جمهوری اسلامی به کارگیری استراتژیک خاموشی اینترنت ایران را به عنوان یک سلاح سیاسی، نه یک حادثه فنی، به کمال رسانده است. درک این که چرا خاموشی اینترنت ایران به محرکهای قابل پیشبینی—جنگ، اعتراضات یا کنترل تصویر—پیروی میکند، به بازیگران بینالمللی این امکان را میدهد که قبل از وقوع خاموشی بعدی، تدابیر مقابلهای را ایجاد کنند.
خاموشی اینترنت ایران، اتصال ملی را به سلاح تبدیل میکند
از ۲۶ مه، طوفانی از پستها در شبکههای اجتماعی از سوی ایرانیان منتشر شد که از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، عمدتاً صدایشان شنیده نشده بود. تماسهای ویدیویی خانوادههای دیاسپورا را که سه ماه به یک علامت تیک در واتساپ خیره شده بودند، دوباره به هم متصل کرد—علامتی از این اپلیکیشن که نشان میدهد پیامی ارسال شده اما هنوز دریافت نشده است. یکی از کاربران ایرانی آنچه را که بسیاری احساس میکردند، به تصویر کشید: “سلام از زندان ایران بعد از سه ماه. ما از انفرادی به بخش عمومی آمدیم.”
خاموشیهای اینترنتی در ایران به یک رویه تبدیل شده است که در طول قیامهای ضد رژیم و اکنون در دو جنگ اعمال میشود. اما این یکی—پنجمین خاموشی ایران—طولانیترین خاموشی در جهان بود، به گفته نتبلکس، نهاد نظارت جهانی بر اینترنت. برخی از اتصالات آنلاین اکنون بازگشته است، اما برای بسیاری از ایرانیان، بازگشایی جزئی مانند برداشتن چند آجر از دیوار دیجیتالی است که جمهوری اسلامی ساخته است: کافی است تا ایرانیان نگاهی به دنیای بیرون بیندازند، اما نه به اندازهای که بتوانند وارد آن شوند، و این بازگشایی با این آگاهی همراه است که رژیم میتواند هر زمان که بخواهد دیوار را دوباره ببندد.

فناوری پشت خاموشی اینترنت ایران
این مشکلی است که ایرانیان به همکاری بینالمللی—و فناوری جدید—برای حل آن نیاز دارند. در طول اعتراضات ۲۰۲۲ که با شعار “زن، زندگی، آزادی” شناخته میشود، کیتهای استارلینک قاچاق شده مقداری تسکین به همراه آورد. امروز حداقل ۵۰,۰۰۰ ایرانی تخمین زده میشود که از استارلینک استفاده میکنند. اما امسال، مقامات ایرانی بر روی این فناوری فشار آوردهاند و کاربران را به جاسوسی به نفع ایالات متحده و اسرائیل متهم کردهاند. به نظر میرسد حداقل یک مالک ترمینال استارلینک به دلیل این موضوع مورد ضرب و شتم قرار گرفته و کشته شده است.
<p
فناوریای به نام ارتباط مستقیم با سلول (D2C) یک جایگزین امیدوارکننده ارائه میدهد. این فناوری به نسل بعدی تلفنهای همراه اجازه میدهد تا بدون نیاز به عبور از یک ترمینال فیزیکی در زمین، به نسل بعدی ماهوارهها در فضا متصل شوند. ترمینالهای استارلینک در ایران به عنوان نقطه ضعف آن شناخته شدهاند، زیرا باید از مرزها قاچاق شوند، هزینه آنها پرداخت شود و از یک دولت تنبیهی پنهان شوند؛ D2C برای مقامات بسیار سختتر خواهد بود که آن را کنترل کنند، زیرا به طور مؤثر در میان میلیونها کاربر بر روی تلفنهای شخصی غیرقابل تمایز آنها منتشر خواهد شد.
