تصاویر شیک و وعدهها بزرگ بودند. در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، داماد دونالد ترامپ، جارد کوشنر، یک “طرح توسعه اقتصادی ترامپ” برای غزه ارائه داد—که شامل تصاویری تولید شده با هوش مصنوعی از برجهای شیشهای و ماریناهایی بود که این منطقه ویران شده را به عنوان یک مقصد گردشگری آیندهنگر تجسم میکرد.
با این حال، این تصاویر براق ارتباط کمی با واقعیت جمعیتی دارند که از یک بحران انسانی فاجعهبار خارج میشود. قحطی به تازگی اعلام شده است، بیش از یک میلیون نفر از سرپناه مناسب محروم هستند و سیستم بهداشت و درمان فروپاشیده است. طرح ترامپ تاریخ و جامعه غزه را با تحمیل یک مدل اقتصادی و گردشگری از بالا به پایین نابود خواهد کرد. تعداد کمی از فلسطینیها، اگر نه هیچکس، در توسعه آن مشورت شدهاند: در غیاب نهاد فلسطینی، رئیسجمهور ترامپ “تمام قدرت و اختیارات” را به عنوان رئیس هیئت صلح (BoP) اعمال خواهد کرد.
اروپاییها و کشورهای عربی از آنها خواسته خواهد شد که در تاریخ ۱۹ فوریه در واشنگتن تحت حمایت BoP ترامپ به این طرح برای غزه بپیوندند. اما آنها باید یک چشمانداز جایگزین برای آینده غزه توسعه دهند. به جای حمایت از پروژه املاک و مستغلات به سبک وگاس ترامپ، اروپاییها و متحدانشان باید اطمینان حاصل کنند که مالکیت فلسطینی و حاکمیت سیاسی در مرکز بازسازی غزه باقی بماند.
توهم دیستوپیایی ترامپ
نقشه آمریکا، که بر اساس تخریب فضاهای شهری غزه توسط اسرائیل است، غزه را به هفت “منطقه مسکونی” ناپیوسته تقسیم میکند که با “پارکها، کشاورزی و امکانات ورزشی” جدا شدهاند. این به استراتژی “پنج انگشت” اسرائیل برای تقسیم و کنترل نوار غزه شباهت دارد و مساحت کل غزه را از طریق رسمیسازی یک منطقه حائل استریل تحت کنترل اسرائیل در امتداد مرزهایش با اسرائیل و مصر کاهش میدهد.
این طرح همچنین بافت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی غزه را نادیده میگیرد: شهر قدیمی غزه، که خانه مسجد بزرگ عمری و کلیساهای باستانی است، قرار است به یک “مجتمع صنعتی” تبدیل شود. زمینهای کشاورزی حاصلخیز بیت لاهیا، که زمانی به خاطر توتفرنگیهایش شناخته میشد، و اردوگاههای پناهندگان متراکم مانند شاتی و جبالیه، برای مراکز داده و پارکهایی که هیچ ارتباطی با جوامع موجود ندارند، تعیین شدهاند. غزه زمانی موتور اقتصادی فلسطین بود؛ طرح ترامپ آن را به یک اقتصاد بازار آزاد تبدیل میکند که در آن جمعیت محلی (و آسیبدیده) به نیروی کار ارزان برای شرکتهای خارجی تنزل مییابد.
در همین حال، منطقه تعیین شده برای دو میلیون فلسطینی غزه به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت، بدون توجه به حقوق مالکیت خصوصی. ۱۸۰ برج ساحلی گردشگری این طرح، دسترسی فلسطینیها به سواحل را قطع کرده و خانهها، بیمارستانها و دانشگاهها را تخریب خواهد کرد. بر اساس طرحهای ایالات متحده، محلههای مسکونی جدید غزه—که به عنوان “جوامع امن جایگزین” نامیده میشوند—به شدت تحت نظارت قرار خواهند گرفت و ساکنان تحت نظارت بیومتریک و بررسی توسط اسرائیل قرار خواهند گرفت. اینها به طرحهایی که توسط پیمانکاران امنیتی آمریکایی-اسرائیلی برای “جوامع محصور با امنیت بالا” یا “حبابهای انسانی/امنیتی” توسعه یافتهاند، شباهت دارد—که حتی نخستوزیران سابق اسرائیل، یائیر لاپید و اهود اولمرت، آنها را “کمپهای تمرکز” نامیدهاند.
