تقاطع نارضایتی داخلی مردمی و فشار استراتژیک خارجی در ایران، مطالعهای پیچیده در جغرافیای سیاسی معاصر خاورمیانه را ارائه میدهد. پس از ماهها درگیریهای شدید منطقهای و بمبارانهای هوایی، دادههای نظرسنجی تجربی نشان میدهد که نظر عمومی ایرانیان به شدت از فرضیات دیپلماتیک استاندارد در پایتختهای غربی منحرف است. در حالی که مذاکرات بینالمللی به طور فزایندهای بر ناوبری دریایی و مهار هستهای تمرکز میکنند، بخشهای بزرگی از جمعیت داخلی همچنان از اقدامات خارجی که به تغییر سیاسی ساختاری معطوف است، حمایت میکنند.
پایداری احساسات ضد نظامی با وجود خشونت شدید دولتی نشان میدهد که بیگانگی اجتماعی از رهبری روحانی در میان بخشهای کلیدی جمعیتی ریشهدار باقی مانده است. تحلیل دادههای نظرسنجی اخیر نشان میدهد که نظر عمومی ایرانیان عملیات نظامی خارجی را از منظر مداخله انسانی به جای تهاجم خارجی مینگرند. بنابراین، استراتژیهای سیاست خارجی که به طور انحصاری بر ثبات کوتاهمدت تمرکز دارند، در معرض خطر نادرست تفسیر کردن دوام مقاومت داخلی قرار دارند. درک این نگرشهای داخلی برای ارزیابی ثبات منطقهای درازمدت ضروری است، زیرا همراستایی بین نارضایتی مدنی و فشار خارجی به طور مداوم مسیر استراتژیک خلیج فارس را بازتعریف میکند.

تغییرات نظر عمومی ایرانیان و انتظارات جنگ
در ژانویه، در اوج دور اخیر اعتراضات ضد رژیم ایران، رئیسجمهور دونالد ترامپ از مردم ایران حمایت کرد. او در پستی در شبکه اجتماعی Truth Social در تاریخ ۱۳ ژانویه اعلام کرد: “میهنپرستان ایرانی، به اعتراضات ادامه دهید – نهادهای خود را تصاحب کنید!!!… کمک در راه است.” به همین دلیل، کمپین نظامی ایالات متحده و اسرائیل که کمی بیش از یک ماه بعد آغاز شد، به طور طبیعی توسط بسیاری به عنوان تلاشی برای مجازات حاکمان روحانی ایران به خاطر سرکوبشان و شاید حتی برای فراهم کردن زمینهای برای نوعی تغییر بنیادی در رژیم تهران تلقی شد.
چرا دیپلماسی نظر عمومی ایرانیان را نادیده میگیرد
با این حال، پنج ماه جلوتر برویم و نتایج بسیار متفاوت بوده است. از بهار امسال، دیپلماسی آمریکا به طور عمده بر فشار به رژیم ایران برای بازگشت به میز مذاکره متمرکز شده است—در ابتدا برای چانهزنی بر سر برنامه هستهایاش و اخیراً برای بازگشایی تنگه هرمز. در این روند، به نظر میرسد ایده کمک به مردم ایران به حاشیه رفته است.
پس، ایرانیان درباره این درگیری و وضعیت کنونی کشورشان پس از نزدیک به نیم سال جنگ چه نظری دارند؟ یک نظرسنجی جدید مبتنی بر اینترنت که توسط GAMAAN، گروه نظرسنجی مستقر در هلند که بر ارزیابی نگرشها در ایران متمرکز است، انجام شده، برخی افشاگریهای شگفتانگیز و قابل توجه را ارائه میدهد.

