طرح ترامپ میتواند آرزوها برای یک دولت فلسطینی متحد را به خطر بیندازد. کشورهای اروپایی و عرب باید پیش از آنکه دیر شود، بر واشنگتن فشار بیاورند.
در حالی که رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، این هفته جلسه inaugural ‘هیئت صلح’ (BoP) را در واشنگتن برگزار میکند، غزه دوباره به کانون توجهات بینالمللی بازخواهد گشت. این فرصتی برای دولتهای عرب و اروپایی است تا چارچوبی را که او برای پایان دادن به درگیری در غزه تعیین کرده است، بررسی کرده و استراتژیهای تعامل خود را تنظیم کنند.
اگرچه آنها عمدتاً تمایل دارند که به ترامپ کمک کنند و آتشبس را حفظ کنند، اما در خطر حمایت از فرآیندی هستند که میتواند هر گونه چشمانداز برای دولت فلسطینی را مسدود کند و ضربهای جدی به ملیگرایی فلسطینی وارد آورد. اگر کشورهای عرب و اروپایی اقدام نکنند، در خطر خواهند بود که فلسطین به رویای راستگرایان اسرائیلی تبدیل شود.
ریسکهای طرح صلح غزه ترامپ
در سال 1993، توافقنامههای اسلو به عنوان یک پیشرفت بزرگ مورد تحسین قرار گرفت و به عنوان فرآیندی که امنیت اسرائیل را تقویت کرده و راهی مذاکرهای به سوی دولت فلسطینی باز میکند، ارائه شد.
در عوض، آنها سیستمی از خودمختاری محدود فلسطینی ایجاد کردند که پیشرفت به سمت دولت را با به تعویق انداختن تمام مسائل اصلی متوقف کرد و اسرائیل را در کنترل مرزها، امنیت و سرزمین نگه داشت. این توافقنامهها همچنین وحدت فلسطینیها را با رسمی کردن یک ساختار اداری تکهتکه در کرانه باختری و غزه تضعیف کردند که تقسیم سیاسی را عمیقتر کرد به جای اینکه یک پروژه ملی متحد را تقویت کند.
طرح «برنامه جامع برای پایان دادن به درگیری غزه» رئیسجمهور ترامپ، که به تصویب قطعنامه 2803 شورای امنیت سازمان ملل رسیده است، در خطر تکرار همان اشتباهات است.
اولاً، این چارچوب غزه را تحت یک سیستم حکمرانی خارجی چندلایه قرار میدهد که با حداقل ورودی یا کنترل فلسطینیها بر نتایج ایجاد شده است.
بر اساس این طرح، قدرت در هیئت صلح (BoP) متمرکز است که خود رئیسجمهور ترامپ آن را رهبری میکند. این قدرت از طریق هیئت اجرایی غزه (GEB) اعمال خواهد شد که هیچ یک از اعضای فلسطینی یا اسرائیلی را شامل نمیشود، در حالی که یک نیروی موقت تثبیت بینالمللی (ISF) متشکل از سربازان چندملیتی امنیت را تأمین خواهد کرد.
این طرح همچنین یک نهاد فلسطینی تکنوکرات و غیرسیاسی به نام کمیته ملی برای اداره غزه (NCAG) را تأسیس میکند. اما ترکیب NCAG با 15 عضو، در حالی که توسط گروههای فلسطینی از جمله فتح و حماس توافق شده است، تحت نظارت ایالات متحده توسط اسرائیل بررسی شده است. اساساً، این یک نهاد است که توسط بازیگران خارجی انتخاب و تأیید شده است و به فلسطینیها اختیارات واقعی کمی، اگر نه هیچ، اعطا شده است.
دوم، تمرکز محدود قطعنامه 2803 شورای امنیت بر غزه در خطر قطع کردن باقیمانده روابط سیاسی و اقتصادی این منطقه با کرانه باختری و مسدود کردن تمام مسیرها به سوی دولت فلسطینی است.
