بحثها درباره رابطه ایالات متحده و اسرائیل معمولاً بر روی کمکهای امنیتی متمرکز است، گویی این شراکت عمدتاً یک تمرین در حمایت استراتژیک است. با این حال، این چارچوب نادیده میگیرد که اسرائیل یک قدرت اقتصادی و نوآوری قابل توجه است که ادغام عمیق آن در اکوسیستمهای صنعتی، فناوری و سرمایهگذاری آمریکا، اقتصاد ایالات متحده را تقویت میکند. علاوه بر این، ظرفیت نوآوری اسرائیل برای ساخت و حفظ مزایای نظامی و اقتصادی آمریکا ضروری است.
پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، آژانسهای اعتبار، سرمایهگذاران خارجی و تحلیلگران ژئوپلیتیک فرض کردند که تابآوری اقتصادی اسرائیل تحت فشار یک جنگ چند جبههای و طولانیمدت تضعیف خواهد شد. یکی از آژانسها، مودیز، در سال ۲۰۲۴ رتبه اعتبار اسرائیل را کاهش داد. خروج سرمایه، افزایش هزینههای دفاعی و بسیج صدها هزار نیروی ذخیره از نیروی کار غیرنظامی به این دیدگاه اعتبار بخشید که به اصطلاح ملت استارتاپها، اقتصاد کوچک خود را به لبه پرتگاه رسانده است. برخی ناظران نتیجهگیری کردند که انزوا، خستگی جنگ و فشار مالی، پایههای قدرت اقتصادی اسرائیل را تضعیف خواهد کرد. دیگران فراتر رفتند و به ظاهراً آسیبپذیری اشاره کردند و بر منطق استراتژیک پشت شراکت ایالات متحده و اسرائیل شک کردند.
این ارزیابی پابرجا نمانده است
ادغام نوآوریهای اسرائیلی در صنعت آمریکایی در برابر اختلال مقاوم بوده است. شرکتهای اسرائیلی به تأمین اجزای حیاتی برای سودآورترین شرکتهای فناوری ایالات متحده، از جمله سیسکو، اینتل، موتورولا، مواد کاربردی و اچپی ادامه میدهند. شرکتهای آمریکایی دو سوم از بیش از ۳۰۰ مرکز تحقیق و توسعه (R&D) سرمایهگذاری خارجی در اسرائیل را تأسیس کردهاند، بهدلیل اینکه شراکتها در اسرائیل باعث میشود شرکتهای آمریکایی نوآورتر، رقابتیتر و سودآورتر شوند.
مقیاس این ادغام قابل توجه است. شرکتهای اسرائیلی دومین منبع بزرگ فهرستهای خارجی در NASDAQ پس از چین هستند. در همین حال، سرمایهگذاری اسرائیل در ایالات متحده در دهه گذشته سه برابر شده و به نزدیک به ۲۴ میلیارد دلار رسیده و نشانهای از کاهش ندارد.
ارزش عملی نوآوریهای اسرائیلی برای ایالات متحده در سالهای اخیر تنها بیشتر نمایان شده است. پیشرفتهای اسرائیلی در زمینههای صرفهجویی در آب و انرژی، امنیت سایبری و هوش مصنوعی به چالشهای واقعی که جوامع آمریکایی با آن مواجه بودند، پاسخ داده است. رابطه تجاری ایالات متحده و اسرائیل، که توسط منافع متقابل هدایت میشود، اکنون تقریباً تمام بخشهای حیاتی و نوظهور را در بر میگیرد.
مورد اقتصادی برای شراکت ایالات متحده و اسرائیل نه احساسی است و نه غیرمنطقی. این یک ساختار است و با گذشت هر سال اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا واشنگتن به دنبال مقابله با تسلط روزافزون چین در خاورمیانه و آسیای مرکزی است.