بونانزای الیگارشیک غزه
ایالات متحده و اسرائیل در حال پیشنهاد یک طرح نمونه از “جامعه” در شرق غزه، “رفح جدید”، هستند که بر روی ویرانههای رفح، شهری در مرز مصر که اکنون تحت کنترل اسرائیل و گروههای نیابتی فلسطینی است، ساخته خواهد شد. در همین حال، غزه غربی که تحت کنترل حماس است و بیشتر فلسطینیها در آنجا قرار دارند، به عنوان یک “کمپ دائمی پناهندگان در ویرانی” باقی خواهد ماند تا زمانی که حماس و سایر گروههای مسلح خلع سلاح شوند.
طرح غزه ترامپ به “فرصتهای سرمایهگذاری شگفتانگیز” برای کسبوکارهای خصوصی اشاره دارد. چندین تاجر صندلیهایی در کمیته اجرایی BoP به دست آوردهاند و اسرائیل از علاقه میلیاردرهای آمریکایی مانند لری الیسون و پیتر تیل گزارش میدهد که “به دنبال مناطق جدید بدون مالیات و مقررات ساده” با نیروی کار ارزان هستند. گروه دیگری از پیمانکاران آمریکایی، تیم Alligator Alcatraz، همچنین میگوید که “300% سود” را به لطف “مسیر داخلی” به دولت ترامپ تأمین خواهد کرد.
ایالات متحده در حال بررسی استخدام پیمانکاران خصوصی برای نیروی بینالمللی تثبیت در غزه است؛ BoP در حال گفتگو با UG Solutions مستقر در کارولینای شمالی برای تأمین پیمانکاران امنیتی برای نقشی نامشخص در آینده غزه است. این شرکت به خاطر کشتن جویندگان کمک غزه در سایتهای بنیاد انسانی غزه که به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بودند، مورد سرزنش قرار گرفته است.
گامهای بعدی اروپا
-
توانمندسازی فلسطینیها
قرار دادن بودجههای بازسازی وسیع و نظارتنشده و تصمیمات قرارداد در کنترل سیاستمداران و تأمینکنندگان مالی، خطر سودجویی و فساد را به هزینه یک جمعیت آسیبپذیر به همراه دارد. اگر بازسازی غزه توسط دولتهای اهداکننده با چشمانداز مثبت برای غزه تأمین نشود، ترامپ احتمالاً به بخش خصوصی روی خواهد آورد و این خطر آیندهای فاجعهبار برای غزه را به همراه دارد.
برای جلوگیری از این امر و شاید ترغیب واشنگتن به بازنگری در چشمانداز نگرانکنندهاش، اروپاییها—به همراه شرکای کلیدی مانند مصر، قطر، عربستان سعودی و ترکیه—باید یک پیشنهاد سیاسی و مالی متقابل ارائه دهند که نیازهای فلسطینیها را محترم بشمارد. این باید با تعهد اروپاییها به اولویتهای انسانی فوری آغاز شود: پاکسازی آوار، احیای خدمات پایه، ساخت پناهگاههای موقت و—برخلاف پیشنهاد ترامپ—اجازه دادن به مالکان املاک فلسطینی برای تصمیمگیری در مورد نحوه بازسازی خانههایشان. این نیازهای فوری نمیتوانند به خلع سلاح حماس مشروط شوند، که به طور حتم نیازمند یک فرآیند سیاسی بلندمدت است که شامل اقدامات اسرائیلی در حمایت از حقوق فلسطینیها و پایان اشغال باشد.
اما اسرائیل نیز باید به یک خروج کامل متعهد شود تا غزه بتواند بدون محدودیت بر فعالیتهای اقتصادی طبیعی خود، مانند کشاورزی، تجارت، ماهیگیری، صنایع دستی و گردشگری عمل کند. محاصرههای دریایی، زمینی و هوایی اسرائیل صنعت ماهیگیری غزه را نابود کرده و بازارهای صادرات و واردات آن را خفه کرده است؛ فهرست “استفاده دوگانه” خودسرانه اسرائیل برای غزه—که از قبل از 7 اکتبر 2023 وجود داشته—به اقلام حیاتی برای حفظ زندگی در شرایط دشوار گسترش یافته است.