اعتراضات نظر واقعی مردم ایران را فاش میکند
نکته اول این است که اعتراضات ژانویه 2026 علیه جمهوری اسلامی به مراتب وسیعتر از آنچه در غرب به طور معمول درک شده، بوده است. از بیش از 31,000 پاسخدهندهای که GAMAAN با استفاده از VPN و سایر فناوریهای دور زدن نظرسنجی کرده، یک چهارم “گزارش دادهاند که در اعتراضات خیابانی ژانویه 2026 شرکت کردهاند.” این درصد، به گفته GAMAAN، معادل “تقریباً 14 میلیون نفر با سواد بالای 15 سال” است که به نوعی در آخرین موج اپوزیسیون ایران شرکت کردهاند.
نظرسنجیها نظر واقعی مردم ایران را ثبت میکنند
شایان ذکر است که از آنجا که این نظرسنجی به VPNها و روشهای دور زدن اینترنت متکی بوده، یافتههای آن به طور طبیعی ممکن است به سمت ایرانیان جوانتر، تحصیلکردهتر و شهریتر متمایل باشد. با این حال، اگر این یافتهها به هر شکلی نماینده باشند، نشاندهنده یک موج اعتراضات گسترده است که تاکنون به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
نظر عمومی ایرانیان تحت سرکوبهای شدید باقی میماند
این موضوع به نوبه خود، کمک میکند تا توضیح دهد رژیم ایران تا چه حد برای سرکوب اعتراضات پیش رفت—از راهاندازی طولانیترین خاموشی اینترنت در تاریخ تا کشتن بیش از 36,000 فعال اپوزیسیون. این همچنین منطق پشت سرکوبی را که اکنون توسط رهبران باقیمانده ایران انجام میشود، روشن میکند، از فشارهای تازه بر اقلیتهای مذهبی مانند بهاییها تا تلاشهای مداوم برای محدود کردن جریان اطلاعات در جمهوری اسلامی و سرکوب مجدد مسائلی مانند الزام به پوشیدن حجاب برای زنان.
دوم این است که، با وجود سختیهایی که در نیمهسال گذشته متحمل شدهاند، بسیاری از ایرانیان جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را به شکل مثبتی میبینند. مطالعه GAMAAN نشان میدهد که “حدود ۴۰ درصد عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل را به عنوان نوعی ‘مداخله انسانی’ تلقی کردهاند.” این رقم بازتابدهنده این واقعیت است که ایرانیان عادی به خوبی درک میکنند که اسیر جمهوری اسلامی هستند و همچنان امیدوارند که غرب به نوعی آنها را آزاد کند.
نگرشها نسبت به رئیسجمهور ترامپ و نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، این واقعیت را منعکس میکند: این دو رهبر حداقل تا حدی در ایران محبوبیت دارند—ترامپ هنوز ۴۴ درصد تأیید را در نظرسنجی GAMAAN به خود اختصاص میدهد، در حالی که نتانیاهو ۵۱ درصد را کسب میکند. این نشاندهنده دیدگاه عمومی مثبت نسبت به نیتهای آمریکایی و اسرائیلی است، با وجود سختیهایی که در نیمهسال گذشته بر مردم ایران تحمیل شده است.
واشنگتن باید با نظر عمومی ایرانیان همراستا شود
تمام این موارد باید برای دولت ترامپ مهم باشد، زیرا واقعیت داخلی را منعکس میکند که به سادگی در مذاکرات کنونی بین واشنگتن و تهران منعکس نشده است. علاوه بر این، همانطور که نتایج اخیر GAMAAN تأکید میکند، پتانسیل تغییر سیاسی معنادار در ایران همچنان وجود دارد، با وجود نظم جدید نظامی حاکم بر کشور. تنها سوال این است که آیا ایالات متحده آماده است تا بیشتر اقدام کند تا اطمینان حاصل کند که وقتی ایرانیان دوباره به خیابانها میآیند، بهتر آماده و قادر از آنچه در ژانویه بودند، باشند.
ایرانیان هنوز امیدوار به این موضوع به نظر میرسند. واشنگتن نباید آنها را ناامید کند.