بازدههای استراتژیک: ساختار اقتصادی شراکت ایالات متحده و اسرائیل
در سال ۱۹۸۵، ایالات متحده نخستین توافقنامه تجارت آزاد خود را امضا کرد. شریک آن نه کانادا، نه بریتانیا و نه ژاپن بود. بلکه اسرائیل بود. چهار دهه بعد، نتایج این رابطه ثابت میکند که این شراکت شایسته چنین اولویت بالایی بوده است. تجارت دوجانبه ده برابر افزایش یافته و به حدود ۴۹ میلیارد دلار رسیده است، بهعلاوه نزدیک به ۲۴ میلیارد دلار سرمایهگذاری اسرائیل در ایالات متحده.
معماری نهادی که این رابطه را پشتیبانی میکند، بهطور موازی عمیقتر شده است. یک چارچوب مشترک شایسته توجه ویژه است: بنیاد تحقیق و توسعه صنعتی دوجانبه (BIRD). از سال ۱۹۷۷، این بنیاد ۲۸۲ میلیون دلار را در بیش از ۸۰۰ پروژه تخصیص داده است. این پروژهها بهطور مستقیم و غیرمستقیم حدود ۸ میلیارد دلار فروش تولید کردهاند. توافقات مشترک در سطح کابینه اکنون شامل هوانوردی غیرنظامی، بهداشت عمومی، انرژی، فضا و حمل و نقل خودران میشود. این رابطه ادامه دارد زیرا بازده تولید میکند.
class=”MsoNormal”>سه ویژگی ساختاری اقتصاد اسرائیل وجود دارد که این کشور را به شریک ارزشمندی تبدیل میکند.
اولین ویژگی، چگالی نوآوری است. اسرائیل با ۱۰.۱ میلیون نفر جمعیت، خروجی فناوریای تولید میکند که با کشورهای بسیار بزرگتر از خود رقابت میکند. تعداد شرکتهای اسرائیلی در NASDAQ از مجموع شرکتهای هند، ژاپن و کره جنوبی بیشتر است. بیش از ۲۵۰۰ شرکت آمریکایی در اسرائیل فعالیت میکنند و به طور مستقیم حدود ۷۲,۰۰۰ اسرائیلی را استخدام میکنند.
دومین ویژگی، همراستایی بخشی در فناوریهای آینده است. رابطه اقتصادی ایالات متحده و اسرائیل شامل حوزههایی است که رقابت استراتژیک قرن بیست و یکم در آنها تعیین خواهد شد: امنیت سایبری، هوش مصنوعی، سیستمهای خودران، بیوتکنولوژی، فناوری آب و انرژیهای تجدیدپذیر.
سومین ویژگی، سازگاری نهادی است. اسرائیل یک دموکراسی مبتنی بر حاکمیت قانون است که دارای دادگاههای مستقل، بازارهای سرمایه شفاف و حفاظتهای قوی از مالکیت معنوی است. شرکتهای آمریکایی به دلیل قابلیت اجرای قراردادها و اعتبار حقوقی، تحقیقات و توسعه حساس را در آنجا انجام میدهند. در سال ۲۰۱۹، اسرائیل یک مکانیزم متمرکز برای بررسی سرمایهگذاری امنیت ملی ایجاد کرد و در سال ۲۰۲۲ با کاهش آستانههای مالکیت خارجی و روشن کردن استانداردهای بررسی، آن را تقویت کرد. بخشهای استراتژیک، از جمله بانکداری، بیمه و دفاع، نیاز به تأیید مقررات دارند و وزارت دفاع اسرائیل بر سرمایهگذاری خارجی در حوزه دفاع نظارت میکند.
این چارچوب در رقابت با چین وزن استراتژیک دارد. اثربخشی فناوریهای پیشرفته در نبرد واقعی به این بستگی دارد که سرمایهگذاران در کشورهای دوست مالک و تأمینکننده آنها باشند. رژیم بررسی اسرائیل و حفاظتهای نظارتی خطر نفوذ سرمایههای دولتی غیرشفاف بر فناوریهای حیاتی را کاهش میدهد. بنابراین، اسرائیل برای ایالات متحده به عنوان یک شریک امن و سازگار نهادی در یک اکوسیستم فناوری دموکراتیک عمل میکند و تابآوری را در رقابت گستردهتر هوش مصنوعی و زیرساختهای حیاتی تقویت میکند.
