امروز، بنیامین نتانیاهو برای هفتمین بار از زمان انتخاب دوباره دونالد ترامپ، در کاخ سفید با او ملاقات میکند. ظاهراً این یک دیدار از متحدان قدیمی است؛ اما در واقع، این یک شورای جنگی از مردان ناامید است. در حالی که آنها بر روی نقشههای پخش شده بر روی یک میز بزرگ خم میشوند، جو سنگین از بوی باروت و محاسبات سیاسی خواهد بود. دستور کار اصلی تنها یک حمله به ایران نیست، بلکه حفظ میراثهای خود و احتمالاً زندگی سیاسیشان است.
افسران ارشد نظامی و امنیت ملی گزارشی از آخرین تجمع نیروها در خلیج فارس ارائه خواهند داد. ترامپ، که همیشه نسبت به “جنگهای ابدی” تردید دارد، احتمالاً با همان پرسشهای صریحی که پنتاگون را آزار میدهد، این جلسه را مختل خواهد کرد.
گزارشها حاکی از آن است که نتانیاهو اطلاعات نظامی و امنیتی “حساس” را با خود به همراه میآورد تا به آمریکاییها کمک کند تا اهداف مهمی را نابود کنند. نتانیاهو مصمم است ترامپ را متقاعد کند که یک حمله دوم به نفع هر دوی آنهاست.
سایه “عملیات چکش نیمهشب” در سال 2025 بر این دیدار سنگینی میکند. برای نتانیاهو، جنگ ژوئن نتوانست ضربه نهایی را وارد کند که ممکن بود منتقدانش را خاموش کند. سودهای سیاسی که هر دو رهبر انتظار داشتند، هرگز محقق نشد. با وجود ادعاهای ترامپ مبنی بر اینکه ایالات متحده “برنامه هستهای آنها را نابود کرده است”، ارزیابی اخیر آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) نشان میدهد که حملات B-2 Spirit تنها غنیسازی را به مدت چند ماه به تأخیر انداخته، نه سالها. این بار، ریسکها نمیتوانند بالاتر باشند: این برای نتانیاهو زندگی یا مرگ است. ترامپ خواهد خواست بداند:
واقعیت ژئوپلیتیکی از بلاغت سخنرانیها تیرهتر است. همانطور که سرهنگ جاناتان کُنریکوس از بنیاد دفاع از دموکراسیها به تازگی اشاره کرد، در حالی که ایالات متحده منابع لازم را در اختیار دارد، “فرصت عملیاتی تاکتیکی” محدود است. ایران دیگر تنها یک مزاحمت دائمی منطقهای نیست؛ بلکه یک حیوان زخمی با زرادخانهای formidable و بازسازی شده است.
هر دو مرد اکنون با چشماندازهای سیاسی مواجه هستند که به شدت خطرناک، غیرقابل پیشبینی و دشوار برای پیمایش شدهاند. سرنوشت سیاسی آنها به میزان زیادی به آنچه در آینده در مورد ایران اتفاق میافتد، گره خورده است؛ آنها به دلیل ترس مشترک از “دار” به هم پیوستهاند. برای ترامپ، انتخابات میاندورهای 2026 یک رفراندوم بر دوره دوم اوست؛ اگر جمهوریخواهان مجلس و سنا را از دست بدهند، استیضاح، شبحی که هرگز واقعاً او را ترک نکرده، با انتقام بازخواهد گشت. با نزدیک شدن به تولد 80 سالگیاش در ژوئن و محدودیتهای دورهای که هر آینده سیاسی فراتر از 2028 را مسدود میکند، ترامپ بر لبه بیاهمیتی لنگر میزند. وضعیت نتانیاهو حتی بیشتر عمیق است. او با سه اتهام فساد و انتخاباتی در نوامبر که نظرسنجیها نشان میدهند ممکن است آن را ببازد، مواجه است. بیبی به یک پیروزی کامل نیاز دارد تا از گذراندن سالها در زندان جلوگیری کند.
