف بود، به آنکارا این امکان را داد که سیاست محبوب “بدون هزینه” حمایت از اویغورها را اتخاذ کند، هرچند پکن همیشه این موضوع را تهدیدی جدی برای امنیت ملی خود میدانست. اما بهتازگی، ظهور چین بهعنوان یک قدرت اقتصادی جهانی و ظهور رجب طیب اردوغان در ترکیه دینامیک جدیدی به این رابطه وارد کرده است.
ورود اردوغان
از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۰۳، اردوغان هویت بینالمللی ترکیه را بازتعریف کرده و ارتباطات اوراسیا، خاورمیانه و دیگر ارتباطات جهانی را به تمایل قبلی غربی کشور اضافه کرده است. این شامل تحول در روابط با چین است که میتوان آن را به سه مرحله تقسیم کرد:
افزایش تجارت، اما اختلافات اویغور باقی میماند (۲۰۰۳-۲۰۱۰). در دهه اول قدرت اردوغان، حجم تجارت دوجانبه از ۱-۲ میلیارد دلار به بیش از ۱۵ میلیارد دلار تا سال ۲۰۰۸ افزایش یافت که روندهای کلی رشد در اقتصاد ترکیه را منعکس میکند. اردوغان همچنین در ژانویه ۲۰۰۳ به پکن سفر کرد، درست زمانی که قرار بود برای اولین بار به مقام خود منصوب شود. با این حال، تنشها در مورد مسئله اویغورها—از جمله انتقادات عمومی آنکارا از پکن، فعالیتهای سیاسی رو به رشد اویغورها در داخل ترکیه و اعتراضات مکرر در مقابل نمایندگیهای دیپلماتیک چین—هرگونه ارتقاء عمده در روابط سیاسی را مسدود کرد. پس از شورشها در سینکیانگ در ژوئیه ۲۰۰۹، اردوغان چین را به نسلکشی علیه اویغورها متهم کرد و امیدها برای بهبود سریع روابط را بیشتر کاهش داد.
ذوب یخ (۲۰۱۰-۲۰۱۸). با افزایش قدرت اقتصادی چین در سطح جهانی، آنکارا شروع به بازنگری در سیاست “بدون هزینه” خود در حمایت از اویغورها کرد و وزیر امور خارجه خود را در اکتبر ۲۰۱۰ به پکن فرستاد تا تنشها را کاهش دهد. در طول این سفر، مقامات وعدههایی برای “مقابله مشترک با جداییطلبی و تروریسم، از جمله فعالیتهای جداییطلب ضدچینی در ترکیه” دادند—این اولین بار بود که آنکارا برخی از فعالیتهای اویغور را بهعنوان تهدیدی برای چین برچسبگذاری کرد. ترکیه همچنین شروع به نرم کردن انتقادات خود از کمپین همگنسازی چین علیه اویغورها کرد.
بازدیدهای دوجانبه و همکاریها به زودی رونق گرفت، به طوری که پکن در سالهای ۲۰۱۵، ۲۰۱۶، ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ میزبان اردوغان بود. ترکیه همچنین به خرید سیستم دفاع موشکی FD-2000 چین فکر کرد (اما پس از فشار از سوی ایالات متحده و دیگران از این تصمیم منصرف شد). در سال ۲۰۱۱، ترکیه درخواست پیوستن به سازمان همکاری شانگهای چین به عنوان شریک گفتوگو را ارائه داد و در سال ۲۰۱۳ به طور رسمی پذیرفته شد.
سرمایهگذاریهای محدود چینی در ترکیه نیز آغاز شد. به عنوان مثال، شرکتهای دولتی چین در ساخت راهآهن سریعالسیر آنکارا-استانبول در سال ۲۰۱۴ شرکت کردند. یک سال بعد، شرکتهای چینی ۹۴۰ میلیون دلار پرداخت کردند تا ۶۵ درصد از سهام کومپورت را خریداری کنند. و در سال ۲۰۱۸، شرکت تجارت الکترونیک چینی علیبابا ۷۵ درصد از سهام ترندیول، یکی از بزرگترین پلتفرمهای خرید آنلاین ترکیه، را خرید.
