در زیر، کان کاساپوغلو، پژوهشگر ارشد موسسه هادسون، وضعیت نظامی در ایران و در سراسر خاورمیانه را ارزیابی میکند، در حالی که ایالات متحده و اسرائیل به حملات هوایی علیه رژیم ادامه میدهند و تهران تلاش میکند تا دامنه درگیری را گسترش دهد. او همچنین متغیرهای کلیدی را که در روزهای بحرانی آینده مسیر این درگیری را تعیین خواهند کرد، مشخص میکند.
1. شلیکهای موشکی ایران کاهش یافته، اما زنجیره کشتار تهران دست نخورده باقی مانده است
عملیاتهای اپیک فیوری و شیر غران، کمپین مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، شروع به کاهش سرعت حملات دوربرد ایران کرده است. شلیکهای موشکی و پهپادی تهران از روز اول حملات به طور تقریبی 70 تا 85 درصد کاهش یافته است، عمدتاً به دلیل جستجوی تهاجمی برای شلیککنندههای موشکی و مواضع شلیک پهپادهای ایرانی. از آنجا که ایالات متحده بر آسمانهای ایران کنترل دارد و از برتری اطلاعاتی بیسابقهای برخوردار است، اکنون میتواند موشکهای شاهر ایرانی را که در زمین مستقر هستند، هدف قرار دهد.
با این حال، تا کنون گزارشهای معتبر از انشعابات عمده در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) یا در میان ارتش جمهوری اسلامی ایران، که به طور معمول به آن ارتش میگویند، منتشر نشده است. به همین دلیل، جنگ تا کنون نتایج مختلطی به همراه داشته است: به نظر میرسد ظرفیت شلیک ایران تحت حملات مداوم ایالات متحده و اسرائیل در حال کاهش است، اما formations باقیمانده موشکی و پهپادی تهران همچنان به جنگ ادامه میدهند و هنوز تهدید جدی به ویژه برای کشورهای عرب خلیج فارس به شمار میروند.
اطلاعات هوش منبع باز نشان میدهد که تا 5 مارس، جمهوری اسلامی تقریباً 585 موشک بالستیک و 1,522 پهپاد شلیک کرده است. در مراحل ابتدایی درگیری، که از 28 فوریه آغاز شد، تهران حدود 40 درصد از شلیکهای موشکی خود را به سمت اسرائیل هدایت کرد. اما تا 4 مارس، این رقم به کمی بیش از 20 درصد کاهش یافته است.
این تغییر نشان میدهد که ایران تحت فشار فزاینده، اولویتهای هدفگذاری خود را تغییر میدهد. در حالی که اسرائیل همچنان یک میدان مرکزی جنگ است، تهران اکنون سهم بیشتری از حملات موشکی خود را به زیرساختهای نظامی ایالات متحده در منطقه و سایر اهداف در کشورهای عرب خلیج فارس معطوف کرده است.
تهران در حال حاضر بیش از موشکهای بالستیکی که در طول جنگ 12 روزه در ژوئن 2025 شلیک کرده بود، موشک شلیک کرده است. استفاده از پهپادها نیز نشاندهنده افزایش سرعت عملیاتی است: تهران در حال حاضر در مسیر شلیک بین 4,000 تا 5,000 موشک شاهر در طول یک ماه است، سرعتی مشابه با آنچه روسیه در کمپین خود علیه اوکراین حفظ میکند.
توزیع جغرافیایی حملات تهران علیه کشورهای عرب خلیج فارس، برنامهریزی عملیاتی و اولویتهای استراتژیک ایران را بیشتر روشن میکند. تا کنون، امارات متحده عربی و کویت سنگینترین شلیکها را متحمل شدهاند. دادههای منبع باز نشان میدهد که تا 4 مارس، ایران 189 موشک بالستیک و تقریباً 941 پهپاد به سمت امارات متحده عربی هدایت کرده است. شواهد بصری همچنین نشان میدهد که امارات متحده عربی بارشهای سنگینی از پهپادهای شاهر را متحمل شده است. این الگو وابستگی تهران به موشکهای انبوه را برای اشباع دفاع هوایی اهداف خود و تحمیل فشار دفاعی مداوم تأکید میکند.