چین میتواند بندرها بسازد و شبکههای کابل زیر دریا را در قارهها ایجاد کند. اما نمیتواند اعتماد نهادی را که اکوسیستمهای نوآوری واقعی به آن وابستهاند، تکرار کند. رژیمهای خودکامه میتوانند سرمایه را به مقیاس بزرگ بسیج کنند، اما در تولید فرهنگ تحقیقاتی باز و ریسکپذیر که ایدهها را به صنایع پایدار تبدیل میکند، با مشکل مواجهاند. اسرائیل این فرهنگ را در چارچوب دموکراتیک ایجاد کرده است که شراکتهای بلندمدت را به جای معاملاتی، ساختاری پایدار میسازد.
نتیجه این است که یک ضربکننده قدرت برای ایالات متحده در سه محور عمل میکند:
نوآوری اسرائیلی مرز فناوری آمریکا را گسترش میدهد. مراکز تحقیق و توسعه در اسرائیل قابلیتهایی تولید میکنند که مستقیماً به زنجیرههای تأمین آمریکایی منتقل میشود.
سرمایهگذاری اسرائیل رفاه اقتصادی داخلی آمریکا را تقویت میکند. شرکتهای تأسیسشده توسط اسرائیلیها مشاغل با ارزش بالایی در بخشهایی ایجاد میکنند که رقابتپذیری بلندمدت را تعیین میکنند.
دیپلماسی فناوری اسرائیل به نظم تحت رهبری ایالات متحده ابزاری رقابتی در کشورهای در حال توسعه میدهد که به دنبال گزینههایی به غیر از پکن هستند. قابلیتهای اسرائیل در زمینه هوش مصنوعی، دفاع سایبری، مدیریت آب و تنوع انرژی در چارچوبی مبتنی بر آمریکا عمل میکند، بنابراین کشورهای آسیبپذیر نیازی به وابستگی به چین ندارند.
به همین دلایل، اسرائیل یک عامل حیاتی در امنیت و ظرفیت اقتصادی آمریکا است.
سودمندی تابآوری
کسانی که پیشبینی کرده بودند اقتصاد اسرائیل ویران خواهد شد، مجبور به بازنگری شدهاند. در ژانویه ۲۰۲۶، مودیز چشمانداز خود را برای اسرائیل از منفی به پایدار تغییر داد و به کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی و تابآوری نشان داده شده اشاره کرد.
بانک اسرائیل پیشبینی میکند که تولید ناخالص داخلی این کشور در سال ۲۰۲۶ به میزان ۵.۲ درصد رشد خواهد کرد که به کاهش کسری بودجه کشور کمک خواهد کرد. صندوق بینالمللی پول ارزیابی دیگری ارائه داده است که رشد ۴.۸ درصدی را پیشبینی میکند. دادههای بانک اسرائیل همچنین نشان میدهد که ذخایر ارزی به ۲۳۳ میلیارد دلار رسیده و نرخ بیکاری به ۳ درصد کاهش یافته است. شاخص TA-125، بازار سهام اسرائیل، در ژانویه ۲۰۲۶ به میزان ۹ درصد افزایش یافته است.
اقتصادی که میتواند در شرایط جنگی طولانی و چند جبههای به رشد خود ادامه دهد و ذخایر ارزی خود را حفظ کند، ارزش استراتژیک فراتر از یک شریک مالی دارد. بنابراین اسرائیل نشان داده است که اقتصاد آن دارای چندین ویژگی است که به ایالات متحده سود میرساند، از جمله موارد زیر:
قابلیت اطمینان زنجیره تأمین تحت فشار. بخشهای فناوری و دفاع اسرائیل تحت شرایط جنگی پایدار به فعالیت خود ادامه دادند. این عملکرد نشاندهنده تابآوری نهادها است. تولید، صادرات و برنامههای مشترک با وجود حملات موشکی، بسیج ذخایر و فشار سایبری پایدار حفظ شد.