در همین حال، ترکیه در سال ۲۰۱۷ حرکت اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، یک گروه جداییطلب اسلامی اویغور، را به عنوان سازمان تروریستی معرفی کرد. در همان سال، ترکیه و چین یک معاهده استرداد متقابل درباره اخراج “مجرمان و تروریستها” امضا کردند – برچسبی که بسیاری آن را به فعالان اویغور تفسیر کردند – به چین. با این حال، در حالی که پکن این معاهده را در دسامبر ۲۰۲۰ تصویب کرد، آنکارا هنوز این کار را انجام نداده است.
فشار مالی موجب تغییر بزرگتر اویغورها میشود (۲۰۱۸-حال). بزرگترین تغییر در روابط در سال ۲۰۱۸ رخ داد، زمانی که اقتصاد ترکیه وارد اولین رکود خود تحت رهبری اردوغان شد. سال بعد، نامزدهای او در انتخابات شهرداریهای کلیدی شکست خوردند، که نشان میداد موفقیت انتخاباتی او احتمالاً کاهش خواهد یافت مگر اینکه رشد اقتصادی را احیا کند. در پاسخ، آنکارا شروع به جذب سرمایهگذاریهای چینی کرد در حالی که موضوع اویغورها را به حاشیه راند.
در ژوئن ۲۰۱۹، داماد اردوغان و وزیر دارایی، برات آلبایراک، به چین سفر کرد و انتقال یک میلیارد دلار ارز را تأمین کرد. زمانی که احزاب مخالف ترکیه سعی کردند در همان سال یک تحقیق پارلمانی درباره موضوع اویغورها آغاز کنند، همپیمانان قانونی اردوغان این موضوع را مسدود کردند. آنکارا به طور همزمان از پیوستن به درخواستها برای تحقیق شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره وضعیت اویغورها در سینکیانگ خودداری کرد. از آن زمان، ترکیه اعتراضات حمایتی از اویغورها را ممنوع کرده و به شدت اخبار انتقادی درباره رفتار چین با آنها در رسانههای دولتی را محدود کرده است.
در ژوئن ۲۰۲۴، وزیر امور خارجه، هاكان فیدان، از سینکیانگ بازدید کرد و خاطرنشان کرد که شهرهای اصلی این استان از منابع تاریخی تمدن اسلامی-ترکی هستند. با این حال، او هیچ بیانیه عمومی درباره سیاست گستردهتر اویغور چین ارائه نداد؛ بلکه او و وزیر امور خارجه چین، وانگ یی، اعلام کردند که “حمایت متقابل آنها در برابر جنبشهای تروریستی مسلحانه که هدفشان چین است، کامل است.”
چرا اتحادیه اروپا، نه چین، شریک تجاری غالب ترکیه است
با وجود این تغییرات در موضوع اویغورها، سرمایهگذاریهای کلان هنوز به واقعیت نپیوسته است، زیرا چین هنوز نسبت به ترکیه تردیدهایی دارد. برای شروع، سرمایهگذاران چینی تمایل دارند نگرانیهایی مشابه با آنچه که کسبوکارهای اروپایی و آمریکایی درباره تضعیف حاکمیت قانون در ترکیه در دهه گذشته دارند، داشته باشند. و با وجود تلاشهای آنکارا برای آرام کردن جامعه محلی اویغور و تغییر موضع عمومی خود در این موضوع، پکن به خوبی آگاه است که دیاسپورای ۵۰,۰۰۰ نفری اویغور در ترکیه ارتباطات عمیقی با فعالان هنوز در چین دارد. علاوه بر این، پارلمان ترکیه هنوز معاهده استرداد ۲۰۱۷ را تصویب نکرده است، که نشان میدهد آنکارا ممکن است هرگز نتواند به طور کامل با چین در این موضوع به توافق برسد، به دلیل همدردیهای عمیق برای اویغورها در میان جمعیت و نخبگان سیاسی.