جغرافیا چالشهایی را که کشورهای عرب خلیج فارس با آن مواجه هستند، تشدید میکند. نزدیکی امارات متحده عربی به جمهوری اسلامی به نیروهای موشکی تهران این امکان را میدهد که از موشکهای بالستیک کوتاهبرد استفاده کنند، از جمله سیستمهای سوخت جامد با چرخههای آمادهسازی شلیک کوتاه. این سلاحها میتوانند به سرعت و با هشدار کمی شلیک شوند و زمان واکنش هر مدافع را فشرده کنند. هنگامی که با زنبورهای بزرگ پهپادی ترکیب میشوند، ایران میتواند همسایگان خود را با تهدیدات هوایی کمهزینه و مداوم همراه با حملات بالستیک با سرعت بالا مورد حمله قرار دهد.
با وجود این فشارها، شبکههای دفاع هوایی و موشکی امارات متحده عربی تا کنون به طور مؤثری عمل کردهاند. شاخصهای موجود نشان میدهد که ابوظبی توانسته است نرخهای رهگیری را به طور مداوم در بسیاری از درگیریها بالای 90 درصد حفظ کند که این امر نشاندهنده یک معماری دفاعی چند لایه و آمادگی عملیاتی پایدار برای حملات با سرعت بالا است.
با این حال، در حالی که دفاعهای هوایی و موشکی کشورهای عرب خلیج فارس به خوبی عمل میکنند و نرخهای رهگیری بالایی را حفظ کردهاند، عمق مجله ممکن است در صورت ادامه تبادلهای دوربرد با سرعت کنونی، محدودیتی ایجاد کند. امارات، مانند بسیاری از همسایگانش، دارای ذخایر محدودی از رهگیرها است. قوانین دفاع موشکی بالستیک ایجاب میکند که یک نیرو برای اطمینان از احتمال بالای موفقیت، به دو یا سه رهگیر برای هر موشک دشمن ورودی نیاز دارد. اعمال این محاسبه به الگوهای فعلی شلیک نشان میدهد که امارات ممکن است در تلاش برای حفظ نرخهای رهگیری بالای 90 درصد، حدود 20 تا 40 درصد از عمق مجله دفاع موشکی خود را از دست داده باشد.
سایر کشورهای عرب خلیج فارس نیز تحت حمله قرار گرفتهاند، هرچند نه به شدت امارات. تا تاریخ 3 مارس، ایران 178 موشک بالستیک و 384 پهپاد به سمت کویت هدف قرار داده بود. عربستان سعودی، قطر و بحرین نیز با حملات مواجه شدهاند که نشاندهنده گسترش فضای نبرد در سراسر خلیج است.
تهران به چندین هدف در این کشورها حمله کرده است. در عربستان سعودی، تهران به پالایشگاه رأستَنوره آرامکو، که تأسیساتی ضروری برای پالایش و صادرات محصولات نفتی پادشاهی است، حمله کرده است. بحرین در موقعیت بهخصوص دشواری قرار دارد. بر اساس آمار رسمی، پادشاهی جزیرهای تا تاریخ 3 مارس، 70 موشک و 59 پهپاد را رهگیری کرده است. از میان کشورهای عرب خلیج فارس، موجودی دفاع هوایی و موشکی بحرین کوچکترین است و تحت فشار قابل توجهی قرار دارد. در حملات خود به قطر، ایران از موشکهای بالستیک بیشتری نسبت به پهپادها استفاده کرده است.
به طور کلی، دادههای اولیه حمله نشان میدهد که تهران در حال اجرای کمپینی است که نه تنها برای تنبیه کشورهای فردی بلکه برای بازسازی چشمانداز تهدید منطقهای طراحی شده است. با حمله به همسایگانش، ایران امیدوار است که از طریق شرکای عرب خلیج فارس خود، بر واشنگتن فشار وارد کند.
ایران نشان میدهد که میتواند جنگ موشکی و پهپادی با سرعت بالا را در سراسر منطقه انجام دهد. اما مسئله استراتژیک مرکزی این است که نه تنها چند موشک و پهپاد جمهوری اسلامی در هفته اول جنگ شلیک میکند، بلکه آیا ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده میتواند بازدارنده حملات دوربرد سپاه پاسداران را قبل از اینکه تهران آسیب قابل توجهی به کشورهای عرب خلیج فارس وارد کند، نابود کند.
این کشورها دارای قابلیتهای تهاجمی قابل توجهی هستند. عربستان سعودی، به عنوان مثال، از یک زرادخانه موشکی بالستیک قوی استفاده میکند که این پادشاهی در همکاری با چین توسعه داده است. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا کشورهای عرب خلیج فارس به مقابله خواهند پرداخت و عملیاتهای تهاجمی در مقیاس بزرگ انجام خواهند داد.