این تابآوری با Pax Silica، تلاش پیشرو وزارت امور خارجه ایالات متحده برای ایجاد یک اجماع جدید میان متحدان و شرکای مورد اعتماد در زمینه هوش مصنوعی، زنجیرههای تأمین فناوری و امنیت اقتصادی همراستا است. واشنگتن اسرائیل را در این چارچوب ادغام کرده است زیرا حاکمیت فناوری به گرههای قابل اعتماد و آزمایششده در میدان بستگی دارد. در رقابت با چین، تداوم تحت آتش اعتبار و دوام اکوسیستم فناوری متحدان را تقویت میکند.
حفظ سرمایه. سرمایه آمریکایی که در اسرائیل به کار گرفته شده است، عملکرد خوبی داشته و نیازی به اقدامات تثبیت اضطراری نداشته است. بازارهای مالی عملکرد خود را حفظ کردند، فعالیتهای سرمایهگذاری ادامه یافت و جریانهای سرمایهگذاری فرامرزی با وجود شرایط جنگی سقوط نکردند. در یک محیط جهانی که در آن درگیریها اغلب ارزش داراییها را کاهش میدهند، اسرائیل نشان داده است که اعتبار نهادها و ادغام بازار میتواند سرمایه آمریکایی را حتی در شرایط جنگی حفظ کند.
اعتبار بازدارندگی. هر شاخص اقتصادی اسرائیل که ثابت یا بهبود یافته است، اعتبار نظم منطقهای مبتنی بر آمریکا را تقویت کرده است. ثبات اسرائیل تحت فشار، بازدارندگی ایالات متحده را تقویت کرده و قدرت چارچوب رهبری ایالات متحده را نشان داده است. دشمنان اکنون متوجه شدهاند که حتی فشار اقتصادی پایدار نیز به راحتی نمیتواند اقتصادهای ایالات متحده یا متحدان را از هم بپاشد. ثبات تحت فشار، دوام را به نمایش میگذارد که خود یک دارایی استراتژیک است.
این قرن تاکنون شاهد شوکهای اقتصادی مکرر بوده است: بحرانهای مالی، پاندمیها و اختلالات در زنجیرههای تأمین کلیدی مانند نیمههادیها و انرژی. شراکتهایی که تحت فشار دوام میآورند، از آنهایی که تنها در شرایط پایدار عملکرد دارند، اهمیت بیشتری دارند. اسرائیل چنین تابآوری را نشان داده است که ارزش آن به عنوان یک متحد را ثابت میکند.
بازگشتهای آمریکایی
رابطه اقتصادی ایالات متحده و اسرائیل همچنین مزایای زیادی برای اقتصاد داخلی آمریکا فراهم میکند.
نخست، سرمایهگذاریهای اسرائیلی مشاغل با ارزش بالایی در آمریکا ایجاد میکند. در نیویورک، نزدیک به ۶۰۰ شرکت تأسیسشده توسط اسرائیلیها ۱۹.۵ میلیارد دلار تولید ناخالص و بیش از ۵۷,۰۰۰ شغل را حمایت کردند. در فلوریدا، ۴۲۹ شرکت تأسیسشده توسط اسرائیلیها ۷.۳ میلیارد دلار تولید کردند. در ویرجینیا، ۱۱۹ شرکت ۲.۳ میلیارد دلار تولید کردند. در کالیفرنیا و ماساچوست، شرکتهای اسرائیلی هزاران شغل با دستمزد بالا در زمینههای نیمههادیها، انرژی پاک و بیوتکنولوژی حمایت میکنند.
این مشاغل موجب افزایش بهرهوری، تقویت پایههای مالی محلی و تثبیت خوشههای نوآوری میشوند. تضعیف این روابط هزینههای اقتصادی مستقیمی را بر جوامع آمریکایی تحمیل خواهد کرد که شامل کاهش سرمایهگذاری، کند شدن پویایی فناوری و کاهش ظرفیت صنعتی میشود.
