در صبح روز ۲۸ فوریه، ایالات متحده با خبری بیدار شد که نیروهای آمریکایی و اسرائیلی یک کمپین بمباران علیه ایران آغاز کردهاند. در روزهای بعد، رئیسجمهور دونالد ترامپ و مقامات ارشد کابینه دلایل مختلفی برای این اقدام ارائه کردند، از جمله نیاز به جلوگیری از انتقامجوییهای پیشبینیشده برای یک حمله قریبالوقوع اسرائیل به ایران؛ تاریخچه فعالیتهای مضر تهران در منطقه به مدت چند دهه؛ و خطر ناشی از برنامه هستهای که ظاهراً نابود نشده است.
هرچه که دلیل این اقدام باشد، این درگیری ناگهانی یک مسیر تجاری مهم از طریق خلیج فارس را به خطر انداخته و جریانهای نفت و گاز را مختل کرده و قیمتهای معیار را در بازارهای بزرگ افزایش داده است. هرچه این درگیری طولانیتر شود، تهدید بیشتری برای قیمتهای جهانی و کشورهای وابسته به تأمینهای خلیج فارس ایجاد میشود. هر امیدی که دولت ممکن است به یک اقدام مشابه ونزوئلا داشته باشد، به نظر میرسد که از بین رفته است، زیرا اکنون درباره درگیریای صحبت میکند که نه روزها بلکه هفتهها یا ماهها به طول میانجامد. بنابراین، روز سهشنبه، من با کلارا گیلیسپی، پژوهشگر ارشد CRI، نشستم تا خطرات انرژی جنگ را برای واردکنندگان عمده نفت و گاز از خلیج فارس بررسی کنیم. گفتوگوی ما برای اختصار و وضوح ویرایش شده است.
آیورسن: در تاریخ ۲ مارس، در پاسخ به حمله آمریکایی-اسرائیلی به ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که به هر کشتی که سعی کند از تنگه هرمز عبور کند، حمله خواهد کرد، که یک گردنه باریک آبی در ورودی خلیج فارس است. ترافیک از طریق این تنگه به شدت کاهش یافت و به دنبال آن افزایشهای شدیدی در قیمتهای نفت و گاز مشاهده شد.
آیا میتوانید کمی درباره اهمیت این تنگه برای بازارهای جهانی نفت و گاز صحبت کنید و تا حدی که ارسالهای سوخت همچنان مسدود میشود، کدام کشورها بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت؟
گیلیسپی: تنگه هرمز یک نقطه کلیدی انرژی جهانی است. تقریباً ۲۰ درصد از تمام تأمینهای نفت و گاز طبیعی جهانی از طریق آن عبور میکند و مسیرهای جایگزین کمی برای بازار وجود دارد. اگرچه تولیدکنندگان دیگر نفت و گاز در داخل و فراتر از خاورمیانه، از جمله ایالات متحده، پتانسیل افزایش تولید برای جبران برخی از کمبودها ناشی از اختلال طولانیمدت در تنگه را دارند، حتی بهطور جمعی این تولیدکنندگان ظرفیت تولید اضافی یا بهطور دیگری کماستفادهای برای جبران کامل این کمبود ندارند.
اگر تجارت نفت و گاز از طریق تنگه هرمز برای مدت طولانی بهطور قابل توجهی کاهش یابد، اثرات منفی این اختلال بهطور جهانی احساس خواهد شد. اما، فوریترین و شاید شدیدترین اثرات آن در آسیا احساس خواهد شد. بیش از ۸۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) که در سال ۲۰۲۴ از طریق تنگه هرمز ارسال شد، به بازارهای آسیایی رفت. بیشتر حجمهای هر دو سوخت به چهار کشور چین، هند، کره جنوبی و ژاپن ارسال شد. با این حال، چندین اقتصاد آسیایی دیگر، از جمله پاکستان، تایوان و ویتنام، نیز به شدت به این تأمینها وابسته هستند و در صورت اختلال طولانیمدت در جریان تجارت، به شدت آسیب خواهند دید.
