روزهای ابتدایی جنگ اخیر ایران، خلیج فارس را به شدت تحت تأثیر قرار داد. در طی چهل و هشت ساعت اول این درگیری، ایران به تمامی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) حمله کرد، از امارات متحده عربی (UAE) که بیشترین آسیب را از صدها پهپاد و موشک متحمل شد، تا عربستان سعودی، عمان، قطر و فراتر از آن. ایران حملات خود را به پایگاههای نظامی ایالات متحده در بسیاری از این کشورها محدود نکرد؛ بلکه همچنین به مکانهای غیرنظامی، از جمله فرودگاهها و هتلها، و سپس زیرساختهای اصلی نفت و گاز حمله کرد. دفاع هوایی خلیج فارس به طور کلی در برابر موشکهای ایرانی مؤثر بود و از خسارات فاجعهبار جلوگیری کرد، اما پهپادهای ایرانی به راحتی دفع نشدند. تلفات و خسارات ناشی از پهپادها به فرودگاههای بزرگ و نقاط گردشگری نمادین، عواقب ماندگاری بر شهرت منطقه به عنوان یک مرکز تجاری خواهد داشت.
در پاسخ به حمله ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به هم پیوستهاند و نشان دادهاند که حتی در میان یک اختلاف عمومی بین ریاض و ابوظبی، همبستگی خلیج فارس همچنان قوی است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به وضوح اعلام کردهاند که حملات ایرانی از یک خط قرمز عبور کرده و حق پاسخگویی را برای خود محفوظ میدانند.
دولت ایالات متحده، دونالد ترامپ، روز دوشنبه به CNN گفت که حملات ایرانی به خلیج فارس “بزرگترین شگفتی” این درگیری تا کنون بوده است. او گفت که کشورهای خلیج فارس “قرار بود خیلی کم درگیر شوند و حالا اصرار دارند که درگیر شوند.”
صرف نظر از اینکه آیا کشورهای خلیج فارس در روزهای آینده تصمیم به پاسخ نظامی میگیرند یا خیر، رویدادهای آخر هفته آنها را وادار خواهد کرد تا استراتژیهای امنیت ملی و اقتصادی خود را به گونهای بازنگری کنند که میتواند عواقب ماندگاری داشته باشد، حتی پس از پایان عملیاتهای ایالات متحده در ایران.
موجهای شوک در امارات متحده عربی
حمله گسترده ایران به امارات متحده عربی یکی از قابل توجهترین عناصر پاسخ اولیه ایران است. امارات متحده عربی در بیست و چهار ساعت اول جنگ تقریباً به اندازه اسرائیل موشکها و پهپادهای ایرانی را متحمل شد، با وجود اینکه قول داده بود که اجازه ندهد حریم هواییاش برای حمله به ایران استفاده شود. ابوظبی و تهران توافقی دیرینه برای جلوگیری از رویارویی مستقیم حفظ کرده بودند، که بخشی از آن به این واقعیت برمیگردد که ایران منافع مالی قابل توجهی در دبی دارد. مشخص نیست که چرا ایران به طور تهاجمی به امارات متحده عربی حمله کرده است، اما تهران ممکن است فرض کند که امارات میتواند بر واشنگتن فشار بیاورد تا کمپین را متوقف کند. ایران همچنین ممکن است آگاه باشد که حملات به دبی یک نقطه درد بزرگ برای امارات است که به شهرت این شهر به عنوان یک مرکز تجاری و گردشگری وابسته است.
امارات متحده عربی دههها به پرورش شهرت جهانی دبی به عنوان یک واحه ثبات پرداخته است و این شهرت یکی از ارکان رویکرد اقتصادی امارات است. بیش از سه چهارم تولید ناخالص داخلی امارات از بخشهای غیرنفتی تأمین میشود و این بخشها منبع اصلی رشد اقتصادی هستند. اما این شهرت همچنین یک آسیبپذیری قابل توجه برای کشوری است که تنها چند ده مایل از ایران فاصله دارد.