اما آمار اشتغال تنها لایه قابل مشاهده این رابطه را به تصویر میکشد. بعد مهمتر ظرفیت صنعتی مشترک است. ایالات متحده و اسرائیل به طور فزایندهای از طریق توسعه مشترک، تولید مشترک، زنجیرههای تأمین یکپارچه و تحقیقات مشترک که فناوریها را از مفهوم به اجرا میبرد، به هم مرتبط هستند.
رقابت استراتژیک مدرن نه بر اساس حجم کل تجارت بلکه بر کنترل اکوسیستمهای تولید استوار است. مزیت تعیینکننده در توانایی پایدار برای طراحی، نمونهسازی، تولید، تأمین، مقیاسگذاری و بهروزرسانی مداوم سیستمهای پیچیده در بخشهای حیاتی نهفته است.
شراکت ایالات متحده و اسرائیل در این سطح عمل میکند. این شراکت مقیاس و سرمایه آمریکایی را با تخصص فنی اسرائیلی ترکیب میکند که معماری تولید مشترکی را برای رقابت استراتژیک بلندمدت تقویت میکند.
در زمینه نیمههادیها، اسرائیل به عنوان یک مرکز طراحی متحد در زنجیرههای تأمین آمریکایی عمل میکند. در زمینه امنیت سایبری، شرکتهای اسرائیلی اولین لایه دفاعی برای زیرساختهای آمریکایی هستند. فناوریهای اسرائیلی همچنین امنیت غذایی و آبی ایالات متحده را تقویت کرده و تجهیزات پزشکی و تشخیصی را به بیمارستانهای آمریکایی تأمین میکنند. شرکتهای دفاعی اسرائیلی سیستمهای اثباتشده در میدان را بدون زمانهای طولانی توسعه به نیروهای نظامی ایالات متحده ارائه میدهند. در زمینه هوش مصنوعی و سیستمهای خودران، تخصص اسرائیلی طراحی نیمههادی، امنیت سایبری و کاربردهای دفاعی را به پلتفرمهای قابل اجرا ادغام میکند.
نوآوریهای اسرائیلی در سیستمهای آمریکایی بافته شده است و این ادغام رقابت اقتصادی بینالمللی را شکل میدهد. چالش استراتژیک پیش روی ایالات متحده تنها حفظ رشد داخلی نیست، بلکه حفظ رهبری فناوری در جبههای در حال گسترش از رقابت است. هیچ کشور واحدی نمیتواند بر هر بخش حیاتی تسلط یابد. جبهه فناوری رقابت ایالات متحده و چین—شامل نیمههادیها، هوش مصنوعی، امنیت سایبری، انرژی، آب، بیوتکنولوژی و دفاع—برای حتی بزرگترین اقتصاد جهان بسیار وسیع است.
مدل همتوسعه اسرائیلی ظرفیت تحقیق و توسعه ایالات متحده را بدون خطر سازش گسترش میدهد. در عین حال، چین سرمایه دولتی را به کار میگیرد تا سایر کشورها به زنجیرههای تأمین، زیرساختهای دیجیتال و استانداردهای فنی خود وابسته شوند، بهویژه در این بخشها. پاسخ آمریکایی نمیتواند این باشد که سعی کند چین را در بازی خودش شکست دهد. واشنگتن باید یک پایگاه نوآوری متحد را پرورش دهد که عمق جمعی آن از سیستمهای متمرکز بیشتر باشد. اسرائیل در این پایگاه موقعیتی بالغ دارد که از طریق دههها عملکرد و اثبات در شرایط فشار به دست آمده است.