آیورسن: بیایید به برخی از چالشهای خاص کشورها بپردازیم. شما چین را ذکر کردید. یک تحلیل در Politico نشان داد که حدود نیمی از واردات نفت چین از ایران یا ونزوئلا ناشی میشود یا از طریق تنگه هرمز میگذرد. چین تا چه حد برای یک شوک مانند این آماده است؟ تا چه حد میتوان این را دانست؟
گیلیسپیه: چین به طور عمدی تلاش کرده است تا وابستگی خود به نفت و گاز خاورمیانه را به حداقل برساند. این کشور تأمینکنندگان و مسیرهای تأمین خود را متنوع کرده است، که در سالهای اخیر به معنای افزایش همکاری با روسیه و تا سال گذشته، گسترش روابط تجاری انرژی با ایالات متحده بوده است. کاهش تقاضای کلی برای واردات انرژی از طریق ترویج سوئیچ به سوختها و فناوریهای جایگزین نیز بخشی از استراتژی کلی چین بوده است. تلاشها برای ترویج وسایل نقلیه الکتریکی، تولید انرژی خورشیدی و مجموعهای از دیگر ابتکارات که معمولاً به عنوان بخشی از استراتژی صنعتی سبز آن دیده میشوند، به طور قطع تا حدی با انگیزههای رهبری صنعتی تحریک شدهاند، اما همچنین به شدت تحت تأثیر تمایل بنیادی برای کاهش تقاضای داخلی برای انرژی وارداتی هستند.
با این حال، همانطور که شما اشاره کردید، حتی با این تلاشها، چین هنوز به شدت در معرض تأثیرات منفی اختلالات در بازارهای جهانی نفت و گاز و به طور خاص در خاورمیانه قرار دارد. اینکه این کشور تا چه حد برای مقابله با کمبودها در زمانی که سوئیچ ممکن نیست آماده است، کمی مبهم است، با توجه به اینکه دولت چین دادههایی درباره موجودیهای نفت خود گزارش نمیدهد و در مورد سطح ذخیرهسازی گاز طبیعی نیز نقصهای مشابهی وجود دارد. اگرچه گروههای مختلف تخمین میزنند که چین به راحتی میتواند بیش از صد روز ذخیره نفت داشته باشد، بر اساس آنچه که ممکن است از دادههای دیگر استنباط شود—مانند سطح واردات، صادرات و مصرف نفت—برخی نکات قابل توجه در مورد اطمینان ما درباره این تخمینها وجود دارد که پاسخ چین را به موضوعی برای ادامه نظارت تبدیل میکند.
آیورسن: در شمال شرق آسیا، ژاپن تا چه حد در برابر اختلالات بازار نفت و گاز آسیبپذیر است؟
گیلیسپیه: ژاپن برای تأمین 100 درصد نیازهای نفت و گاز طبیعی خود به واردات وابسته است، بنابراین شوکهای عرضه جهانی میتواند بسیار دردناک باشد. به همین منظور و برای کاهش نگرانی عمومی، نخستوزیر [سانائه] تاکایچی در آخر هفته گذشته اظهاراتی داشت که در آن دو نکته را که به نظر من در مورد نحوه برخورد دولت ژاپن با وضعیتی که در نهایت همچنان بسیار سیال است، قابل توجه است، مورد تأکید قرار داد. اول، او اشاره کرد که ژاپن در حال حاضر به خوبی تأمین شده است و بیش از 250 روز ذخیره نفت در انبار دارد. این ذخیره کافی به ژاپن انعطافپذیری میدهد تا آزادسازیهایی را در نظر بگیرد که ممکن است فشارها را در کشورهای همسایه یا بازار وسیعتر کاهش دهد. تاکایچی همچنین تأکید کرد که مدت زمانی که برای انتقال تأمینها از تنگه هرمز به ژاپن لازم است، بیست و هشت روز است—این به این معناست که با توجه به اینکه تأمینهای اضافی از خلیج هنوز در راه بودند، ژاپن هنوز کمی حاشیه داشت قبل از اینکه انتظار داشته باشد اختلالات به تأخیر در تحویلها تبدیل شود، یا به طور ضروری نیاز داشته باشد که به ذخیره خود برای تأمین نیازهای داخلیاش مراجعه کند.