-
پیشبرد وحدت فلسطینیها
در نهایت، بازسازی باید برای تأکید بر حاکمیت فلسطینی و پیشبرد وحدت ملی استفاده شود. در حالی که اروپاییها باید بر اسرائیل فشار بیاورند تا محدودیتهای خود را پایان دهد، آنها همچنین باید تلاش کنند تا اقتصاد غزه را با اقتصاد کرانه باختری دوباره متصل کنند—که یک گام ضروری در حمایت از بازسازی پایدار غزه است.
آنها باید از هماهنگی دیپلماتیک نزدیک با شرکای عرب—به ویژه مصر، قطر، عربستان سعودی و ترکیه—استفاده کنند تا از پذیرش معنادار فلسطینیها به عنوان شرطی برای تأمین مالی خود توسط ایالات متحده حمایت کنند، از جمله نقش بیشتر برای تشکیلات خودگردان فلسطین (PA). اروپا و این متحدان باید تعهد خود را به بازسازی غزه برجسته کنند و به ترامپ نشان دهند که تأمین مالکیت فلسطینی برای پایداری طرح ۲۰ مادهای او ضروری است.
اروپاییها باید تأکید کنند که بازسازی میتواند وسیلهای برای تقویت حکومت غیر حماس و مقابله با تلاشهای اسرائیل برای حاشیهنشینی تصمیمگیری فلسطینی باشد. تمرکز فوری آنها باید بر تقویت ظرفیت کمیته ملی فلسطینی برای اداره غزه باشد تا منافع فلسطینیها را در رابطه با آینده غزه نمایندگی و دفاع کند. تا کنون، این نقش به حماس واگذار شده است. اما کمیته اگر به تنهایی عمل کند، مشروعیت کافی نخواهد داشت.
اهداکنندگان اروپایی و عرب باید بر ایجاد اجماع ملی فلسطینی در مورد چگونگی بازسازی غزه تأکید کنند. این امر به طور حتم نیازمند حمایت و تأمین پایهای از طریق توافقی فرقهای بین حماس—که هنوز کنترل de facto در غزه را دارد—و فتح، که بر PA کنترل دارد، خواهد بود. برگزاری انتخابات شهرداری فلسطینی زمانی که شرایط اجازه دهد، راه دیگری برای تقویت نهاد فلسطینی در سطح محلی است، تا زمان بازگشت کامل PA.
در این میان، اهداکنندگان اروپایی و عرب باید همچنین به افزایش مشارکت از سوی جامعه مدنی فلسطینی، از جمله اتاق بازرگانی غزه، توجه کنند. این امر تضمین میکند که هر طرح بازسازی از سوی هر چه بیشتر نهادهای فلسطینی، نه تنها گروههای سیاسی، بلکه همچنین جامعه مدنی، ورودی داشته باشد. یک نمونه، طرح فینیکس است که توسط جامعه مدنی فلسطینی و شهرداریها برای بازسازی غزه ایجاد شده است.
-
استفاده از تأمین مالی
در مورد تأمین مالی، اروپاییها به درستی از هدایت حمایت مالی خود از طریق BoP احتیاط میکنند و باید به جای آن با بانک جهانی برای تأمین مالی مستقیم پروژههای بازسازی همکاری کنند. این میتواند از طریق ایجاد یک صندوق امانی که توسط کشورهای اروپایی و عرب، از جمله دولت فلسطین یا PA مدیریت میشود، محقق شود.
این مکانیزم تضمین میکند که هر دلار به مردم مورد نظر خدمت میکند، نه به منافع سیاسی خارجی یا سودجویان خصوصی. این رویکرد از فساد و تسلیح کمکها جلوگیری میکند و اطمینان میدهد که تأمین مالی بر اساس نیاز، و نه بر اساس نفوذ سیاسی یا منافع مالی جریان یابد.
اصول بر قیمتگذاری
به طور کلی، اروپاییها باید به واشنگتن علامت دهند که پول آنها با اصول و همچنین شرایط همراه است. طرح جدید کوشنر و ترامپ برای غزه به این معناست که رهبران اروپایی و عرب با یک محاسبه مواجه هستند: آیا آنها معتقدند که غزه متعلق به فلسطینیهایی است که نسلها در آنجا زندگی کردهاند؟ یا به قدرتهای خارجی و سودجویانی که به دنبال بهرهبرداری از ویرانی آن هستند؟ پاسخ اروپا به این سوالات میتواند آینده غزه را نجات دهد.

