برای روسیه، پیامدهای نزدیکی ایالات متحده و چین — حتی اگر بر اساس convenience و نه conviction باشد — عمیق است.
شراکت روسیه و چین هیچ محدودیتی ندارد — اگر به گفته رهبران دو کشور باور داشته باشید. اما واقعیت چندان راحت نیست.
این یک ازدواج ناآرام از convenience است، رابطهای که با اهداف متضاد محدود شده است: روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین میخواهد آنچه را که از نظم بینالمللی پس از جنگ سرد باقی مانده است، تخریب کند و آن را به تصویر خود در کرملین بازسازی کند. در حالی که رویکرد تدریجی متضاد چین برای ایجاد یک سیستم جهانی چینمحور نیاز به حفظ ثبات، پیشبینیپذیری و ظاهری از نظم مبتنی بر قوانین دارد.
پوتین در عجله است زیرا او یک فرصت محدود برای بهرهبرداری از نقاط قوت خود با سوءاستفاده از تقسیمات میان آنچه او به آن “غرب جمعی” میگوید، دارد. با این حال، نقاط ضعف او به وضوح قابل مشاهده است: مداخله ایالات متحده در ونزوئلا، عدم تمایل کرملین به دفاع از ایران و سقوط رژیم اسد در سوریه در اواخر 2024 همه بخشی از یک الگو هستند — الگوی روسیهای که تحت فشار و ضعیف شده و در میان متحدانش در جنوب جهانی کمتر قابل اعتماد و کمتر مورد اعتماد است.
و در حالی که رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، گاهی اوقات روسیه و چین را به عنوان یک تهدید جمعی برای ایالات متحده مطرح میکند — به عنوان مثال در مورد توجیه سیاست خود در گرینلند — واشنگتن در واقع بیشتر به شکلدهی به دینامیکهای جهانی با پکن علاقهمند است تا با مسکو.
ملاقات 2025 بین ترامپ و رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، در سئول نشان داد که دولت ترامپ اکنون ارزش جداسازی “سوال روسیه” از “سوال چین” را میبیند و در ایجاد یک رابطه عملی از همکاری اقتصادی و Machtpolitik با پکن است. و اگرچه بسیاری از کارشناسان این احتمال را به سادگی رد میکنند، کرملین از آن نگران است — به دلایل خوبی.
برای روسیه، پیامدهای نزدیکی ایالات متحده و چین — حتی اگر بر اساس convenience و نه conviction باشد — عمیق است.
چنین تغییری روسیه پوتین را به وضعیت یک بازیگر ثانویه در صحنه بینالمللی تنزل میدهد و به شدت اهرم آن را تضعیف میکند — نه کمترین در اوکراین. وابستگی رهبر روسیه به تأمینهای چینی برای ماشینآلات، تجهیزات و حمل و نقل کالاهای ضروری برای ادامه جنگش به سطوح بیسابقهای رسیده است.
بدون چین، ماشین جنگی پوتین احتمالاً در 12 ماه یا حتی کمتر متوقف میشد.
به همین دلیل واکنش مسکو به ملاقات ترامپ-شی به طور پیشبینیپذیری جنگطلبانه بود، با کانالهای تلویزیونی نزدیک به کرملین که به این واقعیت اشاره میکردند که موشکهای جدید هستهای روسیه میتوانند جهان را به فاجعه زیستمحیطی فرو ببرند یا میلیونها نفر را در یک لحظه نابود کنند — نشانهای قطعی از این که پوتین نگران شده است.
درست است که رابطه چین و روسیه از سال 2022 به طور قابل توجهی تقویت شده است و چین تاکنون کار چندانی برای محدود کردن تهاجم پوتین انجام نداده است. وزیر امور خارجه چین، وانگ یی، همچنین reportedly به نماینده عالی اتحادیه اروپا، کایا کلاز، گفته است که کشورش نمیخواهد ببیند روسیه در اوکراین شکست بخورد، زیرا در این صورت ایالات متحده توجه خود را بر روی پکن متمرکز خواهد کرد.
اما حفظ شراکت مسکو-پکن بر این فرض استوار است که هر دو کشور در چالش و مقاومت در برابر ایالات متحده با هم بیشتر سود میبرند. و اکنون این موضوع در سوال است.
class=”MsoNormal”>این یک اشتباه محاسباتی از سوی واشنگتن بود که در ابتدا بر این باور بود که میتواند مسکو را با ارائه امتیازاتی از پکن جدا کند و چین را از موضع قدرت درگیر کند. اما این استراتژی تغییر کرده است، به طوری که ترامپ دیدار اخیر خود با شی را به عنوان “۱۲ از ۱۰” توصیف کرده و با اشتیاق دعوت به سفر به چین در آوریل را پذیرفته است.
رویکرد عملیاتی رهبر ایالات متحده قطعاً به سبک شی نزدیکتر است، که درهای دستیابی پکن به اهدافش در زمینه تجارت و هژمونی در همسایگی نزدیک خود را باز میکند. علاوه بر این، هیچکدام تمایلی به تحریک درگیری نظامی با یکدیگر ندارند. ترامپ، از طرف خود، قول داده است که “جنگهای بیپایان” آمریکا را کاهش دهد — حتی اگر او ایران را بمباران کرده و به چندین کشور همسایه تهدید کرده باشد. و در حالی که شی به تایوان چشم دوخته است، او به دلایل زیادی باید از جنگ با ایالات متحده اجتناب کند به دلیل خطرات برای اقتصاد چین.
این در تضاد شدید با پوتین است، که در منطق جنگ برای حفظ قدرت قفل شده است.
رویکرد مطلقگرای او به دیپلماسی نمیتواند با ترامپ متفاوتتر باشد. هر بار که ایالات متحده برای آتشبس در اوکراین فشار آورد تا مذاکرات را ممکن کند، کرملین اهداف حداکثری خود را تکرار کرده و به جای آن حملات هوایی خود را افزایش داد. حداقل به نظر میرسد ترامپ متوجه شده است که نمیتواند پوتین را با تحریمهای موجود یا فشار نظامی محدود به میز مذاکره بکشاند. هرچند که چندین تماس تلفنی “سازنده” داشته باشند، هیچ توافقی در کار نیست.
در عین حال، صحبتها درباره اینکه ترامپ از اوکراین کنار برود، عمدتاً در واشنگتن کاهش یافته است. رهبر ایالات متحده به دستیابی به یک توافق صلح متعهد است و به نظر میرسد که درک میکند که نفوذ پکن بر مسکو اکنون بهترین چشمانداز برای دستیابی به این هدف را ارائه میدهد.
سوال این است که آیا شراکت “بدون محدودیت” با پوتین هنوز منافع بیشتری برای پکن به همراه دارد، یا اینکه منافع فعلی چین در یک آشتی عملیاتی با واشنگتن و اروپا نهفته است.
با توجه به اینکه اروپا به طور محتاطانه به دولت ایالات متحده نگاه میکند، چین اکنون فرصتی برای تثبیت یک توافق بلندمدت با قاره قدیمی دارد. و این به اروپا این پتانسیل را میدهد که چین را متقاعد کند که از یک “همپیمان” غیرقابل پیشبینی فاصله بگیرد و تهاجم نئو-امپریالیستی کرملین را کاهش دهد. پس از همه، پکن هیچ علاقهای به بیثباتسازی مداوم اروپا توسط پوتین ندارد.