تهدید تحریم
شراکت اقتصادی ایالات متحده و اسرائیل یک دارایی استراتژیک است که بازده آن در حال تسریع است. واشنگتن باید آن را عمیقتر و محافظت کند. از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، شتاب پشت جنبشهای تحریم در اروپا گسترش یافته و آنچه که به عنوان سیگنال سیاسی آغاز شد اکنون پیامدهای نظارتی و تجاری به همراه دارد. این روند نه تنها منافع اسرائیل را تهدید میکند بلکه انسجام صنعتی غرب و شراکتهای فراآتلانتیکی که رقابتپذیری آمریکایی را پشتیبانی میکند نیز به خطر میاندازد.
شراکتهای دفاعی اروپا با اسرائیل با تناقضی مواجه است
دامنه اقدام اروپا علیه صنعت دفاعی اسرائیل به سرعت گسترش یافته است، از جمله در کشورهای زیر:
اسلوونی در اوت ۲۰۲۵ یک تحریم کامل تسلیحاتی بر اسرائیل اعمال کرد.
اسپانیا یک تحریم کامل بر صادرات و واردات مواد دفاعی، کالاهای دو منظوره و فناوریها به و از اسرائیل وضع کرد. این اقدام شامل ممنوعیتهای عبور برای هواپیماها و کشتیهای مرتبط است.
ایتالیا مجوزهای جدید صادرات تسلیحات را معلق کرد
هلند ارسال قطعات F-35 را متوقف کرد، هرچند که دادگاهها در حال ارزیابی مجدد این اقدام هستند.
بلژیک محدودیتها را گسترش داد تا شامل انتقال تسلیحات از طریق سرزمین خود شود.
ایرلند پیشنهاد تحریم تجارت دو منظوره را پس از صادرات ۹۷ میلیون یورو تجهیزات شبکه، ذخیرهسازی داده و امنیت سایبری از اکتبر ۲۰۲۳ مطرح کرد. شرکتهای چندملیتی مانند اینتل، گوگل و مایکروسافت با خطرات احتمالی تحت قوانین ضد تحریم آمریکا مواجه شدند.
با این حال، کشورهای اروپایی هنوز به سیستمهای دفاعی اسرائیل وابسته هستند. آنها تقریباً نیمی از ۱۴.۸ میلیارد دلار صادرات دفاعی اسرائیل را خریداری میکنند در حالی که به طور همزمان در حال بازسازی ظرفیت دفاعی خود هستند زیرا جنگ روسیه و اوکراین ادامه دارد.
تحولات اخیر در صنعت دفاعی اسرائیل این تناقض را برجسته میکند:
رومانی در ژوئیه ۲۰۲۵ یک قرارداد ۲.۳ میلیارد یورویی برای دفاع هوایی با رافائل امضا کرد.
لتونی در ژوئن ۲۰۲۵ برای خرید سیستمهای ضد تانک اسپایک توافق کرد.
آلمان در دسامبر ۲۰۲۵ اولین سیستم دفاع موشکی بالستیک اگزواتموسفری Arrow 3 را از اسرائیل دریافت کرد، با یک مراسم رسمی تحویل در یک پایگاه نیروی هوایی آلمان نزدیک برلین. این تحویل بر اساس توافقی در سال ۲۰۲۳ انجام شده که در ابتدا ارزش آن حدود ۴ میلیارد دلار بود. در همان ماه، آلمان توافق کرد که قرارداد را به میزان حدود ۳.۱ میلیارد دلار گسترش دهد، که ارزش کل آن را به حدود ۶.۵ میلیارد دلار میرساند و آن را به بزرگترین صادرات دفاعی در تاریخ اسرائیل تبدیل میکند.
بنابراین، دولتهای اروپایی در یک کانال تجارت را محدود میکنند در حالی که در کانال دیگری ادغام دفاعی را عمیقتر میکنند. آنها این کار را انجام میدهند زیرا جایگزینی تأمینکنندگان اسرائیلی هزینهها را افزایش میدهد، زمانهای تحویل را طولانیتر میکند و بازارهای دفاعی را تحت فشار قرار میدهد.
