تهران به تأسیسات نظامی ایالات متحده و مجموعهای از سایتهای غیرنظامی، از جمله فرودگاه اصلی کشور، تأسیسات انرژی و یک کارخانه آب شیرینکن حیاتی حمله کرده است.
زمانی که ایالات متحده و اسرائیل جنگ خود را علیه ایران در ۲۸ فوریه آغاز کردند، تهران با شلیک موشکها و پهپادها به سمت کشورهای متعددی پاسخ داد و بهویژه اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) را هدف قرار داد. کویت، که پس از امارات متحده عربی (UAE) در میان کشورهای خلیج فارس بیشترین آسیب را از حملات ایرانی متحمل شده است، در این درگیری به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
تا ۲۳ مارس، ایران ۱،۰۶۱ پهپاد و موشک به سمت کویت شلیک کرده بود. تهران به تأسیسات نظامی ایالات متحده و مجموعهای از سایتهای غیرنظامی، از جمله فرودگاه اصلی کویت، تأسیسات انرژی و یک تأسیسات آب شیرینکن حمله کرده است. بقایای موشکهای رهگیری شده همچنین به خطوط برق در کویت آسیب رسانده است.
ایران حتی پس از اجرای آتشبس میانجیگری شده توسط پاکستان در ۷-۸ آوریل نیز به حملات خود به کویت ادامه داد، هرچند از ۱۰ آوریل گزارشی از حملات بیشتر منتشر نشده است.
این حملات تحلیلگران منطقهای را متعجب کرده است. کویت در طول یک دهه گذشته روابط نسبتاً پایداری با ایران حفظ کرده بود. پس چرا نیروی ایرانی بهطور نامتناسبی بر کویت فرود آمد؟
پاسخ عمدتاً به دو عامل بستگی دارد: جغرافیا و پایگاههای نظامی ایالات متحده. با ۱۳،۰۰۰ نیروی آمریکایی مستقر در کویت، که در نزدیکی بخشهای حیاتی خلیج فارس قرار دارد، این تأسیسات احتمالاً برای هر عملیات هوایی، دریایی یا زمینی ایالات متحده علیه ایران حیاتی خواهند بود. از این رو، تهران تلاش کرده است تا کویت را تحت فشار قرار دهد تا نیروهای نظامی ایالات متحده را از خاک خود اخراج کند یا حداقل دسترسی واشنگتن به پایگاهها، فضای هوایی و سرزمین خود را محدود کند، از زمان آغاز این جنگ.
مانند پنج عضو دیگر شورای همکاری خلیج فارس، کویت انکار میکند که ایالات متحده عملیات Epic Fury را از خاک خود یا از طریق فضای هواییاش در ۲۸ فوریه آغاز کرده است. اما پس از هفتهها حملات ایرانی، کویت شروع به اجازه دادن به ایالات متحده برای استفاده از تأسیسات خود برای حملات موشکی در ۲۴ و ۳۱ مارس کرد، طبق گزارش France24.
این تصمیم میتواند ایران را بیشتر ترغیب کند تا به سایتهای کویت حمله کند، اگر جنگ تمامعیار از سر گرفته شود. “در ابتدا، [ایران] کویت را هدفی مشروع اعلام کرد زیرا میزبان نیروهای آمریکایی در تلاش جنگ است، حتی اگر آن نیروها بهطور خاص برای حمله به ایران استفاده نشده باشند”، گفت شان یوم، استادیار علوم سیاسی در دانشگاه تمپل. “شلیک موشکها، برای برنامهریزان جنگ ایران، توجیه آنها را تقویت کرد که کویت – و در واقع، تمام نوار ساحلی خلیج فارس – نمایانگر یک ‘خط مقدم’ حرکتی است که به حملات تلافیجویانه با پهپاد و موشک باز است زیرا هر حمله هوایی علیه میهن ایرانی میتواند بهطور فیزیکی از این متحدان آمریکایی آغاز شود.”
زیرساختهای حیاتی و خطوط گسل فرقهای
اوایل این ماه، ایران به یک تأسیسات desalination در کویت حمله کرد که نشاندهنده یک تغییر نگرانکننده به سمت هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی است و این موضوع منعکسکننده حملات ایالات متحده و اسرائیل به مکانهای غیرنظامی در ایران میباشد. برای کویت، جایی که تقریباً 90 درصد آب آشامیدنی از چند تأسیسات desalination ساحلی تأمین میشود، حملات بیشتر به چنین تأسیساتی تهدیدی جدی به شمار میآید. اگر خصومتهای تمامعیار از سر گرفته شود و تهران حملات بیشتری به تأسیسات desalination کویت انجام دهد، این کشور ممکن است با یک بحران فاجعهبار امنیت آب مواجه شود.
دینامیکهای فرقهای در کویت به تهران یک اهرم بالقوه برای ایجاد آشوب ارائه میدهد، که تنشها را افزایش میدهد و کویت را به هدفی آسیبپذیرتر برای رفتارهای مخرب نسبت به برخی دیگر از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تبدیل میکند. حدود 30 درصد از جمعیت کویت شیعه هستند و ایران روابطی با بخشهایی از این جامعه برقرار کرده است. اگرچه اکثریت قاطع شیعیان کویتی به خانواده حاکم آل صباح وفادار ماندهاند، برخی افراد و گروهها از درون این جامعه بهطور تاریخی با تهران و حزبالله لبنان همراستا بودهاند. مقامات کویتی نگرانند که عناصر رادیکالتر طرفدار ایران در کشور ممکن است اقداماتی برای پیشبرد برنامه تهران در ایجاد ناآرامی در خلیج فارس انجام دهند، مشابه آنچه که جمهوری اسلامی نوپای ایران در زمان جنگ ایران و عراق (1980-88) علیه کویت انجام داد، زمانی که امارت از صدام حسین حمایت میکرد.
