لبنان اکنون جبههای در کمپین ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران است. در عرض چند ساعت پس از اعلام ترور رهبر عالیقدر ایران، علی خامنهای، حزبالله راکتها و پهپادهایی به شمال اسرائیل شلیک کرد که واکنش گستردهای از سوی اسرائیل را به همراه داشت و حزبالله “بهای سنگینی” خواهد پرداخت. اقدام حزبالله، که در غیر این صورت غیرقابل توجیه و به نظر خودکشی میرسد، به نظر میرسد که به منظور کاهش فشار جنگ بر ایران و حداکثر کردن شانسهای بقای رژیم انجام شده است.
حزبالله در هفتههای منتهی به آغاز درگیریها به طور عمدی در مورد پیوستن به جنگ بیطرف بود. در تاریخ ۲۶ ژانویه، دبیرکل نایم قاسم گفت حزبالله “نمیتواند در جنگ علیه ایران بیطرف باشد” به دلیل اهمیت مذهبی و سیاسی رهبر عالیقدر آن. با این حال، اقداماتی که حزبالله انجام خواهد داد، “در زمان و بر اساس روند نبرد” تعیین خواهد شد، او گفت. پس از اینکه گزارشی از خبرگزاری فرانسه پیشنهاد کرد حزبالله “خط قرمزی” در مورد ایمنی خامنهای ترسیم کرده است، این گروه به سرعت به العربی الجدید توضیح داد که به موضع قاسم متعهد است و در پی پیشبینی روند جنگ نخواهد بود.
پس از تأیید مرگ خامنهای، بیانیههای اولیه حزبالله غمانگیز اما غیرتهدیدآمیز بود و این تصور را تقویت کرد که این گروه مداخله نخواهد کرد. حزبالله حتی یک تجمع عمومی در تاریخ ۳ مارس در شهر جنوبی لبنان، صور، برای سوگواری رهبر عالیقدر ایرانی برنامهریزی کرد.
حزبالله سرانجام این عدم قطعیت را با حمله به اسرائیل پایان داد. در اولین بیانیه صادر شده از سوی مقاومت اسلامیاش، این گروه عملیات را به عنوان “تلافی دشمن صهیونیستی جنایتکار که به طور بیرحمانه و خیانتآمیز خون پاک… خامنهای را ریخت” توصیف کرد. این بیانیه همچنین بمباران را به عنوان یک عمل تأخیری از خوددفاع در برابر عملیاتهای مداوم اسرائیل در لبنان توصیف کرد، که اینگونه گروه سعی کرده است تصمیم خود برای حمله به اسرائیل را دوباره چارچوببندی کند.
با این حال، به ظاهر، توجیهات حزبالله غیرقابل قبول است. خامنهای به عنوان یک فرد برای حزبالله مهم است. اما مانند فرمانده سابق نیروی قدس، قاسم سلیمانی یا دبیرکل پیشین حسن نصرالله قبل از او، خامنهای در نهایت یک چرخ دنده قابل تعویض در سیستم منظم رژیم است.
بنابراین این گروه ریسک خودکشی یا تشدید وضعیت کنونی رژیم ایران را تنها برای انتقامجویی از او نخواهد کرد. آنها میتوانستند با چارچوببندی مرگ او به عنوان یک “شهادت مبارک” دیگر و قربانی اجتنابناپذیر در جنگ طولانی علیه ایالات متحده و اسرائیل، همانطور که پس از ترور دیگر شخصیتهای مهم انجام دادهاند، راضی باشند.
علاوه بر این، اقدامات حزبالله در تاریخ ۲ مارس هیچ شانسی برای وادار کردن اسرائیل به توقف حملاتش در لبنان نداشت. این گروه تنها فرآیند بازسازی زرادخانه و ساختار فرماندهی و کنترل خود را آغاز کرده است که در درگیری قبلی با اسرائیل به شدت آسیب دیده بود.
حتی اکنون، حزبالله به کمبود هرگونه برابری متعارف با اسرائیل اعتراف میکند. حمله تنها میتوانست واکنشهای شدیدتری از سوی اسرائیل را برانگیزد در حالی که تأثیر کمی بر نیروهای دفاعی اسرائیل یا استقرار آنها داشته باشد. به نظر میرسد که توجیه اقدامات خود به عنوان خوددفاع ملیگرایانه به منظور پیشگیری از واکنشهای داخلی—به ویژه از سوی جامعه شیعه لبنان—برای کشاندن آنها و کشور به یک جنگ دیگر به نفع منافع خارجی در چند سال اخیر باشد.
حزبالله در نهایت به جمهوری اسلامی و بقای آن وفادار است. این موضوع به نوبه خود به این بستگی دارد که ایالات متحده تا چه حد حاضر است در این جنگ پیش برود. بهزودی قبل از اینکه حزبالله آتشگشایی کند، رئیسجمهور دونالد ترامپ—با وجود اینکه بهطور مختصر نشان داد که همچنان به گفتوگو با ایران تمایل دارد—با این حال تأکید کرد که نیروهای آمریکایی به کمپین خود علیه رژیم برای حداقل یک ماه ادامه خواهند داد. تا روز جمعه، ۶ مارس، رئیسجمهور اکنون آمادگی خود را برای ادامه خصومتها به مدت بسیار طولانیتر اعلام کرده است.
بنابراین، حتی با آگاهی از عواقب تحریک اسرائیلیها، حزبالله باید ارزیابی کرده باشد که درگیری به سمتی پیش میرود که بقای رژیم را به خطر میاندازد. و به نظر میرسد که مداخله آنها بهگونهای طراحی شده بود که بهطور غیرمستقیم بر افکار عمومی آمریکا تأثیر بگذارد به اندازهای که آن را تغییر دهد.
مقامات آمریکایی که ماهیت سرسختانه خصومت رژیم ایرانی با ایالات متحده را درک میکنند، نتوانستهاند آن را بهدرستی برای افکار عمومی آمریکا توضیح دهند—بر روی شعارهای ضدآمریکایی سمی تهران تمرکز کردهاند به جای اینکه تهدید مستقیم و پیچیدهای که ایران و نمایندگانش مانند حزبالله ایجاد میکنند را بیان کنند. این موضوع و تمایلات روزافزون ایزولهگرایانه رأیدهندگان جمهوریخواه، افکار عمومی آمریکا را به شدت مخالف اقدام نظامی علیه ایران کرده است. این احساس ممکن است اگر جنگ با ایران ادامه یابد، افزایش یابد و بر رئیسجمهور ترامپ و حزب جمهوریخواه بهعنوان انتخابات میاندورهای کنگره نزدیک شود، تأثیر زیادی بگذارد.
بنابراین، احتمالاً حزبالله بهمنظور کند کردن روند جنگ حمله کرده است تا اسرائیل را وادار به تقسیم توجه و منابع خود، بهویژه نیروی هواییاش، در دو جبهه کند—در عین حال فشار را بر ایران کاهش دهد و امیدوار باشد که کاهش ناشی از تلاشهای جنگی باعث شود احساسات ضدجنگ آمریکایی بیشتر بر ترامپ تأثیر بگذارد و او را وادار به پایان دادن به جنگ بهطور زودهنگام کند.

