این هفته، نیویورک تایمز و سایر رسانهها گزارش دادند که مقامات ایرانی به نامگذاری مجتبی خامنهای به عنوان جانشین پدر مرحومش به عنوان رهبر عالی تمایل دارند، با این احتمال که مجمع تشخیص مصلحت نظام این انتخاب را در جلسات آنلاین جاری تأیید کند. هرگونه تصمیمی در این زمینه تحت شرایط کنونی با عدم قطعیت همراه خواهد بود—این مجمع به دلیل بمباران دفاتر خود در تهران و قم مجبور به برگزاری جلسات به صورت آنلاین شده است، در حالی که وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرده است که هر رهبر عالی جدید “هدف واضحی برای حذف خواهد بود”، و هشدار داده که ارتش دستور یافته است “برای انجام این مأموریت با تمام وسایل آماده و اقدام کند.” اسرائیل نشان داده است که آماده است تا رهبران دشمن و جانشینان آنها را به سرعت از بین ببرد (به حزبالله در حدود سپتامبر 2024 مراجعه کنید). با این حال، جمهوری اسلامی ممکن است احتیاط را کنار بگذارد و روند انتخاب را تسریع کند به جای اینکه منتظر پایان درگیری باشد تا رهبر جدید را اعلام کند. در هر صورت، ارزش آن را دارد که ارزیابی کنیم مجتبی خامنهای اگر موفق به کسب این مقام و زنده ماندن شود، چه نوع رهبر عالی خواهد بود.
مجتبی به عنوان رهبر سیاسی رژیم؟
با توجه به روابط خانوادگی و سن نسبتاً جوانش (56 سال)، مجتبی در موقعیت خوبی برای تصدی این مقام و استفاده فعال از بیش از 5000 کارمند در دفتر و کادر شخصی پدرش قرار دارد. علاوه بر مشاوران و کارشناسان متعدد، علی خامنهای نمایندگانی در هر استان و وزارتخانه دولتی و همچنین در بسیاری از شهرها و واحدهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) داشت. مجتبی مدتهاست که یک شخصیت مهم در دفتر رهبر عالی بوده است و برخی ناظران ادعا میکنند که او اغلب بر دسترسی به پدرش تأثیر میگذارد و حتی آن را کنترل میکند. او به نظر میرسید که عمدتاً در سایه عمل میکند حتی زمانی که در تلاش برای شکلدهی به تصمیمات مهم بود—از جمله برخی که بد پیش رفتند، مانند تلاش برای انتخاب محمود احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور در سال 2005.
در مقابل، سایر نامزدهای بالقوه باید از ابتدا با نحوه عملکرد رهبر عالی آشنا شوند. علی خامنهای خود چندین سال در مقام خود نیاز داشت تا بتواند به عنوان یک صدای مهم در تصمیمگیریهای رژیم خود را تحمیل کند و زمان بیشتری طول کشید تا کنترل کامل بر دولت و نهادهای انقلابی را برقرار کند. با این حال، این اهرمهای کنترل برای دههها تثبیت شدهاند، بنابراین مجتبی در موقعیت خوبی قرار دارد تا به سرعت بسیاری از اختیارات پدرش را اعمال کند.
مجتبی به عنوان فرمانده کل قوا؟
این جانشینی در یک لحظه فوقالعاده از بحران رژیم در حال وقوع است: جنگ با ایالات متحده و اسرائیل، حذف ناگهانی رهبر قبلی، و اگر مجتبی انتخاب شود، انتقال بیسابقه قدرت درون همان خانواده—که برای جمهوری اسلامی یک نخست است و با توجه به ایدئولوژی و سنتهای رژیم و همچنین تاریخ کشور قبل از انقلاب 1979 بسیار جنجالی است. با توجه به پیشینه مجتبی، پیامدها همچنین در ساختار نظامی تأثیر خواهد گذاشت.
به عنوان بخشی از سابقه طولانیاش به عنوان یک واسطه قدرت در دفتر رهبر عالی، مجتبی نفوذی در نهادهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و مذهبی ایران ایجاد کرده است، از جمله ارتباطات عمیق با شبکههای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. او به طور غیرمستقیم یک شبکه بزرگ پولشویی و سرمایهگذاری خارجی را به منظور تأمین مالی عملیات سپاه اداره میکرد. در یک یادداشت فاش شده که چند سال پیش منتشر شد، امیرعلی حاجیزاده—فرمانده فقید نیروی هوافضای سپاه—مجتبی را به خاطر دانش نظامیاش و حمایت گستردهاش از این سازمان، از جمله تأمین بودجه اضافی برای پروژههای موشکی و پهپادی، ستایش کرده بود.
class=”MsoNormal”>تجربیات نظامی شکلدهنده مجتبی در دوران جنگ ایران و عراق به دست آمد. او به عنوان یک نوجوان، در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تیپ ۲۷ خدمت کرد، عمدتاً در نقشهای غیرنظامی، اما به اندازه کافی برای ایجاد دوستی نزدیک با سایر اعضای “گردان حبیب” کوچک خود، که بسیاری از آنها بعداً در موقعیتهای ارشد در سپاه، خدمات اطلاعاتی و دولت قرار گرفتند. این روابط جنگی همچنان برای پایگاه قدرت او در امروز مرکزی است. بنابراین، اگر او رهبر معظم شود، احتمالاً اقتدار او بیشتر به حفظ انسجام در سپاه و شبکهسازی پشت صحنه بستگی خواهد داشت تا مشروعیت گسترده روحانی.