گروهی از فعالان حقوق بشر و فناوری به نام ائتلاف ارتباط مستقیم با سلول در حال تبلیغ برای گسترش این فناوری هستند که به نظر میرسد در مسیر انتشار در سال ۲۰۲۷ قرار دارد. “سوال این است که آیا این فناوری به گونهای توسعه مییابد که از جمعیتها در زمان قطع اینترنت محافظت کند، یا اینکه دولتهای خودکامه موفق به مسدود کردن آن به صورت عمدی میشوند.” مهسا علیمردانی، که این ائتلاف را تأسیس کرده و در مسائل مرتبط با فناوری برای سازمان حقوق بشری ویتنس کار میکند، به من گفت.

زنده ماندن در خاموشی اینترنت ایران
یک کلید خاموشی اینترنت تنها مشکل افرادی نیست که به شدت آنلاین هستند. آخرین خاموشی در ایران پیامدهای اقتصادی به قدری شدیدی داشت که حتی رژیم نیز در نهایت نتوانست آنها را نادیده بگیرد. یکی از رهبران کسبوکار ایرانی تخمین زد که این خاموشی روزانه ۸۰ میلیون دلار خسارت به کشور وارد کرده است.
کسبوکارهای ایرانی که به اپلیکیشنهایی مانند اینستاگرام، محبوبترین پلتفرم رسانههای اجتماعی در کشور، وابسته هستند، به ویژه آسیب دیدند. بسیاری از زنان ایرانی از اینستاگرام برای راهاندازی کسبوکارهای کوچک از خانه استفاده میکنند، چه از طریق تجارت آنلاین و چه با تبدیل شدن به تأثیرگذاران. در زمان جنگ، تقریباً ۲۰ درصد از ایرانیانی که به اینترنت برای شغلهای خود وابسته بودند، بیکار شدند. صدها شغل در شرکتهای بزرگ تجارت الکترونیک ایرانی، از جمله نسخههای ایرانی آمازون (دیجیکالا)، دوردش (اسنپفود) و نتفلیکس و یوتیوب (آپارات) از دست رفت.
به منظور اهداف خود، مقامات ایرانی چندین دور زدن در برابر قطعی اینترنتی که خود تحمیل کرده بودند، انجام دادند. آنها اینترنت داخلی (یا اینترانت) را فعال نگه داشتند که اجازه میداد خدمات پایهای مانند بانکداری، تحویل غذا و درخواست تاکسی ادامه یابد. به منظور بهبود تصویر مطلوب خود از کشور، آنها به خبرنگاران، مقامات و تأثیرگذاران رسانههای اجتماعی غربی که در حال انجام تورهای تبلیغاتی در داخل ایران بودند، “سیمکارتهای سفید” ارائه کردند.
و آنها یک سرویس دولتی تنظیمشده و چندسطحی به نام Internet Pro معرفی کردند که برای اکثر مردم عادی به شدت گران بود و علاوه بر این، ناپایدار و ناامن بود. برخی از دانشجویان و تولیدکنندگان محتوا از Internet Pro تحریم کردند و خواستار دسترسی عادلانه به اینترنت برای همه شدند. دیگران از استفاده از اپلیکیشنهای داخلی که بهطور شناختهشدهای تحت نظارت دستگاههای امنیتی هستند، خودداری کردند.

خاموشی اینترنت ایران جنایات را پنهان میکند
مقامات ایرانی ادعا میکنند که خاموشیهای ارتباطی یک ضرورت امنیت ملی است، اما در عمل جمهوری اسلامی از آنها برای کنترل تصویر عمومی خود و پنهان کردن نقض حقوق بشر استفاده میکند. اولین بار که ایران اینترنت را قطع کرد، در نوامبر ۲۰۱۹، نیروهای امنیتی حدود ۱,۵۰۰ معترض را کشتند، به گفته رویترز. در ژانویهی امسال، جمهوری اسلامی یک قطع ارتباط را درست قبل از کشتار هزاران معترض تحمیل کرد. حتی در زمانهای عادی، جمهوری اسلامی خبرگزاریها، وبسایتهایی که مضر میداند و تمام پلتفرمهای رسانههای اجتماعی که ایرانیان میتوانستند برای بیان صدای خود بهطور بینالمللی استفاده کنند، مسدود میکند. ایرانیان معمولاً تنها از طریق ابزارهای دور زدن، مانند VPNها، به اینها دسترسی پیدا میکنند.