این قطعنامه خود، دولت فلسطینی را به عنوان یک چشمانداز مشروط در نظر میگیرد و اشاره میکند که «مسیر به سوی خودمختاری و دولت» تنها در صورتی ممکن است که اهداف گنجانده شده در طرح محقق شود. این اهداف بلندپروازانه شامل خلع سلاح کامل غزه، نقاط عطف امنیتی تأیید شده و یک ساختار حکومتی کارآمد که تحت GEB، ISF و NCAG ایجاد شده است، و همچنین اصلاح موفقیتآمیز تشکیلات خودگردان فلسطینی (PA) میباشد.
ارجاع به دولتداری نمایانگر یک امتیاز از سوی ایالات متحده است که به طور تاریخی با گنجاندن آن مخالف بوده است. اما بسیاری از هیئتها به عدم اشاره به استانداردهای حفاظت از حقوق فلسطینیان سازمان ملل، از جمله قطعنامههای 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل اشاره کردند.
به عبارت دیگر، قطعنامه 2803 شورای امنیت سازمان ملل، سازمان ملل یا جامعه بینالمللی را به تأسیس یک دولت فلسطینی متعهد نمیکند و در عوض جدایی کامل غزه و کرانه باختری را تا حداقل 31 دسامبر 2027، زمانی که مأموریت BoP به پایان میرسد، نهادینه و مشروعیت میبخشد. تا آن زمان، دیگر خیلی دیر خواهد بود.
دو غزه
طرح «غزه جدید» که توسط جارد کشنر در داووس ماه گذشته رونمایی شد، کل این منطقه را به عنوان یک پروژه بازسازی املاک و مستغلات بازتعریف میکند. این طرح غزه را به نواحی مشخصی تقسیم میکند که محلههای موجود را جایگزین کرده و شبیه شهرهای مدرن خلیج فارس مانند دبی است.
این طرح غزه را به عنوان یک املاک و مستغلات خالی در کنار دریا در نظر میگیرد و نه به عنوان بخشی از یک دولت فلسطینی. این طرح بدون مشاوره معنادار فلسطینیها تدوین شده و توسعه مناطق اقتصادی را بر نیازها و حقوق جمعیت غزه اولویت میدهد.
حامیان این طرح مانند کشنر آن را به عنوان فرصتی برای توسعه اقتصادی بلندمدت در غزه معرفی کردهاند، هرچند که رویکردهای قبلی که بر اساس اولویت اقتصادی برای حل مناقشه بودند – که توسط تونی بلر حمایت میشد – در گذشته شکست خوردهاند.
در حالی که کشنر اعلام کرد که او برای «موفقیت فاجعهبار» در اجرای بازسازی در سراسر این منطقه برنامهریزی میکند، در عمل، بازسازی احتمالاً تحت تأثیر دسترسی و کنترل خواهد بود. این بدان معناست که آن مناطق که در حال حاضر تحت اختیار نظامی اسرائیل هستند، احتمالاً اولین مناطقی خواهند بود که تحرکاتی در آنها مشاهده میشود.
در واقع، بازسازی قرار است با «رفح جدید» آغاز شود، در بخشی از غزه که تحت کنترل نظامی اسرائیل است. در همین حال، بسیاری نگرانند که در ابتدا بازسازی کمی در مناطق غزه که به طور مستقیم تحت کنترل اسرائیل نیستند، جایی که بیشتر فلسطینیها زندگی میکنند، انجام شود. اسرائیل و شرکای آن همچنین گزارش شده است که تصمیم خواهند گرفت کدام فلسطینیها اجازه زندگی در مناطق بازسازی شده را دارند.
این به طور مؤثری منجر به ایجاد دو غزه خواهد شد. یکی از آنها یک منطقه قابل سکونت اما پاکسازی شده خواهد بود که غیرمسلح، غیرسیاسی و به شدت تحت نظارت خواهد بود. احتمالاً این منطقه تحت مدیریت یک فرماندار فلسطینی خواهد بود که میتواند با اسرائیل و ایالات متحده همکاری کند، مانند محمد دحلان، وزیر سابق کابینه فلسطین و مشاور امنیت ملی. دیگری، که در خارج از مناطق بازسازی شده قرار دارد، قطع شده، حاشیهنشین و ناپایدار خواهد بود، هرچند که تهدید واقعی برای اسرائیل به شمار نمیآید.
این میتواند آغاز یک مرحله جدید از جابجایی و تصرف فلسطینیها باشد که احتمالاً موج جدیدی از احساسات ضد اسرائیلی را نه تنها در میان فلسطینیها بلکه در میان جمعیت وسیعتر خاورمیانه تحریک خواهد کرد.