با این حال، یکی از چیزهایی که ممکن است در هفتههای آینده بیشتر بشنویم این است که ژاپن چگونه و تا چه حد به دنبال کاهش خطرات هرگونه کمبود در تأمین گاز طبیعی است، زیرا سطح ذخیرهسازی آن تنها میتواند دوازده روز تقاضا را پوشش دهد. به همین منظور، یکی از مواردی که باید تحت نظر داشت، نشست وزیران و فوروم کسبوکار امنیت انرژی هند و اقیانوسیه در توکیو است که به زودی به میزبانی وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن و شورای تسلط انرژی ایالات متحده برگزار خواهد شد. این نشست قبلاً انتظار میرفت که بر روی آرزوهای ایالات متحده برای افزایش صادرات LNG و سایر انرژیها به منطقه تمرکز کند، موضوعی که این هفته تنها به موقعتر شده است.
آیورسن: میخواهم درباره هند بپرسم. از سال 2022، هند مقادیر زیادی نفت روسی خریداری کرده است که به دلیل تحریمهای مرتبط با اوکراین با تخفیفهای زیادی معامله میشود. تحت تهدید تعرفهها از سوی ایالات متحده، هند در چند ماه گذشته خریدهای خود از نفت روسی را کاهش داده و به جای آن نفت از خاورمیانه وارد کرده است.
اکنون که هند بیشتر در معرض یک بازار جهانی ناگهانی ناپایدار قرار دارد، آیا از دهلی بیانیهای صادر شده است؟ و پس از اینکه دیوان عالی ایالات متحده قدرت تعرفهگذاری که واشنگتن به آن تکیه کرده بود را باطل کرد، آیا پیشبینی میکنید که هند سیاست خود را در قبال روسیه تغییر دهد؟
گیلیسپیه: برای بررسی عمیقتر موضع انرژی و تصمیمگیری هند، خوانندگان را به مجموعه مقالاتی که همکارم، مانجاری چاترجی میلر، پژوهشگر ارشد CFR، برگزار کرده است ارجاع میدهم که من نیز خوشحال بودم در آن مشارکت کنم و همچنین شامل یک مقاله فوقالعاده از آشوینی سواین درباره استراتژیهای امنیت نفت هند است. اما به طور کلی، هند مدتهاست که در زمینه ژئوپلیتیک نفت در وضعیت دشواری قرار دارد.
تقاضای هند برای نفت در دهههای اخیر به سرعت افزایش یافته و به مراتب از سطح تولید داخلی آن فراتر رفته است، که نگرانیهای قابل توجهی در دهلی ایجاد کرده است که هزینههای بالای واردات انرژی و افزایش آن ممکن است رشد اقتصادی کشور را تحت تأثیر قرار دهد. به همین منظور، هند همکاریهای قابل توجهی نه تنها با ایران، بلکه همچنین با روسیه و ونزوئلا برقرار کرده است تا به منابع نفتی مورد نیاز با قیمتهای پایین (و در این موارد، با تخفیفهای سنگین) دسترسی پیدا کند. با توجه به اینکه هر سه منبع بالقوه تحت فشارهای قابل توجهی قرار دارند، این سوال باز است که هند چگونه ممکن است با ریسک عدم تحویل از طریق تنگهها برخورد کند.