پیامدها برای ایالات متحده
برای واشنگتن، ریسکها فراتر از تجارت دوجانبه است. بحثهای اتحادیه اروپا درباره تعلیق چارچوبهای تجاری بر سیستمهای تجاری که از شرکتهای آمریکایی که در سراسر اروپا و اسرائیل فعالیت میکنند، حمایت میکند، تأثیر میگذارد. محدودیتهای ایرلند یا اسپانیا بر فناوری دو منظوره زنجیرههای تأمین را که تحقیق و توسعه اسرائیل را به پلتفرمهای آمریکایی در امنیت سایبری، نیمههادیها و تولید پیشرفته متصل میکند، مختل میکند.
این موضوع همچنین برای پایه صنعتی ایالات متحده و تابآوری بلندمدت به سه دلیل ساختاری اهمیت دارد:
شکلگیری سرمایه و سیگنالدهی سرمایهگذاری. پایه صنعتی ایالات متحده نه تنها به ورودیها بلکه به جریانهای سرمایه قابل پیشبینی و یک محیط سرمایهگذاری مورد اعتماد نیز وابسته است. مشارکتهای فناوری یکپارچه ایالات متحده و اسرائیل به سرمایهگذاران جهانی سیگنال ثبات نهادی میدهد. زمانی که تکهتکه شدن سیاسی یا اقدامات تحریمی این ارتباطات را مختل میکند، عدم قطعیتهای نظارتی را معرفی میکند که باعث سرد شدن سرمایهگذاریهای مشترک، تأخیر در استقرار سرمایه و تضعیف برنامهریزی صنعتی بلندمدت میشود. بنابراین، تابآوری صنعتی نیازمند اعتماد به تداوم شبکههای تولید همپیمانان است.
زمان برای استقرار و آمادگی عملیاتی. قدرت صنعتی تابع سرعت خروجی است. رقابتپذیری ایالات متحده به فشردهسازی زمان از مفهوم تا استقرار در سیستمهای دفاعی، سایبری و تولید پیشرفته بستگی دارد. شرکتهای اسرائیلی فناوریهای آزمایششده عملیاتی و چرخههای تکرار سریع را ارائه میدهند که زمانهای استقرار ایالات متحده را کوتاه میکند. اگر این ارتباطات محدود شود، زمان برای استقرار افزایش مییابد، هزینههای تأمین افزایش مییابد و پاسخگویی پایه صنعتی ایالات متحده در شرایط بحران کاهش مییابد.
خودکفایی استراتژیک در سیستم متفقین. پایه صنعتی ایالات متحده به شرکای مورد اعتماد وابسته است تا عمق فناوری را حفظ کند بدون اینکه به اکوسیستمهای متخاصم وابسته باشد. ادغام با اسرائیل حوزه تولید متفقین را تقویت میکند و به این ترتیب وابستگی به زنجیرههای تأمین تحت هدایت چین یا دیگر کشورها را کاهش میدهد. اگر این شراکتها تضعیف شوند، شرکتهای آمریکایی باید تأمین منابع را به سمت بازارهای کمتر قابل اعتماد یا متخاصم تغییر دهند که این امر در معرض فشار قرار گرفتن را افزایش میدهد و فضای مانور واشنگتن را در بحرانها تنگتر میکند.
دینامیک تحریم اکنون تهدیدی برای معماری نوآوری و تولید یکپارچه است که مزیت ایالات متحده را در بخشهای حیاتی حفظ میکند. این یک مسئله ساختاری برای رقابتپذیری و انسجام اتحاد ایالات متحده است.
توصیهها
واشنگتن باید به شراکت ایالات متحده و اسرائیل به عنوان یک معماری صنعتی استراتژیک نگاه کند و بر این اساس عمل کند. در زیر چهار اقدام مشخص برای انجام این کار آمده است.