به طرز قابل توجهی، در حالی که سیاست خارجی چندوجهی ترکیه در سالهای اخیر به طور قابل توجهی روابطش را با روسیه و پادشاهیهای خلیج فارس تقویت کرده است، چین به عنوان تنها قدرت بزرگ/ثروتمندی که نتوانسته است به خود جذب کند، به چشم میآید. در سال 2020، یک کنسرسیوم چینی 689 میلیون دلار برای خرید 51 درصد از بزرگترین پل در حال عبور از بسفر، پل یواز سلطان سلیم در استانبول پرداخت، اما ناظران اشاره کردند که این سهم کمتر از آن چیزی بود که معمولاً خریداری میشد. شرکتهای خودروسازی برقی چینی بعداً تعهدات بزرگتری را انجام دادند: در نوامبر 2024، BYD اعلام کرد که 1 میلیارد دلار برای ساخت یک کارخانه در استان مانیسای ترکیه سرمایهگذاری خواهد کرد و در مارس 2025، چری یک قرارداد 1 میلیارد دلاری برای یک کارخانه در استان سامسون اعلام کرد. با این حال، به نظر میرسید این تصمیمات بیشتر ناشی از ملاحظات تجاری باشد تا تغییرات سیاستی—بهویژه وجود اتحادیه گمرکی ترکیه-اتحادیه اروپا که به شرکتهای تولیدی در ترکیه اجازه میدهد تا بدون پرداخت تعرفههای اتحادیه اروپا به مصرفکنندگان اروپایی بفروشند و تهدید آنکارا در ژوئن 2024 برای اعمال تعرفه علیه خودروهای ساخت چین.
در واقع، روابط تجاری ممکن است گسترش یافته باشد، اما با توجه به حجم کلی تجارت چین، این روابط بسیار کوچک باقی مانده و به شدت به نفع پکن نامتعادل است. در سال 2023، چین به ارزش 45 میلیارد دلار کالا به ترکیه صادر کرد اما تنها 3.3 میلیارد دلار کالا از ترکیه وارد کرد. رقم 45 میلیارد دلار به سختی ترکیه را در بین سی مشتری برتر چین قرار داد. برای مقایسه، تجارت ایالات متحده و ترکیه در آن سال حدود 39.6 میلیارد دلار برآورد شد که چندان پایینتر از حجم کل تجارت چین و ترکیه نبود و بین واردات و صادرات به طور متوازنتری تقسیم شده بود. اتحادیه اروپا همچنان بر بازار تسلط داشت، به طوری که ترکیه حدود 118 میلیارد دلار کالا به این بلوک صادر و 134 میلیارد دلار وارد کرده است.
آنکارا همچنین ناامید است که سرمایهگذاری مستقیم خارجی چین همچنان قابل توجه نیست. در سال 2024، ترکیه 11.3 میلیارد دلار سرمایهگذاری مستقیم خارجی جذب کرد، اما کشورهای اتحادیه اروپا 55 درصد از این مبلغ را تشکیل میدادند، در حالی که چین حتی در بین ده کشور برتر نیز نبود (سهم ایالات متحده 10 درصد بود که پس از هلند و آلمان در رتبه سوم قرار داشت).
پیامدهای سیاست ایالات متحده
نتایج ناامیدکننده تلاشها برای جذب جریانهای سرمایهگذاری چینی روابط ترکیه با پکن را در یک دوراهی قرار داده است و آنکارا در حال بررسی این است که چه اقدام دیگری میتواند (یا باید) برای تقویت رابطه مالی انجام دهد. در همین حال، روابط ترکیه با ایالات متحده در پرتو تحویلهای عمده اردوغان به دولت ترامپ (مانند کمک به پایان جنگ در سوریه) و شیمی قوی او با رئیسجمهور ترامپ در حال تجربه یک رنسانس است. استراتژی امنیت ملی ایالات متحده در سال 2025 چین را به عنوان یک شریک تجاری “شکارچی” و تهدیدی منحصر به فرد برای آمریکا توصیف کرده است، در حالی که دولت به نظر میرسد ترکیه را به عنوان یک قدرت میانهای میبیند که میتواند فراتر از وزن خود عمل کند.
