سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از زمان آغاز درگیری ایران در هفته گذشته به شدت تضعیف شده است—اما نابود کردن آن بسیار دشوارتر خواهد بود.
در ساعات اولیه عملیات خشم حماسی، ایالات متحده به طور موفقیتآمیزی آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران از سال 1989 را به قتل رساند. با این کار، یک خلأ قدرت در داخل ایران ایجاد شد—که دیگر ایرانیها به سرعت برای پر کردن آن اقدام کردند. ساعاتی پس از اعلام مرگ خامنهای، یک شورای رهبری موقت تشکیل شد و وظایف رهبری موقت کشور را بر عهده گرفت. با این حال، تحلیلگران نتیجهگیری کردهاند که قدرت واقعی در ایران احتمالاً اکنون در دستان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یا سپاه است.
با اینکه سپاه از زمان آغاز جنگ در موضع دفاعی قرار داشته است—با هدف قرار گرفتن بسیاری از رهبران ارشد آن برای ترور، برخی در کنار خامنهای در بمبارانهای اولیه در 28 فوریه—این سازمان به هیچ وجه از بین نرفته است. در واقع، حتی در غیاب موقت رهبری متمرکز، فرماندهان فردی سپاه به سرعت بر اساس ابتکار خود عمل کردند و به حمله ایالات متحده و اسرائیل با یک بارش موشکی و پهپادی پاسخ دادند. مدل فرماندهی توزیعشده به حفظ تداوم عملیاتی کمک کرده و آسیبپذیری در برابر حذف هدفمند رهبری را کاهش داده است—و این نشان میدهد که اگر ایالات متحده واقعاً بخواهد سپاه را برای همیشه نابود کند، کار دشواری در پیش دارد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چیست؟
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) در سال 1979 توسط آیتالله روحالله خمینی پس از انقلاب اسلامی ایران تأسیس شد. این سازمان بخشی از آن برای جلوگیری از یک ضدکودتا توسط ارتش منظم (ارتش) که دولت روحانی به تازگی از شاه به ارث برده بود، تشکیل شد.
یک نیروی نظامی موازی و متمایز از ارتش و نیروی دریایی ایران، مأموریت سپاه حفاظت از ماهیت روحانی رژیم ایران است، نه خود کشور. در واقع، عدم وجود نام “ایران” در عنوان سپاه یک انتخاب آگاهانه از سوی بنیانگذاران آن بود، که تصور میکردند از این نیرو برای گسترش انقلاب اسلامی 1979 فراتر از مرزهای ایران استفاده کنند.
سپاه زندگی خود را به عنوان یک نیروی شبهنظامی انقلابی آغاز کرد. با گذشت زمان، به یک مرکز قدرت نظامی-سیاسی-اقتصادی ترکیبی تبدیل شده است. امروز، سپاه بازیگر مرکزی در کنترل داخلی و استراتژی منطقهای ایران است—اگرچه عملیات جاری خشم حماسی به شدت تواناییهای تاکتیکی سپاه را تضعیف کرده و سوالاتی درباره آینده بلندمدت آن ایجاد کرده است.
سپاه چه کارهایی میتواند انجام دهد؟
سپاه برنامه موشکی بالستیک ایران، توسعه پهپاد و عملیاتهای خارجی را جذب کرده است. از نظر سازمانی، اکنون شامل موارد زیر است:
نیروهای زمینی، به موازات ارتش؛
نیروهای فضایی (موشکها، پهپادها و عناصر دفاع هوایی)؛
یک نیروی دریایی، که عمدتاً از قایقهای تندرو در خلیج فارس تشکیل شده است؛
نیروی قدس، بازوی عملیات خارجی آن، که به نام اصطلاح عربی قدس نامگذاری شده و مسئول کمک به شبهنظامیان شیعه حامی ایران در سراسر خاورمیانه است؛ و
بسیج، یک شبکه سرکوب داخلی مسئول سرکوب اعتراضات دورهای ضد دولتی در ایران.
با وجود عناصر متعارف خود، سپاه از نیروهای مسلح متعارف ایران متمایز باقی میماند.
