این عبارت توسط جنگطلبانی که از سیاست خارجی مداخلهجویانهتر ترامپ حمایت میکنند، تحریف و خراب شده است. زمان تغییر چیزی جدید است.
در سال ۲۰۱۹، جان بولتون توضیح داد که چگونه “آمریکا اول” را تعریف میکند.
او گفت: “ایده این است که در واقع حفاظت از آمریکا بالاترین اولویت است.” این یک نکته منصفانه، هرچند مبهم، از یکی از جنگطلبترین مردان واشنگتن در آن زمان بود.
بولتون ادامه داد: “در سال ۲۰۰۸، جان مککین، نامزد جمهوریخواه، شعارش ‘کشور اول’ بود. حالا چه کسی در این اتاق میخواهد حدس بزند او به کدام کشور اشاره میکرد؟”
واضح است که ایالات متحده. اما بولتون واقعاً چه میخواست بگوید؟ با چهرهای جدی اضافه کرد: “پس برای من توضیح دهید که چه تفاوتی وجود دارد، حداقل در سطح بلبرینگهای تبلیغاتی، بین رویکردهای مککین و ترامپ.”
اوه پسر.
یک دلیل عمدهای که جان مککین در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۰۸ شکست خورد این بود که آمریکاییها خواهان تغییر در سیاست خارجی مداخلهجویانه فاجعهبار دولت بوش بودند و سناتور آریزونا که از سال ۱۹۸۲ در واشنگتن بود، تنها وعده بیشتر از همان را میداد. در سال ۲۰۱۶، دونالد ترامپ وعده یک سیاست خارجی کمتر مداخلهجویانه را میداد، چیزی که باراک اوباما نیز به آن متعهد شده بود، اما در نهایت نتوانست به آن عمل کند زیرا او جنگ بزرگ پهپادهای کشنده را در دهه ۲۰۰۰ تشدید کرد.
مککین به وضوح نامزد جنگطلب و نئوکونservativ بود. اوباما به عنوان یک نامزد ضد جنگ انتخاب شد. ترامپ نیز همینطور.
پدیده ترامپ قرار بود تغییر گارد قدیمی جمهوریخواهان باشد، هرچند به طور ناقص، برای یک ایتوس سیاست خارجی جدید که به پت باکنان و ران پل نزدیکتر بود تا بیل کریستول و دیوید فروم. به همین دلیل بود که بسیاری از نئوکونservatives و جمهوریخواهان جنگطلب از نامزد دموکرات ریاستجمهوری ۲۰۱۶، هیلاری کلینتون، حمایت کردند.
بنابراین، هفت سال پیش، وقتی بولتون سعی کرد برند “آمریکا اول” دونالد ترامپ را به عنوان ادامه مداخلهجویی مککین-بوش تعریف کند، من خندیدم. آیا بولتون واقعاً فکر میکرد که پایگاه محافظهکار اینقدر سادهلوح است؟
دیگر نمیخندم.
جنگطلبان، از جمله نئوکونservatives قدیمی، اکنون مداخلهجویی جنگطلبانه را به عنوان “آمریکا اول” دائماً ارائه میدهند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، نامزد مورد علاقه نئوکونservatives در سال ۲۰۱۶ برای ادامه میراث سیاست خارجی بوش-چنی به همان شیوهای که مککین یک بار سعی کرد، شاید مؤثرترین فرد در بازتعریف “آمریکا اول” باشد. او میگوید “آمریکا اول” به معنای تغییر رژیم به رهبری ایالات متحده در ونزوئلا، احتمال تصرف گرینلند توسط آمریکا و تهدید به جنگ جدید با ایران است. تغییر رژیم در کوبا نیز در دست بررسی است.
معاون رئیسجمهور جی دی ونس میگوید که “آمریکا اول” میتواند به معنای مذاکرات با ایران باشد، اما همچنین میتواند به معنای بمباران ایران باشد. او همچنین هشدار میدهد: “ما در حال تمام شدن زمان هستیم”، که این ادعای سه دههای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را تکرار میکند — که ایران در آستانه توسعه سلاح هستهای است.
ماه گذشته، ونس برکناری رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، را به عنوان منافع ملی آمریکا توصیف کرد و گفت: “در محله ما، ایالات متحده تصمیمگیرنده است. این همیشه به همین شکل بوده است. این بار نیز تحت رهبری رئیسجمهور به همین شکل است.”
