در حدود ساعت ۷:۰۰ صبح به وقت محلی، ایالات متحده و اسرائیل شروع به انجام حملات گستردهای علیه طیف وسیعی از اهداف در ایران کردند. این حملات به نام عملیات خشم حماسی توسط ایالات متحده و عملیات شیر غران توسط اسرائیل نامگذاری شده است. آغاز این درگیری به طور غیرمتعارف اعلام شد: رئیسجمهور ترامپ حملات را در یک پست در TruthSocial در ساعت ۲:۰۰ صبح به وقت استاندارد شرقی اعلام کرد. هیچ سخنرانی به رسانهها یا جلسه عمومی با کنگره فراتر از اطلاعرسانی به گروه هشت قبل از آغاز حملات وجود نداشت. ویدئوی هشت دقیقهای با یک پیام مستقیم از رئیسجمهور ترامپ به ایرانیان به پایان رسید که در آن گفته شد: “ساعت آزادی شما در حال نزدیک شدن است.”
حملات در عملیات خشم حماسی و عملیات شیر غران به طور چشمگیری با عملیات چکش نیمهشب در ژوئن ۲۰۲۵ که شامل حملات محدود به اهداف کلیدی هستهای بود، متفاوت است. در مقابل، حملات ۲۸ فوریه به رهبری، تأسیسات نظامی، سایتهای تولید موشک و بقایای برنامه هستهای ایران هدف قرار گرفت. به نظر میرسد این حملات یک تیر آغازین از یک درگیری طولانیتر است که هدف آن تخریب سیستماتیک دولت ایران است.
سوال ۱: اهداف عملیات خشم حماسی چیست؟
پاسخ ۱: سخنرانی رئیسجمهور ترامپ در TruthSocial چهار هدف نظامی را در عملیات خشم حماسی مشخص کرد—(۱) جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، (۲) نابود کردن زرادخانه و سایتهای تولید موشک آن، (۳) تضعیف شبکههای نیابتی آن، و (۴) نابودی نیروی دریایی آن—به همراه یک نتیجه سیاسی مطلوب از تغییر رژیم از درون. ترامپ حملات را به عنوان یک عملیات مقابله با گسترش تسلیحات و نتیجه مستقیم امتناع ایران از کنار گذاشتن آرزوهای هستهای خود علیرغم سه دور مذاکرات، توصیف کرد:
ایران امتناع کرد، درست همانطور که برای دههها و دههها امتناع کرده است. آنها هر فرصتی برای کنار گذاشتن آرزوهای هستهای خود را رد کردند و ما دیگر نمیتوانیم این را تحمل کنیم. در عوض، آنها سعی کردند برنامه هستهای خود را دوباره بسازند و به توسعه موشکهای دوربرد ادامه دهند که اکنون میتوانند دوستان و متحدان بسیار خوب ما در اروپا، نیروهای ما مستقر در خارج از کشور را تهدید کنند و به زودی میتوانند به سرزمین اصلی آمریکا برسند. فقط تصور کنید این رژیم چقدر جسور خواهد شد اگر روزی سلاحهای هستهای داشته باشد و واقعاً با آنها مسلح شود تا پیام خود را منتقل کند. به همین دلایل، ارتش ایالات متحده در حال انجام یک عملیات بزرگ و مداوم برای جلوگیری از تهدید این دیکتاتوری رادیکال و شرور به آمریکا و منافع ملی اصلی ما است.
بیانیههای رسمی ایالات متحده و اسرائیل اولویتهای هدف متفاوتی را برای عملیات ۲۸ فوریه نشان میدهد. سخنرانی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به نظر میرسد مسئولیت حملات سر بریدن رهبری را به عهده میگیرد در حالی که “به همراه ارتش ایالات متحده” بر روی سایتهای موشکی بالستیک عمل میکند. بیانیه ترامپ، در مقابل، به صراحت هیچ مسئولیتی برای هدف قرار دادن رهبری ایران ادعا نمیکند و به جای آن یک اولتیماتوم مستقیم به پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) صادر میکند تا تسلیم شوند یا “با مرگ حتمی مواجه شوند.” این لزوماً به این معنا نیست که دو کشور اهداف متفاوتی دارند، بلکه با تقسیم کار عملیاتی بر اساس مزیت نسبی سازگار است، به طوری که اسرائیل به هدف قرار دادن رهبری ایران میپردازد و ایالات متحده در حال تضعیف قابلیتهای بزرگمقیاس است.
سوال ۲: ایالات متحده تاکنون به چه اهداف هستهای حمله کرده است؟
عملیات چکش نیمه شب در ژوئن ۲۰۲۵ ضربه قابل توجهی به برنامه هستهای ایران وارد کرد و تعداد کمی هدف با ارزش بالا برای حملات بیشتر ایالات متحده باقی گذاشت. این حملات تأسیسات غنیسازی ایران در فردو و نطنز را ویران کرد و تأسیسات متالورژی ایران در اصفهان را نابود کرد. ایران از ژوئن ۲۰۲۵ تلاشهای قابل توجهی برای بازسازی این سایتهای هستهای کلیدی که زمانی هسته ظرفیت ایران برای ساخت بمب هستهای را تشکیل میدادند، نکرده است.