آخرین خاموشی نه تنها برای ایرانیان داخل ایران بلکه برای حدود ۴ میلیون تا ۱۰ میلیون نفر در دیاسپورای ایرانی نیز ویرانکننده بود. این جمعیت به ارسال پیامک به دوستان و بستگان خود در داخل ایران دربارهی زندگی روزمره، به اشتراکگذاری میمها، تبادل شوخیها و چک کردن از طریق FaceTime و ویدیوهای WhatsApp عادت کرده بودند. اعضای دیاسپورا در دقیقترین لحظهای که سرنوشت عزیزانشان بیشترین تردید را داشت، ارتباط خود را با آنها از دست دادند.
نوشینه رنجبر، روانپزشک مستقر در آریزونا، رهبری شبکهای متشکل از بیش از ۱۰۰ حرفهای در داخل ایران را بر عهده دارد که در کارهای درمانی بزرگمقیاس تخصص دارند. گروه او از طریق زوم و گوگل میت به بیش از ۷۰۰۰ بزرگسال و کودک که با فشارهایی مانند سرطان و درد مزمن، همچنین با اضطراب، افسردگی و PTSD دست و پنجه نرم میکنند، خدمات ارائه میدهد. این برنامههای ویدئوکنفرانس در زمان خاموشی جنگ غیرقابل استفاده شدند. گروه او از استفاده از اینترانت ایران با مشتریان خود ترس داشت، زیرا مشخص است که توسط دولت تحت نظر است.
رنجبر به من گفت: “برای اینکه درمان مؤثر باشد، فرد باید بتواند آنچه او را آزار میدهد، به اشتراک بگذارد.” “اما بدون اینترنت خصوصی آزاد، هیچکس احساس امنیت نمیکند که به درمان برود.”

خاموشی بعدی اینترنت ایران در راه است
جنگ، ایرانیان را زیر پای رژیمی قرار داده است که جسورتر، سختگیرتر و سرکوبگرتر از قبل است. سوءمدیریت سیستماتیک، فساد و سرکوبی که سالها موجب اعتراضات ضد رژیم شدهاند، همچنان بدون پاسخ ماندهاند و تنشهای آمریکا و ایران به دور از حل و فصل است. ناآرامیهای داخلی و درگیریهای خارجی هر دو یک پیام را منتقل میکنند: خاموشی دیگری در راه است.
با کمی تلاش، زیرساخت D2C میتواند تا سال ۲۰۲۷ آماده شود (با این حال، فناوری سالها طول میکشد تا به مردم بهطور گسترده برسد). اما این پروژه ابتدا نیاز به عبور از برخی موانع نظارتی بینالمللی دارد. چین و ایران احتمالاً لابی خواهند کرد تا دکمه خاموشی در دست دولتها باقی بماند؛ کشورهایی که به ارتباطات آزاد اهمیت میدهند ممکن است برای مقابله با این تلاشها کار کنند. ائتلاف مستقیم به سلول (Direct-to-Cell Coalition) از شرکتهای توسعهدهنده D2C—استارلینک یکی از آنهاست—میخواهد که جمعیتهای تحت تأثیر خاموشیهای تحمیلی دولتها را از ابتدا در طراحی فناوری لحاظ کنند تا ویژگیهایی را بسازند که آن را در چنین بحرانهایی قابل استفاده کند.
در ایران، بازگشت جزئی دسترسی به اینترنت تسکینی است، اما همچنین بسیاری از ایرانیان را بیش از هر زمان دیگری از آنچه در ماههای خاموشی کامل از دست دادهاند، آگاه کرده است.
یک جوان ایرانی به من گفت: “احساس عجیبی دارم؛ خوشحالم اما واقعاً عصبانی هم هستم.” “آنها حقوق ما را از ما گرفتند و این بسیار تحقیرآمیز بود.”