2. هدف قرار دادن بازدارنده حملات دوربرد ایران: فرسایش پرتابگرها و حملات پهپادی پیش از پرتاب
دستور کار دکترین سپاه پاسداران و زنجیرههای کشتار عملیاتی آن دست نخورده باقی مانده و توانسته است به انجام شلیکهای دوربرد ادامه دهد، هرچند با سرعتی کاهش یافته. برای دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی خود، عملیات خشم حماسی نیاز دارد که این نقاط مقاومت ایرانی را بشکند.
سرعت حملات تهران از آغاز درگیری به طور قابل توجهی کاهش یافته است. برآوردهای وزارت جنگ ایالات متحده نشان میدهد که شلیکهای موشکی ایران 86 درصد و فعالیتهای جنگ پهپادی آن 73 درصد از ابتدای جنگ کاهش یافته است. در روزهای ابتدایی عملیات، ایران به طور تقریبی 350 موشک در روز شلیک میکرد و اکنون حدود 50 موشک شلیک میکند.
class=”MsoNormal”>کمپین سختکوشانه ایالات متحده و اسرائیل برای شکار پرتابگرهای حمل و نقل-نصب-پرتاب (TELs) ایرانی، عامل اصلی این روند بوده است. تصاویری از میدان نبرد نشان میدهد که نیروهای همپیمان تعداد فزایندهای از پرتابگرهای ایرانی را هدف قرار دادهاند در حالی که آماده میشوند تا حملات را انجام دهند. نابود کردن TELها توانایی جمهوری اسلامی را برای ایجاد امواج بزرگ حملات کاهش میدهد، حتی اگر تهران موشکهایی در انبار داشته باشد.
تحولات اخیر همچنین نشان میدهد که برنامهریزان نظامی اسرائیل اولویتهای هدفگذاری هستند. علاوه بر زیرساختهای هستهای و موشکی ایران، اسرائیل حملات خود را بر روی واحدهای امنیت داخلی، اطلاعات و سرکوب اعتراضات سپاه پاسداران متمرکز کرده است. این تغییر قابل توجه است. حفاظت از رژیم—نظارت بر نارضایتی، کنترل ناآرامی و حفظ قدرت سرکوب داخلی—مأموریت اصلی بسیاری از formations سپاه پاسداران است. اسرائیل امیدوار است توانایی ایران را برای همچنین قدرتنمایی در خارج و حفظ کنترل در داخل تضعیف کند.
از سوی دیگر، ایالات متحده جستجوی خود برای پهپادهای شاهد ایرانی را در زمین تشدید کرده است. نیروهای واشنگتن این مهمات پرنده را اغلب در حالی که در حال آمادهسازی برای پرتاب هستند، هدف قرار دادهاند. این نیز یک توسعه عملیاتی قابل توجه است. در جنگ روسیه-اوکراین، چنین حملاتی نادر است، زیرا کییف فاقد برتری هوایی لازم برای شکار سیستماتیک سایتهای پرتاب پهپاد در عمق سرزمینهای تحت کنترل روسیه است. در مقابل، ایالات متحده اکنون با برتری هوایی و اطلاعاتی بر ایران عمل میکند. تصاویری از رسانههای اجتماعی حتی نشان دادهاند که MQ-9 Reapers تحت کنترل ایالات متحده بر فراز شهر شیراز ایران پرواز میکنند.
با این حال، تولید پهپادهای شاهد در مقادیر انبوه نسبتاً ارزان است و دفاع در برابر آنها اغلب نیاز به رهگیرهایی دارد که هزینه تولید آنها به مراتب بیشتر از خود پهپادها است. علاوه بر این، کشورهای عرب خلیج فارس تجربه اوکراین در اجرای مفاهیم عملیات ضد پهپاد را ندارند. از آنجا که اجازه دادن به پرتاب دستههای بزرگ پهپاد، هزینههای نامطلوبی را بر هر مدافع تحمیل میکند، حذف کامل مواضع پرتاب ایران پایدارترین راه برای پیروزی در جنگ پهپادها است.
در نهایت، تئاتر جنگ دریایی در مراحل اولیه این درگیری بسیار فعال بوده است. ارتش ایالات متحده بیش از 20 ناو جنگی ایرانی را در سراسر منطقه غرق یا از کار انداخته است. بهویژه، حمله گزارش شده یک اژدر آمریکایی به ناوچه IRIS Dena در سواحل سریلانکا، اولین کشته تأیید شده اژدر آمریکایی از یک ناو جنگی از زمان جنگ جهانی دوم را نشان میدهد.