با وجود عدم نسبی اهداف هستهای با ارزش بالا، موج کنونی حملات ایالات متحده و اسرائیل نشاندهنده تغییر به سمت خنثیسازی قابلیتهای هستهای حاشیهای ایران، چه غیرنظامی و چه نظامی است. گزارشهای اولیه حاکی از آن است که اهداف شامل مراکز اداری و تأسیسات تحقیقاتی علمی دو منظوره بوده است. گزارشهای تایید نشدهای وجود دارد مبنی بر اینکه ایالات متحده به مقر سازمان انرژی اتمی ایران در تهران و تأسیسات آزمایش تحقیقاتی مواد منفجره در پارچین حمله کرده و همچنین حملات بیشتری در مجتمع هستهای اصفهان انجام داده است.
بیشترین خطر تشدید در سایتهای هستهای حول راکتور بوشهر متمرکز است که ایران با کمک شرکت دولتی انرژی اتمی روسیه، روساتوم، آن را اداره میکند. روساتوم امروز نزدیک به ۱۰۰ نفر از کارکنان خود را از ایران تخلیه کرد، هرچند پرسنل، عمدتاً روس، در محل باقی ماندهاند تا راکتور را در حال کار نگه دارند. هرگونه حمله به راکتور خطرات رادیولوژیکی و دیپلماتیک قابل توجهی به همراه خواهد داشت اگر تلفات روسی وجود داشته باشد. در حالی که برخی گزارشها از انفجارها در شهر بندری بوشهر وجود دارد، هیچ گزارش تایید شدهای از حملات مستقیم به راکتور وجود ندارد. مشخص نیست که آیا از بین بردن راکتور اولویت ایالات متحده یا اسرائیل است، اما راههایی برای مجبور کردن راکتور به خاموش شدن بدون حمله مستقیم به راکتور و محفظه آن وجود دارد.
سوال ۳: در طول مذاکرات چه اتفاقی افتاد؟
A3: سه دور مذاکرات در طول ماه فوریه انجام شد، اما گفتگوها در نهایت بدون توافق واضح در مورد دامنه آنها متوقف شد. عناصر اصلی اختلاف شامل این بود که آیا برنامههای موشکی بالستیک ایران و نمایندگان آن باید شامل شوند و آیا ایران قادر خواهد بود به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد یا خیر.
اولین دور مذاکرات در تاریخ ۶ فوریه در مسقط، عمان برگزار شد، با استیون ویتکاف، نماینده ویژه ایالات متحده در خاورمیانه و جارد کوشنر به نمایندگی از ایالات متحده و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به نمایندگی از ایران. بهویژه، ایالات متحده همچنین فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) دریادار برد کوپر را شامل کرد که یادآور بصری این بود که ناو USS Lincoln در دریا بود. عراقچی بر سر دامنه مذاکرات خط سختی کشید و اصرار داشت که موضوع گفتگوها باید «فقط مسئله هستهای» باشد، در حالی که رئیسجمهور ترامپ تأکید کرد که هر توافقی باید شامل «هیچ سلاح هستهای، هیچ موشکی، نه این، نه آن» باشد. چند روز بعد، محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، بهطور علنی پیشنهاد رقیق کردن ذخیره ۴۰۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران و بازگرداندن دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به سایتهای بمباران شده را در ازای رفع کامل تحریمها مطرح کرد و اشاره کرد که انتقال ذخیره به کشورهای خارج از ایران مورد بحث قرار نگرفته است.
دومین دور مذاکرات در تاریخ ۱۷ فوریه در ژنو برگزار شد و با توافق هر دو طرف برای تدوین توافقنامهها به پایان رسید. گزارشها حاکی از آن است که ایالات متحده مهلتی برای دریافت پیشنهاد نهایی از ایران تا پایان ماه تعیین کرده است. عراقچی در برنامه «Morning Joe» شبکه MS NOW ادعا کرد که طرف آمریکایی از ایران نخواسته است که در مذاکرات ژنو به «غنیسازی صفر» توافق کند و اینکه پیشنهاد نهایی آنها در دو تا سه روز، با تأیید رهبری ایران آماده خواهد بود. چند روز بعد، ویتکاف اظهار داشت که ایران خط قرمز «غنیسازی صفر» ترامپ را رد کرده است.