در سال ۲۰۱۹، امارات متحده عربی تصمیم گرفت که بهترین راه برای حفاظت از شهرت خود به عنوان یک مرکز تجاری و گردشگری، پیگیری کاهش تنش با ایران است. در آن زمان، یک سری حملات به کشتیها در سواحل امارات، رهبران اماراتی را متقاعد کرد که رویارویی با ایران بسیار پرخطر است و تضمینهای امنیتی ایالات متحده کافی نیست. آنها یک توافق gentlemen با ایران را با یک آتشبس مشابه با حوثیها در یمن ترکیب کردند و یک سری حملات زمینی نیروهای یمنی تحت حمایت امارات علیه حوثیها را کاهش دادند. استراتژی کاهش تنش امارات با پاسخ ملایم ایالات متحده به حملات تحت حمایت ایران به یک سایت نفتی بزرگ در عربستان سعودی در سپتامبر ۲۰۱۹ تقویت شد، که در نهایت ریاض را به دنبال یک توافق مشابه با تهران سوق داد.
زمانی که حوثیها در ژانویه 2022 با حمایت ظاهری ایران به امارات متحده عربی حمله کردند، این موضوع باعث تفکری عمیق برای ابوظبی شد: در حالی که امارات بیشتر پهپادها و موشکها را دفع کرد، این حملات نشان داد که توافق غیررسمی آنها با ایران و حوثیها کافی نبوده است. برخی از اماراتیها به حملات 2022 به عنوان “سپتامبر 11 ما” اشاره میکنند، زیرا این حملات باعث یک ارزیابی عمیق برای کشور شدند. حمله ایران در آخر هفته گذشته به مراتب بزرگتر بود: بیش از ده برابر موشکها و پهپادهای بیشتری، تلفات بیشتر و اصابت مستقیم به قلب دبی. اگر حملات ژانویه 2022 امنیت ملی و رویکرد اقتصادی امارات را به چالش کشید، حملات ایران احتمالاً مجبور به ارزیابی کلی مجدد رویکرد امارات خواهد کرد.
در حالی که حملات آمریکا و اسرائیل توانسته است قابلیتهای نظامی ایران را کاهش دهد و رژیم را فلج کند، ایران همچنان تهدیدی برای امارات به شمار میآید با توجه به نزدیکی جغرافیایی و کارایی پهپادهای فراوان تهران در مختل کردن ثبات در دبی. هنوز مشخص نیست که امارات چگونه به این تهدید پاسخ خواهد داد، اما رهبران امارات بدون شک به دنبال یک استراتژی جدید خواهند بود.
محدودیتهای رویکرد “دوست برای همه”
یکی دیگر از جنبههای شگفتانگیز پاسخ ایران این بود که عمان را هدف قرار داد، کشوری که به دقت تلاش کرده است همکاری با ایالات متحده را با روابط نزدیک با ایران متوازن کند. به همین دلیل، حضور نظامی ایالات متحده در عمان به مراتب محدودتر از سایر کشورهای خلیج فارس است.
رویکرد عمان که به طور غیررسمی به عنوان “دوست برای همه، دشمن برای هیچکس” شناخته میشود، به عمان اجازه داده است تا به عنوان میانجی با ایرانیها عمل کند و قبلاً کشور را از نوع تهدیدات ایرانی که همسایگانش تجربه کردهاند، محافظت کند. این واقعیت که حتی عمان نیز قربانی یک حمله ایرانی شد، نشان میدهد که در درگیری کنونی، همه کشورهای منطقه تحت فشار قرار دارند تا یک طرف را انتخاب کنند.
نقطه عطفی برای روابط نظامی خلیج-ایالات متحده
توجیه اعلام شده ایران برای حمله به همسایگان خلیجیاش، حضور پایگاههای نظامی ایالات متحده و سایر داراییهای نظامی در این کشورها بوده است، حتی اگر حملاتش محدود به این مکانها نباشد. کشورهای خلیج فارس مدتها بر این باور بودند که حضور پایگاههای نظامی ایالات متحده در سرزمینشان به معنای حمایت امنیتی ایالات متحده، به ویژه در برابر حملات ایرانی و وابسته به ایران خواهد بود. اما با تلاش ایالات متحده برای کاهش حضور نظامیاش در خاورمیانه، دولتهای خلیج فارس نگران شدهاند که نیروهای آمریکایی در زمان نیاز به دفاع از آنها نخواهند آمد. پاسخ ایالات متحده به حملات وابسته به ایران در سال 2019 این نگرانی را تقویت کرد. این نگرانی به طور قابل توجهی در اوت 2025 افزایش یافت، زمانی که اسرائیل به پرسنل حماس در دوحه حمله کرد. حمله اسرائیل نشان داد که وضعیت قطر به عنوان یک متحد عمده غیرناتو ایالات متحده و حضور بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در منطقه در خاک قطری، قادر به محافظت از کشور در برابر حملات نیست.