3. استراتژی نوظهور ایران: تضعیف لایه حسگر و گسترش میدان نبرد
ایران به طور فزایندهای زیرساختهای راداری و حسگری ایالات متحده مستقر در کشورهای عرب خلیج فارس را هدف قرار میدهد، زیرا تهران به نظر میرسد که قصد دارد درگیری را منطقهای کند به امید افزایش هزینههای دیپلماتیک برای واشنگتن. به این منظور، گزارشها حاکی از آن است که تهران یک موشک بالستیک به سمت ترکیه، که میزبان داراییهای کلیدی همپیمان و تنها عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است که با ایران هممرز است، پرتاب کرده است. این نشان میدهد که درگیری ممکن است فراتر از منطقه مسئولیت فرماندهی مرکزی ایالات متحده گسترش یابد.
علاوه بر اسرائیل و کشورهای عرب خلیج فارس، تهران چندین پایگاه آمریکایی در سراسر منطقه را هدف قرار داده است و به شبکه حسگر و زیرساخت راداری که نیروهای آمریکایی را در خاورمیانه پشتیبانی میکند، حمله کرده است. تصاویر منبع باز نشان میدهد که ایران چندین سایت با ارزش بالا را هدف قرار داده است. اینها شامل رادار AN/TPY-2 در پایگاه هوایی موفق صلاحی در اردن، رادار AN/FPS-132 در امدحال، قطر، رادارهای AN/TPY-2 و THAAD در پایگاه هوایی الروای در امارات متحده عربی و رادار AN/TPY-2 در پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان سعودی است.
class=”MsoNormal”>ضربه قطر بهویژه قابل توجه است. تصاویر ماهوارهای منتشر شده توسط Planet Labs اکنون به نظر میرسد که ادعاهای قبلی چندین کانال وابسته به تهران را تأیید میکند که یک پهپاد تهاجمی یکطرفه ایرانی یا پروژهای دیگر بهطور موفقیتآمیز به رادار هشدار زودهنگام موشکی AN/FPS-132 (بلوک 5) نیروی فضایی ایالات متحده که در آنجا مستقر است، ضربه زده و بهطور قابل توجهی آسیب رسانده است. این سیستم دارایی کوچکی نیست: ارزش آن حدود 1.1 میلیارد دلار است و AN/FPS-132 بزرگترین تأسیسات راداری ایالات متحده در خاورمیانه و یک گره حیاتی در معماری هشدار موشکی منطقه است.
در این مرحله، نتیجهگیریهای قطعی درباره میزان آسیبهای جنگی زودهنگام خواهد بود. تصاویر و گزارشهای موجود ناقص باقی مانده و نیاز به تأیید دقیق دارند. علاوه بر این، محیط اطلاعاتی بسیار مورد مناقشه، هرگونه ارزیابی آسیبهای جنگی از منابع باز را پیچیده میکند. بهعنوان مثال، به نظر میرسد که اپراتورهای سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حال پخش تصاویر ماهوارهای جعلی برای بزرگنمایی خسارات ایالات متحده و شکلدهی به ادراکات به نفع تهران هستند.
با این حال، الگوی هدفگیری ایران نشان میدهد که جمهوری اسلامی بر لایه حسگری که زیرساختهای دفاع هوایی و موشکی تحت رهبری ایالات متحده در منطقه را تشکیل میدهد، تمرکز کرده است. تهران به احتمال زیاد در تلاش است تا دادههای هشدار زودهنگام و راداری آمریکایی را که از عملیات دفاع موشکی کشورهای عرب خلیج فارس حمایت میکند، تضعیف کند.
نابود کردن این لایه حسگری ممکن است یکی از عناصر استراتژی وسیعتر ایران برای منطقهای کردن درگیری و گسترش دامنه جغرافیایی آن باشد به امید افزایش هزینههای دیپلماتیک و استراتژیک برای دولت ترامپ. همانطور که قبلاً ذکر شد، در تاریخ 4 مارس نشانههایی بهوجود آمد که ایران یک موشک بالستیک به سمت ترکیه شلیک کرده است، هرچند هنوز مشخص نیست که آیا این پروژه بهطور عمدی به سمت سرزمین ترکیه هدفگذاری شده بود یا از مسیر خود منحرف شده است. در حالی که جزئیات این حادثه محدود باقی مانده است، دفاعهای ناتو در نهایت موشک را رهگیری کردند.
هرگونه تصمیم تهران برای گسترش کمپین موشکی خود به سمت ترکیه بهطور قابل توجهی خطرات تشدید را افزایش میدهد. آنکارا میزبان چندین دارایی حیاتی ناتو است، از جمله یک گره عملیاتی سیستم هشدار و کنترل هوایی، یک تأسیسات راداری X-band مستقر در جلو، ستاد فرماندهی زمینی ناتو و پایگاه هوایی استراتژیک اینجرلیک. حملات نزدیک به این تأسیسات نه تنها میدان نبرد را گسترش میدهد بلکه خطر افزایش مشارکت ناتو را نیز به همراه دارد.