ترامپ و نتانیاهو مانند دو سوارکار هستند که با سرعت کامل بر روی یک پل کوهستانی در حال فروپاشی میتازند. ناگهان، یک دره وسیع در جاده باز میشود. آنها باید تمام نبوغ خود را برای پرش از آن جمع کنند، یا به دره ننگ تاریخی زیر سقوط کنند.
ترامپ، نمایشگر quintessential، فکر میکند میتواند با “چشمک زدن” از طوفان داخلی عبور کند و از استیضاح فرار کند. با این حال، واژگان او همچنان یک پازل از برترینها است که نمیتواند محبوبیت رو به کاهش او را پنهان کند. به عنوان یک سخنران، او هیچگاه به پای ریگان نمیرسد و قطعاً به پای کندی نمیرسد؛ او اعتبار لازم برای فروش یک درگیری طولانیمدت به پایگاه MAGA خود که خود وعده داده بود “دیگر جنگی نخواهد بود” را ندارد. همانطور که نویسنده بریتانیایی ساموئل جانسون به طور مشهور گفت، “میهنپرستی آخرین پناهگاه یک جانی است”، و ترامپ با دستان لرزان به آن پرچم دست میزند.
نتانیاهو، “گربهای با هفت جان”، بازی خطرناکتری را انجام میدهد. او در دنیای گرگها، روباهی است. آیا زبان نقرهای افسانهایاش او را در زمانی که “باران موشکها” به برجهای شیشهای تل آویو و بنادر اشدود میریزد، نجات خواهد داد؟ اگر موشکهای “خرمشهر-۴” سپاه پاسداران از سیستم دفاعی آرو-۳ عبور کنند، یا اگر یک ضربه خوششانس به راکتور دیمونا اصابت کند، “گزینه سامسون” نمیتواند شهرت او را نجات دهد. او آتش را به خانه آورده است.
قطع ارتباط اساسی زمان است. ترامپ در چرخههای خبری فکر میکند. ملاها در دههها. تهران پنج خواسته سختگیرانهای را که به دولت ایران ارائه شده، به ویژه برچیدن تأسیسات تولید موشک، رد خواهد کرد. وزیر امور خارجه عباس عراقچی بسیار واضح بوده است: “موضوع موشکها از دستور کار خارج است.” در حالی که ملاها میتوانند از فریادهای مردم خود از طریق سرکوب وحشیانه تحمل کنند، ترامپ نمیتواند افزایش قیمت نفت را در صورتی که ایران تنگه هرمز را مسدود کند، تحمل کند. با وجود حضور ناوگان پنجم ایالات متحده، همانطور که تحلیلگران چتم هاوس هشدار میدهند، ایران نیازی به پیروزی در یک جنگ دریایی ندارد؛ آنها باید یک نفتکش را غرق کنند تا اقتصاد جهانی را فلج کنند.
دوره “دو نخود در یک غلاف” توافقات ابراهیم به پایان رسیده است. وقتی صورتحساب سنگین این جنگ به واشنگتن و تل آویو میرسد، بازی سرزنش بسیار تماشایی خواهد بود و تبادل کلامی رنگارنگ و پرچالش خواهد بود. ترامپ، که همیشه آماده است تا یک شریک را برای نجات خود قربانی کند، توپخانههای اتهامآمیزش را به سمت نتانیاهو خواهد چرخاند.
تاریخ ممکن است ثبت کند که سقوط آنها نه به دلیل عدم ضربهزدن به ایران به اندازه کافی سخت، بلکه به دلیل موفقیت در پیوند سرنوشتهایشان بهگونهای که هیچیک نتواند از جاذبه سیاسی دیگری فرار کند، بود. در تلاش برای نجات خود از طریق اتحاد، این دو خودشیفته ممکن است مکانیزم نابودی متقابل خود را ایجاد کرده باشند.
در نهایت، با افزایش آتشسوزی منطقهای و بسته شدن دیوارهای سیاسی، جهان شاهد تحول نهایی این دو خواهد بود: از دو نخود در یک غلاف به دو عقرب در یک شیشه، که هر یک دیگری را نیش میزنند در حالی که آب شروع به جوشیدن میکند.