بعد دیگر شخصی که باید در هر پیشبینی از تصمیمگیریهای آینده مجتبی در نظر گرفته شود، ماهیت تروماتیک جانشینی او است. بر اساس گزارشهای مختلف، حمله نظامی که پدرش را کشت، همچنین مادر، همسر، خواهر و برادرشوهرش را نیز کشت. بنابراین، او ممکن است دیدگاه عمیق وجودی نسبت به تهدیدات امنیتی خارجی داشته باشد، بر قدرت و تابآوری دولت تأکید بیشتری بگذارد و نسبت به پدرش تمایل کمتری به سازش با ایالات متحده نشان دهد. به ویژه در کوتاهمدت، او ممکن است تحت تأثیر احساسات خام و انتقامجویانهای قرار گیرد که ایدئولوژی جمهوری اسلامی را در مواجهه وجودی با آمریکا و اسرائیل تقویت میکند.
در عین حال، دوره او ممکن است شکننده باشد، زیرا جانشینی سلطنتی که تحت شرایط جنگی تحمیل شده، میتواند به راحتی رقابتهای داخلی رژیم را تحریک کند و نارضایتی عمومی علیه نهاد روحانی را به اوج برساند. مجتبی دارای مدارک مذهبی متوسطی است، اما این مانع از آن نشد که پدرش پس از تغییر قانون اساسی در سال ۱۹۸۹ برای تسهیل شرایط تصدی این مقام، رهبر معظم شود. در پاسخ به این و سایر چالشهای بالقوه، مجتبی احتمالاً سعی خواهد کرد که قدرت را به سرعت با تنگ کردن کنترل بر تمام نیروهای مسلح، انجام پاکسازیهای وفاداری در داخل خدمات امنیتی و نظامی، و تقویت نقش مرکزی سپاه در حکومت و اقتصاد، تجمیع کند.
پیامدهای سیاستی
رئیسجمهور ترامپ در مورد مذاکرات جانشینی ایران و احتمال صعود مجتبی، کلمات خود را بهطور مستقیم بیان کرده است. در مصاحبهای که امروز با آکسیوس داشت، او اعلام کرد: “آنها در حال هدر دادن وقت خود هستند. پسر خامنهای فردی سبکوزن است. من باید در انتصاب دخالت کنم، مانند دلسی [رودریگز] در ونزوئلا… پسر خامنهای برای من غیرقابل قبول است. ما به کسی نیاز داریم که هماهنگی و صلح را به ایران بیاورد.”
اینکه آیا اظهارات رئیسجمهور در نهایت بر سیاست ایالات متحده در این زمینه تأثیر میگذارد یا نه، خطرات استراتژیک صعود مجتبی به قدرت روشن است: با توجه به فشارهای شخصی و سیاسی شدید و تحت تأثیر قوی سپاه، او ممکن است گزینههای افراطی را برای بازگرداندن بازدارندگی در خارج و مشروعیت در داخل دنبال کند. بسته به وضعیت قابلیتهای به طور مداوم در حال کاهش ایران، این گزینهها میتواند شامل گسترش حملات موشکی بالستیک (از جمله علیه کشورهای خلیج فارس)، تشدید مشارکتهای نیابتی در جنگ، افزایش سرکوبهای داخلی گسترده برای جلوگیری از شورشها، تسریع فعالیتهای هستهای پنهانی، و بررسی کانالهای تأمین غیرمتعارف برای قابلیتهای موشکی و هستهای در بلندمدت باشد.
به عنوان فرمانده کل جدید، مجتبی احتمالاً استراتژی “تحکیم سرسخت” را در پیش خواهد گرفت؛ به این معنا که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تکیه کرده، عمق استراتژیک را از طریق قدرت قهری تأکید کند و از ابزارهای موشکی و نامتقارن برای نشان دادن تابآوری استفاده کند. در میانمدت، او و سپاه پاسداران ممکن است تصمیم بگیرند که ایران باید به سرعت به دستیابی به سلاحهای هستهای اقدام کند تا از حملات آینده ایالات متحده و اسرائیل جلوگیری کند. اینکه آیا این رویکرد رژیم را تثبیت میکند یا به تکهتکه شدن آن سرعت میبخشد، مرحله بعدی درگیری را شکل خواهد داد. اگر رژیم سقوط کند، مجتبی احتمالاً سعی خواهد کرد با عناصر وفادار باقیمانده سپاه و بسیج همکاری کند تا یک شورش راه بیندازد و تلاشهای مردم ایران برای بازسازی کشورشان را ناکام بگذارد.

