در تاریخ ۲۷ ژانویه، دونالد ترامپ به بغداد اولتیماتوم داد. او با اشاره به اینکه قانونگذاران عراقی در حال بررسی “بازگشت” نوری المالکی به عنوان نخستوزیر هستند، حکمی غیرقابلانعطاف صادر کرد: “به خاطر سیاستها و ایدئولوژیهای دیوانهوار او، اگر انتخاب شود، ایالات متحده آمریکا دیگر به عراق کمک نخواهد کرد.”
این سخنان کافی بود تا چشماندازهای المالکی، که نامزدی بزرگترین بلوک پارلمانی، یعنی چارچوب هماهنگی (CF)، را برای تشکیل دولت بعدی به دست آورده بود، به پایان برسد. این موضوع بیش از دو ماه و نیم پس از انتخابات پارلمانی در تاریخ ۱۱ نوامبر رخ داد. این دوره از رکود سیاسی غیرعادی نبود. طبق سیستم عراق، انتخابات به حزبی که بیشترین تعداد کرسیها را به دست میآورد، به طور خودکار فرصت اول برای تشکیل دولت را نمیدهد. در عوض، این حق به بزرگترین بلوک پارلمانی که پس از انتخابات تشکیل میشود، تعلق دارد.
نبرد قدرت پس از انتخابات عراق
ائتلاف دولت قانون به رهبری المالکی با ۲۹ کرسی در جایگاه سوم قرار گرفت. به لطف توافقهای شدید پشتپرده، المالکی توانست از نخستوزیر فعلی، محمد شیاع السودانی (که حزبش بیشترین سهم رأی را به دست آورده بود) پیشی بگیرد و نامزدی را به دست آورد. این پیروزی حتی با توجه به عدم محبوبیت عمیق المالکی و سیاستهای تفرقهافکن او، به نظر غیرمحتمل میرسید. با این حال، در ابتدا به نظر میرسید که هیچیک از این موارد نمیتواند مانع از رسیدن او به مقام نخستوزیری شود.
قدرت نفوذ آمریکایی
مداخله ترامپ بلافاصله همه چیز را تغییر داد. پس چرا این مداخله اینقدر مؤثر بود؟ واقعیت این است که ایالات متحده هنوز نفوذ زیادی بر دولت بغداد دارد. واشنگتن میتواند با بستن حساب در بانک فدرال رزرو نیویورک که درآمدهای نفتی عراق در آن واریز و از اجرای احکام جبرانی متعدد ناشی از حمله عراق به کویت محافظت میشود، شروع کند – محافظتی که تحت یک دستور ریاستجمهوری ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ صادر شده و سالانه تمدید میشود. بستن این حساب، عراق را از دسترسی به درآمدهای نفتی که از بازارهای جهانی به دست میآورد، محروم میکند و به سرعت منجر به فروپاشی مالی خواهد شد. بر اساس آمار سال ۲۰۲۵، این درآمدها حدود ۸۸ درصد از بودجه فدرال عراق را تشکیل میدهند. حتی اگر دولت ترامپ از چنین اقدام شدیدی خودداری کند، گزینههای دیگری با اثرات مشابه، مانند تحمیل تحریمها بر نهادها و مقامات عراقی که در حمایت از نفوذ ایران و نقض رژیم تحریمهای ایالات متحده علیه ایران دخیل هستند، در دسترس دارد.
چالشهای المالکی و اعتبار سیاسی
اکنون در صحنه سیاسی عراق توافق گستردهای وجود دارد که المالکی هرگونه امیدی برای بازگشت به مقام را از دست داده است. با این حال، او همچنان به پیشبرد نامزدی خود ادامه میدهد و ادعا میکند که یک مأموریت مردمی برای مقاومت در برابر “مداخله آمریکایی” دارد، در حالی که وعده میدهد که به دولت ترامپ رضایت دهد. او تمایل خود را برای از بین بردن گروههای مسلح همراستا با ایران، دور کردن عراق از نفوذ ایران و برقراری روابط مثبت با متحد جدید منطقهای آمریکا، سوریه پس از اسد، نشان داده است. عراقیها به خوبی به یاد دارند که این المالکی بود که نقش مرکزی در ایجاد شبهنظامیان و کشاندن عراق به حوزه نفوذ ایران ایفا کرد. او همچنین در ابتدا نسبت به صعود احمد الشراعه، جهادی سابق، به ریاستجمهوری سوریه انتقاد میکرد – تا اینکه دیگر اینگونه نبود.