سپاه همچنین بر بخشهای عمدهای از اقتصاد ایران، از جمله ساخت و ساز، انرژی و ارتباطات کنترل دارد. از اواخر دهه 2000، در میان تحریمهای بینالمللی فزاینده، شبکههای پیچیدهای از بازار سیاه و قاچاق را توسعه داده است. سپاه به شدت در بوروکراسی دولتی نفوذ دارد، بر قوه قضائیه و نهادهای اطلاعاتی تأثیرگذار است و مدتهاست که به عنوان ستون فقرات اجرای رژیم شناخته میشود.
ایالات متحده چقدر به سپاه ضربه زده است؟
شکی نیست که تواناییهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از زمان آغاز جنگ ایران به شدت کاهش یافته است. نیروی دریایی سپاه به عنوان نیرویی ناکارآمد توصیف شده است، با غرق شدن یا از کار افتادن حاملهای پهپاد شهید باقری، IRIS Makran و ناوهای کلاس سلیمانی. در مجموع، بیش از ۲۰ کشتی بزرگ نیروی دریایی ایران از تاریخ ۲۸ فوریه مورد حمله قرار گرفتهاند. نیروی دریایی سپاه هنوز میتواند تهدیدی نامتقارن در خلیج فارس ایجاد کند—به ویژه از طریق قایقهای تندرو که پنهان کردن آنها در سواحل سنگی ایران آسان است و هدف قرار دادن آنها از هوا دشوار است—اما این تهدید به شدت کاهش یافته است.
نیروهای موشکی و پهپادی سپاه در موجهای اولیه حمله حدود ۳۰۰ پرتابگر موشک را از دست دادهاند، به این معنی که حجم پرتاب موشک از تاریخ ۲۸ فوریه بین ۸۰ تا ۹۰ درصد کاهش یافته است. بر این اساس، سپاه به سمت انتقامجویی با استفاده از پهپادهای سنگینتر تغییر جهت داده است و از پلتفرم شهاب-۱۳۶ استفاده میکند.
سیستمهای دفاع هوایی و فضایی سپاه کاهش یافتهاند و بیش از ۲۰۰ سیستم دفاع هوایی نابود یا آسیب دیدهاند. علاوه بر این، ستاد فرماندهی C2 نابود شده و برتری هوایی محلی بر تهران از دست رفته است. به طور کلی، سیستم دفاع هوایی IADS ایران به شدت آسیب دیده و توانایی سپاه برای رقابت در فضای هوایی ایران محدود شده است.
آیا ایالات متحده میتواند سپاه را شکست دهد؟
سخت است بگوییم آیا ایالات متحده قادر خواهد بود سپاه را نابود کند، با توجه به ساختار نامشخص آن و نفوذ عمیقش در جامعه ایرانی.
به طور بنیادی، سپاه بیشتر از یک نیروی نظامی موازی است. این یک نهاد ایدئولوژیک به خودی خود است که نیروهای متعارف را با جنگ نامنظم ترکیب کرده و از طریق نمایندگان خود عمق استراتژیک به دست میآورد. برخی از نقاط قوت سازمانی با وجود شرایط کنونیاش باقی خواهند ماند—از جمله انسجام ایدئولوژیک، تابآوری غیرمتمرکز، خودکفایی اقتصادی و توانایی سرکوب نارضایتی داخلی. و در حالی که سپاه خسارات سنگینی را متحمل شده است، انتظار میرود که سپاه پس از مرگ رهبر معظم و تضعیف قدرت روحانیون، قدرت را تجمیع کند. سپاه ممکن است رهبری انتقال به یک رژیم نظامی غالب را بر عهده بگیرد که یک دولت امنیتی ملیگرا را اداره میکند.
با این حال، مسیر بلندمدت سپاه تضمین شده نیست؛ این موضوع به انسجام داخلی و توانایی آن برای بازسازی سریع تواناییهای تاکتیکی بستگی دارد. هر چیزی ممکن است در هفتههای آینده اتفاق بیفتد.