ضمیمه کرانه باختری
در همین حال، کابینه امنیتی اسرائیل در تاریخ 8 فوریه مجموعهای از اقدامات گسترده را تصویب کرد که اختیارات اسرائیل را در سراسر کرانه باختری گسترش میدهد، رشد شهرکسازی را تسریع میکند و محدودیتهای قانونی بر تصرف زمین را حذف میکند. در اعلام این تصمیمات، وزیر دارایی راستگرای اسرائیل، بتسلل اسموتریچ، گفت: «ما به ادامه دفن ایده یک دولت فلسطینی ادامه خواهیم داد.»
ضمیمه de facto کرانه باختری به طور علنی در حال تسریع است و محکومیتهای جامعه بینالمللی بیاثر به نظر میرسد. در حالی که دولت ترامپ مخالفت خود را با ضمیمهسازی ابراز کرده است، اسرائیل احتمالاً به جلو خواهد رفت مگر اینکه هزینه بالایی برای این کار بپردازد.
class=”MsoNormal”>به نظر میرسد که تنها یک مسأله زمان است تا الحاق کامل تحقق یابد و اسرائیل حاکمیت خود را بر این سرزمین ادعا کند. به هر حال، ترامپ در دوره اول خود الحاق بلندیهای جولان توسط اسرائیل را به رسمیت شناخت.
چه باید کرد؟
قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت مانند هیچ قطعنامه دیگری نیست – این قطعنامه قدرت نهایی را در دستان ترامپ، به عنوان رئیس مادامالعمر هیئت تصمیمگیری، و هیئت انتخابی او قرار میدهد.
ترامپ ثابت کرده است که سیاستهای او مانند یک غول بیحرکت حرکت میکند و مگر اینکه این سیاست متوقف یا منحرف شود، وضعیت دولت فلسطین در آینه عقب ناپدید خواهد شد. رهبران فلسطینی، دولتهای عربی و اروپایی باید هماهنگ شوند و پیام مشترکی به ترامپ ارسال کنند.
سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO)، فتح، تشکیلات خودگردان فلسطین (PA) و سایر گروههای فلسطینی باید از درگیریهای داخلی فراتر رفته و با فوریت عمل کنند، با توجه به اینکه کمتر از دو سال برای ارائه اصلاحات معنادار و انتخابات باقی مانده است.
عربستان سعودی، قطر، اردن و مصر باید با هم همکاری کنند تا به فلسطینیها کمک کنند تا متحد شوند و موقعیت خود را تقویت کنند و از آنها حمایت کنند. آنها باید از وزن جمعی خود و دسترسی به کاخ سفید استفاده کنند تا بر ترامپ تأکید کنند که اهمیت دولت فلسطین برای ثبات و امنیت منطقه و هزینه بالایی که در صورت نادیده گرفتن دوباره مسئله فلسطین پرداخت خواهد کرد، چقدر زیاد است.
دولتهای اروپایی باید از تردید دست بردارند و بپذیرند که به رسمیت شناختن فلسطین بیمعناست اگر دولتی فلسطینی برای به رسمیت شناختن باقی نمانده باشد. آنها باید فراتر از صدور بیانیهها حرکت کنند و بهطور فعال اصلاحات فلسطینی را تشویق کنند، در حالی که با هیئت تصمیمگیری همکاری میکنند تا اطمینان حاصل شود که شورای ملی فلسطین (NCAG) بهطور نزدیک با تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری مرتبط است. آنها همچنین باید در نظر داشته باشند که تحریمهایی را اعمال کنند یا توافق همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل را معلق کنند، که دسترسی ترجیحی اسرائیل به بزرگترین شریک تجاریاش را از بین میبرد، تا اسرائیل را از الحاق کرانه باختری منصرف کنند.
در نهایت، دولتهای عربی و اروپایی باید در برابر ترامپ ایستادگی کنند و از دیپلماسی قاطع استفاده کنند. اگر آنها از عمل کردن باز بمانند و خود را به حرکات نمادین محدود کنند، چشمانداز یک دولت فلسطینی شامل غزه و کرانه باختری ناپدید خواهد شد.