تکرار ۲۰۱۴ و بحران داعش
موضع ترامپ بازتابدهنده رد قبلی (هرچند بهطرز ظریفی) آمریکاییها از مالکی است. در سال ۲۰۱۴، دولت اوباما اعلام کرد که در صورت پیروزی مالکی در دوره سوم به عنوان نخستوزیر، کمکهای نظامی به عراق را متوقف خواهد کرد. آمریکاییها سیاستهای قطبیکننده مالکی را به عنوان عاملی برای تضعیف عراق در برابر تهدید داعش مقصر دانستند، که در نهایت موفق شد یک سوم کشور را تصرف کند. موضع واشنگتن عملاً مالکی را به حاشیه راند. در چهار سال بعدی، تحت نخستوزیری حیدر العبادی که مورد حمایت ایالات متحده بود، عراق توانست برخی از ثبات را به دست آورد و در سال ۲۰۱۷ سرزمین خود را از کنترل داعش آزاد کند و احساس عمومی ایجاد کند که کشور بدترینها را پشت سر گذاشته و سالهای بهتری در پیش است.
گسترش شبهنظامیان همپیمان با ایران
با این حال، به زودی مشخص شد که ائتلاف شیعه حاکم همچنان اجازه میدهد شبهنظامیان همپیمان با ایران نفوذ سیاسی، اقتصادی و نهادی خود را گسترش دهند – نهکم بهخاطر مالکی. امروز، بهعنوان نتیجه، اعضای این گروهها وزارتخانهها را اداره میکنند، در انتخابات شرکت میکنند و نمایندگی پارلمانی فزایندهای کسب میکنند. ایران عملاً موفق به تسلط بر نهادهای سیاسی عراق شده است. این موضوع نه تنها برای واشنگتن بد است؛ بلکه برای عراقیها نیز مضر است.
استراتژی جدید ایالات متحده و انتخاب حیاتی عراق
حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، پاسخ قوی اسرائیل و بازگشت ترامپ به ریاستجمهوری، همگی موجب تغییر در سیاست ایالات متحده نسبت به عراق شدهاند. تا سال ۲۰۲۵، واشنگتن استراتژی سرمایهگذاری مشترک و صبورانه در دولتهای عراقی متوالی را دنبال میکرد تا به آنها در مقابله با نفوذ ایران کمک کند. آن تلاش به ثمر نرسید. اکنون آمریکاییها آن رویکرد حمایتی را رها کرده و به خواستههای قاطعانه روی آوردهاند: عراق باید نفوذ ایران را در مرزهای خود از بین ببرد و در صورت عدم موفقیت، عواقب منفی را انتظار داشته باشد. این دقیقاً پیامی است که وزیر امور خارجه مارکو روبیو در یک سری تماسهای تلفنی سال گذشته به السودانی منتقل کرد. اقدام عمومی عدم اعتماد ترامپ نمایانگر اوج این استراتژی مبتنی بر فشار است، استراتژیای که مسئولیت کامل انتخابهای بغداد را بهطور مستقیم بر عهده عراق میگذارد.
اگرچه مالکی به کاندیداتوری خود متعهد است، اما طبقه سیاسی عراق میداند که به چالش کشیدن دولت ترامپ معادل خودکشی سیاسی و اقتصادی خواهد بود. شانسهای نخستوزیر سابق به طور کامل از بین رفته است.
با این حال، آخرین اخبار تنها به مبهم کردن سوال عمیقتری کمک کرده است: آیا هیچ نخستوزیر بالقوهای واقعاً قادر به از بین بردن نفوذ ایران وجود دارد؟ پاسخ طبیعی به این سوال هیچکس جز خود ائتلاف شیعه نیست. تنها با توافق بر روی این هدف است که میتواند پوشش سیاسی و حمایت نهادی لازم را برای نخستوزیر بعدی فراهم کند تا این وظیفه را انجام دهد. بنابراین، سوال کلیدی این است که آیا رد مالکی از سوی ترامپ در نهایت ائتلاف را به انجام کار درست سوق خواهد داد.