حملات ایران به خلیج در آخر هفته گذشته – همراه با چشمانداز بیثباتی پایدار در ایران – خطرات درک شده از میزبانی پایگاههای نظامی ایالات متحده را افزایش داده است در زمانی که کشورهای خلیج نیز در حال سوال کردن از مزایای چنین پایگاههایی هستند. در مواجهه با این تحلیل هزینه-فایده در حال تغییر، ضروری است که ایالات متحده گفتوگوی جدی با تمام شرکای خلیجی خود درباره آینده روابط نظامیاش در منطقه انجام دهد.
ریاض به دنبال یک دوره جدید
عربستان سعودی به طور قابل توجهی از تضعیف ایران بهرهمند خواهد شد. عربستان سعودی مدتهاست که به دنبال تبدیل شدن به قدرت غالب در خاورمیانه است و ایران به طور مداوم بزرگترین تهدید برای این هدف به شمار میرود، با توجه به قابلیتهای نظامی، شبکهی نمایندگان و آرمانهای منطقهایاش. این تهدید پس از جنگ دوازدهروزهی سال گذشته و تضعیف شبکهی نمایندگان ایران کاهش یافت. اکنون، عملیاتهای جاری ایالات متحده و اسرائیل میتواند ضربهای محکمتر وارد کند. نقش غالب عربستان سعودی در منطقه ممکن است توضیح دهد که چرا ایران در ابتدا احتیاط نسبی از خود نشان داد: در چهل و هشت ساعت اول پس از آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل، گزارش شده است که ایران تنها دو حمله به عربستان سعودی انجام داده است، در مقایسه با بیش از ۱۵۰ موشک و پانصد پهپاد علیه امارات متحده عربی. ایران ممکن است محاسبه کرده باشد که عربستان سعودی محتملترین کشور در خلیج فارس برای پاسخ نظامی است و بنابراین از حملات عمده به عربستان سعودی خودداری کرده است تا زمانی که تصمیم به افزایش حملات خود علیه خلیج فارس در دوم مارس گرفت، زمانی که شروع به هدف قرار دادن زیرساختهای عمده نفت و گاز در منطقه، از جمله عربستان سعودی، کرد.
ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان، به نظر میرسد که آماده است از فرصت کنونی برای تحکیم نقش ریاض به عنوان قدرت غالب در خاورمیانه استفاده کند، حتی در حالی که عربستان سعودی نسبت به عملیاتهای ایالات متحده و اسرائیل محتاط است. این نکته به توضیح پیامهای مختلط در مورد اینکه آیا مقامات سعودی از حملات ایالات متحده علیه ایران حمایت میکنند یا خیر، کمک میکند. در حالی که عربستان سعودی در حال بررسی پاسخ خود به حملات ایرانی است، ریاض در تلاش است تا بهترین راه را برای شکلدهی به آنچه که در ایران میآید، ارزیابی کند و اینکه آیا عملیاتهای کنونی فرصتی معتبر برای پرداختن به تهدید ایرانی به طور پایدار فراهم میکند یا خیر. پیامهای نامنظم ایالات متحده در مورد اهداف واشنگتن برای این کمپین چالش جدی برای ریاض در این زمینه به شمار میآید. و موفقیت عربستان سعودی به هیچ وجه تضمین شده نیست: یک رژیم ایرانی آسیبدیده ممکن است نتواند با نفوذ عربستان سعودی به گونهای که قبلاً انجام میداد، رقابت کند، اما یک ایران ناپایدار میتواند تهدیدی پایدار برای عربستان سعودی و سایر نقاط منطقه باشد، به ویژه اگر متحدان ایران در یمن تصمیم بگیرند از این آشفتگی برای شکستن آتشبس طولانی خود با ریاض استفاده کنند. با ادامهی تحولات در هفتههای آینده، موضع عربستان سعودی میتواند سرنخهای ارزشمندی از آنچه که دورهی آینده در خاورمیانه به ارمغان خواهد آورد، ارائه دهد.