تأمینکنندگان جایگزین احتمالاً هزینههای بالاتری خواهند داشت. بنابراین، یکی از واکنشهای اولیهای که از دهلی دیدهایم، مجموعهای از گفتگوها درباره زمان و چگونگی فعالسازی ذخایر استراتژیک خود برای کاهش فشارهای صعودی بر قیمتها یا کمبود عرضه بوده است. با این حال، با توجه به زیرساختهای فعلی، مقدار نفتی که هند میتواند ذخیره کند به طور قابل توجهی کمتر از ژاپن و چین است؛ برخی تحلیلگران بر این باورند که موجودیهای فعلی ممکن است تنها حدود بیست تا بیست و پنج روز تأمین باشد.
و در حالی که من عمدتاً بر چالشهای خاص امنیت نفت تمرکز کردهام، هند همچنین با چالشهای مشابه و حاد در تضمین امنیت تأمین گاز طبیعی در صورت بروز اختلالات طولانیمدت در بازار مواجه است و ذخایر آن سوخت حتی modestتر است.
یکی از مسائلی که تا کنون کمتر درباره آن شنیدهایم این است که این عدم قطعیت چه معنایی برای چشمانداز بزرگتر هند در افزایش سطوح خودکفایی انرژی از طریق تغییر به ترکیب انرژی پاکتر دارد. هنوز زود است، اما این موضوعی است که من به دنبال آن خواهم بود.
آیورسن: بیایید قبل از اینکه خداحافظی کنیم، به طور مختصر درباره آن صحبت کنیم. سیاستگذاران در این کشورها چگونه این نوع شوکهای تأمین را در نظر میگیرند در حالی که به اولویتهای بلندمدت انرژی خود فکر میکنند؟
گیلیسپیه: حمله روسیه به اوکراین یک سناریوی مقایسهای جالب را ارائه میدهد. در سال 2022، اقتصادهای سراسر هند-پاسیفیک با دورهای واقعاً دردناک از بازارهای گاز طبیعی تنگ مواجه شدند و در پاسخ، اقداماتی در کوتاهمدت و بلندمدت انجام دادند که به نگرانیها درباره افزایش قیمت انرژی و همچنین کمبودهای آشکار پرداخته شود.
در کنار تمرکز بر تقویت و تنوع توافقهای وارداتی، چندین کشور به منبع انرژیای روی آوردند که قیمتهای پایینتری داشت و زیرساختهای لازم برای جذب و استفاده از آن تأمین شده بود: زغالسنگ. این تغییر به زغالسنگ نه تنها تأثیراتی بر محیط زیست داشت—با توجه به انتشار کربن بالای زغالسنگ—بلکه همچنین به فشارهایی در بازارهای جهانی زغالسنگ منجر شد و قیمت این سوخت را افزایش داد. به طرز عجیبی، این امر چین و چندین کشور دیگر را به برنامهریزی برای استفاده طولانیتر و بیشتر از زغالسنگ در استراتژیهای انرژی ملی خود ترغیب کرد، به جای اینکه مصرف را کاهش دهند.
تمرکز بیشتر بر قابلیت پرداخت، با این حال، به این معنا نبود که این کشورها از اهداف گستردهتر انتقال انرژی خود فاصله بگیرند. در کنار این تأکید بر تقویت گزینههای جایگزین برای گازهای با قیمت بالا، به عنوان مثال، شاهد ادامه و حتی تسریع در تمرکز بر راهاندازی ظرفیتهای انرژی خورشیدی، بادی و سایر انرژیهای تجدیدپذیر بودید.
به طور مشابه، و فکر میکنم یک حوزه که ممکن است ۲۰۲۶ شبیه ۲۰۲۲ نباشد، علاقه جدی به انرژی هستهای است که در چین، هند، ژاپن و سایر نقاط مشاهده میشود. انرژی هستهای نمیتواند به طور مؤثر شکاف را فردا پر کند، اما علاقه منطقهای به انرژی هستهای به یک هدف استراتژیک بزرگتر برای ترکیب انرژی پایدارتر اشاره دارد، از نظر اهداف زیستمحیطی و همچنین امنیت اقتصادی و ژئوپولیتیکی.