چنین دیدگاههایی فضایی برای همکاری آنکارا و واشنگتن در سطح جهانی در مسائل متعدد مربوط به رقابت قدرتهای بزرگ ایجاد میکند. اگر آنها به تقویت روابط عمیقتر ادامه دهند—بهویژه با پیشبرد فروش جتهای F-35—این فرصتها تنها گسترش و افزایش خواهد یافت. در کوتاهمدت، واشنگتن میتواند بر روی تلاشهای زیر تمرکز کند:
همکاری با شرکتهای ترکیهای برای رقابت در بازارهای آفریقا و جنوب جهانی. سازمانهای غیردولتی ترکیه، شرکتهای دفاعی و شرکتهای ساختمانی حضور قابل توجهی در چندین کشور آفریقایی و جنوب جهانی دارند. آنکارا اکنون فرصتی را میبیند تا این قدرت نرم را با مؤسسات مالی ایالات متحده ترکیب کند تا در برابر نفوذ محلی چین رقابت کند. در سالهای اخیر، ایالات متحده شرکتهای خلیج فارس را به عنوان شرکای اول برای پروژهها در آفریقا دیده است؛ روابط سیاسی و مالی ترکیه با کشورهای خلیج نیز در حال گسترش است که میتواند به ایجاد همکاریهای سهجانبه (از جمله با امارات متحده عربی، با وجود رقابت ترکیه و امارات در برخی جبههها) منجر شود. آنکارا همچنین داراییهای قدرت سختی را برای ارائه در ساحل و مناطق نزدیک به آن دارد، از جمله توافقهای دفاعی اخیر با نیجر و مالی و حضور نظامی در لیبی (جایی که حمایت ترکیه از دولت طرابلس مورد تأیید سازمان ملل، حمایت چین از نیروهای خلیفه حفتر در شرق را تضعیف میکند).
جستجوی زمینههای مشترک برای حمایت از جوامع اویغور در ایالات متحده و ترکیه. به جز کشورهای آسیای مرکزی، ایالات متحده سومین دیاسپورای بزرگ اویغور را پس از ترکیه و آلمان در خود جای داده است. بنابراین، واشنگتن باید با آنکارا در مورد برنامههای دیپلماسی عمومی و برنامههای علمی مشترک برای حمایت از حقوق اویغورها در سطح جهانی همکاری کند. اگر مقامات ترکیه به دلیل ترس از خشم پکن در پی چنین ابتکاراتی تردید داشته باشند، مقامات ایالات متحده میتوانند به پیوند قوی بین رؤسایجمهور ترامپ و اردوغان استناد کنند (به زیر مراجعه کنید).
استفاده از شیمی ترامپ و اردوغان برای تضمین «بیطرفی پرو-آمریکایی» ترکیه در سیاست جهانی چین. اگرچه منافع خود آنکارا را بیشتر به سمت همراستایی تجاری با واشنگتن در صحنههایی مانند آفریقا سوق میدهد، واکنش اولیه آن به تشدید احتمالی تنشهای ایالات متحده و چین در شرق آسیا نشستن در کنار خواهد بود. به عنوان یک قدرت میانه، هدف ترکیه حفظ روابط کارآمد با هر دو قدرت بزرگ است. با این حال، با بهرهگیری از رابطه قوی بین اردوغان و ترامپ، واشنگتن احتمالاً میتواند آنکارا را متقاعد کند که حداقل یک نوع بیطرفی پرو-آمریکایی در مسائل شرق آسیا را بپذیرد و در زمان بروز درگیریها با چین از ایالات متحده بهطور سیاسی حمایت کند، حتی اگر از نظر نظامی در حاشیه بماند. دولت ترامپ همچنین باید کره جنوبی و ژاپن را برای کمک به همراستایی بیشتر آنکارا با واشنگتن در مورد مسائلی مانند موضعگیری چین در تایوان جذب کند، زیرا هر دو این متحدان روابط عمیق اقتصادی، سیاسی و دفاعی با ترکیه دارند.