تهران در تاریخ 5 مارس تلاش دیگری برای گسترش جنگ انجام داد، زمانی که پهپادهایی که از ایران منشأ گرفته بودند، ترمینال مسافری فرودگاه بینالمللی نخجوان آذربایجان را هدف قرار دادند و دو نفر را مجروح کردند و همچنین یک مدرسه نزدیک به روستای شکرآباد، نزدیک به مرز ایران و آذربایجان را مورد حمله قرار دادند. در حالی که مقامات ایرانی دخالت در این حوادث را انکار کردند، این حملات میتواند منجر به درگیری اضافی در قفقاز شود. مهمتر از آن، هرگونه تبادل بین تهران و باکو میتواند بیثباتی را در داخل ایران تشدید کند، با توجه به جمعیت بزرگ آذربایجانیتبار که در جمهوری اسلامی زندگی میکنند.
4. ورق برنده: ورود حزبالله به جنگ
در یک اقدام خطرناک، شبهنظامی وابسته به ایران مستقر در لبنان، حزبالله، وارد جنگ شده و جبهه شمالی علیه اسرائیل را گشوده است. در یک اقدام بیسابقه، دولت لبنان بالهای نظامی حزبالله را غیرقانونی اعلام کرده و خواستار تسلیم سلاحهای آن شده است. این تصمیم نشاندهنده خشم فزاینده در میان دایرههای سیاسی بیروت است که برای دههها به حزبالله اجازه فعالیت دادهاند یا به دلیل توانایی آن در انجام فعالیتهای مسلحانه در لبنان محدود شدهاند.
عملیاتی، به نظر میرسد حملات حزبالله بهگونهای طراحی شدهاند که کمپین موشکی ایران را تکمیل کنند. در حالی که اسرائیل موشکهای ایرانی با برد بلندتر را رهگیری میکند، حزبالله امیدوار است که راکتها و پهپادهای با برد کوتاهتری را از لبنان به سمت اسرائیل پرتاب کند تا فشار بر سیستم دفاع هوایی چندلایه اسرائیل را در ارتفاعات پایینتر افزایش دهد. حزبالله همچنین ممکن است بخواهد اسرائیل را به یک حمله زمینی وسیع تحریک کند تا بحران منطقهای را عمیقتر کند.
در حالی که مشارکت حزبالله بهطور چشمگیری تعادل نظامی قدرت را تغییر نخواهد داد، چنین استراتژی بدون شک با تلاشهای ایران برای وارد آوردن فشار دیپلماتیک بر ایالات متحده از طریق گسترش جنگ همراستا خواهد بود.
5. چه مواردی را در هفته دوم کمپین باید زیر نظر داشت
با ورود جنگ به هفته دوم، سیاستگذاران باید تحولات ممکن زیر را زیر نظر داشته باشند:
کاهش بیشتر در سرعت شلیکهای موشکی و پهپادی ایران میتواند نشاندهنده کاهش قابل توجه ظرفیت ضربهزنی جمهوری اسلامی باشد، بهویژه اگر تهران کمتر از 30 پرتاب در روز انجام دهد.
هرگونه تنش در درون دستگاه امنیتی ایران، بهویژه بین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش، میتواند نشاندهنده افزایش نارضایتی در صفوف رژیم باشد. فرارها، ترک خدمتها یا فرسایش انضباط در سپاه پاسداران میتواند این بیثباتی را تسریع کند، در حالی که هرگونه تغییر بیشتر در اهداف اسرائیل در داخل ایران—بهویژه به سمت زیرساختهای امنیتی رژیم—میتواند مشکلات داخلی را برای رهبری روحانی ایران و نخبگان حاکم سپاه پاسداران تسریع کند.
تلاشهای ایران برای گسترش جنگ از نظر جغرافیایی، از جمله هدف قرار دادن ترکیه یا آذربایجان یا افزایش حملات به کشورهای عرب خلیج فارس، میتواند برای تلاشهای متحدان در کنترل هزینههای دیپلماتیک این درگیری مشکلساز باشد.
اگر عمق دفاعهای هوایی و موشکی کشورهای عرب خلیج فارس کاهش یابد، آن کشورها ممکن است مجبور شوند که موشکهای رهگیر را بهطور محدود استفاده کنند یا حفاظت از مناطق خاصی را در اولویت قرار دهند، همانطور که اوکراین در جنگ خود با روسیه انجام داده است.