مقابله با اثرات تحریم. از قوانین تجاری، مقامات مالی و قوانین ضد تحریم برای جلوگیری از اقداماتی که ادغام فناوری ایالات متحده و اسرائیل را مختل میکند، استفاده کنید. محدودیتهای اروپایی که بر شرکتهای آمریکایی تأثیر میگذارد باید به عنوان موانع تجاری تلقی شود و از طریق نفوذ دوجانبه و کانالهای چندجانبه مورد رسیدگی قرار گیرد. در واقع، واشنگتن میتواند با تعرفههای هدفمند، استثنائات تأمین، تنظیمات کنترل صادرات، بررسیهای سرمایهگذاری یا تعلیق توافقهای همکاری خاص در بخشها پاسخ دهد. هدف این است که هزینه رفتار تبعیضآمیز را افزایش دهیم تا متقابل بودن به انتخاب منطقی تبدیل شود. به موازات این، واشنگتن باید یک چارچوب فناوری ساختاریافته ایالات متحده-اسرائیل-اتحادیه اروپا را نیز ارائه دهد تا تأمین، دفاع و سیاستهای دیجیتال را در یک سیستم متحد همسو کند.
مدرنیزه کردن چارچوب تجارت آزاد. کاخ سفید باید توافقنامه تجارت آزاد ایالات متحده و اسرائیل در سال 1985 را بهروز کند تا اقتصاد دیجیتال و خدمات محور را منعکس کند. دولت همچنین باید مفاد الزامی در مورد جریان دادهها، همراستایی استانداردهای هوش مصنوعی و امنیت سایبری، تسهیل سرمایهگذاریهای مشترک در فناوریهای حیاتی و حفاظت در برابر فشارهای شخص ثالث را گنجانده کند. قطعیت نظارتی یک دارایی رقابتی در اکوسیستمهای فناوری است.
نهادینه کردن تولید مشترک در فناوریهای حیاتی. ایالات متحده باید تلاش کند تا قراردادهای تأمین خود با اسرائیل را به تولید مشترک ساختاریافته در بخشهایی که قابلیتهای اسرائیلی شکافهای ظرفیت ایالات متحده را تکمیل میکند، تغییر دهد. این تلاش باید به دنبال گنجاندن سیستمهای پیشرفته دفاعی، سایبری و فناوریهای نوظهور در خطوط تولید آمریکایی باشد تا عمق صنعتی ایالات متحده را افزایش دهد.
ایجاد یک پلتفرم ادغام صنعتی دوجانبه. آمریکا باید یک مکانیزم تطابق صنعتی فدرال ایجاد کند که شرکتهای اسرائیلی را به خوشههای تولید ایالات متحده متصل کند. این مکانیزم باید مشوقها را به تولید فیزیکی، توسعه نیروی کار و ادغام زنجیره تأمین در خاک آمریکا مرتبط کند تا ظرفیت تولید مشترک را تقویت کند.
به طور کلی، این اقدامات شراکت ایالات متحده و اسرائیل را در سطحی که در رقابت استراتژیک اهمیت دارد، تأمین میکند: کنترل سرمایه، اکوسیستمهای تولید و همراستایی نهادها.
نتیجهگیری
منتقدان شراکت ایالات متحده و اسرائیل آن را به عنوان یک توافق میراثی که به عادت و ترجیحات خاص گروههای ذینفع وابسته است، معرفی میکنند. در واقع، این یک نمونه از توسعه مشترک متحدان تحت شرایط رقابت استراتژیک است. چالش اصلی که ایالات متحده با آن مواجه است، ساختن یک نظم اقتصادی بینالمللی است که بتواند در طول زمان از گزینههای استبدادی پیشی بگیرد. رابطه ایالات متحده و اسرائیل نشان میدهد که آن نظم چگونه به نظر میرسد زمانی که به بلوغ میرسد: نوآوری یکپارچه، اعتماد نهادینه و تابآوری که تحت فشار تأیید شده است.
ائتلافهایی که بر اساس توسعه مشترک و ظرفیت صنعتی مشترک ساخته شدهاند، بازدههای تجمعی ایجاد میکنند. ایالات متحده یکی از این ائتلافها را دارد که به خوبی عمل میکند. واشنگتن اکنون باید آن را حفظ کرده و به عنوان بخشی از یک ساختار اقتصادی متحدان برای نسل بعدی گسترش دهد.