در تاریخ 25 مارس، مقامات کویتی اعلام کردند که یک طرح مرتبط با حزبالله که هدف آن رهبران دولتی بود و شامل شهروندان کویتی و همچنین اتباع ایرانی و لبنانی میشد، خنثی شده است. اوایل مارس، وزارت کشور اعلام کرد که یک طرح دیگر علیه زیرساختهای حیاتی را مختل کرده و 10 شهروند کویتی با روابطی به حزبالله را دستگیر کرده است و 10 روز پیش از آن، یک گروه از اتباع کویتی و لبنانی مرتبط با سازمان لبنانی تحت حمایت ایران را منهدم کرده است.
درسهای تاریخ و محدودیتهای تضمینهای ایالات متحده
تجربه کویت تحت اشغال عراق در سالهای 1990–91 دیدگاه آن را نسبت به جنگ شکل میدهد. نیل کویلیام از چاتم هاوس به RS گفت که بحران اوایل دهه 1990 به کویت سه درس آموخت که رفتار آن را شکل میدهد: اول، این است که “بیطرفی رسمی هیچ حفاظتی در برابر یک متجاوز مصمم ارائه نمیدهد.” دوم، “تضمینهای امنیتی ایالات متحده زمانی که فعال میشوند، تحولآفرین هستند.” سوم، “دولتهای کوچک هرگز نباید خود را بهطور دیپلماتیک تنها بیابند”، که به توضیح این موضوع کمک میکند که چرا کویت به خاطر منطقهای کردن و بینالمللی کردن شکایات خود از طریق شورای همکاری خلیج فارس و شورای امنیت سازمان ملل شناخته شده است.
کوئیلیام گفت: “آنچه که سال 1990 کویت را برای آن آماده نکرد، وارونگی کنونی آن تجربه است، جایی که ایالات متحده به نجات آن نیامده، بلکه در عوض از سرزمین آن برای ضربه زدن به یک همسایه استفاده میکند، که منجر به تلافیجویی ایران میشود که انتظار میرود سربازان و غیرنظامیان کویتی آن را تحمل کنند.” وی افزود: “فاصله بین حافظه تاریخی و واقعیت کنونی عمیقترین چالشی است که رهبری کویت اکنون با آن مواجه است.”
این درگیری آزمون عمیقی از استراتژی بقای کویت است. از زمان جنگ خلیج فارس در سالهای 1990–91، خانواده سلطنتی کویت به حفاظت ایالات متحده برای محافظت از امارت در برابر تهدیدات خارجی تکیه کرده است، در حالی که تنشهای داخلی میان اصلاحطلبان لیبرال، اسلامگرایان و محافظهکاران قبیلهای را مدیریت میکند تا ثبات را حفظ کند، به گفته یوم، که توضیح داد چگونه درگیری جاری این رویکرد را به چالش میکشد.
وی افزود: “بستن تنگه هرمز و تهاجم بیسابقه ایران نشان میدهد که ثبات و امنیت کویت دیگر توسط ایالات متحده تضمین نمیشود، تا زمانی که سیاست خارجی آمریکا در مسیر کنونی خود باقی بماند.”
با وجود تهاجم واشنگتن به سمت ایران که کویت را در معرض حملات ایرانی قرار میدهد، کویت احتمالاً به تکیه بر چتر امنیتی ایالات متحده ادامه خواهد داد، زیرا هیچ قدرت دیگری هم قابلیت و هم تمایل برای بر عهده گرفتن این نقش را ندارد. انتظار میرود کویت دفاع هوایی خود را تقویت کند، که از 28 فوریه موفق به رهگیری بسیاری از موشکها و پهپادها شده است. با این حال، همانطور که کویلیام اشاره میکند، چنین اقداماتی حملات را کاهش میدهد، نه اینکه آنها را بازدارند، در حالی که هیچ توافق دفاع جمعی منطقهای در داخل شورای همکاری خلیج فارس وجود ندارد.
در سالهای آینده، کویت ممکن است به واشنگتن نزدیکتر شود نه به این دلیل که تضمینهای ایالات متحده قابل اعتماد هستند، بلکه به این دلیل که در این دوره کنونی هیچ گزینه قابل قبولی وجود ندارد. به طرز عجیبی، تلاشهای ایران برای دور کردن امارت از نفوذ ایالات متحده ممکن است اثر معکوس داشته باشد. با این حال، با توجه به خطرات وابستگی بیش از حد به واشنگتن، کویت احتمالاً به دنبال شراکتهای امنیتی منطقهای خواهد بود تا وابستگی به واشنگتن را کاهش دهد، به ویژه در حالی که سیاست ایالات متحده نسبت به ایران به طور فزایندهای منافع امنیتی اعضای شورای همکاری خلیج فارس را در اولویت قرار میدهد.
به طور خلاصه، در حالی که کویت همیشه از ایالات متحده به خاطر آزادیاش در سال 1991 سپاسگزار خواهد بود، این کشور باید به واقعیتهای جدید منطقهای سازگار شود و استراتژی امنیتی خود را در میان آنچه که تریتا پارسی از موسسه کوئینسی آن را “آغاز پایان نظم امنیتی آمریکایی در خلیج فارس” مینامد، بازنگری کند.