وزیر دفاع پیت هگست به مدت هفت ماه قبل از اینکه ایالات متحده به ونزوئلا حمله کند، گفت: “برای قرار دادن آمریکا در اولویت، ما قارههای آمریکا را در اولویت قرار خواهیم داد. ما این کار را با مقابله با تهدیدات مشترک در این نیمکره، تهدیدات جدی که نیاز به پاسخ جدی دارند، انجام خواهیم داد.”
در ژوئن، هگست اعلام کرد که ایالات متحده “برنامه هستهای ایران را نابود کرده و ویران کرده است.”
“آنچه که شما در زمان واقعی مشاهده میکنید، صلح از طریق قدرت و آمریکا اول است”، هگست گفت درست قبل از آن حملات ژوئن. این هفته او گفت پنتاگون “بیش از حد آماده” است تا دوباره به ایران حمله کند اگر این کشور از مذاکرات درباره برنامه هستهای خود امتناع کند، چیزی که به آمریکاییها گفته شده بود تابستان گذشته به طور کامل نابود شده است.
ناراحت از اینکه پایگاهش کاملاً پشت آن حملات به ایران نبود، ترامپ به مایکل شرر در نشریه آتلانتیک گفت که او تعیین میکند آمریکا اول چیست. “خب، با توجه به اینکه من کسی هستم که ‘آمریکا اول’ را توسعه دادم و با توجه به اینکه این اصطلاح تا زمانی که من نیامدم استفاده نمیشد، فکر میکنم من کسی هستم که این را تعیین میکند.”
هیچکس نمیگوید که ترامپ همیشه به یک سناریوی محدودکننده آمریکا اول پایبند بوده است. او به وضوح این کار را نکرده و نمیکند. دوره اول او پر از تصمیمات مداخلهجویانه بود که اغلب با بلاغت او در تضاد بود.
اما او اکنون از آن روزها بیشتر از هر زمان دیگری فاصله دارد، با کمک حامیان و نمایندگانش که خوشحالند آن سناریو را به خود اختصاص دهند.
به سناتور جمهوریخواه نیکونسرویس لندزی گراهام نگاه کنید که اجازه یافته است با اشتیاق MAGA را به تصرف خود درآورد، حتی به حدی که بگوید مأموریت ترامپ این است که “ایران را دوباره بزرگ کند” از طریق جنگ ایالات متحده با آن. رئیسجمهور همین شعار را بدون کنایه به کار برده است.
شخصیتهای طرفدار جنگ در پایگاه ترامپ، مانند مارک لوین، نیز این نشانهها را گرفتهاند.
آیا “آمریکا اول” آنقدر خالی است که اساساً غیرقابل استفاده است، اگر نه مرده؟
کسانی که روح ضد مداخلهگرای آمریکا اول را پذیرفتهاند، مانند مارجوری تیلور گرین، نماینده سابق پوپولیست، و لیبرترینها مانند نماینده توماس مسی و سناتور رند پل، اکنون از سوی ترامپ مورد تنفر قرار گرفتهاند به خاطر دورهای گلف با سناتور گراهام. ترامپ به تازگی مسی را در صبحانه ملی دعا “احمق” نامید.
تاریخنگار لیبرترین بریون مککلاناهان پس از اینکه ترامپ در آوریل ۲۰۱۶ یک سخنرانی مهم درباره سیاست خارجی ارائه داد، با رضایت درباره او نوشت: “
سیاست خارجی سنتی آمریکایی ترامپ یک خروجی تازه از ذهنیت بمبافکن حزب جمهوریخواه مدرن است. بدون شک، ران پل در طول تلاشهای نامزدی ریاستجمهوریاش، یک استراحت مشابهی از ماجراجوییهای آمریکایی ارائه داد و پات بکانان مداخلهگری را به عنوان یک موضوع اصلی در تلاشش برای ریاستجمهوری در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ قرار داد، اما ترامپ توانسته است افراد بیشتری را به دور نامزدی خود جمع کند و بنابراین مداخلهگری را دوباره جذاب کرده است.”
“شاید جنگهای بیپایان و خونریزی بیمعنی آمریکایی سرانجام تحت یک دولت ترامپ متوقف شود”، مککلاناهان اضافه کرد. “در چهل سال، تاریخنگاران ممکن است این دوره را ‘آمریکا اول’ بنامند. یا شاید این دوره عصر ترامپ باشد.” تاریخنگاران ممکن است این زمان را آمریکا اول بنامند. مارکو روبیو و لندزی گراهام نیز ممکن است آن را اینگونه بنامند. اما بسیاری از آن دیگر نخواهد بود. دیگر نه. افرادی که در راس هستند آن را خراب کردهاند.
اما قطعاً این عصر ترامپ است.