سومین دور مذاکرات در تاریخ ۲۶ فوریه، دوباره در ژنو برگزار شد و شامل مذاکرات غیرمستقیم عمانی در صبح و یک بعدازظهر گفتگوهای مستقیم بود. عمان ادعا کرد که ایران توافق کرده است هرگز ذخیره اورانیوم غنیشده نداشته باشد و این را «یک پیشرفت بزرگ که هرگز به دست نیامده» نامید، اما رعایت کافی در مورد ذخیرهسازی به احتمال زیاد برای هر طرف معانی متفاوتی دارد. نمایندگان ایرانی قبلاً پیشنهاد کرده بودند که فقط اورانیوم با غنای بالا را در کشور رقیق کنند، در حالی که دیدگاه ایالات متحده نیاز داشت که تمام اورانیوم غنیشده به خارج منتقل شود. همچنین احتمالاً در مورد غنیسازی اختلاف نظر وجود داشت. ترامپ در تاریخ ۲۷ فوریه گفت: «من میگویم هیچ غنیسازی. نه ۲۰ درصد، نه ۳۰ درصد»، در حالی که عراقچی در اوایل هفته تأکید کرده بود که ایران «حق کامل دارد از انرژی هستهای صلحآمیز، از جمله غنیسازی، بهرهمند شود» و اینکه «قرار نیست آن را رها کند». عمان ادعا میکند که هر دو طرف توافق کردند که تیمهای فنی را روز دوشنبه آینده به مقر IAEA بفرستند قبل از اینکه حملات در روز شنبه آغاز شود.
Q4: ایران چگونه پاسخ داده است؟
A4: انتقام ایران—که عملیات وعده واقعی ۴ نامیده میشود—پس از حملات اولیه ایالات متحده و اسرائیل، به اسرائیل و چندین هدف نظامی ایالات متحده در خاورمیانه ضربه زد. انفجارهایی در امارات متحده عربی، بحرین، قطر، دبی و عربستان سعودی گزارش شده است. انتقام ایران میتواند منطقه را به یک درگیری وسیعتر بکشاند و هدف قرار دادن پایگاههای ایالات متحده در کشورهای همسایه ممکن است به شدت به ضرر ایران تمام شود. عربستان سعودی و امارات متحده عربی، که پیشتر تنها به رهگیری حملات ایران متعهد شده بودند و استفاده تهاجمی از فضای هوایی و پایگاههای خود را رد کرده بودند، بیانیههایی صادر کردند که نشاندهنده تمایل به پاسخ مستقیم است. عربستان سعودی اعلام کرد که “تمامی اقدامات لازم را برای دفاع از امنیت خود و حفاظت از سرزمین، شهروندان و ساکنان خود انجام خواهد داد، از جمله با گزینه پاسخ به تهاجم.” امارات متحده عربی نیز به تمایل به پاسخ اشاره کرد، به ویژه به دلیل تلفات غیرنظامیان ناشی از حملات تلافیجویانه ایران.
پاسخهای بیشتر ایران تقریباً به طور قطع شامل عملیات سایبری و حملات تروریستی به نیروهای ایالات متحده و اسرائیل در سراسر خاورمیانه خواهد بود. گزارشهای اولیه نشان میدهد که اتصال اینترنت ایران حداقل ۴۶ درصد کاهش یافته است، که نشاندهنده این است که عملیات سایبری وسیعی در حال انجام است. ایران در گذشته از حملات سایبری محدود برای تلاش به محدود کردن چرخههای تشدید در درگیریها استفاده کرده است. با توجه به ماهیت سیستماتیک حملات کنونی علیه ایران، دشوار است که فضایی برای گزینههای کاهش تنش که در تبادلهای نظامی قبلی ایالات متحده و ایران وجود داشت، مشاهده شود.
نتیجهگیری
عملیات خشم حماسی و شیر غران احتمالاً آغاز یک درگیری طولانیمدت با ایران است. ائتلاف ایالات متحده و اسرائیل از اهداف گسترش خارج شده و در تلاش است تا دولت ایران را به طور کامل نابود کند. این درگیری در حال حاضر در سراسر خاورمیانه گسترش یافته و در عرض چند ساعت، حملاتی در بیش از نیم دوجین کشور صورت گرفته است.
حملات ایالات متحده و اسرائیل ممکن است به طور قابل توجهی خطر گسترش کوتاهمدت ایران را کاهش داده باشد، اما حملات کینتیک ممکن است خطرات جدیدی از نوع گسترش را معرفی کند. ایران هنوز ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد دارد و مکان دقیق آن ماده هستهای ناشناخته باقی مانده است. علاوه بر این، گروهی از دانشمندان هستهای و موشکی متخصص ایران ممکن است به دلیل این درگیری پراکنده شوند. اگر سازمان انرژی اتمی ایران سقوط کند، دانشمندان هستهای ایرانی میتوانند خطرات گسترش را برای بازیگران غیردولتی یا کشورهای خارجی که به گسترش علاقهمند هستند، ایجاد کنند. در نهایت، درگیریهای ایالات متحده در ایران ممکن است به یک درگیری وسیعتر و پراکندهتر تبدیل شود که مدیریت آن دشوار خواهد بود.

